پنجشنبه, 02 جوزا 1398

ابوالفضل ظهره‌وند، سفیر حکومت ایران در کابل در گفتگویی با یکی از رسانه‌‌های تصویری، در مورد برخورد این حکومت با مهاجران افغان مقیم ایران، گفت که افغان‌های پناهنده شهروند ایران نیستند و به‌همین دلیل نمی‌توانند، مانند شهروندان ایران، از حقوق شهروندی برخوردار باشند. سفیر حکومت ایران در پیوند به اعلام برخی از مناطق به عنوان «مناطق افغان ممنوع» چنین سخنانی را بر زبان راند. اظهارات سفیر ایران در تضاد کامل با سخنان پیشوایان و بنیان‌گذاران نظام کنونی ایران است. مرحوم روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار نظام کنونی حاکم بر ایران که مقام‌های کنونی ایران از او به‌عنوان «امام راحل» نام می‌برند و بسیاری از اقدامات خود را با سخنان او توجیه می‌کنند، گفته بود که «اسلام مرز ندارد.» این سخن مرحوم خمینی بعد ورد زبان همه مقام‌های ایرانی شد و به تکرار در رسانه‌های مربوط به این حکومت بازتاب یافت. ظاهرا بر مبنای همین «اسلام مرز ندارد» بود که گروه‌هایی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، از جمله در افغانستان، از سوی حکومت ایران بالا کشیده شدند تا نفوذ این حکومت را تقویت کنند. شاید هم بر مبنای همین حرف بود که بسیاری از شهروندان افغانستان در جنگ ایران و عراق از سوی مقام‌های وقت حکومت ایران، به جبهه جنگ، برای دفاع از «انقلاب اسلامی» فرستاده شدند و جان‌های خود را از دست دادند. اما حالا سفیر همان حکومتی‌ که بینان‌گذارش خمینی بود، می‌آید و می‌گوید که افغان‌های ساکن ایران، شهروند نیستند و بنابراین نمی‌توانند در ایران از حقوق شهروندی برخوردار باشند. آیا این اظهارات ظهره‌وند با اظهارات مرحوم روح الله خمینی هم‌خوانی دارد که گفته بود «اسلام مرز ندارد»؟ قطعا سخنان سفیر حکومت ایران در تضاد کامل با سخنان مرحوم خمینی قرار دارد. روشن نیست که مقام‌های حکومت ایران و سفیر آن در کابل، این تناقض را چگونه توجیه می‌کنند؟ شاید تفسیر آقای ظهره‌وند از سخنان رهبر و بنیان‌گذار نظام‌شان، این باشد که اسلام مرز ندارد، ولی ایران مرز دارد. یا شاید هم حکومت کنونی ایران، افغان‌های مقیم ایران را مسلمان نمی‌شمارد؛ همان‌طور ‌که کرامت انسانی آنان را در نظر ندارد. حکومت ایران با ایجاد مناطق افغان ممنوع و دادن نسبت‌های ناروا در رسانه‌های خود به تمامی پناهندگان افغان مقیم ایران، ثابت کرده است که چیزی را به‌نام کرامت انسانی افغان‌های پناهنده، اصلا به‌رسمیت نمی‌شناسد. سفیر حکومت ایران، در همین مصاحبه، دموکراسی، حقوق بشر و لیبرالیسم را ازرش‌های کلیسایی خواند و گفت که حکومت او به چیزی به‌نام حقوق اسلامی باور دارد. بنابراین، این حدس تقویت می‌شود که حکومت ایران پناهندگان افغان مقیم ایران را مسلمان نمی‌شمارد؛ ورنه با هیچ منطقی سازگار نیست که مناطقی به‌عنوان محل‌های افغان ممنوع شناخته شوند. دادگاه‌های غیرعادلانه حکومت ایران هم که برای پناهندگان افغان برگزار می‌شود و در آن افغان‌های پناهنده به اعدام محکوم می‌شوند، نشان‌دهنده نگاه تبعیض‌آمیز و ضدانسانی بلندپایگان حکومت ایران نسبت به پناهندگان افغان است. روشن است که در این چنین دادگاه‌ها، متهمان به وکیل مدافع دسترسی ندارند. مقام‌های حکومت ایران و رسانه‌های این حکومت، بارها به‌صورت پنهان و آشکار در تبلیغات خود، انسانیت و مسلمان بودن افغان‌های پناهنده را نفی کرده‌اند تا زمینه برای هرنوع برخورد تحقیرآمیز و ضدانسانی با آنان فراهم شود.
وقتی سفیر حکومت ایران در کابل، پایتخت افغانستان، با کمال بی‌پروایی، می‌گوید که افغان‌های مقیم ایران شهروند نیستند و نمی‌توانند از حقوق برابر با ایرانیان برخوردار باشند، روشن است که بلندپایگان دیگر این حکومت در تهران، چه نگاهی نسبت به پناهندگان افغان دارند. گفتار و رفتار مقام‌های حکومت ایران در مورد پناهندگان افغان مقیم آن کشور، به وضوح نشان می‌دهد که این حکومت افغان‌های پناهنده را نه انسان می‌داند، نه مسلمان. البته نباید از یاد ببریم که حکومتی که آقای ظهره‌وند از آن در کابل نمایندگی می‌کند، شهروندان ایران را نیز به خودی و غیرخودی، منحرف و انقلابی، فتنه‌گر و مطیع، تقسیم‌بندی می‌کند. این حکومت به هیچ جریان سیاسی مخالف، حق فعالیت نمی‌دهد؛ تمامی صدا‌ها را در گلو خفه می‌کند و منتقدان را می‌کشد.