سه‌شنبه, 29 دلو 1398

با وجود تلاش‌های حکومت برای آغاز گفتگوها با طالبان و حزب اسلامی، طی حملات انتحاری و انفجاری در ماه اخیر در نقاط مختلف کشور صدها تن از افراد غیرنظامی قربانی شده‌اند. مسوولیت اکثر این حملات را گروه‌ طالبان به‌عهده گرفته است.
با این‌حال، خواستیم نظرات مردم را در مورد این‌گونه حملات بپرسیم. همچنین نظر آنها را در رابطه به حمله بر  غیرنظامیان و سازمان‌دهندگان آن جویا شویم.

کابل
عبدالرازق فروتن، یک تن از فارغان صنف دوازدهم: «به نظر من راه‌اندازی این حملات جوابی برای تلاش‌های دولت به منظور آغاز گفتگوها با طالبان و حزب اسلامی است. آن‌طوری‌که گفته می‌شود، این دو گروه مخالف دولت تا زمانی‌که نیروهای بین‌المللی در افغانستان حضور داشته باشند، حاضر به مذاکره نیستند. از طرف دیگر گروه‌های مخالف دولت می‌خواهند با راه‌اندازی حملاتی در مناطقی‌که افراد ملکی حضور دارند مردم را وحشت‌زده کنند. چون حملاتی‌که در طول چندروز اخیر صورت گرفته، بیشتر غیرنظامیان را قربانی کرده است.
ما از دولت و نهادهای مسوول می‌خواهیم که با عاملان این‌گونه حملات که بیشتر غیرنظامیان در آن تلف می‌شوند، برخورد جدی کنند و حداقل چند نفر از عاملان اصلی را که این حملات را راه‌اندازی کرده‌اند، اعدام کنند تا عبرتی برای دیگر افراد این‌گروه‌ها باشد.»
میرویس، دستفروش در کوته‌سنگی: «در تمام حملات مردم ملکی قربانی شده‌اند. اما حملاتی که در این اواخر صورت گرفته بیشتر به منظور کشتن افراد بی‌گناه و بی‌چاره صورت گرفته است. کسانی که این حملات را راه اندازی کرده‌اند، دشمنان مردم هستند و مردم هم بدانند که گروه طالبان و حزب اسلامی و یا دیگر گروه‌هایی که به کشتن افراد ملکی دست می‌زنند، دشمنان‌شان هستند و نگذارند که بیشتر از این به کشتن مردم ادامه دهند.»
منصور، باشنده دهمزنگ کابل: «قبلا فکر می‌کردم که طالبان هم انسان هستند و شاید از دولت و حضور نیروهای خارجی ناراحت باشند و به همین‌دلیل دست به مخالفت با دولت و نیروهای خارجی زده‌اند. اما، زمانی که فلم حمله طالبان را بر کابل بانک در جلال آباد دیدم، کاملا از این گروه متنفر شدم که این گروه پایبند به هیچ قانون و شریعت اسلامی نیستند. حالا دولت هم باید فهمیده باشد که این گروه آدم‌شدنی نیست و از راه مذاکره و گفتگو این‌ها به اعمال خشونت‌بار خود پایان نمی‌دهند بلکه از طریق زور باید این‌ها را آدم ساخت. به نظرم به جای این‌که از این‌ها دعوت کنیم که بیایند مذاکره کنند، بهتر است که مبارزه جدی‌تر کنیم تا کسانی‌که دست به کشتار و قتل عام مردم می‌زنند کاملا نابود شوند.»

غزنی
مهدی، شهروند غزنی: «با گذشت هر روز صحبت از صلح و مذاکره بیشتر می‌شود، حملات انتحاری نیز زیادتر می‌شود. این مساله نشان می‌دهد که راه صلح و مذاکره با گروه طالبان در کشور وجود ندارد. امنیت و آرامش این کشور تنها از طریق جنگ و سرکوبی مخالفین میسر است. ما بیاد داریم روزهای اول حضور جامعه جهانی را در افغانستان، چون سیاست جنگ و موضوع نظامی مطرح بود، در هیچ نقطه از کشور چیزی بنام طالب وجود نداشت. حالا که موضوع صلح مطرح است، حملات انتحاری شدت گرفته و هر روز در نقاط مختلف کشور هموطنان ما به خاک وخون کشیده می‌شوند.»
میرویس کریمی، معلم در یکی از لیسه‌های غزنی: «وقتی‌که زمستان از راه رسید مردم خوش شدند که حداقل در سه ماه زمستان امنیت دارند، ولی حالا هر روز شاهد حملات انتحاری و قتل‌عام افراد ملکی هستیم. وقتی ما اخبار این حملات را می‌شنویم برای دولت و تیم رییس جمهور کرزی تاسف می‌خوریم، واقعا دولت چقدر ضعیف شده است روز به روز امنیت در کشور وخیم‌تر می‌شود و روحیه طالبان قوی تر.  با این وجود مردم نگران آمدن بهار هستند زمانی‌که هوا گرم شود و در خت‌ها سبز، فکر کنم جای برای زندگی مردم در این کشور باقی نخواهد ماند.»
زمان نوروزی، باشنده غزنی: «به نظرمن سیاست‌های دو پهلو و موضع گیری‌های ضعیف دولت نسبت به مخالفین، سبب شده است تا این‌گونه حملات در کشور بیشتر شود. تشکیل شورای عالی صلح در کشور جز راه برای مصرف کمک‌های جامعه جهانی ثمره دیگر ندارد. گذشت زمان این مساله را روشن کرده است. مردم در حملات انتحاری قربانی می‌شوند، اعضای این شورا برای فراهم کردن زمینه صلح  به ترکیه سفر می‌کنند. البته افغان‌ها این‌گونه اعمال وحشیانه را انجام نمی‌دهند، بلکه دخالت همسایه‌ها این‌گونه مردم را به خاک و خون می‌نشاند.»

کندز
عبدالحمید داور، شهروند کندز: «حمله‌های انتحاری، باعث شده‌اند که هیچ‌کس در هیچ‌جای کشور در امن نبوده باشد. همه می‌ترسند. انتحار وحشتی را به بار آورده‌است که نشان می‌دهد همه‌جا خطرات بیش‌تر از خط جنگ را دارد. کودکان، مادران و بی‌گناهان، هنوزهم قربانی می‌شوند. مردم خیلی می‌ترسند. باید حکومت تدبیری برای این مشکل سنجیده باشد.»
محمد مقیم، شهروند کندز: «انتحار کردن و کشتن مردم به قیمت جان خود، یک عمل وحشیانه ‌است. من از این‌که پسرانم در هیچ‌جایی نمی‌توانند این‌خطر متوجه‌شان نشود، خیلی می‌ترسم. دیگران هم مطمینا همین‌گونه هستند، آرامش چیزی نیست که بتوان در رابطه به آن، بی تفاوت بود. بدبختانه کشتار و جاری کردن خون در کشور ما، به یک امر عادی مبدل شده است.»
اسحاق نعیمی، آموزگار در کندز: «آنچه تهدید کلی در برابر امنیت اجتماعی و خدمت‌رسانی به مردم دیده می‌شود، انتحار است. دولت باید در ده سال اخیر، تدابیر کشفی و اطلاعاتی را برای جلوگیری از انجام این‌گونه حمله‌ها می‌گرفت. طوری‌که دیده می‎‌شود، شمار بازداشتی‌های حمله‌های انتحاری، خیلی کم است. نرمش حکومت در برابر عاملان کشتار گروهی مردم، خیلی نگران‌کننده و تاسف‌بار است. باید هیچ‌گونه سهل‌انگاری و انعطاف پذیری‌ای در برابر کشتار گروهی مردم وجود نداشته باشد.»

تخار
عبيدالله شهزاد، مالك دواخانه‏ي ورسج: «در اين اواخر صحبت از پاك‌سازي طالبان در رسانه‌ها ديده و شنيده مي‌شود، اما بازهم ديده مي‌شود كه ادامه انتحار و ترور از جانب مخالفان شدت مي‌يابد. در حقيقت مشكل در داخل افغانستان نيست؛ بلكه در خارج از مرزهاي افغانستان است، خصوصا پاكستان. و اين هزارها بار ثابت شده كه این کشور مولد چنين تخريب كاري‌ها مي‌باشد و تمام مردم شاهد مصاحبه‌هاي كساني‌كه دستگير شده‌اند مي‌باشند. بنا مشكل بايد در خارج از مرزها حل شود؛ چون منافع پاكستان به نظر خود‌شان در نا امن ساختن افغانستان نيست؛ بلكه در آرامي افغانستان است.»
غلام عباس يوسفي،  از شهر تالقان: «نبود امنيت در كشور يك مشكل جدي بوده كه هميشه مطبوعات از آن خبرهايی به نشر مي‌سپارند و اين‌كه چگونه نا امني در بسياري از مناطق افغانستان گسترش يافته است. به باور من مداخلات بيروني در كشور نقش مهمي دارند. هيچ هموطن افغان به كشته شدن هموطن خويش راضي نيست، اما تحريك بيگانه‌ها در قلمرو ما ادامه داشته و سبب حملات انتحاري و بسا مسايل ديگر مي‌شود. در حالي‌كه مقامات دولتي از پاكسازي بعضي محلات تجمع شورشيان سخن مي‌گويند؛ ولي باز هم ديده مي‌شود كه جلو بدامني‌ها گرفته نشده و مردم دچار مشكلات فراوان هستند.»
مشرف الله مصلح،  از شهر تالقان: «سازماندهي اين حملات به گونه‏ي بسيار منظم عوامل بيروني دارد. از جانب ديگر شماري از اين مخالفان موجوديت نيروهاي خارجي را بهانه گرفته دست به اين حملات مي‌زنند، اما در اين اواخر همه شاهد آن هستيم كه قربانيان همه‏ي حملات صورت گرفته جز مردمان ملكي كس ديگر نبوده است. اين عمل هيچ راهي براي پذيرفتن ندارد. كشتن افراد ملكي را نمي‌شود جهاد بر عليه خارجي‌ها گفت.»

هرات
حمیدالله سلطانی، شهروند هراتی: «وقتی تصاویر قتل‌عام بیگناهان توسط طالبان را در تلویزیون دیدم برای چند لحظه از انسان بودن خودم خجالت کشیدم. باور نداشتم که آدم‌ها تا این حد قساوت‌گر و ظالم وجود داشته باشند که افراد بیگناه را چنین بی‌رحمانه برای لذت بردن به قتل برسانند.
اگر کرزی می‌خواهد با این‌گونه تروریست‌ها و جنایت‌کاران مذاکره کند و یا آنان را در حکومت باخود شریک بسازد، باید از این ملت و مردم بگذرد زیرا هیچ افغانی حاضر نخواهد شد گروهی را که چنین ظالمانه مردم بیگناه را به قتل می‌رسانند بپذیرند.»
سیمین حاکم‌زاده، معلم در هرات: «طالبان جانی‌ترین و خون‌خوارترین گروهی هستند که می‌توان نام برد نه تنها که قتل‌عام افراد بیگناه در ننگرهار این مساله را ثابت کرده که همیشه و مدام این مساله هویدا بوده است. سنگسار و اعدام زنان آنهم زنان حامله، سربریدن مردم، دار زدن و مثله‌کردن افراد همه گواه جانی بودن این گروه می‌باشد و کسانی هم که با این گروه بخواهند مذاکره کنند یا آنان را به عنوان یک گروه سیاسی در حیات سیاسی کشور قلمداد کنند، در همه این جنایت‌های طالبان شریک‌اند.»
عبدالله هروی، شهروند: «اگر مجلس نمایندگان واقعا نماینده مردم افغانستان‌اند باید جلو هرگونه مذاکره و امتیازدهی حکومت با طالبان را بگیرند. رسانه‌ها می‌گویند که حکومت با طالبان نزدیکی بیشتری پیدا کرده است و از آنان حمایت می‌کند. زیرا در مقابل هیچ کدام از اعمال ضدبشری این گروه واکنش درستی بروز نداده است. اگر این مساله درست باشد آقای کرزی باید بداند که دیگر ملت افغانستان با او نیست و به زودی حرکت‌های مردمی افغان‌ها هم مانند دیگر کشورهای که ملتش آزادی خواه‌اند و دارند بر ضد استبداد حکومت‌های‌شان تظاهرات می‌کنند، شروع خواهد شد.»

بدخشان
عبدالله طوفان، یک تن از شهروندان بدخشان: «تشدید حملات انتحاری طالبان و گسترش فعالیت تروریستی آنها، در واقع قویترین پاسخی است که ادعاهای مبنی بر دستاوردهای شورای عالی صلح را زیر پرسش قرار می‌دهد.
ترکیب شورای عالی صلح به گونه‌ایست که افراد آن سابقه جنگ با طالبان را دارند و طالبان هیچ‌گاه آماده‌ی پذیرش صلح با توجه به پیش شرط‌هایی که دارند نیستند. در این میان حکومت افغانستان از یک طرف با ایجاد این شورا تداوم قدرتش را حفظ می‌کند، ازجانب دیگر، با رهایی تروریستان وانتحارکنندگان که همه‌روزه جان هموطنان ما را به خاک وخون می‌کشند وهمچنان زمینه ورود دو باره طالبان به قدرت سیاسی افغانستان را فراهم می‌کنند که سکوت زمامداران افغانستان وشورای عالی صلح در برابر حملات انتحاری اخیر شاهد این مدعاست.»
عبدالمتین جیهون، فعال جامعه مدنی: «اگر حکومت افغانستان پاسخ جنگ را با جنگ به منظور برقراری صلح در کشور دهد و در مقابل طالبان با جدیت برخورد نکند و از امتیازدهی به طالبان دست‌بردار نشود، به یقین‌کامل می‌توان گفت که هنوز حکومت در کشتن هموطنان ما دست دارد. چرا؛ تروریستان و انتحارکنندگان که توسط حکومت رها می‌شوند دو باره از پاکستان تجهیز شده وطن ما را به خاک و خون می‌کشانند.»

بلخ
احمد فريد تارزن، انجنير در افغان بيسيم: «وقتی با  انسان گروه و يا حزب تفاهم صورت مي‌گيرد كه روش اخلاق و مفكوره درست انساني داشته باشد. با توجه به جناياتی‌كه در اين اواخر طالبان به راه انداخته و به قتل و كشتار مردمان ملكي پرداخته‌اند و اين عمل سياه را پيشه خود ساخته‌اند برعلاوه راه رسيدن به صلح نخواهد بود بلكه رفتن به سوي گمراهي و تاريكي است، و مذاكره با طالبان در اصل، دانسته خود را به گودال انداختن است.»
فهيم دانش، باشنده مزار شريف: «به نظر من آوردن صلح در افغانستان آنهم مذاكره با طالبان كه تا هنوز هيچ فرد افغان تعريف و شناخت درست از طالبان ندارند ناممكن است. چراكه با وجود چندین سال جنگ اين گروه به خاطر عملي نمودن سياست‌هاي آنها از جمله نگذاشتن زنان به بيرون از خانه، دست بريدن، اعدام، تيرباران و سنگسار كه در حكومت طالبان مردم را به فغان آورده بود همچنان اينها کی‌ها هستند که جوانان، زنان و كودكان را در حمله‌هاي انتحاري از بين مي‌برند. آيا مردم افغانستان از اين اقدام آنها چشم پوشي مي‌كنند؟ چطور مي‌توانند در اين حكومت با بودن حقوق بشر، آزادي بيان و قانون اساسي اين كشور اين اعمال خراب‌كارانه را انجام دهند.
اگر از عملي نمودن اين اعمال خودداري نمايند پس در جنگ‌هايی كه طالبان با حكومت افغانستان انجام دادند و هزاران تن شهيد، معلول، بيوه و بي‌پدر شده‌اند كيست كه جواب آنها را بگويد.
آيا با داشتن اين تجربه تلخ آنها مي‌توانند با مردم افغانستان یک‌جا و در يك ستون زندگي كنند؟ هرگز نه.»

بامیان
محمد روشن، یکی از شهروندان بامیان: «به نظر من ایجاد شورای‌عالی صلح به صلاح مردم افغانستان نبود، اصلا معلوم نیست که دولت و کمیته صلح باکدام گروه و یا اشخاص می‌خواهند صلح بکنند. در حالی‌که هیچ گروه و فرد آمادگی خود را با این کمیته اعلان نکرده و از زمان ایجاد این کمیته حملات انتحاری و دهشت افگنی طالبان اوج گرفته است. بنا کار کمیته صلح به‌کلی سوال برانگیزاست و خلاف مصلحت ملی مردم افغانستان است.»
مهدی حسین‌زاده، باشنده بامیان: «بعد از تشکیل کمیته صلح در کشور فعالیت‌های دهشت افگنی و حملات انتحاری طالبان زیاد شده، از یک طرف بیانگر ضعف کمیته صلح است و از طرف دیگر ضعف دولت را نشان می‌دهد. یعنی طالبان می‌خواهند طوری وانمود کند که نه دولت می‌تواند آنها را از بین ببرد و نه آنها می‌خواهد توسط کمیته صلح در کنار دولت بیایند، واین کمیته به نفع مردم افغانستان به خاطری نیست که طالبان آماده برای صلح نیستند به خاطری‌که به حملات‌شان شدت بخشیده است و دولت هم اگر از طریق نظامی بتواند مساله امنیتی افغانستان راحل نماید خوب است.
به خاطری‌که کمیته صلح نتوانست به این مشکلات رسیدگی نماید.»

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...