سه‌شنبه, 29 دلو 1398

انتشار تصاویری در مورد سنگسار یک زوج از سوی طالبان در ولایت کندز، بار دیگر این مساله را در اذهان مردم تازه ساخت. طالبان نزدیک به شش ماه قبل صدیقه و خیام را با فیصله یک دادگاه صحرایی در ولسوالی دشت ارچی ولایت کندز به جرم ارتباط نامشروع و فرار از منطقه سنگسار کردند. سنگسار این زوج جوان، واکنش‌های جدی را به‌دنبال داشت و از این مساله، نهادهای حقوق بشری ابراز نگرانی کردند. خواستیم در این مورد نظرات شماری از شهروندان کشور را داشته باشیم که آیا برگزاری چنین دادگاه صحرایی آنهم از سوی یک گروه‌ مسلح که اصلا مشروعیت ندارد، چه تاثیری بالای مردم می‌تواند داشته باشد؟


کابل
نقیب‌الله پیکار، یک تن از باشندگان کابل: «به نظرم سنگساری که با حکم دادگاه صحرایی طالبان در ولایت کندز صورت گرفت، نشان‌دهنده تجحر طالبان است. از این مساله برمی‌آید که افراد طالبان به هیچ قانون و نهاد مسوول وابسته نیستند و هر آنچه را که خود‌شان بخواهند، انجام می‌دهند. همچنین این مساله می‌تواند بالای مردم و جامعه تاثیر زیادی بگذارد. در مناطقی که گروه طالبان حاکمیت دارد، مردم هراس دارند که مبادا روزی دادگاه صحرایی طالبان در مورد آنان نیز حکمی را صادر کند. بنا نیاز است که جلوی این گونه اعمال گرفته شود تا هر گروه و تفنگدار هرچه که دلش خواست، انجام داده نتواند.»
زلمی افغان، کارمند وزارت معارف: «در دادگاه صحرایی که از سوی طالبان برپا می‌شود، هر شخص حتا اگر گناهی هم نداشته باشد، گناهکار شناخته می‌شود. چون، در این گونه دادگاه‌ها کسی نیست که از افراد متهم دفاع کند و به هر نتیجه‌ای که دادگاه به آن دست یافت، همان گونه عمل می‌شود.»
حفیظ، دانشجوی دانشگاه کابل: «سنگسار صدیقه و خیام در کندز نشان داد که دولت ما چقدر ضعیف و ناتوان است که حتا اگر جان یک شهروندش به خطر می‌افتد، کوچکترین اقدامی نمی‌تواند بکند. از این مساله تقریبا شش- هفت ماه می‌گذرد اما تاحال دولت نتوانسته که عاملان این قضیه را پیدا کند. طالبان در دادگاه صحرایی که دارند، یک شخص را محکوم می‌کنند و فیصله خود را اجرا می‌نمایند اما دولت ما نمی‌تواند که جلوی این مساله را بگیرد. این تنها طالبان نیستند که از خود دادگاه‌های صحرایی دارند، بلکه دیگر گروه‌های مسلح و کسانی که زورمند هستند نیز می‌توانند مثل طالبان هرآنچه را که خواسته باشند انجام دهند.»

بلخ
حسين اصيل، باشنده مزار شريف: «قوانين بايد تطبيق شوند و هر گروه و حزبی كه هستند، بايد در چوكات قانون باشند. در اسلام گفته شده است گروه‌هايی كه خود را پیروان دین اسلام می‌نامند، مجبور و مكلف هستند تا از قوانين شریعت غراي محمدي پيروي كنند.
در اين اواخر افغانستان شاهد يك حادثه دل‌خراش بود كه جهان را لرزاند. يك پسر و دختر از سوي گروه طالبان بي‌رحمانه بدون كدام حكم محكمه باصلاحیت به سنگ‌باران مجازات شدند و کسانی كه خود را طالب مي‌نامند و مي‌گويند كه شرعيت غراي محمدي را پياده مي‌كنند، خود از شرعيت و قوانين اسلام چيزي را نمي‌دانند و هميشه مي‌خواهند كه دين اسلام را دينی خشن جلوه دهند.»
فرشاد دانش، شهروند مزار شريف: «گروهی كه خود را طالبان نام نهاده است، در حقيقت دست‌نشانده بعضي حلقات است كه مي‌خواهند اسلام را در جهان بدنام بسازند و دين اسلام را دين زور و ستم معرفي كنند. آنان با كار‌هايی كه انجام مي‌دهند مردم افغانستان را نه بلكه مي‌خواهند تمامي مسلمانان جهان را خشن معرفي كنند.
حالا به تمامي دنيا معلوم است كه خودكشي در اسلام حرام است و انتحار هم يك نوع خودكشي است و همچنین با جاسازی ماين‌هاي كنارجاده فقط افراد ملكي را از بين مي‌برند. اين اولين بار نيست كه گروه طالبان يك زن و مرد را سنگ‌باران می‌کنند، بلكه طالبان هميشه كارهايی انجام داده كه خلاف دين مقدس اسلام و شریعت حضرت محمد (ص) بوده است.»
پيمان، باشنده شهر مزار شريف دروازه بلخ: «من نمي‌دانم كه چرا مردم افغانستان كارهايی را كه يك گروه به‌نام طالبان انجام مي‌دهند، تحمل مي‌كنند. حالا به همگان معلوم شده است كه اين گروه از كجا كمك مي‌شود و چه خواست و مرام دارد. اگر هر كس خلاف‌ورزي‌هاي آنان را تحمل كند آن كس از افغانستان نيست و اگر همه باهم نگذاريم پس آنها از کشور بیرون خواهند شد. اين ما هستيم كه با طالبان كه دشمنان دين و وطن ما هستند، همكاري نموده و در خانه‌هاي خود جا داده‌ايم.»

کندز
حامد نصیری، دانشجوی دانش‌سرای کندز: «بدون شک طالبان هیچ‌گاه محکمه‌ای که خالی از ملاحظات دیگر باشد، نداشته‌اند. اعدام‌ها و محکمه‌های صحرایی، هیچ‌گاهی درست انجام نشده‌است. ما در فلم سنگسار یک خانم در دشت‌ارچی، می‌بینیم که او را به شکل غیرانسانی به قتل می‌رسانند. اگر کسی جرمی را مرتکب می‌شود، باید جزا دادن به آن، با سند، موجه و با دلیل بوده باشد. اگر قرار این بود که وی را بکشند، نیازی به سنگسارش نبود، می‌توانستند پیش از سنگسار بکشندش.»
سمیر حکیمی، شهروند کندز: «سنگسار نیز یک نوع از جنایت‌های طالبان است که در کندز صورت گرفته است. ولی همه‌ی جنایت طالبان در این ولایت سنگسار نیست. طالبان هر روز یکی دو تا را به جرم جاسوسی در مناطق‌شان اعدام می‌کردند. طالبان حتا به بستگان کشته‌شدگان اجازه دفن مرده‌های‌شان را نمی‌دادند. جسد انسان‌ها را در کندز، سگ‌ها می‌خوردند. دولت و نهادهای قضایی، باید یک آمارگیری از شمار قربانیان و زیان‌دیدگان داشته باشند، پس از آن در جهته تامین عدالت، اقدام اثرگذار انجام بدهند. همه‌ی جنایت‌های طالبان در کندز وحشتناک بودند، به ویژه قتل توسط سنگسار در ولسوالی دشت‌ارچی ولایت کندز که تحمل دیدن فلمش را بسیاری‌ها ندارند.»
زهرا حیدری، شهروند کندز: «دولت باید عاملان تطبیق حکم سنگسار در ولسوالی دشت ارچی کندز را دریافته، از آنان بازجویی کند. از آنان باید خواسته شود تا سندهای‌شان را پیشکش کنند. به این سوال که چرا فرد محکوم به سنگسار را کشتند، پاسخ بدهند. گذشته از این همه، فرمان‌دهندگان و تطبیق‌کنندگان به طور جدی باید مورد تحقیق قرار بگیرند. جزا دادن به قاتلان در کندز، نشانه‌ای موفقیت حکومت و نهاد‌های قضایی خواهد بود.»

هرات
نیلاب سرمد، فعال حقوق زنان در هرات: «سنگسار صدیقه و خیام در ولایت کندز شنیع‌ترین جنایت نسبت به بشریت را نشان داد و مشخص ساخت که طالبان به هیچ وجه به کرامت انسانی ارزشی قایل نیستند. این اولین بار نیست که طالبان زن و مردی را سنگسار کرده‌اند، بلکه ما در گوشه و کنار کشور بار‌ها و بار‌ها صدیقه‌ها و خیام‌هایی را دیده‌ایم که به طرز جنایت‌کارانه‌ای سنگسار شده‌اند. مسلما اگر طالبان وارد عرصه سیاسی کشور شوند، تغییری در رویکرد‌شان نخواهد آمد. من فکر می‌کنم که دولت باید در مقابل این گونه اعمال واکنش قاطع نشان دهد و از مذاکره و مفاهمه با طالبان دست بکشد. ورنه عواقب این گونه اعمال به خود حکومت برمی‌گردد.»
هاشم حبیبی، مغازه‌دار در شهر نو هرات: «زمانی که تصاویر ضبط شده سنگسار صدیقه و خیام را در تلویزیون دیدم مو بر تنم راست شد. هرگز باور نمی‌کردم که انسان‌ها آن قدر سفاک شوند که یک انسان دیگر را به این طرز به قتل برسانند. وقتی آن سنگ‌ها به سوی صدیقه و خیام پرتاب می‌شد و بر بدن‌های ضعیف آنها می‌خورد حساس می‌کردم که این تن من است که مورد اصابت سنگ‌ها قرار می‌گیرد.»
نعیمه غفوری، دانشجو در دانشگاه هرات: «سنگسار صدیقه و خیام در کندز این ذهنیت را به من داد که طالبان در هرگوشه کشور به راحتی نفوذ دارند. در حالی‌که صدهزار سرباز داخلی و صدها هزار سرباز خارجی در گوشه و کنار کشور پراکنده هستند و از مهم‌ترین وظایف‌شان تامین امنیت مالی و جانی شهروندان کشور است، با این حال می‌بینیم که طالبان بدون دغدغه‌ای دو فرد بیچاره را در ملا عام به طرز وحشتناکی سنگسار می‌کنند. امیدوارم خون این دو جوان به هدر نرود و انتقام این خون‌های ریخته شده از عمال این گونه کردارها گرفته شود.»

بامیان
محمدنبی، یکی از شهروندان بامیان: «سنگسار زمانی بالای اشخاص انجام می‌پذیرد که شخص متهم به جرم خود اعتراف کند و حکم صادر کردن سنگسار نیز از صلاحیت دادگاه‌های صحرایی و ابتدایی نیست. اما با استفاده از ناامنی‌هایی که در افغانستان وجود دارد اشخاص قدرتمند هرچه که دل‌شان خواست انجام می‌دهند و این بیانگر نهایت ضعف دولت است که دولت به این موارد رسیدگی نمی‌کند.»
سید احمدشاه واعظ، یکی باشندگان بامیان: «سنگسار یکی از راه‌های جلوگیری از فساد اخلاقی می‌باشد، و اجرای آن از صلاحیت محکمه‌های شخصی و ابتدایی نیست. سنگسار باید مراحل قانونی خویش را طی نماید. در صورتی که حکم سنگسار بالای اشخاص مورد نظر توسط محکمه‌های باصلاحیت صادر می‌شود، سنگسار در ملا عام توسط جمع کثیری از مسلمین اجرا می‌گردد. در چنین مواردی فقط قاضی‌القضات می‌تواند موضوع را بررسی نموده حکم صادر نماید. سنگسار یک زن و مرد که در ولایت کندز توسط یک محکمه صحرایی صورت گرفته از نظر قانونی یک عمل خلاف قوانین اسلامی است و دولت موظف است جلوی چنین اعمالی را بگیرد. به خاطری‌که چنین مواردی باید مراحل قانونی خود را طی نموده بعد حکم صادر شود.»
ناصر، یکی از باشندگان بامیان: «سنگسار یک زن و مرد که در ولایت کندز توسط یک محکمه شخصی صورت گرفته مطابق قوانین اسلامی نیست. در چنین مواردی باید دولت رسیدگی نماید و طبق مقررات اسلامی بالای اشخاصی‌که مرتکب جرم می‌شوند حکم صادر نماید. در صورتی که دولت ضعیف عمل نماید، این گونه موارد که در ولایت کندز اتفاق افتاد دامنه‌شان گسترده‌تر خواهد شد و اشخاص زورمند به بهانه‌های مختلف مردم بی‌گناه را مجازات خواهند کرد.»

تخار
نصیر احمد صابری، دانشجوی تربیه‏ی معلم تخار: «در واقع این نشان‌دهنده‏ی آن است که طالبان هنوز در بعضی مناطق به صورت مطلق حاکمیت دارند و شریعت خود‌خواسته‏ی خود را بالای مردم تطبیق می‌کنند. در این‌جا عملکرد و موثریت دولت به خوبی نمودار می‌شود که خیلی ضعیف و ناتوان است.»
نادر ایوبی، معلم یکی از مکاتب تالقان: «تا جایی که من می‌دانم سنگسار در دین ما پس از گذشتاندن چندین مرحله و با اثبات و شاهد و سند، محکومین مجازات می‌شوند، اما اگر طالبان می‌خواهند واقعا نشان بدهند که احکام اسلام و شریعت را به گونه‏ی درست تطبیق می‌کنند این گونه که نمی‌شود. عاملان این سنگسار نه تنها که خلاف اسلام عمل کرده‌اند؛ اصول و موازین انسانیت را نیز زیر پا گذاشته و برای خود در جهنم جایگاه ساخته‌اند. به گونه‏ای که علما می‌گویند این گونه اعمال در اسلام مردود است و هیچ جایگاه ندارد.»
سلیمان رادمنش، شهروند تالقان: «در شرایط حساس کنونی که از جانبی تلاش‌ها برای برقراری صلح، مذاکره و آشتی با طالبان به ظاهر ادامه دارد، این خود نشان می‌دهد که طالبان بالای همان دیدگاه‌های افراطی خود تاکید دارند و با مصالحه و گفتگو موافق نیستند و روی بینش‌های خود‌شان پا برجای خواهند بود. با سنگسار خیام و صدیقه در ولسوالی دشت ارچی امام صاحب، طالبان یک بار دیگر به مردم نشان دادند که یک گروه وحشی، ظالم و ناقض ارزش‌ها و موازین انسانی و اسلامی هستند. همین شب گذشته همه شاهد بودیم که امام یک مسجد در کابل به اتهام دهشت‌افگنی و سازمان‌دهی انفجار و انتحار از سوی امنیت ملی بازداشت گردید. این‌ها که از مسجد این گونه استفاده می‌کنند بعید نیست که دست به هر کاری بزنند.»

غزنی
مهرداد، شهروند غزنی: به نظر من سنگسار یک زوج در کندز نشان می‌دهد که در افغانستان هنوز هم دهشت وآدم‌کشی جریان دارد و این زنگ خطری است که اگر دولت و جامعه جهانی در قبال نابودی افراط‌گرایی و دشمنان آزادی و انسانیت، یک استراتیژی دقیق و شفاف را روی دست نگیرند، دامنه این دهشت‌افگنی و افراط‌گرایی گسترش می‌یابد.»
قاسم حیدری، باشنده شهر غزنی: «محاکمه صحرایی زن و مرد در ولایت کندز یک عمل غیرانسانی است. حکم سنگسار در اسلام شرایط خاص دارد، یکی از شرایط مهم آن بعد از اثبات زنا توسط شاهدان عینی این است که هردو متاهل باشند. با شرایط خاصی که در کتاب‌های فقهی ذکر شده است، یعنی زنا در صورتی که محصنه باشد حکمش سنگسار است، اما زن و مرد مجرد در صورتی که جرمش اثبات شود، هر دو طبق هدایت قرآن کریم شلاق می‌خورند. به هرصورت این عمل یک عمل غیرانسانی است.» 
اکرم خان، باشنده غزنی: «عمل سنگسار زن و مرد در کندز نشان می‌دهد که دولت در بسیاری از ولسوالی‌های ولایات کشور حاکمت ندارد. پیامد حکومت‌داری ضعیف در کشور به وجود آمدن این گونه هرج و مرج در کشور خواهد بود. امروز در بعضی از ولسوالی‌ها و محلات طالبان دعوای مردم را فیصله می‌کنند. اگر دولت قوی عمل کند و در تمام ولسوالی‌های ولایات حاکمیت و تسلط داشته باشد، این گونه حوادث اتفاق نمی‌افتد وهیچ دعوایی از طرف طالبان محلی نیز فیصله نخواهد شد.»

بدخشان
نعمت‌الله، فعال جامعه مدنی در بدخشان: «عمل وحشیانه‌ای که بالای یک زن و شوهر در ولایت کندز صورت گرفت، یک عمل غیرانسانی و غیراسلامی به شمار می‌رود. در قدم اول باید این مساله از طریق دادگاه قانونی به بررسی گرفته می‌شد و در صورت موجودیت گواه و اثبات جرم، زانی و زانیه مجازات می‌شدند.»
وحیده توانا، استاد در تربیت معلم فیض‌آباد: «طالبان برای این که حضور‌شان را در افغانستان و در میان مردم تثبیت نموده باشند دست به چنین اعمالی می‌زنند.
این گروه که با وحشیانه‌ترین قوانین می‌خواهند حاکمیت‌شان را اساس‌گزاری نمایند از هیچ گونه کاری دریغ نمی‌ورزند. گاهی با حملات انتحاری جان هموطنان ما را می‌گیرند و گاهی با اجرای قوانین و اعمالی که هیچ گونه سازگاری با اساسات دینی و قوانین نافذه کشورمان ندارد، به جان مردم ما می‌افتند. درحالی‌که قضیه سنگسار در ولایت کندز باید بعد از بررسی توسط دادگاه باصلاحیت و اثبات جرم مجرمین صورت می‌گرفت که متاسفانه عملی بود بدور از انتظار و باور انسانی.»
محمد یاسین حسینی، آموزگار: «این اولین عملی نیست که طالبان انجام داده باشند. طالبان اعمال زیادی را انجام می‌دهند که کاملا در منافات با ارزش‌های دینی ما قرار داشته و حتا با فرهنگ افغانی ما هم سازگاری ندارند. اما در ادامه اعمال‌شان سنگسار زن و شوهر در ولایت کندز نقطه عطفی بود که دولت افغانستان باید برای جلوگیری ازاین‌گونه اعمال با آنانی‌که این عمل را انجام داده‌اند برخورد قانونی نموده و به این مساله سطحی نگاه نکند.»

 

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...