ناکارآمدی فدراسیون فوتبال؛ آرزوی ۳۵ میلیون را بر‌باد می‌دهد

واسع احمدی

این روزها، بیش‌تر از هر زمانی خاطرات روزهای خوب فوتبال را دوره می‌کنیم، بارها و بارها، دوباره و دوباره. در روزهای پسا‌طالبانی، فوتبال افغانستان از دل خاکروبه‌های به جای ‌مانده از جنگ‌های داخلی دوباره نفس کشید. ورزشگاه‌ها به روی فوتبال‌دوستان باز شد و زمزمه‌ی مستطیل سبز در تمام افغانستان پیچید. فدراسیون‌ فوتبال ایجاد شد و فوتبالیستان گرد و غبار خسته‌گی ناشی از جنگ را از تن‌شان دور ریختند و باری ‌دیگر با مستطیل سبز آشتی کردند. این‌ بار اما نه در قامت بازیکن، بلکه پست‌های رهبری و مدیریتی فدراسیون را بین هم تقسیم کردند و عملاً شدند تصمیم‌گیرنده‌های اصلی و رتبه‌ یک فوتبال کشور. ابتدا مربیان داخلی آمدند و سپس پای مربیان خارجی نیز به فوتبال کشور باز شد.

نخستین مربی خارجی فوتبال افغانستان، روته مولر بود؛ مربی‌ای با موهای سپید ژولیده و چهره‌ی پرچین. فوتبال افغانستان زیر نظر این مربی اهل آلمان در مسابقات جنوب آسیا اشتراک کرد و نایب قهرمان شد. این نخستین دست‌آورد افغانستان در فوتبال جنوب آسیا بود. سپس یک دوره‌ی کوتاه هدایت تیم به محمد‌یوسف کارگر سپرده شد و او با شاگردانش قهرمان جنوب آسیا شدند. اما از کسی پنهان نیست که اساس فوتبال مدرن افغانستان را سلاون اسکلیزیج گذاشت؛ مردی که سرشار بود از انگیزه و انرژی مثبت. حضور او روی نیمکت مربی‌گری فوتبال افغانستان، نخستین بارقه‌های امید را در دل مردم به وجود آورد. فوتبال مدرن زیر نظر این مربی آلمانی پایه گذاشته شد، قد کشید و در قامت یک «تیم» در منطقه اعلام حضور کرد. تمام کارشناسان فوتبال در کشور بر این نکته تأکید دارند که فوتبال واقعی ما در واقع با سلاون متولد شد، با پتر شکرت رشد کرد و با فیستر و دست‌گیر، جوان شد و جوان‌تر؛ اما تیم جوان ما هرگز فرصت درخشیدن نیافت. نه در زمان سلاون، نه در زمان شگرت و نه هم زیر نظر مربی کارکشته‌ای چون اتوفیستر. چرا؟ چون هیچ گاهی این تیم مدیریت درست نشد. چرا؟ چون مسوولان در فدراسیون همواره درگیر زورآزمایی‌های سیاسی‌شان بودند. چرا؟ چون بزرگواران نکتایی‌پوش سرگرم خوش‌گذرانی‌ها و سفرهای بیرونی بودند تا رسیده‌گی به مشکلات تیم و عوامل آن. در تمام این مدت فدراسیون فوتبال افغانستان عملاً یک اداره‌ی ناکارآمد و ناتوان در راستای مدیریت برنامه‌های محوله‌اش بوده است. شکست‌های پی‌هم، نمایش‌‌های ضعیف، اختلاف‌های درون‌سازمانی، مداخله‌های زورمندان، تنش‌های سیاسی، ضعف مدیریتی، نبود منابع و حمایت‌های مالی، فساد‌های اخلاقی، تبانی، حذف تیم ملی بانوان از فهرست فیفا، از دست دادن اسپانسرهای مالی و کنار گذاشتن افراد نخبه و مدیران ارشد، دست‌آورد بزرگ فوتبال افغانستان در سال‌های پسین بوده‌ است! با این وجود پرواضح است که فوتبال افغانستان را مربیان نه، بلکه‌ بی‌توجهی و بی‌پروایی مسوولان به این‌جا رسانده است.

فوتبال افغانستان در دو دهه‌ی اخیر توسط پنج مربی خارجی و سه مربی داخلی هدایت شده است. هرکدام از این آقایان آمدند و مدتی در کنار تیم بودند و به بهانه‌های مختلف کنار گذاشته شدند. روته‌ مولر نخستین مربی خارجی فوتبال افغانستان پس از دوره‌ی سیاه طالبانی بود. سپس سلاون اسکلزیج هدایت تیم را در اختیار گرفت و به دلیل مدیریت ضعیف فدراسیون و تبانی شماری از بازیکنان که به گونه‌ی دسته‌جمعی تصمیم به ترک تیم ملی گرفته بودند، این مربی باتجربه با فوتبال نوپای افغانستان قطع رابطه کرد. بعد از سلاون نوبت به پتر شگرت رسید. این مربی نیز در کارش خبره بود. او به فوتبال افغانستان شخصیت بخشید. فوتبال کشور در دوره‌ی شگرت دارای چنان صلابت و قدرتی شد که در تاریخ فوتبال این سرزمین بی‌سابقه بود‌. فوتبال افغانستان زیر نظر کروات در تقلای قرارگیری در بین تیم‌های دسته دوم آسیا بود. تیمی که آهسته‌آهسته از ردیف تیم‌های رتبه ۳ قاره‌ی کهن فاصله می‌گرفت و در پی قرار‌گیری در کنار تیم‌های رده‌ی دوم آسیا بود. اما این مربی نیز قربانی دسیسه‌های کرسی‌نشینان فدراسیون شد و به دلیلی که هیچ‌گاهی برای مردم افغانستان روشن نشد، توسط همین آقایان عطایش به لقایش بخشیده شد و از سمتش برکنار شد.

سپس فدراسیون دست به دامان یک مربی کهن‌سال شد؛ مربی‌ای که نام و آوازه‌اش تمام جهان را فرا گرفته بود و سابقه‌ی مربی‌گری‌اش زبان‌زد خاص و عام بود. اتوفیستر، با گنجینه‌ای از دانش و تجربیات مربی‌گری در فوتبال اروپا و آفریقا، در ۲۴ دلو ۱۳۹۵ بر نیمکت داغ مربی‌گری فوتبال افغانستان تکیه زد. او نیز در مأموریتی که با آب‌وتاب زیاد برعهده گرفته بود، ناتوان ماند و افغانستان از حضور در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا باز ماند. شیران خراسان زیر نظر این مربی باسابقه، در مقدماتی جام ملت‌های ۲۰۱۹ امارات، یک پیروزی، سه تساوی و دو شکست را در کارنامه درج کردند و با کسب هفت امتیاز از حضور به دور بعدی رقابت‌ها باز ماندند. پس از فیستر دستیار او انوش دست‌گیر سکان هدایت تیم ملی را بر‌عهده گرفت. او سابقه‌ی مربی‌گری در فوتبال پایه‌ی هالند را داشت و هم‌چنان دو سال پیراهن تیم ملی را بر تن کرده بود. از این رو سران فدراسیون هدایت شیران خراسان را به او سپردند و او نیز آستین بالا زد تا مأموریتی که اتوفیستر از عهده‌ی آن بر‌نیامده بود را انجام دهد.

اکنون دو ‌سال و اندی از حضور این مربی جوان روی نیمکت مربی‌گری تیم ملی می‌گذرد. افغانستان زیر نظر این مربی ۲۹ ساله، دقیقاً راهی را رفته که پیش از او با فیستر طی کرده بود. دور قبلی رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌ها، افغانستان با تیم‌های ملی اردن، ویتنام و کامبوج هم‌گروه شده بود. جایی‌ که بازی نخست را ۴-۱ به اردن باخت، مقابل ویتنام تن به تساوی بدون گول داد و در خانه‌ی کامبوج نیز ۱-۰ باخت‌. اکنون و دور جدید رقابت‌ها نیز در وضعیت مشابه در بازی نخست با نتیجه‌ی سنگین ۶-۰ به قطر باختیم، بنگله‌دیش را ۱-۰ بردیم و مقابل عمان تن به شکست ۳-۰ دادیم. حال‌آن‌که در بازی‌های رفت هنوز هند را پیش رو داریم و مشخص نیست مقابل این تیم به چه نتیجه‌ای خواهیم رسید.

به هر روی افغانستان یک‌ بار دیگر به دلیل آن‌چه که ناتوانی و ضعف مدیریتی در فدراسیون قلمداد می‌شود، در گرداب مشکلات عدیده غوطه‌ور شده است. با این وجود بعید به نظر می‌رسد که انوش دست‌گیر با این‌همه چالشی که پیش رو دارد، بتواند حرفش را بر کرسی بنشاند و از این گروه ۹ امتیاز به دست بیاورد؛ زیرا در این دور از مسابقات، در کنار مدعیانی چون قطر و عمان، افغانستان مانع دیگری به نام هندوستان را هم پیش رو می‌بیند. تیمی ‌که در مقابل قطر به شایسته‌گی ایستاد و از قهرمان آسیا یک امتیاز گرفت‌، مطمئناً می‌تواند آقای دست‌گیر و شاگردانش را با درد سر بزرگی مواجه کند. اگر شیران خراسان این‌بار نیز از حضور به مرحله‌ی بعدی رقابت‌ها ناتوان بمانند، این انوش دست‌گیر است که از سمتش برکنار می‌شود و پنجمین قهرمانی فدراسیون بی‌مصرف می‌شود و نه کسی دیگر.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن