نمایشگاه عکس‌های پرسش‌برانگیز:‌ یعنی چی؟

مخاطبین وارد سالن می‌شوند، عده‌ای با حیرت به عکس‌ها نگاه می‌کنند و با همان حیرت سالن را ترک می‌کنند، عده‌ای که جسورتر هستند، این حیرت را به سوال بدل کرده، می‌پرسند: یعنی چی؟

اما آیا می‌توان از هر اثر هنری انتظار «معنا» داشت، چرا ما به حسی که یک اثر در ما برمی‌انگیزد کمتر توجه می‌کنیم؟ دیدن و بوییدن گل سرخ چه معنایی دارد؟ حسی که دیدن و بوییدن گل سرخ در ما برمی‌انگیزد چطور؟ این پرسش‌ها را با محمدشهاب اسلامی، کیوریتور نمایشگاه شریک می‌کنم. می‌گویم مخاطبین شما انتظار داشتند عکس‌ها معنای صریح داشته باشند: «به راستی چه معنا؟»

 می‌گوید: من فکر می‌کنم به جای «چه معنا» باید برسیم به «چه تأثیر» و تأثیر گرفتن برای هر کسی قابل درک نیست، مگر این که فرد خودش را با رهایی کامل در مقابل پذیرش فضاهای جدید احساسی قرار بدهد. ما وقتی از هنر عکاسی گرفته تا ادبیات و هنرهای دیگر با فورم و ساختار مواجه هستیم، باید به این مسأله واقف باشیم که خود فورم برگرفته از هستی است. هستی و آفرینش اگر یک فورم زیبا نداشته باشد و آفرینش‌گر آن را به زیبایی طراحی نکرده باشد، ما آن را از معنا تهی می‌دانیم. پس لذت‌بردن از فورم، خود می‌تواند ما را به تأثیری برساند که سرشار از معانی مختلف است.

شهاب می‌گوید متأسفانه در جوامع در حال پیشرفت «معناگرایی» و «مضمون‌گرایی»، آفتی است که باعث می‌شود فرد به خودش اجازه بدهد که قضاوت کند و بگوید: «اگر من نفهمیدم، قابل قبول نیست.» در صورتی که باید از خودش بپرسد چرا من نمی‌فهمم و چطور می‌شود اثری را که تا یک نمایشگاه رسیده، بفهمم. چطور است که بروم مطالعه‌ام را گسترش بدهم و این‌گونه سراغ گوناگونی ساختاری آثار هنری بروم.

نمایشگاه گروهى عکس استقرا 

نمایشگاه گروهى عکس استقرا Induction حاصل تحقیق چندین ماهه‌ی محمدشهاب اسلامی است. این نمایشگاه با همکاری انستیتوت فرانسه در افغانستان برگزار شده است. نمایشگاه استقرا در سه ژانر معاصر عکاسى ( فاین‌آرت، مینیمالیسم و آبستره)، ۳۰ اثر از شش عکاس جوان افغانستان را برای مخاطبان به نمایش گذاشته است. محب‌علی، فرحان خلیل، محمدشهاب اسلامی، حمیدرضا رحمانی، محمد صادقی و مهدی نوید حیدری؛ هنرمندانی هستند که به این نمایشگاه اثر داده‌اند.

دعوت به زیستن در خیال و سفر در انتزاع

در این سال‌ها شمار زیادی از جوانان افغانستان به عکاسی علاقه‌مند شده‌اند. بیشترین عکس‌هایی که این جوانان در شبکه‌های اجتماعی نشر می‌کنند، عکس‌های خبری و مستند اجتماعی است. چیزی که به باور هنرمندان نمایشگاه استقرا، نابسامانی‌های اجتماعی را بازتولید می‌کند، در بیانیه‌ی نمایشگاه استقرا آمده است که آن‌ها می‌خواهند حجم گرایش به عکاسی فوتوژورنالیزم را کاهش دهند و هنرمندان را به زیستن در خیال و سفر در انتزاع دعوت کنند:
«ناامنی و گسترش خشونت در هر جامعه، تولید شده‌ی ذهن‌های ناامن و خشونت‌طلب است. ذهن‌ها همچون آیینه، از بازتاب شرایط موجود متأثر می‌شوند. «چشم» به ‌عنوان اصلی‌ترین راه انتقال جامعه به ذهن بشر، قدرت این را دارد تا پیش از ثبت وقایع با کمک تحلیل مغز اطلاعات را از فیلتر «نگاه» پردازش کند. آن‌چه که در جامعه‌ی فرهنگی- سیاسی افغانستان معنای عمیق و جدی ندارد، ماهیت و مفهوم «نگاه» هست. چرا که یک چاقو هم می‌تواند نان را تقسیم کند و هم جان آدمی را بگیرد.

فاصله‌گرفتن از فضای اجتماعی خشن و انتحار‌گونه‌ی افغانستان، به معنای فاصله‌گرفتن از ارزش «تعهد اجتماعی» نیست. بلکه تلاشی پویا و هدفمند است، برای باز تعریف کمک به اجتماع و جامعه، از طریق تغییر «نگاه». لذا برای دست‌یافتن به این مهم، شاید بهتر باشد تا حجم گرایش به عکاسی فوتوژورنالیزم را (که با عمومی‌ساختن تصویرهای دهشتناک، به‌ شکل مجدد تولید خشونت می‌کند)، در جوانان کاهش دهیم و با دعوت به زیستن در خیال و سفر در انتزاع، سعی کنیم تا «نگاه» دیگری داشته باشیم به نشانه‌های حیات، صلح، هستی، آفرینش و هر مفهمومی که می‌تواند سرشت و نهاد افغان‌های نسل بعد را پاک‌تر و انسانی‌تر رشد بدهد.»

ریزه‌گرایی

محمدآغا ذکی از عکاس‌هایی است که در این نمایشگاه به عنوان بیننده شرکت کرده، نظر او را در مورد دیدگاه می‌پرسم، می‌گوید: «استقرا نمایشگاهی است که به لحاظ استرکچر کار عکاسی، یک ساختار را دنبال می‌کند که مینیمالیسم است. عکس‌هایی که در نمایشگاه می‌بینیم، آمیزشی از بافت‌های گرافیک و خط و رنگ است. وقتی شما عکس‌ها را دنبال می‌کنید، می‌بینید که در تمام کارها، سوژه‌ها با استفاده از رویکرد مینیمالیسم یا کمینه‌گرایی در ترکیب به خوبی آفریده شده است.» آقای ذکی باور دارد که «بعضی آثار، کارهای بسیار عادی و ساده است. این عکس‌ها نشان می‌دهد که هنرمند، به بافت و ساختار اثر توجه کرده، ولی متأسفانه موفق نبود.»

ساده‌گرایی یا مینیمالیسم که با نام‌های دیگری مثل ریزه‌گرایی، کمینه‌گرایی، هنر کمینه یا هنر موجز نیز خوانده می‌شود، یک مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه‌ی ساده‌گی بیان و روش‌های ساده بنیان گذاشته ‌است. ریزه‌گرایی در هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی بسیار نمود یافته است.

آقای ذکی همچنان می‌گوید:‌ »برگزاری چنین نمایشگاهی نشان می‌دهد که هنرمندان ما از ساختارهای معروف و معطوفی که به طور معمول ما دنبال کرده‌ایم، فاصله بگیرند و رویکردهای جدیدی را در کارشان تجربه کنند.»

مات

محمدرضا سعیدی، عکاسی است که با دید منتقدانه به این نمایشگاه می‌بیند: «فضای عکس‌ها خشک و بی‌جان است، اما از طرفی قاطعیت خاصی در کادر بندی تصاویر دیده می‌شود. این قاطعیت لازمه‌ی سبک مینیمالیسم است. هنرمند مینمالیست در خلق اثر باید از این قاطعیت برخوردار باشد، اما خشک بودن و بیجان بودن از لازمه‌های مینیمالیسم نیست.»

شهاب اسلامی اما به نقد آقای سعیدی این‌گونه پاسخ می‌دهد:‌ «ما باید ببینیم که در جهان معاصر به چه مرحله‌ای رسیده‌ایم. آیا غیر از این است که جهان معاصر به یک بی‌معنایی رسیده؟ ما نمی‌خواهیم از نهیلیسم گپ بزنیم که به پوچ‌گرایی نقب می‌زند. در جهان معاصر هر چیزی فاقد معنای ارزشی کلاسیک خودش است. دیگر این‌که امروز خیلی چیزها نسبی شده، از ارزش‌های اعتقادی گرفته تا دنیوی. این بی‌حسی خودش یک حس است. جام شدن و مسخی که در آثار دیده می‌شود، خود حس مدرنی است که جامعه‌ی امروزی دچارش است. هنرمند امروزی در جهان بی‌حسی زنده‌گی می‌کند، هنرمند اگر این بی‌حسی را درک نکند، بدل به جنبنده‌ای می‌شود که در روزمره‌گی سیر می‌کند.»

تا حال این را دیدی؟

محمد شهاب اسلامی، کیوریتور نمایشگاه استقرا می‌گوید: سبک‌هایی که ما در نمایشگاه داشتیم سبک‌هایی هستند که به شدت تفسیر و تأویل‌پذیر است و تفسیر با گفت‌وگو به پخته‌گی می‌رسد. ما با این عکس‌ها نمی‌خواهیم نوحه و زاری کنیم و بگوییم جامعه‌ی افغانستان بدبخت و بیچاره است و بیایید به دادمان برسید. ما می‌گوییم «تا حال این را دیدی؟» استقرا نمایشگاه هنرمندانی است که می‌گویند «من جهان را از این زاویه می‌بینم، تو از کجا می‌بینی؟» این پرسش‌هایی است که ذهن‌های ما را دچار چالش می‌کند.

 

دیدگاه are closed.