اندونیزیا، الگویی برای افغانستان در روایت اسلام میانه‌رو

مصمم

اندونیزیا با داشتن ۲۷۰ میلیون جمعیت، پر‌نفوس‌ترین و بزرگ‌ترین کشور اسلامی دنیا به شمار می‌رود و نوعیت نظام آن جمهوری است. در بیش‌تر انتخابات‌های اندونیزیا، احزاب سکولار توانسته‌اند احزاب رادیکال اسلامی را مغلوب بسازند. روی این محلوظ این‌که در آینده اندونیزیا تحت نام «جمهوری اسلامی» یاد شود، بسیار کم است.

تاریخ دقیق و منابع موثقی از ورود اسلام به اندونیزیا در دسترس نیست، ولی قدرت سیاست اسلامی در این کشور بر‌می‌گردد به قرن ۱۵ میلادی که به گونه‌ی واضح در کتاب‌های تاریخ از آن یاد‌آوری شده است. تجارت، نقش عمده‌ای در روند اسلام‌گرایی در اندونیزیا داشته است. سوماترا، جاوا، کلی‌منتن، سولاوسی و لومبوک جزایر پر‌نفوس مسلمان‌نشین اندونیزیا هستند. اکثریت مسلمانان اندونیزیا در غرب این کشور زنده‌گی می‌کنند.

همان‌طور که تجارت نقش مهمی در روند اسلام‌گرایی در اندونیزیا داشت، جزایر نزدیک به مسیرهای اصلی تجارت (مناطق غربی) نفوذ بیش‌تر روی انتقال اسلام در این مسیر گذاشته است. اسلام، پروتستان، کاتولیک، هندویزم و بودیزم از جمله شش دین بزرگ اندونیزیا هستند. مسلمانان اندونیزیا قریب به ۸۰ درصد نفوس این کشور را تشکیل می‌دهند. با این حال، می‌توان گفت که مسلمانان اندونیزیا بر‌اساس روش زنده‌گی به دوگونه‌اند. گروه اول مسلمانانی‌اند که به پنج‌ وقت نماز، روزه و دیگر احکام اسلام کاملاً پای‌بند بوده و این احکام را در زنده‌گی روزمره‌شان مراعات می‌کنند. گروه دوم تنها مسلمانانی‌اند که در شناسنامه‌های‌شان اسلام نوشته شده است، اما خود را به ‌عنوان مسلمانان میانه‌رو معرفی کرده و زیاد در قید احکام اسلامی نیستند.

سوکارنو، رهبر فقید این کشور، استقلال اندونیزیا را در سال ۱۹۴۰ میلادی از نیدرلند به دست آورد. او در سال ۱۹۴۵ میلادی به ‌عنوان نخستین رییس جمهور اندونیزیا انتخاب شد. او در نخستین بیانیه خود خطاب به مردم گفت که مخالف هر نوع افراط‌‌گرایی است. سوکارنو از مردم اندونیزیا خواست تا در فضای وحدت زنده‌گی کنند و به عقاید و باورهای یک‌دیگر احترام بگذارند.

اسلام میانه‌رو امروز اندونیزیا بدون شک نتیجه تلاش رهبر فقید این کشور بوده است. هر‌چند سوکارنو تحت فشار دو گروه در همان زمان قرار داشت، اما خودش نسخه‌ دیگری را به ملت خود پیشنهاد کرد. در آن‌ زمان یک گروه از مردم اندونیزیا از سوکارنو خواسته بودند تا مانند حکومت سکولار ترکیه، نظامی را تشکیل بدهد، اما گروه دیگر به وی پیشنهاد داده بودند که مانند کشور پاکستان نظام کاملاً اسلامی را پایه‌گذاری کند. روی هم‌ رفته، سوکارنو هیچ گزینه‌ای را قبول نکرد و خودش نسخه‌‌ی دیگری را به ‌نام «پنچسیلا»  تعقیب کرد که در آن تمام نیازهای یک کشور اسلام‌گرا (کشور پرنفوس مسلمان‌نشین) و از سویی هم آزادی عقاید و باورها را تضمین می‌کرد.

طرح پیشنهادی رییس جمهور سوکارنو (پنچسیلا) دارای پنج اصل اساسی و مبتنی بر هویت و فرهنگ کشور اندونیزیا تعریف شده بود. باور به خداوند، سهم انسانیت، وحدت ملی، دموکراسی و عدالت اجتماعی پنج اصل این نسخه بود‌. سوکارنو باور داشت که این پنج اصل می‌تواند نقطه‌ی وصل کشوری شود که دارای ادیان، فرهنگ و زبان‌های متنوع است. از آن‌ زمان تا کنون بدون شک پیش‌رفت‌های سیاسی اندونیزیا با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است و تنش‌های داخلی نیز رُخ داده است، اما آن‌قدر جدی و طولانی نبوده است. می‌توان گفت که نسخه‌ی پیشنهادی سوکارنو برای این کشور نتیجه‌بخش بوده است.

در ماده ۲۹ قانون اساسی اندونیزیا به وضاحت یاد شده که وزارت امور دینی به تمام ادیان موجود در این کشور تعلق دارد و تمام شهروندان اندونیزیا حق انتخاب دین و مذهب‌شان ‌را دارند. در حال حاضر، صدها نهاد دینی و مذهبی از ادیان مختلف ثبت دولت اندونیزیا بوده و فعالیت دارند.

اما آن‌چه در حال حاضر در این کشور محسوس است، همانا تاکید اکثریت جامعه مسلمان به اسلام معتدل و صلح‌آمیز است. آزادی ادیان ثابت بوده و تبعیض نیز از طرف حکومت خیلی کم‌رنگ است.

افغانستان و درسی که باید بیاموزد!

با توجه به آن‌چه در اندونیزیا حاکم است، افغانستان می‌تواند با الگو‌برداری از بزرگ‌ترین کشور اسلامی، بر مشکلات کنونی که از بابت روایت اسلام افراطی دارد، فایق آید. اصولی که اندونیزیا برای پیش‌رفت خود طرح‌ریزی کرده بود، توانست آن کشور را به کشوری موفق در جنوب‌شرق آسیا بدل کند. الگوی اسلام میانه‌رو اندونیزیا می‌بایست در کشورهای مانند افغانستان، به عنوان الگوی خوب با تلفیقی از فرهنگ بومی و اسلام معتدل تطبیق شود تا افغانستان هم بتواند به عنوان کشوری اسلامی مدرن و با داشتن اسلامی میانه‌رو در جنوب آسیا عرض اندام نماید. افغان‌ها با الگو‌برداری از اسلام میانه‌روی که در اندونیزیا حاکم است، می‌توانند روایت دینی و مذهبی خود را عیار سازند و نگذارند تا افراطیت دینی، بنیاد اسلام میانه‌رو را در این کشور خدشه‌دار سازد. رهبران سیاسی کشور هم باید مانند رهبر فقید اندونیزیا برای کشور نسخه‌ی وطنی و بومی بریزند و نگذارند تا بنیادگرایان دینی با روایت اسلامی نا‌درست کشور را به ورطه‌ی سقوط ببرند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن