چهارشنبه, 07 حوت 1398

عبدالحسیب شریفی- تخار
محمد کریم، شهروند 63 ساله تالقان: «درست به یادم است که نیرو‌های شوروی وارد افغانستان شدند. مهم‌ترین موضوعاتی که هیچگاه فراموش ما نمی‌شود این است که یک تعدادی از هموطنان ما بازیچه‌ی دست بیگانگان شده بودند. حالا که مدت زیادی از زمان تجاوز شوروی به افغانستان می‌گذرد هنوز هم کسانی که به همکاری رژیم کمونیستی در حق مردم بیچاره‌ی ما صدها نوع ظلم را روا داشتند، با افتخار در این سرزمین زندگی می‌کنند و حکومت و دولتی نیست که حداقل آن‌ها را به دادگاه بکشاند.»
قادر نوابی، از ولسوالی رستاق تخار: «جهاد در مقابل شوروی از جانب کسانی صورت گرفته که امروز نه خانه دارند  و نه زندگی. اگر واقعیت در جست و جوی مجاهدان واقعی که در مقابل اشغال‌گران جنگیدند باشیم به ندرت خواهیم یافت. به هر‌صورت همان‌گونه که تاریخ افغانستان پر است از جنایت و خیانت، ما از دوران تجاوز شوروی به افغانستان خاطره‌ی خوبی با خود نداریم.»
صوفی نادر 56 ساله باشنده‌ی شهر تالقان: «روس‌ها خانه‌ی ما را خراب کردند و یک بچه‌ی مرا به جرم همکاری با مجاهدان با خود بردند که تا به امروز از او هیچ درکی نیست. من امروز که 56 ساله هستم هیچ وقت ظلم و جفا‌هایی که مزدوران روس در حق مردم بیچاره و بی‌دفاع ما انجام دادند را فراموش نمی‌کنم. ارمغان تجاوز شوروی برای ما معلولیت، بیوه‌ها، یتیمان، خرابی زیربنا‌ها  و ساختمان و صد‌ها نوع جنایت دیگر بوده است.»

سید نورالعین- کندز
کمال‌الدین بامی، آموزگار در کندز: «گرچه پیش از ششم جدی 1358 نیز بسیار ناروایی‌ها را بر ما روا داشته بودند، اما ششم جدی، روز شروع دور تازه‌ای از بدبختی‌ها برای افغانستان بود. پس از این روز، سرنوشت ما با جنگی پیوند خورد که تا اینک با آن دست به گریبانیم. پس از این روز، آهسته‌آهسته، کشتن و جنگیدن برای ما خیلی عادی شد. این روز آغازگر این‌گونه پیامدهای ناگوار بود و هنوز که بیش از 30 سال از این روز می‌گذرد، نشانه‌ای نیست که بتوانیم برای پایان بخشیدن این بدبختی‌ها امیدوار باشیم.»
پرویز، دانشجوی دانش‌سرای کندز: «پس از ششم جدی، خشونت‌های وحشتناکی به میان آمد. میلیون‌ها تن کشته، آواره، معلول و بی‌خانمان شدند. این همه پیامدهای تجاوز شوروی بود. از ذهن هیچ افغانستانی، این روز پاک شدنی نیست. همان‌گونه که می‌بینیم، در کشورمان، هیچ کسی نبود که خود و یا بستگانش، داغی از حوادث دردناک پس از ششم جدی ندیده باشد. از تمام سال‌های تلاش و مبارزه‌ی مردم پس از آن روز، چیزهایی که مانده است؛ معلولان، آوارگان و داغ‌های درگذشتگان است و بس.»
مصطفا، دانشجوی دانشگاه کندز: «از آغاز به میان آمدن افغانستان؛ یا این کشور به هند همان زمان یورش برده است و یا دیگران به آن تجاوز کرده‌اند. به هرگونه‌ای که بوده است، پیوسته افغانستان ضعیف و ناتوان شده است و زیر پای تجاوزهای دیگران؛ مردم این کشور بیشترین زیان را دیده‌اند. باید با پیاده کردن کامل طرح‌ها و برنامه‌های عدالت انتقالی، عاملان کشتارها و ضررهای مردم و از بین‌برندگان سرمایه‌های ملی کشور به دادگاه کشانده شوند. تا روان‌های مردم رنج‌دیده راحت بشوند.»

احمدپور- بامیان
باقر، یکی از دوکانداران مرکز بامیان: «یکی از خاطرات و چشم‌دیدهای من از دوره اشغال روس‌ها این است که یک فیر موشک از طرف روس‌ها پرتاب شد و به یک خانه مسکونی اصابت کرد که هشت نفر از اعضای یک خانواده کشته شد. زمانی که مردم محل اجساد آنان را از زیر آوار کشیدند اجساد کشته شده‌‌ها از هم‌دیگر تفکیک نمی‌شدند، به خاطری که همگی ریزه‌ریزه شده بودند.»
سید علی اکبر محمدی، یکی از باشندگان بامیان که یک پای خود را در آن زمان از دست داده است: «روس‌ها که در بامیان مسلط شدند،‌ به تعداد بیشتر از950 نفر را قتل عام کردند و بالای اجساد کشته شده‌ها تانک‌ها را عبور دادند و بعد در قبرهای دسته‌جمعی زیرخاک کردند که فعلا آن منطقه به‌نام گلزار شهدا یاد می‌شود. زمانی که ما را دستگیر کردند ما را بالای ماین‌هایی که از قبل فرش گردیده بود گردش دادند و باعث شد که یک پایم از بین برود.»
محمد علی، از باشندگان بامیان: «روس‌ها نزدیک به یک‌هزار نفر را شهید کردند و تعداد زیادی از علما و متنفذین را با خود بردند. زمانی که روس‌ها مسلط شدند هرکه را دست‌گیر می‌کردند، می‌کشتند.»

سيد سميع الله سعيدی- ننگرهار
وليد شينواري: «زما په ګومان د جدي ٦ مه او د ثور ٧ مه کي  کوم ځانګړى توپير نه وه ځکه په افغانستان کې د وسله والو انقلابونو لړۍ  پيل شوې وه  نو په وسله وال دور کې  که هر څومره بدلونونه راځي خلک يې کوم خاص توپير نه احساسوي ،ځکه ٧ د ثور کې هم وسلې چليدلې او ٦ د جدي کې هم وسلې و چليدې نو عام خلک يې په عمومي توګه کوم ځانګړى بدلون نه شي متثور کولى زما هماغه ورځ ياده ده چې کله ببرک کارمل د افغانستان د ملي راډيو نه خپل وينا واوروله او د دوى د مخالفينو د نظام د رنګيدو خبر يې ورکړ خلکو کوم ځانګړى بدلون نه احساسوه بلکې د هماغه غميزه چې پيل شوې وه د هغه دوام يې باله يوازې يو ځانګړى توپير چې د ٦ د جدي نه وروسته محسوسيده هغه دا وه بهرني ځواکونه افغانستان ته راغلل  هغه که په هره پلمه راغلي وه هغه که هر چا راغوښتنې وه که هغه قانوني نظام وه که غير قانوني نظام وه مونږه يې په هغې بحث نه کوو بلکې يوازينې توپير چې د ٧ د ثور او د هغه نه لږ راورسته بدلونو سره يې مونږ توپير کولاى شو هغه دا دى چې پدغه ورځ باندې افغانستان ته د روسيي ځواکونو د راتلو پيل وه چې بلاخره د دغه ځواکونو لس کاله تير کړل او د ددې نه وروسته په ناکام ډول خپل هيواد ته ستانه شول.»
اتل تسل: «زه خو وايم چې د جدي ٦ د افغانستان په تاريخ کې يوه توره ورځ ده مونږ ډيرې تورې ورځې لرو مثلاً هر ټاړک ګر چې دې ملک ته راغلى دى ټاړاک يې کړى خلک يې زمونږ وژلي دي خلک يې بېکوره کړي ددې ملک په ارزښتنونو يې تيرى کړى هغه توره ورځ ده د جدي ٦ هم توره ورځ ده د يو مستقل او يو اسلامي هيواد په څير زمونږ په ټولو ارزښتونو او نورمونو باندې تيرى شوى دى نو دغه ورځ د غندلو ده او روسان د ټولو نړيوالو نورمونو خلاف دلته راغلى دي خو خوشبختانه چې هم روسان او د هغوى تاليسټي د يوې شرميدلې ماتې سره مخامخ شوي او افغان جهاد په برکت چې سپيڅلو مجهادينو کړى وه دې بري ته مونږ ورسيدو خو متاسفانه په جهاد کې يو شمېر کرغېړن اشخاص وه چې د جهاد کانامې يې له خاورو سره خاورې کړې هغوى د جهاد ارزښتونو ته پاک او مقدس پاتې نه شو او هغوى خپلې ناولې او ناپاکه څيرې و ښودې  او افغان سپيڅلى جهاد يې په ټوپک سالارۍ باندې بدل کړ يو شمېر هماغه ټوپک سالارانو دلته د افغان مجاهد ولس په پاکو وينو باندې د خپل حوس بنګلې جوړې کړې انشاء الله د هغوى بنګلې به هم لکه څنګه چې د شوروي اتحاد دړې وړې شوى د هغوى د خيانت ماڼۍ به انشاء الله دړوې وړې وي.»

قدرت الله جاوید- کابل
گل اکبر، باشنده کابل: «‌در زمان کارمل که شوروی آمده بود من در صف مجاهدین بودم. در جنگ با شوروی‌ها یک پای خود را از دست دادم. آن‌ها در حالت زخمی مرا به چهارصد بستر آوردند و پس آن مدت پنج سال را در زندان گردیز سپری کردم. حال هم معیوب هستم، کار کرده نمی‌توانم. خانه، زن و اولاد دارم  و فعلا هم دنبال کار می‌گردم، اما کار برای ما پیدا نمی‌شود. به همان چند پیسه‌ای که وزارت شهدا و معلولین می‌دهد روزگارخود را به پیش می‌برم.»
شمس‌الدین، دوکاندار در کوته‌ی سنگی کابل: «‌من در سال 1358 تازه جوان شده بودم. چند ماهی از کودتای ثور گذشته بود که شوروی‌ها کم کم دیده می‌شدند اما پس از ششم جدی سربازان و تانک‌های شوروی در کابل  و دیگر جاها زیاد شد. مردم کم‌کم از شهرها فرار می‌کردند و به دهات می‌رفتند و یا هم به پاکستان و ایران می‌رفتند. نفر‌های خاد همراه شوروی‌ها مردم را زیاد آزار می‌دادند و مردم هم آهسته‌آهسته ضد‌شان قیام کردند. خود من هم در قیامی که مردم چنداول کردند سهم داشتم. نفرهای خاد و شوروی‌ها مردم زیادی را با خود بردند و من کابل را ترک کردم.»
فهیم، راننده‌ی تکسی در شهر کابل: «من در زمان تجاوز شوروی خورد بودم. پدرم قصه می‌کرد که شوروی‌ها وطن ما را اشغال کرده‌اند و کسانی را که ضد دولت (زمان کارمل) کار می‌کنند، زندان پلچرخی می‌برند و می‌کشند. او می‌گفت شوروی‌ها خانه‌های کسانی را که با مجاهدین همکاری می‌کنند می‌سوزانند. پدرم همیشه دعا می‌کرد که شوروی‌ها سرنگون شوند که همان‌طور هم شد.»

ضیا حسینی- غزنی
اسدالله جلال‌زی، باشنده‌ی شهر غزنی: «‌در آن روز (6جدی) تعدادی از تانک‌های قشون سرخ از طرف کابل به طرف غزنی می‌آمد و به سوی ولسوالی ده یک روان بودند. زمانی که مردم آنها را ‌‌دیدند هراسان بودند. من هم مثل دیگران به آن‌ها می‌دیدم. پدرم به من و سایر جوانانی که آنجا بودند می‌گفت حالا باید جهاد کرد، کشور مورد تجاوز بیگانه‌ها قرار گرفته است.»
صفرعلی ثاقب، شهروند غزنی: «روز ششم جدی در قریه ما خبر کشته شدن حفیظ الله امین پخش شد. مردم قریه از شنیدن این خبر متعجب شده بودند. همه از یکدیگر وضعیت آینده را می‌پرسیدند. شب بسیاری از مردان در خانه‌هایی که رادیو داشتند جمع می‌شدند تا خبرها را دنبال کنند. مردم از طریق رادیو بی‌بی‌سی خبر شدند که شوروی در افغانستان یک مهره‌اش را از بین برده است و مهره دیگری را جابجا کرده است. با این کار نیروهای نظامی‌اش به کشور هجوم آورده‌اند، تنها چیزی که درباره ششم جدی سال 1358 گفته می‌توانم این که شروع بدبختی‌های مردم افغانستان از همان تاریخ بود.»
مومنه ابراهیمی، معلم در یکی از لیسه‌های غزنی: «بعد از شش جدی اولین قوای شوروی که در منطقه ما آمد در یک قریه حدود 40 نفر کشته شدند، من خوردسن بودم و تعدادی از مردان  قریه به بیرون از قریه فرار کرده بودند. تعداد مردانی که در قریه مانده بودند کشته شدند. بدترین خاطره زندگی ما همان روزها بوده است و بدبختی‌های امروز مردم ما پیامد شش جدی سال 1358 است.»

فریدون آژند- هرات
سينجر هروي، شهروند هراتي و  يكي از فعالان سياسي گذشته: «در دوران ديكتاتوري حفيظ الله امين من هم مانند تعداد زيادي از مردم در زندان پلچرخي زنداني شدم. از اواخر روز پنجم جدي وضعيت زندان كم‌كم بحراني شد. با آن‌كه ما در داخل سلول‌ها زنداني بوديم و بيرون رفته نمي‌توانستيم ولي از طريق سربازاني كه با ما رابطه داشتند مي‌شنیديم كه گويا كودتایي در شرف وقوع است. فردا نزديك‌هاي ساعت 9 صبح در اولين نظر سربازان روسي در مقابل چشمان ما ظاهر شدند كه تمام كنترول زندان را بر عهده گرفته بودند. آن زمان بود كه ما متوجه شديم كه روس‌ها به افغانستان حمله كرده‌اند.»
امين الله، شهروند هراتي و از مجاهدين سابق: «روز ششم جدي به ما خبر آوردند كه كاروان بي‌سروپایي از نيرو‌هاي روسي وارد بندر تورغندي هرات شده‌اند و از آن طريق به طرف هرات در حركت‌اند. ما تصميم گرفتيم كه اگر مسیر است برويم و جلو اين كاروان را بگيريم. ولي وقتي در مسير سرك تورغندي هرات از فراز كوه‌ها به اين كاروان نگاه كرديم هوش از سر ما پريد. يادم است كه يكي از مجاهدين با ديدن اين كاروان تا به دندان مسلح گفت آيا ما با اين سلاح‌هاي به دردنخور، اين قشون را شكست داده مي‌توانيم؟ ولي بالاخره روزي رسيد كه ما همين قشون را چنان مفتضحانه شكست داديم كه حتا كشور‌شان هم پارچه‌پارچه شد.»

زنگ اول

ابهام در تعریف پیروزی

23 دلو 1391

جان آلن، جنرال چهارستاره امریکایی که ماموریتش به‌عنوان فرمانده نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، دیروز به پایان رسید، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است، پیروزی ماموریت ناتو در افغانستان، نزدیک است. جان آلن گفته است که استراتژی ناتو و امریکا در جنگ افغانستان، موفقانه تطبیق شده است. در مورد موثریت استراتژی اوباما برای مقابله با شورشگری در افغانستان و مبارزه با تروریزم تردی نیست. پس از روی کار آمدن آقای اوباما در امریکا، استراتژی جدیدی برای مقابله با تروریزم و شورشگری به‌کار گرفته شد. بر مبنای این استراتژی، منابع بیشتر برای نبرد با شورشگری و تروریزم در افغانستان، اختصاص داده شد. قبلا امریکا تمام منابع و امکانات خود را در عراق متمرکز کرده بود تا از دولت جدید آن کشور حمایت کند. بر مبنای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان، نیروهای تازه‌نفس امریکایی به افغانستان آمدند تا مناطق زیر کنترول طالبان را بازپس بگیرند و به روند آموزش و تجهیز نیروهای داخلی سرعت بخشند. ناتو و امریکا در بازپس‌گیری مناطقی که طالبان اشغال کرده بودند، موفق بودند. اما شورشگری شکست استراتژیک نخورد. در حال حاضر، طالبان تهدید استراتژیک برای افغانستان به‌حساب می‌آید. آموزش نیروهای داخلی افغانستان نیز تا جایی موفق بوده اما حملات سبز بر آبی، این روند را به‌شدت تهدید...

یادداشت‌ها

پس از مسعود - کاخ کاغذی، نگاهی به توافقات بن- قسمت یازدهم

14 دلو 1391

مدیریت بحران‌ها، حادثه‌ها، تحولات و رویداد‌ها برای کسانی‌که در بطن آن قرار دارند، دشوار اما هیجان‌آور است؛ ولی قضاوت در باره‌ی این تکانه‌ها، آن‌هم بعد از گذشت زمان، دشوار نیست. این نوشته نیز، قضاوت نویسنده است از مدیریت بحران سیاسی و رهبریِ پس از مسعود؛ مدیریتی توسط هم‌سنگران و نزدیکانش.تاریخ...