آیا عمران‌خان از این تلاطم نجات می‌یابد؟

فردوس کاوش

اسلام‌آباد گرفتار تلاطم سیاسی است. مولانا فضل‌الرحمان رهبر سازمان جمعیت‌العلمای اسلام پاکستان که شبکه‌ای از مدارس دینی و عالمان مذهبی را در کنار خود دارد، تحصنی در اسلام‌آباد برپا کرده است و مطالبه‌اش کناره‌گیری نخست‌وزیر عمران‌خان از مقام ریاست حکومت است. سازمان‌های سیاسی مهم دیگر مثل حزب مسلم‌لیگ شاخه‌ی نوازشریف و حزب مردم پاکستان به رهبری آقای بلاول بوتو نیز از مطالبه‌ی مولانا حمایت می‌کنند. مسلم‌لیگ و حزب مردم در تحصن نامحدود مولانا فضل‌الرحمان در اسلام‌آباد شرکت نکرده‌اند، اما به بسیار صراحت از مطالبه‌ی مولانا حمایت می‌کنند. جالب این است که مولانا فضل‌الرحمان، بلاول بوتو رهبر حزب مردم و شهباز شریف برادر نوازشریف که به نیابت از او، حزب مسلم‌لیگ را اداره می‌کند، همه یک‌صدا علیه موضع ارتش نیرومند پاکستان قرار گرفته‌اند. واقعیت این است که این احزاب علیه استبلشمنت امنیتی و نظامی پاکستان قرار گرفته‌اند. بلاول بوتو و مولانا فضل‌الرحمان به صراحت ارتش را متهم کردند که انتخابات سال ۲۰۱۸ پاکستان را دست‌کاری کرد که از اثر آن عمران‌خان و سازمان تحریک انصاف او پیروز بیرون شد.

ولی به نظر نمی‌رسد که عمران‌خان کنار برود. عمران‌خان هیاتی را موظف کرده است تا با سیاست‌مداران مخالفش مذاکره کند. موضع نخست‌وزیر پاکستان این است که رهبران احزاب سیاسی در فساد مالی و اداری دخیل‌اند. به باور او این سیاست‌مداران که احزاب‌شان از طرف خانواده‌ی رهبر اداره می‌شود، بخشی از فرآیند فساد در پاکستان‌اند. به باور عمران‌خان او با فساد مبارزه می‌کند و این مبارزه به احتمال زیاد منجر به محاکمه‌ی تمام سیاست‌مداران زبده‌ی این کشور می‌شود و ترس از محاکمه، رهبران سیاسی پاکستان را وادار کرده است تا یک موج مردمی را علیه او بسیج کنند و در ورودی ساحه‌ی سبز اسلام‌آباد دست به تحصن بزنند. سخنگوی ارتش پاکستان هم در اظهار نظر عمومی‌اش از رهبرانی که علیه عمران‌خان شعار می‌دهند انتقاد کرد. سخنگوی ارتش به صراحت از فضل‌الرحمان نام برد و او را از انتقاد علنی از ارتش منع کرد. اما فضل‌الرحمان از انتقاد نرم از ارتش و مطالبه‌ی استعفای عمران‌خان دست‌بردار نیست. جالب این است که مولانا فضل‌الرحمان تمام سرمایه‌ی سیاسی‌اش را قمار زده است و مصمم است که به تحصن ادامه دهد.

از نظر مولانا فضل‌الرحمان، شهباز شریف و بلاول بوتو، انتخابات سال ۲۰۱۸ پاکستان را ارتش مهندسی کرد و عمران‌خانِ سلیبرتی را روی کار آورد. آنان خطاب به هواداران‌شان گفتند که با وجود تقلب در انتخابات، یک سال به عمران‌خان وقت دادند تا توانایی و قابلیت‌هایی را که برای اداره‌ی پاکستان دارد، نشان بدهد، اما به باور آنان عمران‌خان، یک نخست‌وزیر ناکام است. مولانا فضل‌الرحمان به صراحت به ارتش این کشور هشدار داد که در منازعه‌ی سیاسی بی‌طرف بماند و جانب عمران‌خان را نگیرد. مولانا به عمران‌خان دو روز وقت داده است تا از قدرت کناره‌گیری کند و اجازه دهد که انتخابات جدید برگزار شود. بر مبنای عرفی که در پاکستان وجود دارد، اگر یک حکومت بر سر اقتدار کنار برود، یک اداره‌ی سرپرست زمام امور را به دست می‌گیرد و انتخابات زودهنگام برگزار می‌شود. مطالبه‌ی فضل‌الرحمان، بلاول بوتو، شهباز شریف، مریم شریف و سازمان‌های‌شان نیز همین است. آنان خواستار کناره‌گیری عمران‌خان از قدرت، روی کارآمدن یک حکومت سرپرست و برگزاری انتخابات زودهنگام هستند. وقتی عمران خان کناره‌گیری کند، پارلمان پاکستان هم ملغا می‌شود و زمینه برای برگزاری انتخابات زودهنگام به میان می‌آید.

ولی به نظر نمی‌رسد که عمران‌خان کنار برود. عمران‌خان هیاتی را موظف کرده است تا با سیاست‌مداران مخالفش مذاکره کند. موضع نخست‌وزیر پاکستان این است که رهبران احزاب سیاسی در فساد مالی و اداری دخیل‌اند. به باور او این سیاست‌مداران که احزاب‌شان از طرف خانواده‌ی رهبر اداره می‌شود، بخشی از فرآیند فساد در پاکستان‌اند. به باور عمران‌خان او با فساد مبارزه می‌کند و این مبارزه به احتمال زیاد منجر به محاکمه‌ی تمام سیاست‌مداران زبده‌ی این کشور می‌شود و ترس از محاکمه، رهبران سیاسی پاکستان را وادار کرده است تا یک موج مردمی را علیه او بسیج کنند و در ورودی ساحه‌ی سبز اسلام‌آباد دست به تحصن بزنند. سخنگوی ارتش پاکستان هم در اظهار نظر عمومی‌اش از رهبرانی که علیه عمران‌خان شعار می‌دهند انتقاد کرد. سخنگوی ارتش به صراحت از فضل‌الرحمان نام برد و او را از انتقاد علنی از ارتش منع کرد. اما فضل‌الرحمان از انتقاد نرم از ارتش و مطالبه‌ی استعفای عمران‌خان دست‌بردار نیست. جالب این است که مولانا فضل‌الرحمان تمام سرمایه‌ی سیاسی‌اش را قمار زده است و مصمم است که به تحصن ادامه دهد.

عمران‌خان نخست‌وزیر کنونی پاکستان هم در سال ۲۰۱۴ یک موج مردمی را علیه حکومت نوازشریف رهبری کرد. عمران خان آن موج را از لاهور که زادگاهش است به اسلام‌آباد آورد و خواستار کناره‌گیری نوازشریف نخست‌وزیر وقت شد. عمران‌خان در همان زمان اعلام کرد که انتخابات سال ۲۰۱۳ پاکستان که در آن حزب نوازشریف اکثریت آرا را به دست آورد، شفاف نبود. او در آن زمان نوازشریف را متهم به تقلب می‌کرد. اما انفجار تروریستی در مکتب نظامی پشاور که در آن شمار زیادی از دانش‌آموزان کشته شدند، حادثه‌ای بود که عمران‌خان را وادار ساخت تا به تحصن پایان دهد و منتظر انتخابات سال ۲۰۱۸ باشد. اما مولانا فضل‌الرحمان ظاهراً مصمم‌ است که الا و لابد عمران‌خان را به خانه بفرستد.

 مولانا فضل الرحمان که پشتوانه‌ی احزاب سیاسی دیگر را هم با خود دارد و برخی تصور می‌کنند که خاندان شریف او را به میدان فرستاده است، دو اتهام کلان به عمران خان وارد می‌کند. مولانا پیوسته تاکید می‌کند که عمران‌خان به خواست بانک جهانی، اقتصاد پاکستان را اداره می‌کند و این پالیسی اقتصاد کشورش را زمین‌گیر کرده است. اتهام دیگر مولانا به عمران‌خان «نرمش در مشکل کشمیر» است. گویا عمران‌خان موقفی که باید در مورد تحولات اخیر در ایالت کشمیر زیر سلطه‌ی هند می‌گرفت، نگرفته است. بلاول بوتو و شهباز شریف هم همین سخنان را در حق عمران‌خان می‌گویند. آنان به صراحت می‌گویند که عمران‌خان روی کشمیر معامله کرده است، اما در این مورد توضیح نمی‌دهند. هند و پاکستان هر دو می‌گویند که حق مالکیت به تمام وادی کشمیر را دارند. دهلی‌نو در روزهای اخیر ایالت کشمیر این کشور را به دو ولایت زیر سلطه‌ی حکومت مرکزی بدل کرد و خودمختاری آن را از بین برد. دهلی‌نو می‌گوید این اقدام برای ادغام کشمیر در اقتصاد نیرومند هند و ترقی آن ضروری بود ولی پاکستان آن را تلاش حکومت هند برای تغییر ترکیب مذهبی جمعیت کشمیر می‌داند. عمران‌خان موضع تندی علیه اقدامات هند در کشمیر گرفته است ولی روشن نیست که مولانا فضل‌الرحمان و بلاول بوتو از چه نوع معامله‌ای در مورد کشمیر سخن می‌گویند. ارتش پاکستان منازعه‌ی کشمیر را عرصه‌ای می‌داند که هیچ سیاست‌مدار و سازمان سیاسی پاکستان حق ورود به آن را ندارد.

سیاست‌مداران مخالف عمران‌خان اگر از یک طرف از ارتش به دلیل حمایت از عمران‌خان و «مهندسی انتخابات سال ۲۰۱۸» انتقاد می‌کنند، از طرف دیگر عمران‌خان و به تلویح هواداران ارتشی او را به اغماض و نادیده‌گیری موقف تاریخی پاکستان در مورد کشمیر متهم می‌کنند تا شاید از سوی ارتش دشمنان دکترین امنیتی پاکستان معرفی نشوند. این احتمال هم جدی است که برخی از حلقات در ارتش از مخالفان عمران خان حمایت کنند و برخی از حلقات نظامی دیگر از عمران‌خان. رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که اسناد تمدید ماموریت قمر جاوید بجوا فرمانده عمومی بر حال ارتش پاکستان تا حال از سوی حکومت عمران‌خان طی مراحل نشده است. عمران‌خان ظاهراً موافق است که قمر جاوید بجوا به کارش ادامه دهد، اما به گزارش رسانه‌های پاکستان اسناد تمدید ماموریت او هنوز طی مراحل نشده است. این احتمال وجود دارد که یک عده در ارتش عمران‌خان را تشویق کنند تا یک جنرال دیگر را به جای قمر بجوا بالا بکشد. این احتمال هم است که عمران‌خان و قمرجاوید بجوا با شبکه‌ی مورد حمایت‌شان در ارتش مشکل نداشته باشند ولی حلقات دیگر در ارتش مخالف آنان باشند و تظاهرات‌کننده‌گان را حمایت کنند. در تاریخ پاکستان از این اتفاقات زیاد افتاده است. همیشه نخست‌وزیران منتخب در پاکستان تلاش کرده‌اند که جنرال‌هایی را در ارتش حمایت کنند که جاه‌طلبی سیاسی ندارند.

ذوالفقار علی‌بوتو در زمان نخست‌وزیری‌اش حلقه‌ی نیرومند حمایتی در ارتش داشت. او به کمک این حلقه، جنرال ضیاءالحق را شناسایی کرد تا به عنوان فرمانده عمومی ارتش حمایت کند. ضیاءالحق در منطقه‌ی جلندر پنجاب غربی که پس از تجزیه‌ی شبکه قاره جزو قلمرو هند شد به دنیا آمده بود. او پس از سال ۱۹۴۷ به کشور تازه‌تاسیس پاکستان آمد و عضو ارتش شد. ذوالفقار علی‌بوتو تصور می‌کرد که جنرال ضیاءالحق جاه‌طلبی سیاسی ندارد، صاحب پایگاه نیرومند مردمی در پنجاب نمی‌شود و احتمال این‌که کودتا کند، بسیار کم است. ذوالفقار علی‌بوتو با استفاده از روابطش در ارتش ضیاءالحق را تا سمت لوی‌درستیزی بالا کشید ولی همین ضیاءالحق سر ولی نعمتش را خورد. عین کار را نوازشریف با مشرف کرد.

 مشرف اردوزبانی است که در دهلی‌نو به دنیا آمده است و خانواده‌اش با تشکیل پاکستان به این کشور تازه تولدیافته مهاجرت کردند. نوازشریف نخست‌وزیر پاکستان در سال ۱۹۹۸ پس از کناره‌گیری جنرال جهان‌زیب کرامت، لوی‌درستیز وقت پاکستان، زمینه را فراهم کرد تا مشرف هم رتبه‌ی نظامی بالاتر بگیرد و هم به عنوان لوی‌درستیز منصوب شود. همین مشرف در سال ۱۹۹۹ علیه شریف کودتا کرد. همان نیروهایی که در آخر دهه‌ی ۷۰ میلادی متحد ضیاءالحق بودند و او را در کنار زدن سیاست‌مداران و احزاب سیاسی نیرومند پاکستان از مناسبات قدرت آن کشور کمک کردند، بعد دست اتحاد به مشرف دادند. همان نیروها حال با عمران‌خان هستند. به همین دلیل است که همه حکومت عمران‌خان را حکومت ارتش می‌گویند. ولی تضاد منافع در مناسبات قدرت پاکستان در کل و روابط قدرت در ارتش آن کشور یک واقعیت است و این امر درک تحولات پاکستان را پیچیده ساخته است. همین مولانا فضل‌الرحمان و دیگر اسلام‌گرایان در انتخابات سال ۲۰۰۲ حکومت‌های ایالتی خیبرپختون‌خوا و بلوچستان را به دست گرفتند. اسناد نشان می‌دهد که جنرال مشرف در آن زمان انتخابات پارلمانی را به سود مولانا و متحدانش دست‌کاری کرده بود. این موضوع را بعداً افسران بازنشسته‌ی ارتش پاکستان فاش کردند. حزب مسلم‌لیگ نوازشریف در زمان ضیاءالحق بالا کشیده شد و این دیکتاتور نظامی به شریف کمک کرد تا به آدمی مهم در سیاست پاکستان بدل شود. ارتش پاکستان سابقه‌ی دوستی و بعد دشمنی با حزب مردم هم دارد. اگر ارتش به عنوان یک نهاد، پشت عمران‌خان را خالی نکند‌، بعید است که حکومت او ساقط شود، ولی اگر ارتش هم چند دسته شود و هر جناحی شبکه‌ی خودش را در اردو داشته باشد، وضعیت پیچیده می‌شود. در سال ۱۹۷۷ هم ذوالفقار علی‌بوتو و هم مخالفان سیاسی او، شبکه‌های خودشان را در ارتش داشتند‌ اما ضیاءالحق با پیش‌دستی در کودتا کل ارتش را در برابر عمل انجام شده قرار داد. در حال حاضر احتمال وقوع یک کودتای نظامی در پاکستان بعید است، ولی کسی نمی‌تواند حوادث آینده را پیش‌بینی کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن