آیا موضوع دیورند این‌قدر ساده است؟

فردوس کاوش

پاکستان در پاسخ به اعلامیه‌ی وزارت خارجه‌ی افغانستان گفته است که دیورند مرز رسمی میان دو کشور است. وزارت خارجه‌ی افغانستان در واکنش به نصب یک لوحه در گذرگاه تورخم با صدور اعلامیه‌ای بر موضع افغانستان مبنی بر رسمی نبودن دیورند  تاکید کرده بود. پاکستان بر مبنای تفسیر برخی از اسناد حقوقی بین‌المللی مدعی است که دیورند مرز رسمی میان دو کشور است ولی واقعیت این است که دیورند یک موضوع اختلافی و جنجالی است. پاکستان همواره از افغانستان می‌خواهد که در سندهای رسمی دیورند را به عنوان مرز حقوقی شناخته شده، درج کند، ‌ولی افغانستان از این امر ابا می‌ورزد. پاکستان به صورت رسمی و علنی حتا وجود اختلاف و جنجال در موضوع دیورند را انکار می‌کند، ولی هم‌زمان با آن، خواستار رسمیت دادن به خط دیورند در اسنادی است که میان دو کشور امضا می‌شود. به همین دلیل است که در لوحه‌ی گذرگاه تورخم از خط دیورند به عنوان مرز رسمی نام برده است. اما موضوع دیورند به آن ساده‌گی نیست که پاکستان فکر می‌کند. دیورند یک مشکل ۷۰ ساله است و ممکن نیست که صورت مسأله پاک شود.

افغانستان در جولای سال ۱۹۴۹ تمام معاهدات کابل با هند بریتانیایی را ابطال کرد. معاهده‌ی دیورند در سال ۱۸۹۳ امضا شده بود و در سال‌های ۱۹۰۵، ۱۹۱۹ و ۱۹۲۱ مفاد آن تایید شد. در سال ۱۹۳۰ هم، سندی بین کابل و هند بریتانیایی امضا شده بود که مفاد قراردادهای قبلی را تأیید می‌کرد. پاکستان بر مبنای برخی از اصل‌های حقوقی به این نظر است که دیورند مرز رسمی است. بر مبنای قانون استقلال هند و تقسیم شبه‌قاره به دو کشور هند و پاکستان که پارلمان بریتانیا آن را در شروع سال ۱۹۴۷ امضا کرد، پاکستان جانشین هند بریتانیایی است. پاکستان همیشه خودش را در پیوند به معضل دیورند، دولت جانشین هند بریتانیایی معرفی می‌کند. ولی در مورد این‌که پاکستان واقعاً جانشین دولت هند بریتانیایی است یا نیست، مناقشه وجود دارد. این موضوع حل شده نیست. وقتی بریتانیا از شبه‌قاره خارج شد، ‌هند توانست بدون هیچ مشکلی عضویت سازمان ملل متحد را به دست بیاورد. در آن زمان در مورد این‌که جمهوری هند جانشین هند بریتانیایی است، ‌هیچ مناقشه‌ای نبود و به همین دلیل بدون مشکل به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در مورد پاکستان از همان آغاز این باور وجود داشت که محمدعلی جناح و سازمان او یک دولت جدید تاسیس کرده‌اند نه دولت جانشین. به همین دلیل بود که عضویت پاکستان در سازمان ملل متحد به ساده‌گی قبول نشد. در آن زمان افغانستان به عنوان یکی از اعضای آن سازمان در آغاز با عضویت پاکستان مخالفت کرد ولی بعد رأی منفی‌اش را پس گرفت. پاکستان وام‌های هند بریتانیایی را نپرداخت. اگر پاکستان واقعاً دولت جانشین بود، باید بخشی از وام‌های هند بریتانیایی را می‌پرداخت. ولی هند تمام وام‌های مربوط به هند بریتانیایی را به عنوان دولت جانشین به گردن گرفت. دولت جانشین صرف وارث امتیازها نیست. ولی پاکستان در موقع امتیاز‌گیری جانشین هند بریتانیایی است، اما در موقع هزینه دادن دولت جدیدالتأسیس.

شاه‌محمود خان نخست‌وزیر افغانستان در سال ۱۹۴۹ در گفت‌وگو با سازمان ملل متحد و دیگر کشورها به همین نکته تأکید می‌کرد که پاکستان یک دولت جدیدالتاسیس است، ‌نه دولت جانشین هند بریتانیایی. پاکستان از همان زمان تا حال هیچ گاه موضوع دیورند و انکار افغانستان از رسمیت آن را به مراجع حقوقی بین‌المللی ارجاع نکرد. پاکستان همیشه تلاش می‌کرد/می‌کند که با اعمال فشار کابل را مجبور به قبول رسمیت دیورند بدون هیچ امتیازی کند. واقعیت این است که کابل یک‌بار در زمان امان‌الله اشتباه به رسمیت شناختن دیورند بدون دریافت امتیازهای کلان امنیتی و اقتصادی را مرتکب شد و بسیار بعید است که بار دیگر آن اشتباه را تکرار کند. عبدالرحمان خان و پسرش حبیب‌الله خان در بدل معاهدات نوشته و نانوشته‌ای که با هند بریتانیایی داشتند، ‌از آن کشور سالانه مقدار قابل توجهی وجه نقد و کمک‌های نظامی دریافت می‌کردند. شاهان کابل سالانه بین ۱۵ تا ۱۸ لک روپیه‌ی هندی از هند بریتانیایی دریافت می‌کردند. این پول خرج لشکر و دستگاه حکومت می‌شد. در معاهده‌های ۱۹۱۹ و ۱۹۲۱ هند بریتانیایی با شاه امان‌الله، سلطه‌ی مشروع افغانستان بر سیاست خارجی‌اش به رسمیت شناخته شد، ولی بریتانیا در بدل رسمیت‌بخشی دیورند هیچ امتیاز پایدار اقتصادی و امنیتی به کابل نداد. بر مبنای اسنادی که در زمان شاه امان‌الله امضا شد، ‌هند بریتانیایی باید اجازه تجارت از طریق بندرهایش را به افغانستان می‌داد. هند بریتانیایی پذیرفته بود مهماتی که افغانستان از کشور‌های دیگر می‌خرد، می‌تواند آن را از طریق بندر کراچی و بندرهای دیگر انتقال دهد. ولی موقعی که حکومت امان‌الله خان دچار بحران شد، هند بریتانیایی به محموله‌های مهماتی که کابل از کشورهای دیگر خریده بود، اجازه‌ی عبور از خاکش نداد. هند بریتانیایی که امتیاز به رسمیت شناختن دیورند را به دست آورده بود، دیگر تعهدی به افغانستان نداشت. آنانی که از موضع کنونی افغانستان در موضوع دیورند انتقاد می‌کنند، باید تجربه‌ی زمان امان‌الله خان را مدنظر داشته باشند.

دیورند یک جنجال و موضوع اختلافی بزرگ است. در شروع تشکیل پاکستان این تلقی خلق شده بود که این کشور یک‌پارچه نمی‌ماند. پدران بنیان‌گذار پاکستان همه متولد مناطقی بودند که امروز در قلمرو هند است. بیش‌تر آنان نواب‌زاده‌گان اردوزبان ایالت‌های یوتراپردیش و بهار بودند. واقعیت این است که پنجاب، ‌سند، بلوچستان و خیبرپختون‌خوای کنونی، نقش بسیار جدی در تشکیل پاکستان نداشتند. به همین دلیل بود که کشورهای منطقه باور نمی‌کردند که پاکستان یک‌پارچه بماند. بی‌باوری به ابقای پاکستان هم شاید یکی از عوامل شکل‌گیری معضل دیورند بود. مارشال ایوب‌خان اولین حاکم نظامی پاکستان در خاطراتش به این موضوع اشاره کرده است. او نوشته است که خاندان سلطنتی کابل به بقای پاکستان باور ندارد و به همین دلیل به معضل دیورند دامن زده است. تردید به ابقای یک‌پارچه‌گی پاکستان چندان بی‌پایه هم نبود. در سال ۱۹۷۱ بنگله‌دیش پس از یک جنگ تراتژیک و خونین که در آن «سی لک» انسان جان‌شان را از دست دادند، بدل به یک کشور مستقل شد. اگر پاکستان صاحب جنگ‌افزار اتمی نمی‌شد، به احتمال زیاد یکی از ایالت‌های دیگر آن هم به سرنوشت بنگله‌دیش دچار شده بود.

واقعیت دیگر این بود که خاندانی که بر کابل از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۷۸ حکومت می‌کرد، نوعی رابطه‌ی عاطفی با پشاور داشت. پدران نادرخان و ظاهرخان، حاکمان پشاور بودند. در تاریخ از آنان به نام سرداران پشاور یاد می‌شود. خاندان سراج/خاندان عبدالرحمان‌خان تعلق عاطفی چندانی به پشاور نداشتند. شاید به همین دلیل بود که عبدالرحمان خان به افتخار امضای معاهده‌ی دیورند، یک بزم شاهانه در کاخش برپا کرد. الگوی شاه‌امان و متجدّدان طرف‌دارش هم جنبش ناسیونالیسم جوانان ترک بود. ولی مصاحبانش پیوند عمیق تاریخی و عاطفی با پشاور و هند داشتند. این موضوع هم در پررنگ شدن معضل دیورند بی‌نقش نبود. با توجه به این واقعیت‌ها، می‌توانیم بگوییم که قضیه به این ساده‌گی نیست که برخی از حکام پاکستان تصور می‌کنند. اگر کسی در پاکستان به واقع خواستار روابط نیک با کابل است، ‌باید درک کند که به رسمیت شناختن بی‌قید و شرط دیورند مطالبه‌ی ریالیستیک نیست. اگر حکام نظامی پاکستان فکر استعماری سلطه بر کابل از طریق یک نیروی بنیادگرای جهادیستی را کنار بگذارند، هر معضل راه حل معقول پیدا می‌کند. مشکل عمده این است که ارتش پاکستان به جای گفت‌وگو روی معضل دیورند یا هر معضل دیگر، در تلاش سلطه بر کابل از طریق یک نیروی جهادیستی عقب‌گرا است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن