دوشنبه, 18 قوس 1398

علم تاریخ با حضور پررنگ در صحنه‌ی اجتماعی و سیاسی سده‌ی معاصر، مفهوم بسیار گسترده‌ای یافته است. امروز تاریخ برای به چنگ آوردن ره‌یافت‌های تمدنی و تحولی به مفهوم وسیعی نایل آمده است. تاریخ است که به بررسی احوال اجتماعات گذشته و تطور و نمو آن‌ها و شکوفایی و انحطاط و سقوط آن ها می‌پردازد. با کسب چنین رسالتی، تاریخ‌نویسان را به دسته‌های گوناگونی تقسیم‌بندی می‌نمایند: تاریخ سیاسی، تاریخ اجتماعی، تاریخ تمدنی و ... 

تاریخ، امروز در کلیه زمینه‏ها و رشته‏های علمی مورد توجه قرار گرفته است، و شاهد به‌وجود آمدن عنوان‌های گوناگونی در ارتباط با تاریخ و علوم دیگر هستیم؛ تاریخ اندیشه‌های اقتصادی، تاریخ اندیشه‏های سیاسی، تاریخ جنبش‌ها، تاریخ علم و فلسفه و ده‌ها عنوان دیگر توجه به پیشینه‏های تاریخی نه تنها نقطه‌ی شروع و هسته‏های نخستین هر علمی را روشن می‌سازد؛ بلکه این توجه سیر تحولات و کاستی‌ها و فزونی‌های موضوعی و علمی و مساله سازی‌های بعدی را در هررشته تا روزگار ما را معلوم می‏دارد.

روزهای 23 و 24 ماه جاری برای غزنی روز‌های فاجعه‌باری بود؛ زیرا روز 23دلو یکی از برج‌های تاریخی  قلعه غزنین و یک‌روز بعد، بخشی از دیوار تاریخی آن فروریخت.

در پيوند به تخريب قسمت‌هايی از قلعه قديم غزنين، حميدالله سروري ریيس اداره اطلاعات و فرهنگ غزني، مورد استجواب شوراي ولايتي غزني قرار گرفت. 

خروج روس‌ها از افغانستان در زمان خود، بزرگ‌ترین دست‌آورد برای افغان‌ها محسوب می‌شد. این مهم از آن جهت دست‌آورد کلان محسوب می‌شد که نشان‌دهنده پیروزی یکی از فقیر‌ترین ملت‌ها در برابر یکی از مجهزترین و مدرن‌ترین ارتش‌های ورزیده جهان بود. از سویی هم این خروج نشان‌دهنده تسلیم‌ناپذیری مردم افغانستان در برابر تجاوز بود. اما از این دست‌آورد بزرگ، به‌دلیل حوادث تلخی که بعد از آن در تاریخ کشور رقم خورد، هرگز طعم شیرین نصیب مردم نشد. حال اگر قرار شود، بسیاری از افغان‌ها به حافظه خود رجوع کنند و در مورد بیست و ششم دلو به مطالعه بپردازند، پیش از این‌که خروج نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق از افغانستان به ذهن‌شان برسد، آتش‌باری‌های دوامدار داخلی و کشمکش‌های خونبار داخلی تحت رهبری رهبران سیاسی کشور به ذهن‌شان متبادر می‌شود و حیف این را می‌برند که از این پیروزی بزرگ، چیزی نصیب ملت دردمند افغانستان نشد. افتخارات آن را امروزه مدعیان رهبری در دادو‌ستدهای سیاسی‌شان به مبادله می‌گیرند و چیزی نصیب مردم شده تحمل رنج و مشقت بوده است.

مسوولان نگهداری مکان‌های تاریخی و آثار باستانی در ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت کندز، از خطرهایی خبر می‌دهند که متوجه آثار باستانی در این ولایت است.

نجیب‌الله صدیقی، مدیر حفظ آبدات تاریخی در ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت کندز می‌گوید: «قرار معلومات و بازدید از ساحات باستانی و آبدات تاریخی ولایت کندز در جریان امسال، مکان‌های باستانی و آبدات تاریخی این ولایت نه تنها در مرکز؛ بلکه در ولسوالی‌ها نیز، خطر جدی نابودی و غصب روبه‌رو هستند.»

از هشتادمین سال وفات ملا فیض‌محمد کاتب هزاره، از مورخان مشهور و نام‌آور کشور، روز پنج‌شنبه، دهم قوس، از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ با حضور ده‌ها تن از دانشمندان و فرهنگیان کشور در کابل تجلیل شد.

حامد کرزی رییس جمهور کشور، در پیامی به مناسبت هشتادمین سال وفات فیض‌محمد کاتب هزاره، وی را یکی از شخصیت‌های نام‌آور و کم‌نظیر کشور توصیف کرده، گفته است که آثار آقای هزاره جایگاه بلندی در تاریخ افغانستان دارد. آقای کرزی از فیض‌محمد کاتب هزاره، به عنوان یکی از مورخان «مردم‌گرا» یاد کرده، افزوده است: «روش تاریخ‌نویسی فیض‌محمد کاتب، مردم‌گرا بوده و نقش و حضور توده‌ها و سرنوشت آنها در تمام آثار وی، به خوبی انعکاس یافته است.» 

احمدعلى كهزاد مورخ برجسته‌ى افغاانستان مى‌گويد كه شاه شجاع شاعر و نويسنده‌‌ى توانا بود. «مبرهن است كه شاه شجاع‌الملك از نظر انشاد اشعار به شهادت غزليات عشقى خود شاعر شيوا و نازك خيالى بوده، اين شاعر شايد صفات ديگر هم داشته و در استمداد از بيگانگان منظور اساسى او اشغال مجدد تاج و تخت بوده.»

وفاداری آنان به خود رهبر در واقع دروغی بیش نیست. آنان تا آخرین لحظه‌ای که رهبر قدرت را در دست دارد در کنار او خواهند ماند و برای حفظ این قدرت در دست رهبر هرکاری خواهند کرد اما بعد از سرنگونی رهبر، دیگر وفاداری موضوعیت نخواهد داشت. این افراد عاشق قدرت رهبر خوداند نه شخصیت و خود رهبر.

دستور مشابه هتلر در مورد از بین بردن تمام تاسیسات شهری را در مورد قذافی نیز می‌توان دید. زمانی که دستور انهدام چاه‌های نفت و تاسیسات شهرهایی را که به دست انقلابیون افتاده، می‌دهد. انسان‌های مرده‌دوست اصولا گرایش‌های ضد زندگی دارند و قدرت‌شان را آشکارا به سمت افزایش قدرت نظامی، به سود سرکوب و  علیه تجزیه‌طلبی سوق می‌دهند. آنها ممکن است شدیدا خواهان تکنولوژی، علم و فن باشند چرا که به آنان قدرت بیشتری برای کنترول، سرکوب و ویرانگری می‌دهد. تقریبا تمامی دیکتاتور‌ها خواهان بدست آوردن علوم و تکنولوژی‌های برتر بوده‌اند. منتهی این گرایش روزافزون به مصنوعات غیر زنده و مکانیکی همواره با کاهش دلبستگی به آدم‌ها، طبیعت و ساخت‌های زنده همراه است. نمود بسیار خفیفی از این حالت را می‌توان در مردانی دید که به موترشان بیشتر از همسرشان علاقه‌مندی نشان می‌دهند و یا زنانی که به لباس‌های‌شان بیشتر از شوهران‌شان توجه نشان می‌دهند.

دیکتاتورها 2

علی‌اف سیاست‌مدار خودشیفته‌ای بود که همه‌چیز را به نام خود و خانواده‌اش نامگذاری می‌کرد. تمامی این حاکمان باید چیزهایی برای فخرفروشی و خاص بودن داشته باشند تا بتوانند منحصربه‌فردبودن خود را باور و ثابت کنند. استالین میلیون‌ها انسان را فدای طرح کانال مسکو- ولگا کرد. قذافی باید خاص بودن خود را در تنوع پوشش، محافظان دختر همنام با دخترش عایشه، داشتن کتاب سبز و نیروی نظامی توانمند به همه ثابت کند. آنها در اصل ضعف و حقارت‌های شخصیتی خود را با افراط در سبک و داشته‌های زندگی‌شان جبران می‌کنند. قذافی مانند بسیاری دیکتاتور‌های دیگر که به لحاظ نظامی بسیار قوی‌اند، اما ضعف روانی و شخصیتی‌شان است که آنان را به نابودی می‌کشاند. 

نظریه فیمینیستی معاصر به منتقدان اجتماعی و ادبی اجازه داده است تا به اجتماع با دید و قلم زنانه بنگرند. نویسندگان و پژوهشگران فیمینیستی نقش‌های زنان و تغییر این نقش‌های اجتماعی و سیاسی و کم و بیش شدن‌شان را در طی تاریخ مطالعه کرده‌اند. شماری از پژوهشگران به این باور‌اند که فیمینیسم پدیده‌ای است تازه و ریشه‌ای در قرون وسطا ندارد. آنها می‌گویند که زنان یونان باستان و مصر و جاپان فیودال بنا بر معیار‌های امروزی  فیمینسیم، نمی‌توانند فیمینیست نامیده شوند. شماری دیگر، می‌گویند آگاهی اجتماعی و منحصر به فرد بودن آن زنان نخستین گام‌ها در شکل فیمینیسم امروزی است. از همین بابت، این  نویسندگان در پی یافتن ریشه‌های فیمینیسم امروزی در قرون وسطا استند.

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...