دوشنبه, 18 قوس 1398

8صبح، کابل: مردی با خانوا‌ده‌اش از پاکستان در حال برگشتن به افغانستان است و در مسیر راه، خاطرات قبل از جنگ‌های کابل را به یاد می‌آورد: کو‌ه‌ها و ‌کوچه‌های گِل‌آلود و مملو از محبت، دکان‌های گِلی و فرسوده، اما با صفا و صمیمیت و کاکه‌ها و عیاران فداکار که به‌خاطر رسیدن به فریاد مظلومی، از هیچ فدا کاری دریغ نمی‌کردند‌‌.

این صحنه‌های آغازین سریال تلویزیونی «کوچه‌ی ما» است که از هزاران داستان کوچه‌ها و پس‌کوچه‌های کابل و زندگی کاکه‌ها و عیاران این شهر روایت می‌کند. این سریال تلویزیونی روز یک‌شنبه، اول دلو، در ریاست افغان‌فلم افتتاح شد.

8صبح: شما در یکی از مصاحبه‌های‌تان گفته بودید که اگر گلشیفته نمی‌بود، خدا می‌دانست سنگ صبور را می‌ساختید یا نی؛ این نامطمین بودن از کجا ناشی می‌شد، و چه ویژه‌گی‌ای در گلشیفته دریافتید که او را برگزیدید؟

رحیمی: اما گلشیفته با این حرفم موافق نیست؛ چرا که می‌گوید در ابتدا، این عتیق بود که نمی‌خواست در این فلم گلشیفته بازی کند. من هم شک و تردید داشتم؛ [گلشیفته] دروغ نمی‌گوید؛ به راستی هم، من شک و تردید داشتم.

 

یادداشت: این گفتگو در کافه‌ی «دلاندستری»، یکی از قدیمی‌ترین کافه‌های پاریس، انجام شده است. «دلاندستری» در منطقه‌ی باستیلِ یازدهم موقعیت دارد؛ محلی که «انقلاب کبیر فرانسه» از آنجا آغاز شد. عتیق رحیمی نخستین طرح‌های سنگ صبور را در این کافه ریخته و شخصیت‌های داستانی‌اش را در این کافه، شکل داده است.

8صبح: آقای رحیمی، سپاس از این که وقت‌تان را برای ما دادید و به این گفتگو حاضر شدید. گفتگوی ما بیشتر بر محور «سنگِ صبور» می‌چرخد؛ سنگِ صبور در هردو نسخه‌اش، هم رُمان و هم فلم. پرسش نخست را این‌گونه آغاز می‌کنم که شما در کدام نسخه، فضای بیشتری برای تبارز دادن احساسات پیدا کردید؛ فلم برای‌تان راحت‌تر بود یا رُمان؟

گروهی از هنرمندان عرصه سینمای افغانستان، عصر روز جمعه، 12 عقرب، در استکهلم جمع آمدند، تا چهارمین جشنواره سینمایی افغانستان را در این شهر برگزار کنند.

همایون مروت مهمان‌دار بود و دیانا ثاقب و همایون پاییز از کابل، همایون کریم‌پور از پاریس، همایون هژبر شینواری از پراگ و حسین دانش از گوتنبورگ سویدن، جمع شده بودند تا جشنواره را سروسامان بدهند.

در کنار هنرمندان عرصه سینما، داوود سرخوش از اتریش و اسد بدیع از سویس نیز مهمانان جشنواره بودند، تا با پارچه‌های ناب و روح‌پرور موسیقی، جشنواره را زیب و زینت بخشند.

فلم «سنگ صبور» از ساخته‌های عتیق رحیمی به‌ نمایندگی از افغانستان به جشنواره‌ی اسکار که معتبرترین جشنواره‌ی فلم در سطح جهان است، معرفی شد.

سنگ صبور از جانب کمیته ویژه انتخاب فلم، از سینمای افغانستان برای اسکار انتخاب و به این جشنواره معرفی شده است.

این فلم که به بخش فلم‌های غیرانگلیسی‌زبان جشنواره‌ی اسکار معرفی شده، براساس رمانی از عتیق رحیمی با نام «سنگ صبور» تهیه شده است.

سایت فارسی بی‌بی‌سی در باره پایان کار فلمبرداری فلمی به‌نام «مدیکوس» که بر‌اساس رمان مدیکوس اثر «نوآ گوردون» نویسنده امریکایی، که در نمایشگاه کتاب مادرید، به‌عنوان یکی از ده رمان برتر سال شناخته شد، گزارشی به نشر سپرده است.

به نوشته اختر قاسمی خبرنگار بی‌بی‌سی در شهر کلن آلمان، زمان این فلم به قرون وسطا در سده یازده میلادی برمی‌گردد که در باره یک پسر جوان انگلیسی است که والدینش را بر اثر بیماری از دست می‌دهد و تصمیم می‌گیرد که به تحصیلات طبی بپردازد تا بتواند از مرگ‌ومیر جلوگیری کند. 

«میراث بورن» به سه هفته صدرنشینی فلم ابرقهرمانی «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» پایان داد و در این هفته پرفروش‌ترین فلم بازار امریکای شمالی شد.

«میراث بورن» با بازی جرمی رنر، در هفته اول نمایش 40.3میلیون دالر فروخت و در رده اول جدول فروش فلم‌ها در ایالات متحده‌ی امریکا قرار گرفت.

فلم‌های افغانی بعد از تولید و افتتاح، مستقیما روی دی‌وی‌دی‌ها تکثیر می‌شوند، بدون آن‌که مرحله نمایش از طریق سینما‌ها را که بزرگ‌ترین منبع مالی فلم است، پشت سر بگذرانند.

در تمامی کشور‌های جهان بعد از این‌که فلمی آماده نمایش می‌گردد، اولین نمایش آن در سینما‌های بزرگ کشور‌های مختلف و در سطح کوچک‌تر، کشور خود فلم‌ساز، به نمایش گذاشته می‌شود و از رجوع مردم به سینما‌ها است که فلم‌ساز دوباره مصرف فلم و عاید آن را به‌دست می‌آورد.

مسوول جدید افغان‌فلم اظهار می‌دارد که اگر به‌زودی اقدام نمی‌کرد، همه داشته‌های افغان‌فلم نابود می‌شد. به‌گفته‌ی او، در افغان‌فلم امکانات است، اما نظام مدیریت آن مشکل دارد.

محمدابراهیم عارفی، رییس جدید افغان‌فلم که دو ماه قبل بر این سمت برگزیده شد، اظهار می‌دارد که در افغان‌فلم خیلی فلم‌ها در حال نابودی قرار داشت که نجات داده شد.

او گفت: «جای آرشیف را تغییر دادم، کمی نظافت را در افغان‌فلم رایج ساختم یکی دو دفتر را با پول شخصی خودم آماده ساختم.»

پرونده جنایات تقلیدی، موضوع جالبی است که بحث‌های مختلفی در رشته‌های روان‌شناسی، فلسفه، جرم‌شناسی و قانون کیفری ایجاد می‌کند.

جنایت تقلیدی، جنایتی است که فردی با تقلید از جنایتی دیگر انجام می‌دهد.

بهانه معرفی این فلم‌ها کشته‌شدن 12نفر و مجروح‌شدن چند ده‌نفر در سالون نمایش «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» ساخته کریستوفر نولان به دست جان هلمز بود که ادعا داشت تحت تاثیر شخصیت جوکر در فلم «شوالیه تاریکی» اقدام به چنین کاری کرده است.

بدبینی و نبود فرهنگ هم‌دیگر پذیری در میان سینماگران افغانستان و به‌خصوص فلم‌سازانی که در کابل زندگی می‌کنند، به حدی رسیده است که سینماگران اکنون آن‌را با وضاحت تمام درک می‌کنند.

این واضح است که اگر برای بیرون‌رفت از این وضع راه حلی سنجیده نشود، سینماگران می‌دانند که بحران بدبینی دامن‌گیر‌شان می‌شود.

سینماگران افغان در چند سال گذشته به‌صورت ناخواسته، به گروه‌ها و دسته‌های مختلف تقسیم شده‌اند که هر دسته، عملکرد دسته و گروه دیگر را غیرمسلکی می‌داند و تا می‌تواند در عقب گروه طرف مقابل زبان به بدگویی می‌گشاید.

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...