یکشنبه, 17 قوس 1398

در دو جستار قبلی (8صبح، 14 اسد و 24 اسد 1391) تلاش کردم تا هویت شهروندی را به مثابه گزینه دموکراتیک و فراگیر در برابر هویت‌های قومی و هویت‌های فرهنگی قرار دهم. هویت سیاسی- حقوقی افراد به‌معنای نفی هویت‌های فرهنگی آن‌ها نیست، بلکه به‌دلیل واقعیت‌های یک جامعه دموکراتیک و ایجابات آن، هویت شهروندی، می‌تواند هویت کلان باشندگان یک سرزمین باشد که رابطه آن‌ها را با دولت و قدرت سیاسی تنظیم می‌کند. هویت‌های دیگر در چنین متنی، تالی می‌باشند. چند روز پیش به اعلان یک سخنرانی از پروفیسور توماس مایر برخوردم که از چشم‌انداز مباحث مطرح شده از جانب من در مقاله‌های یادشده، واجد اهمیت می‌باشد. با تاسف نتوانستم متن اصلی سخنرانی او را پیدا کنم. در این‌جا می‌خواهم از تزهای پروفیسور مایر که با دیدگاه‌های وی آشنایی دارم، برای روشن‌شدن بیشتر بحث مورد نظر خود استفاده کنم.

پاسخ یافتن به مساله ملی در کشور‌های چندقومی مانند افغانستان، از جمله مباحث پیچیده و جنجال‌برانگیزی‌ است که به‌طور گسترده، در علوم اجتماعی مطرح می‌باشد. تجارب اکثر کشور‌های چندقومی نشان می‌دهد که نخبگان بومی این کشور‌ها- که عمدتا در هیات رهبران اقوام نقش ایفا کرده‌اند- با توسل به برساخت‌های ایدیولوژیک مانند راسیسم، فاشیسم و ناسیونالیسم قوم‌گرا (Ethnonationalism) پاسخ‌های زشت و غیرانسانی‌ای به این مساله ارایه کرده‌اند. در افغانستان نیز به این‌که چگونه می‌شود خواست‌ها و تفاوت‌های فرهنگی- قومی و منازعات برخاسته از این تفاوت‌ها را در قالب یک گفتمان فراگیر ملی حل کرد، به‌صورت عموم از منظر همین برساخت‌های ایدیولوژیک نگاه شده است.

«آنهايى كه نمى‌توانند انقلاب مسالمت‌آميز را ممكن سازند
راه را براى انقلاب خشونت‌آميز باز مى‌كنند»

«ثانیه‌های تازه» عنوان نمایشگاه عکس است که از سوی کانون فرهنگی ـ اجتماعی «نواندیشان» در تالار مولانا جلال‌الدین بلخی شهر هرات گشایش یافته است.

این نمایشگاه دربردارنده‌ی عکس‏هایی از هشت عکاس هراتی است که این‌بار نگاهی متفاوت‌تری از زندگی امروز افغانی را در شهر هرات به نمایش گذاشته است. 

در ادبیاتِ امروز پارسی، نام داکتر حمیرا قادری با گذرِ هر روز، آرام‌آرام در سکوی بُلند و بُلندتری، جای خوش می‌کند. امروز، این بانوی بنام را یکی از نویسند‌گان پُرکاری می‌خوانند که پس از سپوژمی زریاب و مریم محبوب، در بارورکردنِ ادبیات داستانی ما نقش به‌سزایی دارد.

ما نه به دلیل دشواری کار شهامت انجام آن را نداریم

بلکه به دلیل نداشتن شهامت، کار دشوار می‌نماید

(سنیکا)

فرایند دولت‌سازی در افغانستان به درازا کشیده است. پس از یک دهه با آن‌که آزادی‌های نسبی و دموکراسی ممکن در یک کشور جنگ‌زده، پر از گسست‌های چند لایه‌ی اجتماعی و وفاداری‌های تباری تجربه می‌شود، کشور ما هنوز از صلح، آرامش و حاکمیت قانون بسیار فاصله دارد. گریز و فرار جامعه جهانی از این سرزمین، بحران سیاسی رو به افزایش، تداوم دهشت افکنی، نبود گزینه‌های سیاسی، فساد فراگیر، زوال ارزش‌های اخلاق سیاسی و بیشماری از عوامل منفی دیگر، موجب شده‌اند تا پهنه میهن را یاس و حرمان بی مانندی فرا گیرد. جوانان ما یک بار دیگر، دسته دسته، مانند پرستو‌های مهاجر ترک خانه و کاشانه می‌کنند. دیگر از آن «بهار امیدوار» که سردبیر «دُرّ دری» از آن سخن می‌گفت خبری نیست. نه تنها کسی «منظومه بازگشت» (کاظمی) نمی‌سراید بلکه در هر کوی و برزن سخن از «برون کشیدن رخت خویش» (حافظ) از این ورطه‌ی هولناک است.

اشاره- در همین چند روز پیش  بیشتر از 25 هزار نفر در اسپانیا در میدان‌های عمومی شهرهای چون مادرید به‌عنوان اعتراض گردهم آمده و خیمه‌های بود و باش برپا کردند تا اعتراض خودرا در آستانه‌ی انتخابات محلی و منطقه‌ای این کشور به‌گوش دو حزب سیاسی سوسیالیست و محافظه‌کار برسانند. حزب سوسیالیست در این انتخابات شکست خورد. از تاریخ 25 ماه می‌2010 میلادی، حکومت آقای خوزه لوییس زاپاته رو، نخست وزیر سوسیالیست با تمام وعده پالیسی‌های مترقی اجتماعی، زیر فشارهای کمیسیون و بانک مرکزی اروپا، و همچنان آلمان که وام‌دهنده اصلی به کشورهای بحران‌زده حوزه یورو است، مجبور شد که حقوق متقاعدین، خدمات اجتماعی همگانی و اشتغال در بخش‌های عمومی را به‌خاطر رفع کسری بودجه، کم نماید. اما این سیاست‌های نولیبرال نیز از بحران بیکاری و رکود اقتصادی اسپانیا نکاسته است. آقای گای ایچسون، از وب‌سایت «اوپن دموکراسی» که نامزد دکتری علوم سیاسی در دانشگاه کالیفورنیای امریکا است، به نقد مانیفست اعتراض جوانان تظاهرکننده‌ی میدان خورشید مادرید می‌پردازد.

اگر دیدگاه‌های ساختارگرایان را شالوده‌ای برای تفسیر و نقد بدانیم و یا هم بپذیریم که ادبیات تنها هنر کلامی و ساختاری است، رمان «ناشاد» یک اثرمهم ادبی با زبان شگفتی‌برانگیز و ساختار استوار در مجموعه ادبیات داستانی افغانستان است؛ چونان که شگفتی خواننده را برمی‌انگیزد. زبان، همان‌سانی که در دیگر آفریده‌های داستانی محمد حسین محمدی برجسته است، در «ناشاد» نیز، شگرف و قدرتمند است.
گوهر ادبیات از یک‌سو بیانگر آن است که ادبیات انحراف از زبان معمول است؛ ولی از سوی دیگر آمیزش این دو به‌گونه هنرمندانه، گونه‌ی دیگری از ادبیات را به میان می‌آورد که به تعبیری، ادبیات عصر ماست. از شگردهای مهم زبانی این رمان آمیزش زبان فاخر ادبی با فولکلور و تاکید بیشتر بر گویش دری است. مصطلحات محلی به زیبایی در متن جاری شده‌اند، بدون این که به نثر داستانی آسیبی برسانند.

«ما باشندگان دیرینه این سرزمین» نام کتاب ارزشمندی است که در مورد پس‌زمینه‌ی زندگی هندوباوران افغانستان و معرفی شخصیت‌های برازنده این اقلیت مذهبی که توسط آقای ایشرداس‌ تالیف گردیده است. در بخش نخستین کتاب، ایشرداس گذشته هندوها و سک‌های افغانستان را بررسی کرده، سپس گذری کوتاه بر نیایشگاه‌ها ومکان‌های مقدس هند‌وها و سیک‌ها داشته است و در بخش دوم شخصیت‌های معروف و نخبگان هندو باور و سیک‌های افغانستان را معرفی کرده است.

این کتاب از چند جهت ارزشمند است؛ نخست این‌که به پیشینه تاریخی اهل هنود و سیک‌های افغانستان که همواره در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است، می‌پردازد. دو دیگر پیشینه و چگونگی ساخت و ساز نیایشگاه‌های آنان را که بیشتر از اثر جنگ‌ها و بحران‌های چند دهه پسین تخریب گردیده‌اند، بررسی می‌کند و از پیر و پیرو درگاه‌های این نیایشگاه‌ها سخن می‌گوید. و سه دیگر این‌که شماری از شهروندان متخصص و درس‌خوانده هندوباور را که نقش‌های مهمی در زندگی اجتماعی و اقتصادی افغانستان داشته‌اند، معرفی می‌کند. از سوی دیگر این کتاب، از ستم‌ها و نابه‌کاری‌هایی که سده‌ها از سوی قدرت‌مداران و سیاست‌مداران افغانستان بر این اقلیت مذهبی روا داشته شده است، سخن می‌راند.

حافظه‌ی تاریخی امروز افغانستان مملو از ننوشتن و نیاندیشیدن است. فرهنگیان امروز افغانستان تا بحث مفاخر اندیشه و نوشتن مطرح می‌شود مجبوراند به سرعت نور به چند قرن قبل برگردند و با کنکاش و جستجو چیزی برای افتخار کردن پیدا کنند و برای همین است که تا امروز همان حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی و کتاب‌های‌شان پیشقراول نوشتن در این جغرافیای نانویس است. یک قرن اخیر افغانستان کاملا در بحران‌های سیاسی مداوم گذشت تا جایی‌که نه وقتی برای اندیشیدن گذاشت و نه قیمتی برای نوشتن. نویسندگانی هم که گاهگداری چیزی از آنان چاپ شد یا پولش را از خرج شکم زن و فرزندشان زدند و یا آن‌قدر قدرت‌پسند بود که ارباب قدرت و زور از زر‌های وافرشان چیزی برای چاپ این‌گونه آثار خیرات دادند. بنا در جغرافیایی که نوشتن تبدیل به چیزی تفننی شده و اندیشیدن هم ناچیزتر از آن، باز کردن مبحث نوشت و چاپ کردن حیرت‌بار و ناباورانه می‌نماید چه رسد که این مبحث جزیی‌تر به نوشتن زنانه بپردازد.

بر پایه باور کمونیست‌ها، طبقه کارگر صنعتی نیروی پیشگام انقلاب سوسیالیستی می‌باشد. این طبقه اکثریت جوامع مدرن را تشکیل خواهد داد و به دلیل اجبار تاریخی، جوامع کاپیتالیستی فقیر و فقیرتر خواهند شد و ناگزیر انقلاب خواهند کرد و غیره. این باور برای بسیاری از کمونیستان در آن زمان حقیقت مطلق تلقی می‌گردید. نور محمد تره‌کی که در پی «کودتای هفت ثور» با مشکل تعریف و تفسیر کودتایش روبرو بود، چند تا بچه خردضابط را خواسته بود و در سخنرانی‌اش به اینان می‌گفت که چون افغانستان پرولتاریا ندارد، پس پرولتاریای ما شما هستید و این شما هستید که انقلاب را از مراحل آن گذرانده و به سوسیالیسم می‌رسانید. پی‌آمد تفکر آنچنانی را هم در افغانستان دیدیم، هم در انقلاب فرهنگی چین و کامبوجیا و هم در زادگاهش اتحاد شوروی.

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...