بررسی مفهوم فرهنگ سیاسی در افغانستان

نظیراحمد رزاقی

فرهنگ سیاسی یکی از مفاهیم انتزاعی در رشته علوم سیاسی است و به همین دلیل، اجماع عامه‌پسند برای تعریف آن وجود ندارد. برای درک هرچه بهتر مفهوم فرهنگ سیاسی، باید نخست به اجزای تشکیل‌دهنده آن که عبارت از «فرهنگ» و «سیاست» است، رجوع و سپس رابطه میان این دو را بررسی کرد. به گونه کلی می‎توان گفت که فرهنگ سیاسی عبارت از شیوه اثرگذاری متقابل بین فرهنگ و سیاست است و جالب این‌جا است که این موضوع در متون اصیل سیاسی رومی‌ها و یونانی‌ها نیز دیده می‌شود. در شکل‌گیری فرهنگ سیاسی یک جامعه، عوامل مختلف از قبیل شرایط تاریخی، نوعیت نظام سیاسی، ساختار اجتماعی، شرایط جغرافیایی، سنت و ارزش‌ها و نظام اقتصادی تأثیر دارند و پس از یک فرایند پیوسته جامعه‌پذیری سیاسی نهادینه می‌شود و از یک نسل به نسل دیگر انتقال می‌یابد. به صورت کلی، فرهنگ سیاسی مربوط به آن قسمتی از فرهنگ جامعه می‌شود که معطوف به طرف سیاست و نظام سیاسی است که بن‌مایه تمایلات و رفتارهای سیاسی مردم را شکل می‌دهد. به صورت عموم، آگاهی افراد در یک جامعه نسبت به نظام سیاسی حاکم و عمل‌کردهای آن، از راه فرایند جامعه‌پذیری سیاسی شکل می‌گیرد.

تعریف فرهنگ سیاسی

تعریف مدرن فرهنگ سیاسی را برای اولین‌بار گابریل آلموند و سیدنی وربا در سال ۱۹۶۳ در کتاب مشترک‌شان با عنوان «فرهنگ مدنی: رویکرد سیاسی و دموکراسی در پنج کشور» ارایه کردند. به صورت عموم، فرهنگ سیاسی را می‌توان چنین تعریف کرد: «مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، نگرش‌ها و جهت‌گیری‌های مردم نسبت به نظام سیاسی خودشان». از دیدگاه آلموند فرهنگ سیاسی عبارت است از: «الگوی ایستارها و سمت‌گیری‌های فردی نسبت به سیاست در میان اعضای یک نظام». سیدنی وربا نیز فرهنگ سیاسی را چنین تعریف می‌کند: «فرهنگ سیاسی از نظام اعتقادی تجربی، نمادهای معنادار و ارزش‌هایی که معرف کیفیت انجام اقدام سیاسی‌اند، تشکیل می‌یابد».

انواع فرهنگ سیاسی

گابریل آلموند و سیدنی وربا در کتاب‌شان به بررسی فرهنگ سیاسی در پنج کشور از جمله امریکا، آلمان، انگلستان، مکزیک و ایتالیا پرداختند و نتیجه‌ای که به دست آمد، نشان داد که کشورهای توسعه‌نیافته (جهان سوم) به دلایل فرهنگی، تاریخی و روانی عقب‌مانده‌اند. آلموند و وربا در تلاش بودند که فرهنگ عمومی را در سطح سیاسی با هم مقایسه کنند. هدف آن‌ها بررسی و روشن ساختن علل دوام دموکراسی در کشورهای غربی و بی‌ثباتی در کشورهای توسعه نیافته بود. آلموند و وربا انواع فرهنگ سیاسی را به سه نوع تقسیم کرده‌اند که آن‌ها را با کمی جزئیات مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱ فرهنگ سیاسی محدود

در جوامعی که انتظار ایجاد تغییر وجود ندارد، یا مردم انتظاری از نظام حاکم ندارند، فرهنگ سیاسی محدود حاکم می‌باشد. در چنین فرهنگ‌ سیاسی‌ای، گرایشات و علاقه افراد به مسایل سیاسی کم است و آن‌ها این احساس را ندارند که بتوانند در تحولات سیاسی موثر باشند. در فرهنگ سیاسی محدود، مردم هیچ نقشی در تصمیمات ملی و کلان کشور ندارند و همیشه تصمیمات در سطح حاکمیت و به صورت یک‌طرفه گرفته و اعمال می‌شود. این نوع  فرهنگ سیاسی بر جوامع سنتی و عقب‌مانده یا پادشاهی‌های متمرکز، حاکم است.

۲ فرهنگ سیاسی تبعه

در فرهنگ سیاسی تبعه، افراد از فعالیت‌های گوناگون حکومت از قبیل روند تصمیم‌گیری، پرداخت مالیات و قانون‌گذاری آگاهی دارند و به آن علاقه‌مند و یا نسبت به آن بی‌تفاوت هستند؛ اما به دلیل نبود نهادهای دموکراتیک، مردم از کارایی سیاسی چندانی برخوردار نیستند و افراد خود را در قالب شهروند نمی‌بینند و اتباع نظام تلقی می‌شوند. در این نوع فرهنگ سیاسی، افراد حس تعهد محدود نسبت به حکومت دارند و حضورشان در روندهای سیاسی، تحولات ملموسی را رقم نمی‌زند. در چنین فرهنگ سیاسی‌ای، نهادهای دموکراتیک و دموکراسی توان ریشه‌زدن را نخواهند داشت. نمونه‌های فرهنگ سیاسی تبعه، رژیم‌های سلطنتی حاکم در خاورمیانه و نظام‌های جمهوری آسیای میانه هستند.

۳ فرهنگ سیاسی مشارکتی

در این نوع فرهنگ سیاسی، افراد شهروندان کشور تلقی می‌شوند و در روندهای سیاسی و نهادها حضور فعال دارند و نسبت به رفتار سیاسیون حساس‌اند. در فرهنگ سیاسی مشارکتی، شهروندان بر این باورند که در تمام تصمیمات موثر هستند و سرنوشت خویش را خودشان رقم می‌زنند. جوامع پیش‌رفته و دموکراتیک میزبان فرهنگ سیاسی مشارکتی‌اند که در آن اراده مردم در تمام امور اعمال می‌شود و شهروندان به صورت گسترده در انتخابات شرکت می‌کنند. فرهنگ سیاسی مشارکتی عمدتاً بر کشورهای غربی حاکم است.

آلموند و وربا هم‌چنان بر این باور اند که انواع ترکیبی فرهنگ سیاسی مانند محدود – تبعه، مشارکتی – تبعی و محدود – مشارکتی نیز می‌توانند در یک جامعه وجود داشته باشند. انواع فرهنگ‌های سیاسی دیگری از قبیل فرهنگ سیاسی سکولار، فرهنگ سیاسی همگن، فرهنگ سیاسی چندپاره و فرهنگ سیاسی ایدیولوژیک که توسط والتر روزنبام در کتاب «فرهنگ سیاسی: مفاهیم اساسی در علوم سیاسی» مورد بررسی قرار گرفته است، نیز بر جوامع انسانی در گذشته و حال حاکم بودند و هستند.

فرهنگ سیاسی حاکم بر افغانستان

از آن‌جایی که جامعه افغانستان توسعه‌نیافته و عقب‌مانده است، فرهنگ سیاسی افغانستان سنتی و قوم‌گرا است و از دید آلموند و وربا هرسه یا ترکیبی از این فرهنگ‌های سیاسی بر جامعه ما حاکم است. جامعه افغانستان را از نظر فرهنگ سیاسی می‌توان به سه‌بخش تقسیم کرد:

الف: فرهنگ سیاسی مشارکتی پس از روی کار آمدن نظام دموکراتیک در سال ۲۰۰۲ حاکم شد که در نتیجه آن فضا برای آموزش، برابری، اشتراک در فرایندهای سیاسی از قبیل انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات‌های پارلمانی و شوراهای ولایتی و شکل‌گیری نهادهای دموکراتیک هموار شد. هم‌چنان فرصت برای حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مهیا شد. شایان ذکر است که فرهنگ سیاسی مشارکتی فقط بر مراکز ولایات و کلان‌شهرهای افغانستان حاکم است.

ب: فرهنگ سیاسی محدود که یکی از ویژه‌گی‌های بارز فرهنگ سیاسی افغانستان است، بیش‌تر بر مناطقی که از حاکمیت دولت خارج است، حکم‌فرما است. شاید در برخی از این مناطق دولت کم‌وبیش حضور داشته باشد؛ اما قدرت تصمیم‌گیری در دست بزرگان قومی است و یا مردم جهت حل منازعات به ساختار قومی – قبیله‌ای خود رجوع می‌کنند و در چنین فرهنگ سیاسی‌ای از ابزارهایی که جامعه را به سمت فرهنگ سیاسی مشارکتی هدایت می‌کنند، هیچ‌گونه استقبال صورت نمی‌گیرد.

ج: فرهنگ سیاسی تبعه بر مناطقی از افغانستان حاکم است که مخالفان دولت بر آن سلطه کامل دارند. ساختار نظام در این مناطق مبتنی بر ارزش‌های اسلامی است و افراد مکلف به پیروی از آن هستند. در چنین فرهنگ سیاسی‌ای، ساختارهای مدرن وجود ندارند و فضای رشد افراد به شدت محدود است. حضور زنان فقط براساس آموزه‌های شریعت اسلامی تعریف می‌شود و فراتر از آن اجازه هیچ‌گونه فعالیتی را ندارند.

در نتیجه، این‌که چه نوع فرهنگ سیاسی بر افغانستان غالب خواهد شد در هاله‌ای از ابهام است. شرایط حساس سیاسی فعلی، تشدید جنگ، حکومت مرکزی متزلزل و حس توهم پیروزی در میان مخالفان دولت هم‌زمان با خروج نیروهای خارجی، بر پیچیده‌گی وضعیت می‌افزاید. اما آنچه مسلم است، این است که فرهنگ سیاسی مشارکتی و فرهنگ سیاسی تبعه از بالا بر مردم افغانستان اعمال شده است و مردم افغانستان در انتخاب آن چندان نقشی نداشته‌اند.

دکمه بازگشت به بالا