گفت‌وگوهای بین‌الافغانی؛ شکست بن‌بست مذاکرات طالبان و امریکا

عبدالقادر فقیرزاده

مذاکرات صلح بین امریکا و طالبان به صورت یک‌جانبه توسط ترمپ، رییس جمهور امریکا، لغو شد. این تصمیم را ریاست جمهوری امریکا پس از آن اتخاذ کرد که در آخرین مورد، یک موتر‌بمب در ساحه شش‌درک شهر کابل منفجر گردید که در نتیجه آن علاوه بر ۱۱ شهروند افغان، یک تبعه امریکا نیز کشته شد.

حدود ده ماه از تلاش‌های شبانه‌روزی زلمی خلیل‌زاد و هیأت مذاکره‌کننده طالبان می‌گذرد. پرسشی که مطرح است، این است که با لغو گفت‌وگوها، حالا بن‌بست مذاکرات با چه مکانیزمی می‌تواند شکسته شود؟ مسأله‌ی صلح افغانستان آیا باز هم به یک معما تبدیل خواهد شد؟

شکست بن‌بست جاری از دو راه ممکن محتمل است: یکم، این‌که امریکا از رأی صادره‌ی خود برگردد و گفت‌وگوها را از سر گیرد. دوم، با توجه به این‌که جنگ جاری افغانستان، بازنده و برنده‌ای ندارد، راه حل سیاسی تنها مکانیزم برای حل چالش‌های جاری پیش‌بینی شده است. این امر با روش‌های بومی، امکان‌پذیر خواهد بود. از آن‌جا که پدیده‌های تحمیلی در نتیجه فشارهای منطقه‌ای و جهانی از استحکام‌، دوام و قوام لازم برخوردار نیست، نتایج صلح امریکا و طالبان به گمان اغلب آغاز یک جنگ داخلی دیگر است که ملت افغانستان بار دیگر قربانی و هیزم سوخت طرف‌های درگیر قرار خواهند گرفت.

از این رو تفاهم روی مشترکات و مدیریت اختلافات همه‌ی طرف‎ها با نسخه‌های بومی تنها راه حل معضل پیچیده جنگ افغانستان خواهد بود. با گفت‌وگوهای بین‌الافغانی نه تنها بن‌بست مذاکرات امریکا و طالبان خواهد شکست، بل طرف‌های افغانی نیز به خواست‌‌ها و نتایج ملموس هم‌دیگر پی خواهند برد.

مکانیزمی که بتواند این گفت‌وگوها را مدیریت کند، باید از متن و برایند یک اجماع سیاسی-اجتماعی بزرگ ملی، همه‌شمول و با خطوط مشخص قابل مذاکره برخوردار باشد. طرفین با درک وضعیت حساس منطقه‌ای و جهانی باید روی منافع بزرگ ملی تفاهم و اختلافات جزئی را مدیریت کنند.

در هر مصالحه‌ای اگر بازی بردـ‌برد مطرح باشد، تضمین قوام و دوام آن بیش‌تر و حتا دایمی‌ است. از آن‌جا که جنگ افغانستان تا هنوز برنده و بازنده‌ای نداشته است، تنها راه حل سیاسی، دیالوگ بین‌الافغانی با معیارهای بومی و بر مبنای منافع ملی و استوار بر عقلانیت و عدالت طرفین می‌تواند باشد‌. این در صورتی ممکن است که طرف‌ها با درک مسوولیت دینی و انسانی، به این وجیبه ملی پابند بوده و بیرون‌رفت از گرداب وحشت را مصلحت اساسی خود بپندارند.

اما مذاکرات صلح امریکا و طالبان، در ابهام مطلق قرار گرفتن ملت افغانستان و طالبان در جبهات نبرد و هم‌چنان بن‌بست گفت‌وگوها حدود یک سال به طول انجامید.

گفت‌‌وگوهای صلح بین طالبان و امریکا پس از دسامبر ۲۰۱۸ زمانی آغاز شد که امریکا برای مذاکرات با طالبان چراغ سبز نشان داد. این نشست‌ها که از دوحه و ابوظبی جریان گرفت، به گونه‌‌ی رسمی از هفته دوم فبروری ۲۰۱۹ در دوحه آغاز شد. ادامه این مذاکرات با دوره‌های متفاوت، اتفاقات نفس‌گیری بود هم برای زلمی خلیل‌زاد و همراهان و هم برای هیأت مذاکره‌کننده‌‌ی طالبان.

به ادامه‌‌ی دوره‌ی پنجم، زلمی خلیل‌زاد تقریباً به نتایج غیر‌منتظره دست یافت که مواردی را برای هردو طرف روشن ساخت. قطع روابط و عدم همکاری طالبان با سایر گروه‎‌های تروریستی و عدم تهدید ایالات متحده امریکا و هم پیمانانش از خاک افغانستان، خروج نیروهای ایالات متحده امریکا از خاک افغانستان، آغاز گفت‌وگوهای مستقیم بین دولت افغانستان و گروه طالبان و آتش‌بس از موضوعات قابل بحث دو طرف مذاکره‌کننده‌گان امریکا و نماینده‌گان طالب بود که حتا روزها و هفته‌ها به طول انجامید.

این چهار مورد و شاید هم موارد دیگری که در عقب درهای بسته به مذاکره گرفته می‌شد، سرفصل مذاکرات دوره‌های نفس‌‌گیر و مضطرب‌کننده هفتم، هشتم و نهم گردید.

اما این‌سو، ملت افغانستان بی‌خبر از هر اتفاقی که قرار بود با سرنوشت‌شان عجین شود، دست زیر الاشه در انتظار ختم یک دوره‌ از مذاکره و نوید/اطلاعیه زلمی خلیل‌زاد از طریق رشته‌‌ی توییت‌ها بودند. حتا بلند‌پایه‌ترین مقام‌های حکومتی (رییس جمهور و رییس اجرائیه) نیز از جریان گفت‌وگوهای دوحه اطلاعی در دست نداشتند.

در ختم دوره‌ی نهم، زمانی که هیأت‌های مذاکره‌کننده امریکا و طالبان، روی موارد چهارگانه و شاید هم روی ساختار نظام سیاسی آینده افغانستان به توافق کلی رسیده بودند، به یک‌باره‌گی ترمپ لغو گفت‌وگوهای صلح میان امریکا و طالبان را اعلام کرد.

این‌جا در افغانستان، اتفاقاتی که در دوحه افتاده بود، ترس و بیم عجیبی در محافل سیاسی و عمومی ایجاد کرده بود. همه نگران از این بودند که مبادا سرنوشت‌شان به قبل از سال‌های ۲۰۰۱ میلادی برگردد. ترس از تکرار حاکمیت سیاه طالبان فراگیر شده بود. از یک‌سو همه‌روزه جنگ، انفجار و انتحار پی هم، به مراتب مهیب و وحشتناک در گوشه‌گوشه شهر کابل و نقاط کشور اتفاق می‌افتاد.

انتخابات به عنوان یک اتفاق بی‌بدیل هم‌چنان با ابهام مطلق دچار گردیده بود، چون در اولویت حمایت جامعه جهانی، صلح قرار داشت.

حالا با لغو یک‌جانبه گفت‌وگوهای صلح توسط ترمپ، حداقل برگزاری انتخابات به سمت قاطعیت تمایل پیدا کرده که احتمالاً در ۶ میزان ۱۳۹۸ ما شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان خواهیم بود. در نتیجه این انتخابات، زعامت ملی از فرد و گروهی به دسته و شخص دیگری انتقال خواهد یافت.

اما نباید فراموش کرد، برای مردم افغانستان همان‌گونه که انتخابات مهم است، قطع جنگ و ایجاد یک فضای مناسب زیستی که حداقل روزانه از ده‌ها شهید و مجروح در سنگرهای داغ نبرد و در نتیجه انفجارها جلوگیری به عمل بیاید، نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

صلح از آروز‌ی دیرینه‌ی مردم افغانستان است که چندین نسل ا‌ست در تلاش به حقیقت پیوستن این رؤیا مبارزات نفس‌گیر و قربانی‌های بی‌دریغ را شاهد بوده‌ایم. اولویت مردم افغانستان، صلح است؛ صلح با‌عزت که سبب قطع جنگ و خشونت‌ها باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن