سه‌شنبه, 19 قوس 1398

فعاليت فرهنگي- هنري مهاجران افغانستان، در ايران  برمي‌گردد به سال‌هاي 1359- 1358، در آغازين روزهاي جهاد اسلامي افغانستان که از قضا با شروع جنگ هشت ساله ايران و عراق همزمان بود. در آن سال‌ها عده‌اي‌ از فرهنگيان، در بعضي از مناسبت‌هاي ويژه، با چاپ و انتشار پوستر و يا اطلاعيه‌اي، از انقلاب اسلامي افغانستان مي‌گفتند، البته اين كارها بيش از آن‌كه فرهنگي يا هنري باشد، تبليغاتي بود. اين روند تا چند سال توسط احزاب جهادي كه در بدنه حزبي‌شان كميته‌اي به نام کمیته فرهنگي داشتند ادامه داشت، ولي هيچ‌گاه به‌عنوان يك جريان شاخص كه درخور شان هنر و فرهنگ مهاجران مسلمان افغانستان باشد، عمل نكرد و داعيه‌دار نبود.

نقدی از «ماریو بارگاس یوسا» بر «پیرمرد و دریا» نوشته‌ ارنست همینگوی

اشاره: رمان پیرمرد و دریا، نوشته ارنست همینگوی، یکی از شاهکارهای بی نظیر و بلافصل تاریخ ادبیات جهان است. این رمان به اغلب زبان های زنده و مهم دنیا ترجمه شده و درباره آن، مطالب فراوانی نیز نوشته و منتشر شده است. از طرفی، ماریو بارگاس یوسا، نویسنده بزرگ پرویی و خالق آثاری چون سال های سگی، جنگ آخرالزمان، جشن بز نر، راه بهشت و ...  نیز نامی است که به هیچ عنوان نمی توان از کنار اثر و یا نوشته ای از او بی تامل گذشت.

از اين جا شروع مي‌کنيم که اين خيلي جالب است که يک نويسنده‌ افغاني، برنده‌ي جايزه‌ منتقدين مطبوعات ايران مي‌شود که اين هم شايد براي ادبيات ايران و هم افغانستان خوب باشد که در اين تعامل به راحتي به ادبيات فارسي مي‌رسيم. کلا شما خودتان که در اين سال‌ها در ايران زندگي کرديد چنين احساسي داشتيد که اين تعامل بين ادبيات ايران با ادبيات افغانستان وجود دارد يا نه؟ و يا با دشواري رو به رو بوديد؟ يعني پس زده مي‌شديد؟

شايد كمي زبانم سرخ باشد در سطور كوتاهي كه خواهند آمد و لبه ي تيز اين تيغ دو دم – كه نقدش مي‌خوانند- نمايان تر باشد از لبه كند آن. واقعيت اين است كه چاره اي نبود؛ يا بايد هيچ نمي‌گفتم يا هر آنچه را در ذهنم خلجان مي كرد بر زبان مي آوردم. هرچه هست پيشاپيش عذر مي‌خواهم اگر باعث رنجش خاطري مي‌شوم.
شاعر "من در اثر ماه گرفتگي" لغات بسياري در چنته دارد؛

پنج‌شنبه 29 میزان 1389 کنفرانسی باعنوان پسامدرنیسم و نشانه‌های آن در افغانستان در مکانی که گویا مقر کمیسیون حقوق بشر در حوزه هرات بوده برگزار شده است. دوست عزیزی باعنوان کارشناس دراین کنفرانس به این شرح  اظهار نظر فرموده‌اند: «بنیاد اندیشه‌ی غرب را باید در افکار صوفیان و عارفان فارسی‌زبان جستجو کرد. نشانه‌های پسامدرن در ادبیات فارسی را باید در تاریخ ادبیات کهن فارسی پیدا کرد. جریان دهه هفتاد در ایران فهمی از آن‌چه به آن پرداخته‌اند ندارند، آنها بازی زبانی می‌کنند اما ویتگنشتاین را نمی‌شناسند. کسانی در هرات با خواندن چند کتاب خود را پست‌مدرن می‌دانند، این‌ها جوانانی هستند که چیزی بارشان نیست.» و حملات شخصی دیگری که انگار عادت دوستان ادیب ماست.

نبایست فراموش کرد که حقوق برابر، به معنای فرصت برابر نیست. قانون اساسی افغانستان سال 2003 میلادی افزون بر رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر کنوانسیون‌های بین‌المللی که به آنها الحاق نموده است (ماده 7)، حقوق مساوی در برابر قانون را برای همه شهروندان افغانستان تضمین می‌کند. (ماده 22)، و طرح پروگرام برای ایجاد توازن و انکشاف تعلیم زنان (ماده 44)، حمایت از زنان بی‌سرپرست (ماده 53) و طفل و مادر (ماده 54)، را در نظر دارد. در این قانون حتا تبعیض مثبت که وجه اجرایی در کشورهای روبه‌توسعه دارد، نیز در ارتباط به حضور زنان در شورای ملی در نظر گرفته شده است. (ماده 83)

من هم مثل بسیاری از علاقمندان ادبیات داستانی، ژوزه ساراماگو را ابتدا با اعلان خبر برنده شدنش در جایزه ادبی نوبل شناختم و مثل همه اي علاقمندان، اولین اثری را که از او خواندم رمان معروف کوری بود. رمانی که ساراماگو به سبب نوشتن آن برنده جایزه نوبل شناخته شد و البته که مانند همه کسانی كه این رمان خوانده¬اند، مجذوب شگفتی ها و راز و رمزهای نهفته در این اثر شدم. قبل از این که رمان را بخوانم یکی دو نقد و نوشته در باره کارهای ساراماگو در مطبوعات خوانده بودم. درباره سبگ شگفت و نثر شگفت تر او. این که غالبا علایم نگارشی را عامدانه رعایت نمی کند. این که گاهی در داخل یک جمله زاویه دید و زمان و روایت را می شکند. این که دایما مخاطب را در حالتی از روایت و ضد روایت می چرخاند و مبهوت می کند.

از سوی خانه ادبیات افغانستان برگزيدگان پنجمين جشنواره‌ ادبي «قند پارسي»، وي‍ژه‌ شعر و قصه‌ جوان افغانستان، معرفي شدند.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين جشنواره، در بخش شعر پايداري، زهرا حسين‌زاده اول، محمدتقي اکبري دوم و محمدصادق عصيان سوم شدند. همچنين زهرا زاهدي شايسته قدرداني شناخته شد.

نگاهی به رمان بلوای خفتگان نوشته محمد جان تقی بختیاری

رمان «بلوای خفتگان» نخستین اثر بلند داستانی از نویسنده نه چندان شناخته شده «محمد تقی بختیاری» است که از سوی خانه ادبیات افغانستان در کابل به چاپ رسیده است. تقی بختیاری، نویسنده‌ی این رمان درس خوانده‌ی رشته ژورنالیزم در دانشگاه بلخ است. قبل از این نیز چند داستان‌ کوتاه از وی در برخی نشریات داخلی و خارجی به چاپ رسیده بود. بلوای خفتگان اما اولین اثر مستقل وی به حساب مـی‌آید که در سه‌صد و پنجاه و دو صفحه و طی دوازده فصل نگارش یافته است.

1
از آوان نوجوانی تا به مدت ها یادم است که همیشه در دنیای خودم با یک سوال لاینحل درگیر بودم و هرچه می جستم به نتیجه ای نمی رسیدم. اینکه آیا آدم هایی مانند توماس ادیسون به بهشت می روند؟ آموزه هایی که از دین و آیین پیش روی من بود، می گفت هر کسی که بدون  اسلام و اقرار به کلمه شهادتین از دنیا برود، غیر مسلمان از دنیا رفته و روی بهشت را نمی بیند؛

1) در داستان پست مدرنیستی، برخلاف داستان مدرنیتسی كه شخصیت، جهان را به خود و دیگری تقسیم می كند، شخصیت از همان ابتدا به تقسیم بدنی خود و دیگری اعتقادی ندارد. دنیای واحد و سخت عقلانی، به عنوان تنها دنیای ممكن كنار می رود، دنیاهای متعدد تجربه می شوند. روایت¬های كبیر حذف می شوند؛ زیرا در پی یكسان سازی هستند تا بتوانند جهان را در یك نظام معین جای دهند و بشناسند. پس ادبیات پست مدرنیستی در برابر روایات كبیر موضع گیری می كند.

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...