جین ایر؛ رمانی با جنبه‌های نو و جلوه‌های متفاوت

آیدین صهبا

جین خیلی کوچک است که پدر و مادرش را از دست می‌دهد و به دلیل نداشتن بسته‌گان دیگر، مامایش سرپرستی او را بر عهده می‌گیرد. بدبختانه دیری نمی‌گذرد که ماما هم می‌میرد و جین با همسر و فرزندان او تنها می‌ماند. همسر ماما و فرزندانش از جین نهایت متنفر اند و مدام او را مورد شکنجه‌های جسمی و روحی قرار می‌دهند. این نفرت و انزجار تا جایی می‌رسد که دیگر آن‌ها تاب دیدن جین را در اطراف‌شان ندارند، بنابراین او را می‌فرستند به مدرسه شبانه‌روزی «لوود».

جین ایر در محیط خشک این مدرسه مذهبی هشت سال زنده‌گی می‌کند، بزرگ می‌شود و دختر مستقل و خردمند بار می‌آید. دقیقاً این‌جا است که آن دخترک کوچک یتیم، محو می‌شود و در عوض او دختری پدید می‌آید، نهایت با اراده و مصمم. او چندی در این مدرسه تدریس می‌کند و سپس روانه یک محل دیگر به نام تورنفیلد می‌شود تا به عنوان معلم خانه‌گی برای دختر کوچکی ایفای وظیفه کند.

جین ایر وقتی وارد تورنفیلد می‌شود، با دنیای جدیدی سر می‌خورد؛ دنیایی مملو از صمیمت و محبت، ولی اندکی مرموز.

ارباب این خانه (آقای راچستر) شخصیت منحصربه‌فرد دارد و به‌زودی به جین علاقه‌مند می‌شود. از آن‌جایی که جین ایر نیز آقای راچستر را دوست دارد، بعد از مدتی این دو تصمیم به ازدواج می‌گیرند. اما به طور باورنکردنی در حین ازدواج آشکار می‌شود که آقای راچستر متأهل است و همسر دیوانه‌ای دارد که در خانه‌اش زندانی است.

جین پس از دانستن این ماجرا، سریع تورنفیلد را ترک می‌کند و به تنهایی روانه مقصد نامعلومی می‌شود. سال‌ها می‌گذرد، جین ایر عزیزان جدیدی پیدا کرده است؛ اما عشق و اندوه آقای راچستر هنوز در دل او زنده است. بعد از مدت‌ها دوری و پریشانی، جین تصمیم می‌گیرد تا به تورنفیلد سر بزند و بداند که حال آقای راچستر چگونه است؛ اما در آن‌جا با واقعه وحشتناکی بر می‌خورد، در می‌یابد که در هنگام غیابت وی، در تورنفیلد آتش‌سوزی رخ داده که در آن همسر آقای راچستر از بین رفته و خود آقای راچستر فروغ چشم و یکی از دستانش را تا حدی از دست داده است. جین پس از دیدن این وضعیت، بدون هیچ تردیدی برای ازدواج با آقای راچستر پیش‌قدم می‌شود و مطابق خواسته‌اش زنده‌گی را که سال‌ها قبل ترک کرده بود، از نو آغاز می‌کند.

خواندن رمان جین ایر را برای دوست‌داران ادبیات کلاسیک توصیه می‌کنم. در این رمان جنبه‌های نو و متفاوتی منعکس شده که در بسیاری از رمان‌های آن زمان و حتا اکنون کمیاب است. به طور مثال، شخصیت مرکزی این داستان، جین ایر زیبا نیست و قیافه چندان گیرا ندارد. نویسنده این رمان حتمی‌بودن زیبایی دختران را با توصیف شخصیت جین ایر رد و ارزش‌های مهم‌تر دیگری را جایگزین آن می‌کند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن