کنفرانس بین‌المللی آسیای میانه و جنوبی؛ افغانستان بازیگر اتصال منطقه‌ای

محمدغنی عمار، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل آسیای میانه

کنفرانس بین‌المللی تاشکند تحت عنوان «آسیای میانه و جنوبی؛ اتصال منطقه‌ای، چالش‌ها و فرصت‌ها» به ابتکار رییس جمهور اوزبیکستان و براساس سیاست خارجی باز آن کشور جهت تقویت همکاری‌های اقتصادی و اتصال منطقه‌ای میان آسیای میانه و جنوبی به تاریخ ۱۶ جولای ۲۰۲۱ در شهر تاشکند برگزار شد. به باور تاشکند، آسیای مرکزی و جنوبی به لحاظ داشتن مشترکات تمدنی – فرهنگی، جغرافیایی و اقتصادی با هم گره خورده و نیاز است تا ظرفیت‌های بالقوه این مناطق به پتانسیل‌های عملی منطقه‌ای، مبدل شود. در این نشست به عنوان یک پلتفرم سیاسی و تخصصی به چالش‌ها و فرصت‌های اتصال این دو حوزه جغرافیایی در عرصه‌های ترانسپورت و لوژستیک، انرژی، تجارت، صنعت، سرمایه‌گذاری، تکنولوژی، فرهنگ و حقوق بشر به شمول تهدیدات امنیتی، پرداخته شد.

در کنفرانس مذکور حدود ۲۵۰ تن از مقامات بلندپایه کشورها، نماینده‌گان سازمان‌های بین‌المللی و متخصصان جهانی و منطقه‌ای از ۴۰ کشور جهان حضور داشتند. در این میان، رییس جمهور افغانستان و نخست‌وزیر پاکستان به عنوان مهمانان ویژه و وزیران امور خارجه هفده کشور منطقه به شمول افغانستان و نماینده‌گان چندین سازمان بین‌المللی و منطقه‌ای، شرکت کرده بودند و در کنار آنان حدود ۱۸۰ تن از کارشناسان جهانی و نماینده‌گان ده‌ها رسانه بین‌المللی حضور داشتند. در این نوشته به بحث‌های اصلی و حاشیه‌های مهم کنفرانس مذکور، جایگاه افغانستان در نشست متذکره و آینده اتصال منطقه‌ای آسیای میانه و جنوبی از مسیر افغانستان با توجه به بحث‌های نشست فوق، پرداخته شده است.

روایت‌های اصلی کنفرانس

در یک دیدگاه کلان تحلیلی، هدف اصلی کنفرانس بین‌المللی آسیای میانه و جنوبی، گفتمان سیاسی و تخنیکی روی ظرفیت‌ها، برنامه‌ها و چالش‌های اتصال آسیا و اروپا با توجه به تحرک اقتصادی قاره آسیا در سه دهه آینده بود. از منظر منطقه‌ای، نشست مذکور بیش‌تر معطوف به واکاوی چالش‌ها و فرصت‌های اتصال آسیای میانه و جنوبی با توجه به ایده‌ها و کریدورهای گوناگون کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ جهانی بود و از عینک ملی، اوزبیکستان بیش‌تر در تلاش تبلور دیپلماسی اتصال منطقه‌ای خویش به عنوان کشور مدیریت‌کننده پروسیه هم‌گرایی آسیای میانه و با حضور فعال افغانستان در این روند بود. افغانستان در متن و حاشیه نشست متذکره برجسته و محور حرف و حدیث‌های مقامات ارشد کشورها و متخصصان جهانی بود. این توجه در دو محور قابل جمع بود: نخست، تغییر اوضاع امنیتی، افغانستان را در صدر آجندای صبحت‌های اشتراک‌کننده‌گان کنفرانس قرار داده بود و می‌توان گفت که اکثریت مطلق سخنرانان نشست از اوضاع افغانستان نگران بودند. آنان به تقبیح حملات تروریستی طالبان پرداختند و بر حفظ ارزش‌های دموکراتیک در گفت‌وگوهای صلح تأکید داشتند و به این باور رسیده‌اند که اتصال، بدون امنیت در افغانستان بی‌معنا است. دوم، تأکید بر اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان در اتصال منطقه‌ای. در طرح‌ها، دیدگاه‌ها و صحبت‌های بسیاری از اشتراک‌کننده‌گان کنفرانس، افغانستان به عنوان پل منطقه‌ای میان حوزه‌های جغرافیایی پیرامون خویش مطرح بود. این دو بحث، به صورت جدی فضا و حواشی نشست را در محور افغانستان می‌چرخاند. محور واقع شدن افغانستان را می‌توان در سخنرانی‌های مهمانان ویژه نشست و وزیران امور خارجه کشورهای مهم منطقه و کارشناسان جهانی به صورت واضح دید.

شوکت میرضیایف، رییس جمهور اوزبیکستان، به عنوان میزبان اصلی کنفرانس، سخنرانی معنادار، جامع، تاریخی و مرتبط به واقعیت‌ها و چشم‌انداز آینده تحول اقتصادی جهان در چارچوب سیاست‌های اقتصادمحور و همسایه‌محور اوزبیکستان داشت. صحبت‌های او متشکل از پنج بخش عمده (پیشینه روابط تاریخی و اتصال منطقه، مطرح کردن چهار ایده به عنوان اصول کاری اوزبیکستان، طرح ده پیشنهاد عمده برای تقویت روابط اقتصادی و اتصال منطقه‌ای، دستاوردهای چند ساله اوزبیکستان و آینده همکاری‌ها) بود. در بخش نخست، آقای میرضیایف به پیشینه تاریخی منطقه پرداخت. به باور او، سال‌ها مردم این منطقه در زیر سایه ساختارهای سیاسی واحد و مشترک زنده‌گی داشتند و بعداً امپراتوری‌های متعدد بر جغرافیای آسیای میانه، جنوب آسیا و فراتر از آن حکومت کردند. شخصیت‌های علمی متعددی هم‌چون البیرونی، خوارزمی، ابن سینا، فارابی، نوایی، بابر و… در ایجاد، حفظ و تقویت این روابط فرهنگی – تمدنی نقش ارزنده‌ای بازی کردند. در قرن شانزدهم، مسیر کاروان‌های تجارتی میان شبه‌قاره هند و آسیای میانه از طریق افغانستان عبور می‌کرد و هزاران قاطر مشغول انتقال کالا بودند. در قرن نوزدهم روابط میان آسیای میانه و جنوبی به دلیل شرایط تاریخی مختل شد و موانع متعددی به میان آمد. مرزها مسدود شد و تنش‌ها و منازعه‌ها افزایش یافت؛ اما امروز جهان وارد عصر جدیدی از انتقال ژئوپلیتیک جهانی با چالش‌ها و فرصت‌های تازه‌ای شده و در چنین شرایطی، احیای روابط میان آسیای میانه و جنوبی، ضرورت حیاتی است.

رییس جمهوری اوزبیکستان در بخش دوم سخنرانی‌اش، بار دیگر بر اهمیت جغرافیایی افغانستان و تأمین صلح و ثبات در این کشور به عنوان نیاز جدی اتصال منطقه‌ای اشاره کرد و یکی از چهار ایده اصلی او در کنفرانس مذبور، به موضوع افغانستان با این عبارت اختصاص داشت: «یکی از مسیرهای کلیدی اتصال عملی آسیای میانه و جنوبی، جمهوری اسلامی افغانستان است. ما معتقد هستیم که دوستی میان‌منطقه‌ای به عنوان یک عامل مهم در تأمین صلح و ثبات و زنده ساختن اقتصاد افغانستان خواهد بود. امروز افغانستان در نقطه عطف تاریخ جدیدش قرار دارد. صلح در افغانستان باعث گشوده شدن چشم‌انداز جدید در ادغام این کشور به پروسه‌های بزرگ منطقه‌ای خواهد شد.»

سرمنشی سازمان ملل متحد در پیام کوتاه ویدیویی، کنفرانس مذکور را گام مهم در زمینه صلح افغانستان عنوان کرد و تأکید بر همکاری‌های منطقه‌ای داشت. او اتصال را مرکز تجارت، رشد اقتصادی و توسعه ‌پایدار و صلح را کلید تداوم همکاری‌ها خواند و گفت: «کشورهای آسیای میانه و جنوبی تنها وقتی می‌توانند از مزایای فرصت‌های بالقوه استفاده کنند که صلح در کل منطقه تأمین شود و این نشان‌دهنده اهمیت بیش‌تر تعامل مشترک و فعال در حمایت از صلح و امنیت افغانستان است.»

سخنرانی رییس جمهور افغانستان در کنفرانس تاشکند به لحاظ حساس بودن شرایط و وضعیت کشور، برای مخاطبان کنفرانس خیلی شوکه‌کننده، عملی و جالب توجه بود. ایشان به اتصال، تحول آینده نظام بین‌المللی در محور قاره آسیا به عنوان تحول قرن، اهمیت اوراسیا، فرصت‌ها، خطرات، آشفته‌گی‌ها و تهدیدات منطقه‌ای در زمان پساخروج نیروهای خارجی و ناتو از افغانستان پرداخت. او سرمایه‌های قابل ملاحظه باقی‌مانده نیروهای خارجی در افغانستان و تعهد قوی آن کشورها در حمایت از افغانستان، اصلاحات داخلی و دیدگاه واضح همکاری منطقه‌ای، رسیدن به توافق سیاسی به عوض جنگ با طالبان، فضای حقوقی مساعد به منظور استفاده از سرمایه‌های طبیعی کشور و حمایت قوی مردم از دولت و نیروهای امنیتی افغانستان را به عنوان فرصت‌های پنجگانه عنوان کرد و موج سوم کرونا، خشک‌سالی، حملات تهاجمی طالبان و تخریب دارایی‌های عامه، حضور جنگ‌جویان جهادی پاکستان در صفوف طالبان و عدم صداقت آن کشور در روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان را به عنوان تهدیدات اصلی یاد کرد. این بخش سخنرانی رییس جمهور افغانستان برای اشتراک‌کننده‌گان جلسه و به خصوص برای عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان، غیرمترقبه و تکان‌دهنده بود: «سوم، تخمین‌های استخباراتی از رسیدن بیش از ده هزار جنگ‌جوی جهادی از پاکستان در یک ماه گذشته خبر می‌دهد و هم‌چنین حاکی از حمایت آنان توسط سازمان‌های تروریستی فرامرزی است. ناظران سازمان‌های معتبر بین‌المللی توافق نظر دارند که طالبان هیچ اقدامی مبنی بر قطع روابط خود با سازمان‌های تروریستی، انجام نداده‌اند.» «پنجم، برخلاف اطمینان بخشیدن مکرر نخست‌وزیر عمران خان و جنرال‌های وی مبنی بر این‌که اشغال افغانستان توسط طالبان به نفع پاکستان نیست و از قدرت و نفوذ خود برای کشاندن طالبان به مذاکره جدی استفاده می‌کنند؛ شبکه‌ها و سازمان‌هایی که از طالبان حمایت می‌کنند به شکل آشکار از تخریب دارایی‌ها و توانایی‌های افغان‌ها، استقبال و تجلیل می‌کنند.»

در پایان کنفرانس، از فریدریک ستار، رییس انستیتوت آسیای میانه و قفقاز مقیم امریکا در مورد سخنرانی رییس جمهور غنی و عمران خان پرسیدم. او با یک لبخند جالب گفت: «رییس جمهور افغانستان واقعیت‌ها را گفت و با وجود آن‌که در مقام ریاست جمهوری یک کشور است، استادانه صحبت کرد؛ اما عمران خان می‌خواست بار دیگر خود و دیگران را فریب دهد و اگر من در کنارش می‌بودم، به او می‌گفتم: محترم! بس است و خون سرد باشید.»

محمدغنی عمار، نویسنده مقاله که در کنفرانس بین‌المللی تاشکند اشتراک داشت. ۱۶ جولای ۲۰۲۱، شهر تاشکند

آقای جوزف بورل، مسوول سیاست خارجی و نماینده عالی سیاست امنیتی اتحادیه اروپا در کنفرانس مذکور روی همکاری‌های اتحادیه اروپا با آسیای میانه و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای پرداخت؛ اما بخش اخیر سخنرانی‌ او به موضوع افغانستان معطوف بود. او از حملات تهاجمی طالبان که باعث تلفات و بی‌جا شدن مردم ملکی شده است و پیامدهای آن، اظهار نگرانی کرد و در بخشی از صحبت‌هایش گفت: «اتصال، ثبات و امنیت به عنوان پیش‌شرط‌ها و لازمه هم‌دیگر است؛ مگر امروز دیدگاه روشن اتصال آسیای میانه به اروپا، آسیای جنوبی و فراتر از آن با یک چالش کلان و فوری مواجه است و آن بدون شک وضعیت افغانستان است. یک افغانستان صلح‌آمیز و باثبات برای ثبات و توسعه کل منطقه و چشم‌انداز اتصال ما مهم است. هم‌چنان واقعیت این است که اتصال می‌تواند یک عنصر اساسی در ایجاد شغل، توسعه و صلح در افغانستان باشد؛ اما امروز ما شاهد یک واقعیت متفاوت هستیم. صلح و ثبات دوام‌دار در افغانستان هدف و مسوولیت مشترک ما است و اگر به دست نیاید، نه تنها مردم افغانستان، بلکه همه بازنده‌ایم. هیچ راه‌حل نظامی برای منازعه افغانستان وجود ندارد و اتحادیه اروپا به صورت جدی از پروسه جامع صلح افغانستان حمایت می‌کند.»

تأکید وزیر امور خارجه هند به تأمین صلح و ثبات در منطقه و افغانستان، برای تحقق ایده اتصال منطقه‌ای و همکاری‌ها در بندر چابهار در قالب دهلیز ترانسپورتی بین‌المللی شمال – جنوب، بود.

وزیر خارجه عربستان سعودی ضمن صحبت روی فرصت‌های همکاری آسیای میانه و خاورمیانه و سرمایه‌گذاری‌های آن کشور در این منطقه، گفت که کشورش از تمامی تلاش‌ها برای تسهیل گفت‌وگو، مصالحه و ثبات در افغانستان و هم‌چنان مبارزه با تروریسم، افراط‌گرایی و را‌‌ه‌های تمویل آن، حمایت می‌کند.

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در آغاز سخنرانی‌اش به موضوع افغانستان پرداخت و در مورد وضعیت اخیر امنیتی در افغانستان و پیامدهای برخواسته از آن، اظهار تأسف و نگرانی کرد. او نگرانی‌های فوق را به عنوان مانع اصلی تلاش‌ها در جهت شامل ساختن افغانستان در همکاری‌های منطقه‌ای عنوان کرد و چنین اظهار داشت: «ما به این باور هستیم که برنامه‌هایی در جهت تقویت ترانسپورت، لوژستیک و پروژه‌های انرژی برای اتصال آسیای میانه و جنوبی کاملاً با درنظرداشت وضعیت امنیتی موجود اتخاذ شود. فقط یک راه‌حل صلح‌آمیز جامع منازعه افغانستان می‌تواند شرایط ضروری را برای تطبیق موفقیت‌آمیز پروژه‌های مشترک اقتصادی و ابتکاراتی که در آن کابل نیز شامل باشد، مساعد سازد. به همین خاطر، ما فکر می‌کنیم که تأمین صلح قوی در افغانستان باید به عنوان اولویت مشترک منطقه و جهان باشد.»

سخنرانی وزیر امور خارجه ترکیه روی مسائل همکاری‌های منطقه‌ای و افغانستان متمرکز بود. او تأکید بر همکاری بیش‌تر منطقه‌ای و سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌ها کرد و اظهار داشت که به صورت سالانه منطقه آسیا پاسیفیک به سرمایه‌گذاری حدود ۱٫۷ تریلیون دالر نیاز دارد. وی از همکاری کشورش در تأمین امنیت و صلح در افغانستان یاد کرد و چنین اظهار داشت: «بدون صلح در افغانستان، ما نمی‌توانیم در مورد صلح واقعی قاره خویش صحبت کنیم.»

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در نشست مذکور روی چهار نکته ذیل تأکید کرد که یکی از نکات عمده آن، مسأله افغانستان بود: «نخست، کشورهای منطقه باید به باز بودن و فراگیری پای‌بند باشند و از روحیه مشارکت حمایت کنند. دوم، کشورهای منطقه باید توسعه سخت‌افزار و نرم‌افزار را جهت تقویت اتصال زیرساخت‌ها دنبال کنند. سوم، کشورهای منطقه باید به اصل منافع متقابل و همکاری برد – برد پای‌بند باشند و خدمات مالی را افزایش دهند. چهارم، کشورهای منطقه باید احترام به اصول امنیت مشترک داشته باشند و بر موانع همکاری‌ها، فایق آیند. ما به کشورهای مربوطه تأکید می‌کنیم که به تعهدات‌شان احترام کنند، مسوولیت‌های‌شان را انجام دهند و تلاش کنند که از بدتر شدن وضعیت در افغانستان جلوگیری شود. چین به تلاش‌های خویش در همکاری با جامعه بین‌المللی و به خصوص کشورهای همسایه افغانستان ادامه می‌دهد تا گفت‌وگوهای صلح را تسهیل کند و نقش عمده به سازمان همکاری‌های شانگهای و دیگر مکانیسم‌ها، قایل است.»

تأکید بسیاری از متخصصان جهانی و منطقه‌ای کنفرانس مذکور در پنل‌ها و گفت‌وگوهای حاشیه‌ای کنفرانس، روی تأمین صلح و ثبات در افغانستان و در نظر گرفتن اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک این کشور در اتصال منطقه‌ای بود. آنان صلح و ثبات افغانستان را به عنوان ضامن اصلی همکاری‌های منطقه‌ای، تجارت، ترانزیت، امنیت، تطبیق پروژه‌های اقتصادی و تقویت روابط و زنده ساختن میراث‌های مشترک تاریخی منطقه، دانستند. خالد تیمور، رییس مرکز مطالعات استراتژیک و جهانی پاکستان، گفت: «تأمین ثبات در افغانستان باعث تقویت همکاری‌های منطقه‌ای می‌شود». آرویند گوپتا، رییس مرکز مطالعات هند تحت نام (Vivekananda International Foundation) چنین اظهار داشت: «تلاش‌های بین‌المللی در جهت تأمین صلح در افغانستان به عنوان مهم‌ترین عامل ارتباط متقابل میان آسیای میانه و جنوبی است». آقای ایلدور عارفوف، رییس انستیتوت مطالعات استراتژیک و بین‌المنطقه‌ای اوزبیکستان، در جلسه امنیتی کنفرانس مذکور، تأکید بر امنیت سخت و نرم (Hard & Soft Security) با توجه به اوضاع افغانستان داشت. او گفت: «نخست از همه، ما در مورد پروژه‌های کلان اقتصادی و زیربنایی صحبت می‌کنیم که می‌تواند و باید به عنوان بخش جداناپذیر تلاش‌های‌مان در زمینه تقویت امنیت و ثبات در سراسر آسیای میانه و جنوبی به شمول تلاش‌های تقویتی صلح در افغانستان باشد».

بخش مهم دیگر کنفرانس، اعلامیه دو صفحه‌ای پایان نشست آسیای میانه و جنوبی بود. اعلامیه، بیش‌تر تأکید بر تقویت همکاری‌ها در عرصه‌های تجارت، ترانزیت، روابط اقتصادی – تجارتی، سرمایه‌گذاری، انرژی، نوآوری تکنولوژی و توریسم در مطابقت به قوانین بین‌المللی میان کشورهای آسیای میانه و جنوبی دارد. در اعلامیه هم‌چنان بر احیای فرصت‌های تاریخی و فرهنگی، تقویت روابط دوستانه و تلاش‌های جمعی برای ترمیم ساختارهای اقتصادی پساویروس کرونا از سوی کشورهای منطقه، تأکید شده است. در این اعلامیه، فقط از دو کشور (افغانستان و اوزبیکستان) به صورت مشخص نام برده شده است. از اوزبیکستان به خاطر میزبانی نشست تشکری شده؛ اما یک ماده مشخص اعلامیه به اهمیت جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان پرداخته که چنین مشعر است: «بر اهمیت نقش افغانستان به عنوان پل منطقه‌ای برای اتصال آسیای میانه و جنوبی تأکید شد و اعضا خواستار توسعه اقتصادی افغانستان از طریق تطبیق پروژه‌های مشترک منطقه‌ای در سطح روابط اقتصادی جهانی شدند.»

حاشیه‌های مهم کنفرانس در مورد افغانستان

در سیاست خارجی، هنر دیپلماسی حاشیه‌هایش داغ‌تر، جذاب‌تر و مثمرتر از متن آن است. در حاشیه کنفرانس بین‌المللی تاشکند، ده‌ها ملاقات رسمی و گفت‌وگوی غیررسمی میان مقامات ارشد کشورهای اشتراک‌کننده نشست به صورت دوجانبه و چندجانبه صورت گرفت. در کنار مسائل دوجانبه و منطقه‌ای، بحث افغانستان به عنوان بخش مهمی از این دیدارها و مذاکرات بود و همه تأکید بر تأمین صلح، ثبات، ادغام این کشور در پروسه‌ها و پروژه‌های منطقه‌ای و حمایت از مردم و حکومت افغانستان داشتند. مهم‌ترین رویدادهای حاشیه‌ای کنفرانس در محور افغانستان را می‌توان در قالب موارد ذیل برجسته کرد:

وزیران امور خارجه کشورهای آسیای میانه و نماینده امریکا در قالب فارمت C5+1، تدویر جلسه دادند و در پایان نشست، اعلامیه مشترک نشر کردند. در اعلامیه مذکور، کشورهای اشتراک‌کننده تأکید بر تجدید تعهدات‌شان برای گسترش تعامل از طریق پلتفرم دیپلماتیک منطقه‌ای جهت جست‌وجوی فرصت‌ها برای تقویت اتصال آسیای میانه و جنوبی از طریق تجارت، ترانسپورت و انرژی کردند. در اعلامیه، گفته شده که دست‌یابی به این هدف مشترک به تقویت امنیت و ثبات منطقه، به شمول مذاکرات صلح افغانستان، مرتبط است. هم‌چنان در اعلامیه روی مدرن‌سازی زیرساخت‌ها، استفاده از ظرفیت‌های ترانزیتی از طریق تطبیق پروژه‌های مشترک، تقویت روابط تجارت فرامرزی، روابط مردم با مردم، حقوق بشر و تغییرات اقلیمی، بحث شده است. سه ماده اخیر اعلامیه، به صورت مشخص به مسائل تقویت روابط اقتصادی با افغانستان و صلح در این کشور پرداخته که خلاصه آن قرار ذیل است: «ساده‌سازی تجارت، ترانسپورت و ارتباطات میان آسیای میانه و جنوبی به شمول افغانستان. ایجاد شرایط باثبات و شکوفا به نفع پروسه صلح افغانستان و تأکید بر فوریت مذاکرات اساسی در مورد یک توافق سیاسی در افغانستان و نبود تهدید گروه‌های تروریستی از خاک این کشور برای کشورهای آسیای میانه و امریکا یا هر کشور دیگری. هم‌چنان تقویت همکاری‌ها با افغانستان در زمینه‌های امنیت، انرژی، اقتصاد، تجارت، فرهنگ و دیگر عرصه‌ها.»

عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان، ضمن اشتراک در کنفرانس بین‌المللی تاشکند، سفر رسمی (State Visit) نیز به اوزبیکستان داشت. در این سفر ضمن برگزاری نشست تجارتی اوزبیکستان – پاکستان و دیدارهای مقامات دو کشور به هدف تقویت همکاری‌های اقتصادی – تجارتی، هشت موافقت‌نامه همکاری در عرصه‌های ترانزیت، تجارت، ساده‌سازی ویزای تجاران و گردشگران، تعلیمات نظامی، همکاری‌های فرهنگی و تبادل معلومات تجارتی میان دو کشور به امضا رسید. هم‌چنان سران دو کشور سند همکاری ارتقای روابط به سطح استراتژیک را امضا کردند که به عنوان یک گام مهم در تقویت همکاری‌های آینده میان اوزبیکستان و پاکستان به شمار می‌آید. کارشناسان بین‌المللی، حضور پاکستان و ترمیم روابط این کشور با اوزبیکستان را به عنوان یکی از فرصت‌های مهم آینده همکاری‌های منطقه‌ای می‌دانند.

سفر هیأت عالی‌رتبه افغانستان به ریاست رییس جمهور غنی به اوزبیکستان، گام مهم در تقویت روابط میان افغانستان و اوزبیکستان و نشان‌دهنده علاقه‌مندی کابل برای حضور در روند هم‌گرایی منطقه‌ای است. در این سفر، رییس جمهور افغانستان با رییس جمهور اوزبیکستان، نخست‌‌وزیر پاکستان، وزیران امور خارجه هند و ترکیه، سکرتر جنرال سازمان جهانی گمرکات، لارد احمد، وزیر دولت انگلستان، مشاوران رییسان جمهور قزاقستان و اوزبیکستان و هیأت ایالات متحده امریکا، به هدف بحث روی گفت‌وگوهای صلح افغانستان و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و اقتصادی، ملاقات‌های رسمی داشت. رییسان جمهور افغانستان و اوزبیکستان روی هماهنگی‌های بیش‌تر در زمینه تطبیق پروژه‌های مشترک اقتصادی (پروژه لین برق ۵۰۰ کیلوولت سرخان – پلخمری، خط آهن مزار شریف – کابل – پشاور و روابط تجارتی دوجانبه) به شمول پروسه صلح افغانستان، بحث کردند.

توافق وزیران امور خارجه افغانستان، اوزبیکستان و پاکستان و نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان روی ایجاد مکانیسم چهارجانبه اقتصادی به هدف تقویت همکاری‌های تجارتی، ترانزیتی و اتصال منطقه‌ای، یکی از موارد برجسته در حاشیه نشست تاشکند بود. هم‌چنان چهارمین نشست فارمت روسیه – آسیای میانه در سطح وزیران امور خارجه تدویر شد و نشست با نشر اعلامیه مشترک در خصوص مسائل افغانستان، پایان یافت. مسائل ذیل در اعلامیه مذکور ساطع شده است: «کشورهای اشتراک‌کننده نگرانی جدی‌شان را در مورد وضعیت امنیتی اخیر افغانستان بعد از خروج نیروهای خارجی، به خصوص در ولایات شمالی این کشور و افزایش تهدیدات تروریستی، قاچاق مواد مخدر و تجارت غیرقانونی اظهار داشته و بر ضرورت حل سیاسی بحران افغانستان و تأمین صلح و افغانستان صلح‌آمیز، مستقل و دارای حاکمیت تأکید کرده‌اند. اشتراک‌کننده‌گان از تمامی تلاش‌ها در چارچوب گفت‌وگوهای منطقه‌ای به شمول پروسه قلب آسیا، ترویکای توسعه‌یافته و فارمت مسکو استقبال و بر اهمیت تداوم ابتکارات به هدف احیای ساختارهای اجتماعی – اقتصادی افغانستان و ادغام این کشور در پروژه‌های اقتصادی منطقه‌ای، تأکید کرده‌اند. در اعلامیه، حملات تروریستی در افغانستان تقبیح و بر نقش سازمان ملل متحد در حمایت از مردم و حکومت افغانستان، تأکید شده است.»

روایت بازیگران جهانی در مورد جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان چیست؟

قدرت‌های اصلی و منطقه چهار روایت پیرامون جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان دارند: نخست، کشورهای آسیای مرکزی، افغانستان را تا سال ۲۰۱۴ به عنوان منطقه جدا از خویش و به عنوان یک تهدید عنوان می‌کردند؛ اما با اعلام خروج نیروهای نظامی خارجی از این کشور در سال ۲۰۱۴، این کشورها به دلایل امنیتی و اقتصادی به افغانستان توجه کردند و روایت «افغانستان جزء لاینفک آسیای مرکزی» آهسته آهسته در ادبیات سیاسی این کشورها مطرح شد و امروز افغانستان از عینک این کشورها، به عنوان بخش جداناپذیر آسیای میانه محسوب می‌‌شود. دوم، از عینک روسیه، افغانستان بعد از فروپاشی شوروی، به عنوان بخش آسیای مرکزی به حساب نمی‌رود و مسکو بیش‌تر از عینک غرب و تهدید، به کابل نگاه کرده است. سوم، افغانستان سال‌ها در سیاست خارجی امریکا و اتحادیه اروپا به عنوان بخشی از آسیای جنوبی به شمار می‌رفت؛ اما بعد از اعلام طرح هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق امریکا در مورد اتصال آسیای مرکزی با جنوب آسیا از طریق افغانستان و استراتژ‌ی‌های جدید امریکا و اتحادیه اروپا که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ برای آسیای مرکزی تدوین شده است، افغانستان به عنوان بخش آسیای مرکزی قلمداد می‌شود. چهارم، افغانستان در سیاست خارجی چین به دلایل رقابت این کشور با هند و نزدیکی‌اش با پاکستان، به عنوان بخش جنوب آسیا به حساب می‌آید و همواره به افغانستان از عینک پاکستان دیده است؛ اما در این اواخر ما شاهد تغییر این رویکرد چین هستیم و افغانستان به نحوی در معادلات آسیای مرکزی – چین  شامل شده است.

اتصال منطقه‌ای و نقش افغانستان

افغانستان از منظر مطالعات ژئوپلیتیکی به عنوان نقطه وصل سه حوزه مهم پیرامون خویش (آسیای میانه، آسیای جنوبی و خاورمیانه) است و می‌تواند جغرافیای بیش‌تر از این را در محور خویش بکشاند. با وجود دیدگاه‌های متفاوت قدرت‌ها و کشورهای مختلف در مورد جایگاه افغانستان، این کشور به عنوان قلب این منطقه، جزو همه مناطق پیرامونش است و نباید در قالب روایت یک منطقه واحد تعریف شود. تلاش‌ها برای تطبیق ایده اتصال منطقه‌ای با تمرکز بر نقش افغانستان به عنوان چهارراه منطقه به یک واقعیت عینی تبدیل و طرح پروژه‌ها، برنامه‌ها و دیپلماسی منطقه‌ای، به خصوص از زمان حکومت وحدت ملی در سیاست خارجی افغانستان، بیش‌تر تقویت شده است. کار روی پروژه‌هایی چون کاسا یک‌هزار، تاپی، تاپ، راه لاجورد و خطوط آهن که از مسیر افغانستان عبور می‌کند، به عنوان گام‌های عملی در جهت تحقق نظریه اتصال منطقه‌ای در محور افغانستان به شمار می‌رود.

اصلی‌ترین هدف کنفرانس بین‌المللی تاشکند، اتصال آسیای میانه و جنوبی با توجه به ظرفیت‌های بزرگ فرهنگی و اقتصادی این دو منطقه با هم پیوسته بود و تلاش شد تا واضح شود که چگونه می‌توان از ظرفیت‌های یک منطقه برای کمبودی‌های منطقه دیگر و برعکس آن استفاده بهینه کرد. آسیای میانه با داشتن ظرفیت‌های قوی منابع طبیعی (طلا، اورانیوم، زغال، نفت و گاز)، محصولات نساجی و تولیدات صنعتی، محاط به خشکه است و دست‌رسی به آب‌های بین‌المللی ندارد. آسیای جنوبی برعکس آسیای میانه، با کمبود شدید انرژی و دیگر منابع طبیعی و اقتصادی، نیازمند دست‌رسی به بازارهای آسیای مرکزی و فراتر از آن انرژی این منطقه است. از سوی دیگر، جهان در آستانه سومین مرحله انتقال قدرت به قاره آسیا در سه دهه آینده است و محور این انتقال را موضوعات اقتصادی تشکیل می‌دهد. در این گیرودار، تعاملات آینده آسیای مرکزی و جنوبی در محور افغانستان فوق‌العاده حیاتی است و هر دو منطقه ظرفیت‌های عظیمی دارد. میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در آسیای میانه در جریان سه دهه گذشته حدود ۳۸۰ میلیارد دالر بوده و قرار است از سال ۲۰۱۸ الی ده سال آینده، حدود  ۱۷۰ میلیارد دالر دیگر در آسیای مرکزی سرمایه‌گذاری شود.

آسیای مرکزی ۷۵ میلیون جمعیت دارد و رشد اقتصادی آن بین ۵ الی ۷ درصد است. مجموع تولید ناخالص این منطقه در سال ۲۰۲۰ به ۳۰۰ میلیارد دالر می‌رسید. در جریان سال گذشته میلادی، علی‌رغم شیوع ویروس کرونا، حجم تجارت خارجی آسیای میانه حدود ۱۴۲٫۶ میلیارد دالر بود که حدود ۸٫۹ درصد تجارت بین‌المللی را تشکیل می‌دهد. در مقابل آن، آسیای جنوبی با جمعیت ۱٫۹ میلیارد نفر و تولید ناخالص ۳٫۳ تریلیون دالر و حجم تجارت خارجی  ۱٫۴ تریلیون دالر، قرار دارد. در این میان، با وجود پتاسیل‌های قوی اقتصادی، حجم تجارت میان آسیای میانه و جنوبی در سطح پایین آن قرار دارد و تنها در سال ۲۰۲۰ حدود ۴٫۴ میلیارد دالر تخمین شده است و این رقم باید در سال‌های آینده چندبرابر شود. اصلی‌ترین نظریه برای وصل منطقه، ایده «دهلیز ترانسپورتی بین‌المللی شمال – جنوب (INSTC)» است و برای تحقق این نظریه، سه مسیر ذیل قابل تصور است و هرکدام از این مسیرها می‌تواند کشورهای بیش‌تر و فراتر از آسیای میانه (حوزه قفقاز، روسیه و اروپا) را به جنوب آسیا و برعکس آن وصل کند. در یک نگاه کلان‌تر، وصل مناطق آسیا پاسیفیک، آسیای جنوبی و مرکزی، روسیه و اروپا می‌تواند به عنوان آجندای اساسی تحولات آینده اقتصادی و اتصال منطقه‌ای در محور ژئوپلیتیک افغانستان قابل بحث و تطبیق باشد.

نخست: مسیر هند – پاکستان – چین – آسیای میانه: این راه برای وصل آسیای جنوبی و مرکزی در قالب یک نظریه مطرح است. هم‌چنان در چارچوب همین ایده، ایجاد دهلیز اقتصادی چین – پاکستان (CEPC) نیز شامل است و تلاش‌ها برای ساخت‌وساز خط آهن چین – قرقیزستان – اوزبیکستان در آسیای میانه نیز جریان دارد؛ ولی بهره‌برداری از این مسیر به دلیل اختلافات سیاسی – امنیتی کشورهای دخیل نمی‌تواند به یک واقعیت عملی مبدل شود.

دوم: مسیر روسیه – آسیای میانه – ایران – جنوب آسیا: این مسیر در طرح اتصال منطقه‌ای روسیه شامل است و مسکو در تلاش عملی‌سازی کریدور ترانسپورتی شمال – جنوب (اروپا – روسیه – هند) به هدف دست‌رسی به جنوب آسیا و برعکس آن است. این دهلیز اقتصادی دارای مسیرهای اصلی و فرعی است. در مسیرهای اصلی آن افغانستان شامل نیست و قرار ذیل است:

  • روسیه – قزاقستان – ترکمنستان – ایران – پاکستان – هند؛
  • روسیه – بحیره کسپین – ایران – پاکستان – هند؛
  • روسیه – آذربایجان – ایران – پاکستان – هند.

در صورت عدم عملی شدن مسیرهای اصلی و ساخت خط آهن هرات – قندهار – کویته، راه‌های ذیل به عنوان مسیرهای بدیل و فرعی دهلیز ترانسپورتی مسکومحور از طریق خاک افغانستان به حساب می‌رود:

  • روسیه – قزاقستان – ترکمنستان – ایران – افغانستان – پاکستان – هند؛
  • روسیه – قفقاز – ایران – افغانستان – پاکستان – هند؛
  • روسیه – بحیره کسپین – ایران – افغانستان – پاکستان – هند.

سوم: مسیر آسیای میانه – افغانستان – آسیای جنوبی: بهتر است این مسیر را به عنوان «دهلیز ترانزیتی افغانستان» (Afghan – Trans – Corridor) نام‌گذاری کرد. این دهلیز به عنوان کوتاه‌ترین راه خشکه و ارزان‌ترین مسیر به لحاظ هزینه‌های اقتصادی برای وصل آسیای میانه و جنوبی و فراتر از آن مطرح است. کشورهای مسیرهای اول و دوم می‌توانند از این مسیر استفاده کنند و در چارچوب این دهلیز می‌توان از ایجاد دهلیز روسیه – قزاقستان – اوزبیکستان – افغانستان – پاکستان – هندوستان مطمین شد. افغانستان نقش حیاتی در این دهلیز ترانزیتی دارد و مسیرهای (مزار شریف – کابل – پشاور و مزار شریف – هرات – قندهار – کویته) برای دهلیز مذکور قابل بحث است. تلاش‌ها برای تطبیق پروژه خط آهن مزار شریف – کابل – پشاور با اشتراک افغانستان، اوزبیکستان و پاکستان آغاز شده است. این بزرگ‌ترین پروژه خط آهن افغانستان است که می‌تواند آسیای میانه را به جنوب و برعکس آن وصل کند و این پروژه یکی از مهم‌ترین آجندای کنفرانس بین‌المللی تاشکند، بود.

نتیجه‌گیری

بحث‌ها، طرح‌ها و روایت‌های کنفرانس بین‌المللی آسیای میانه و جنوبی به صورت واضح نشان می‌دهد که افغانستان در چارچوب نظریه «چهارراه منطقه»، نیازمند تدوین «طرح جامع اتصال منطقه‌ای در محور خود» است. این طرح برای لابی‌گری بعدی و اقناع کشورهای منطقه جهت سرمایه‌گذاری و ایجاد دیدگاه مشترک در محور افغانستان، به دیپلماسی فعال و سازنده منطقه‌ای و جهانی نیاز دارد. در قالب یک نگاه لیبرالیستی – رئالیستی، کلید امنیت و ثبات افغانستان در دست جغرافیای این کشور است و طرح اتصال منطقه‌ای، عنصر عمده در تأمین صلح و شکوفایی افغانستان عنوان می‌شود. نویسنده حرف‌های اخیرش را با روایت معاون رییس سازمان یونسکو به پایان می‌رساند. خانمStephania Giannini در جمع‌بندی پنل فرهنگی کنفرانس مذکور گفت: «تأمین امنیت و صلح در افغانستان، زیربنای اتصال فرهنگی در منطقه است و موفقیت تلاش‌های آینده کشورها، به ثبات افغانستان گره خورده است.»

دکمه بازگشت به بالا