آیا توافق صلح در افغانستان ممکن است؟

منبع: اکسپریس تریبیون

 نویسنده: احمد‌شاه کتوازی

برگردان: سیداکرم بارز

پس از بیش‌تر از یک ماه سردی که از سپتامبر گذشته آغاز گردید، پروسه صلح افغانستان در حال گرفتن جان تازه است. نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان آقای زلمی خلیل‌زاد با رییس جمهور اشرف غنی در مورد آینده گفت‌وگوهای صلح با طالبان بحث کرد. روز جمعه مسکو میزبان خلیل‌زاد و نماینده‌های چین و پاکستان بود تا راهی برای از سر گیری مذاکره با طالبان دریابند. هفته گذشته خلیل‌زاد و آقای رونالد کوبیا، نماینده اتحادیه اروپا برای افغانستان، یک اعلامیه جامع را با اذعان به این‌که صلح پایدار مستلزم یک راه حل سیاسی است، صادر کردند و مذاکرات بین‌الافغانی میان دولت افغانستان و گروه طالبان برای بحث در زمینه شریک‌سازی قدرت و ختم خشونت جاری تاکنون صورت نگرفت است.

قابل یادآوری است که مذاکرات صلح کنونی در بعضی موارد همسان با وضعیت اوایل ۱۹۹۰ است، زمانی که افغانستان به ورطه جنگ‌های داخلی سقوط کرد. پالیسی آشتی ملی افغانستان که توسط حکومت داکتر نجیب‌الله طرح گردید، در تلاش تعامل و مذاکره با گروه‌های مسلح به هدف متوازن‌سازی منافع محلی، ملی و بین‌المللی بود و مذاکرات به دلیل مداخلات آشکار کشورهای همسایه به شکست انجامید. منافع متضاد جوانب متعدد ذی‌دخل و کاهش منافع قدرت‌های بزرگ مانند امریکا و شوروی و مهم‌تر از آن فقدان اجماع محلی، ملی و بین‌المللی، نیز ایفای نقش کردند.

پالیسی آشتی ملی در تلاش مذاکره به خاطر پایان منازعه با مجاهدین از طریق فعل و انفعالات سنتی مانند جرگه و مشورت‌ها بود. حکومت داکتر نجیب از طریق ملل متحد به سیاسیون مراجعه کرد که در نتیجه مذاکرات مخفی با سران اپوزیسیون مستقر در ایران و پاکستان در کشور سومی صورت گرفت. این مذاکرات سبب شکل‌گیری توافق‌نامه ژنیو و پلان پنج ماده‌ای صلح شد و در نهایت تمام این تلاش‌ها با ختم جنگ سرد و از دست دادن منافع امریکا بی‌فایده ثابت گردید.

امروز، حمایت وسیع بین‌المللی از افغانستان در حال کاهش است و این کشور تا هنوز به خود‌کفایی اقتصادی دست نیافته و متکی بر کمک‌های خارجی می‌باشد و مردم نیز خود را با شرایط و اوضاع توافق احتمالی صلح با طالبان آماده می‌سازند.

نسل کهنه‌تر افغانستان که شکست تلاش‌های صلح افغانستان در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ را به یاد دارند، نگران تلاش‌های کنونی صلح‌اند‌. خلیل‌زاد این بار به قدر کافی در زمینه ایجاد اجماع میان جوانب ذی‌دخل به ویژه قدرت‌های منطقه‌ای هوشیارانه عمل می‌کند و از واشنگتن تا اروپا، از مسکو تا چین، از خاورمیانه تا جنوب آسیا سفر می‌کند و به طرف‌ها و کشورهای تأثیر‌گذار در قضایای افغانستان معلومات می‌دهد.

کشورهای منطقه و برخی بازیگران کلیدی نگرانی‌های مشخص دارند. به گونه مثال، هند نگران نفود بالقوه رقیبش پاکستان در افغانستانِ پسا‌توافق صلح است. به همین ترتیب عربستان سعودی ملاحظات در مورد نقش رقیب بالقوه‌اش قطر دارد، جایی که ده ماه مذاکره میان طالبان و امریکا برگزار شده بود و چگونه‌گی پاسخ این کشورها به گفت‌وگوهای صلح مهم تلقی می‌شود. علی‌رغم این‌که خلیل‌زاد در جست‌وجوی جلب حمایت قابل توجه ملی از طریق مراجعه به مخالفان سیاسی و جوانب ذی‌دخل محلی است، او با چالش‌های زیادی در راستای برقراری رابطه و ملاقات چشم به چشم میان مقامات افغانستان و طالبان در میز مذاکره می‌باشد. به دلیل عدم تمایل طالبان به ملاقات با مقامات افغان‌، هنوز دولت افغانستان خارج از گفت‌وگوها قرار دارد و مسلماً شمولیت و مؤثریت دستگاه دولتی در جریان مذاکرات مهم پنداشته می‌شود.

چنان‌چه قبلاً یاد‌دهانی شد، حساب کردن جزئیات توافق‌نامه، خلع سلاح‌‌، ادغام مجدد و شریک‌سازی احتمالی قدرت باید در مذاکرات بین‌الافغانی مورد بحث قرار گیرد و بدون شک این امر بخش پر‌چالش و خسته‌کننده کل پروسه است که باید با نگرش همه‌جانبه و عاری از رویکرد تنگ‌نظرانه به آن نگریسته شود.

به هر حال تحرک کنونی پیرامون صلح افغانستان مورد استقبال قرار داشته و می‌تواند در قسمت تقویت اقتصاد افغانستان فرصتی خوب تلقی شود.

افغانستان یکی از کشورهای بزرگ دریافت‌کننده کمک‌های امریکا بعد از تهاجم این کشور در سال ۲۰۰۱ است. تا زمانی که اقدامات مهم و لازمی به خاطر تأمین ثبات اقتصادی کشور روی دست گرفته نشود، در شرایط پسا‌صلح، افغانستان متکی بر کمک‌های امریکا و سایر کمک‌کننده‌ها خواهد بود. در حالی که بخش اعظم کمک‌ها در سکتور امنیتی هزینه شده، توافق امریکا و طالبان ممکن است بخشی از کمک‌ها را به سوی انکشاف زیربناها و بازسازی معطوف سازد.

حداقل در کوتاه‌مدت به خاطر ادغام مجدد طالبان و کار در راستای انکشاف اقتصادی، افغانستان ضرورت به افزایش کمک‌ها پس از توافق صلح دارد. منتقدان به این باور اند که برخی کمک‌کننده‌ها نسبت به کمک به دولت که در آن طالبان سهیم در قدرت باشند و مخصوصاً زمانی که حقوق و آزادی‌های زنان مورد تجاوز قرار گیرد، بی‌میل‌اند.

حتا بعد از رسیدن به توافق صلح و خروج نیروهای امریکایی، نیروهای افغان بار بیش‌تر جنگ علیه گروه‌های تروریستی جهانی به خصوص جنگ علیه شاخه خراسان گروه داعش ـ گروهی که عمدتاً در مناطق ناامن و تحت نفوذ طالبان فعالیت می‌کند ـ را برعهده خواهند گرفت. هرچند شاخه خراسان یک تهدید جدی فراراه دولت افغانستان است، ولی از طریق تلاش‌های مشترک نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان، تحرکات جنگ‌جویان بی‌رحم شاخه خراسان داعش خنثا شده و خشونت جاری کاهش خواهد یافت.

افغانستان بعد از توافق صلح، باید از انجام اشتباهات دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ خود‌داری، اجماع محلی، ملی و بین‌المللی را حفظ و در راستای جلب اعتماد قدرت‌های بزرگ کار کند.

برقراری توازن قوا در دیپلماسی، تمرکز بر ادغام طالبان، تقویت نیروهای امنیتی و رشد اقتصادی افغانستان در اولویت قرار گیرد و در آن صورت افغانستان قادر خواهد شد تا حاصل و منفعت توافق بالقوه صلح را بردارد.

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن