بی‌تفاوتی در برابر شفافیت انتخاباتی

نگرانی از تقلب در انتخابات پارلمانی موضوع جدی‌ای است. با این‌که افغانستان تجربه‌ی خطرناک تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ میلادی را پشت سر گذاشت، ولی هنوز هم امکان تقلب یک مسئله‌ی کاملاً جدی است. به خاطر این تقلب، افغانستان وارد بحران خطرناکی شد. تا جایی که امکان برخورد خشونت‌بار میان دو جناح اصلی کاملاً وجود داشت. در واقع، با پا در میانی وزیر امور خارجه‌ی امریکا و سازش دو نامزد پیشتاز باعث شد که چنین اتفاق خطرناکی در کشور رخ ندهد. جالب است که هنوز هم پس از انتخابات پر تقلب ریاست جمهوری، هنوز نگرانی از تقلب در انتخابات پیش رو وجود دارد. یعنی گویا با تکرار همان سناریوی خطرناک مواجه هستیم.

داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجرایی در «همایـش زنـان در انتخابـات پارلمانی و شوراهای ولسـوالی» از کمیسیون انتخابات خواست که از تجربـه‌ی تلـخ انتخابات گذشته درس بگیرد. او روی احیای اعتماد مردم به نهادهای انتخاباتی تأکید کرد. راهکار رییس اجرایی برای برگزاری انتخابات «تعهد رهبران سیاسی» برای برگزاری شفاف آن است. یعنی جناح‌های سیاسی از تقلب و تخلف پرهیز کنند.

ولی «تعهد سیاسی» رهبران آخرین چیزی است که از آن به عنوان راهکاری جهت تضمین شفافیت انتخابات می‌توان بهره گرفت. اعتماد بر سیاستمدارانی که منافع سیاسی و فردی‌شان همواره بر منافع عمومی ترجیح داشته است و در هیچ جای جهان کسی به «حسن نیت» و «اراده‌ی نیک» آن‌ها اعتمادی ندارد، اقدام بی‌ثمری است.

همین حالا، در رأس حکومت فردی قرار دارد که از طریق تقلب در انتخابات قصد پیروزی را داشت و در نهایت به هدف خود رسید. او هیچ‌گاهی از کمیسیون انتخابات انتقاد نکرد و به هیچ وجه موضوع تقلب و تخلف انتخاباتی برایش اهمیتی نداشته است. اشرف غنی روی هر موضوع خرد و بزرگی در کشور ابراز نظر می‌کند، اما هرگز موضوع جلوگیری از تقلب در انتخابات نظر وی را به خود جلب نکرده است. آیا جالب نیست رییس جمهوری که در مملکت معروف به «عقل کل» است، موضوع شفافیت انتخابات را در سخنرانی‌هایش برجسته نسازد؟

شاید از نظر آقای غنی نهادهای انتخاباتی هیچ مشکلی ندارند و نیازی به یادآوری این موضوع نیست. به هر حال، «افغانستان ارگ» سویدنی است که اگر مشکلاتی هم وجود دارد، به زودی در دوره‌ی حاکمیت خردمندانه‌ی آقای غنی حل خواهد شد.

همین بی‌تفاوتی نگران‌کننده است. هر دو طرف پس از تشکیل حکومت وحدت ملی متعهد به اصلاحات در کمیسیون انتخابات شدند، ولی اصلاحات تنها در حد تغییر افراد باقی مانده است. در عمل تغییر افراد بخشی از راه حل است و تضمین‌کننده‌ی شفافیت کل پروسه نیست. گزارش‌های موثقی وجود دارد که آقای غنی خواست‌های خود را بر کمیسیون تحمیل می‌کرد. مقاومت برخی از کمیشنران کمیسیون انتخابات در برابر فرمایشات ارگ مایه‌ی امیدواری است، ولی کافی نیست. همین حالا موضوع توزیع گسترده‌ی استیکرها، دست‌رسی نامزدان قدرتمند به استیکرها و افزایش مهندسی‌گونه‌ی میزان ثبت نام رای‌دهندگان در مناطق ناآرام در مقایسه با مناطق آرام، نگرانی‌های گسترده‌ای را به بار آورده است. توزیع چند میلیونی استیکرها، دست‌رسی نداشتن به دیتابیس یا پایگاه معلوماتی رای‌دهندگان و همچنان اعتبار نداشتن لیست رای‌دهندگان در مراکز رای‌دهی در روز انتخابات و به جای آن اعتبار لیست رای‌دهندگان در کمیسیون انتخابات بخشی از نگرانی‌های عمومی در مورد سلامت انتخابات است.

مسئله این است که این خلاها با تعهد جدی مسئولان ارشد کمیسیون انتخابات و کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی قابل رفع است. موضوع تعهد سیاستمداران هم مهم است، ولی تکیه بر آن ساده‌لوحی است.

 امضای تفاهم‌نامه میان لوی‌سارنوالی و کمیسیون سمع شکایات در باب پیگیری دوسیه‌های جرایم انتخاباتی قدم بسیار مهمی است. توضیح جرایم انتخاباتی، روشن شدن محدوده‌ی صلاحیت‌های لوی‌سارنوالی و کمیسیون سمع شکایات و اعلام تعهد دو طرف مبنی بر ترتیب دوسیه‌ها و فرستادن‌شان به لوی‌سارنوالی برای پیگیری دوسیه‌ها، نکات مهم برای تأمین شفافیت انتخابات به حساب می‌آیند.

اما نباید فراموش کرد که با توجه به فساد در محاکم افغانستان روشن نیست که آیا در مورد دوسیه های انتخاباتی قضاوت عادلانه و غیر جانب‌دارانه، فارغ از فشارهای حکومت صورت می‌گیرد یا خیر. نه تنها موضوع جرایم انتخاباتی برای محاکم کهنه و فرسوده‌ی افغانستان تازه است، بلکه فشار عمومی و دخالت‌های دولت در این راستا موثر است. دادگاه‌ها همواره چشم به فرمان ریاست جمهوری بوده‌اند و استقلال قضایی برای آن‌ها قابل فهم نیست. قضات بیشتر به فکر حفظ مقام و منافع فردی خود اند تا رعایت عدالت. در جایی که فشار سیاسی افزایش یابد و آن‌ها آینده‌ی کاری خود را در خطر ببینند، راه عافیت را در پیش می‌گیرند.

از جانب دیگر، لوی‌سارنوالی در چارچوب قانون در دایره‌ی محدودی عمل می‌کند. این نهاد تنها آن دسته از دوسیه‌هایی را بررسی می‌کند که از سوی پولیس، امنیت ملی و کمیسیون سمع شکایات (بر اساس تفاهم‌نامه‌ی اخیر) ارجاع داده شده باشد. اکنون سوال این است که آیا پولیس و امنیت ملی موضوع جرایم انتخاباتی را جدی می‌گیرند و آیا قصد دارند که این موضوع را پیگیری کنند، اعتنایی به فشارهای سیاسی و دستورهای مقامات بالا نکنند؟ آیا کمیسیون سمع شکایات خود بخشی از فساد انتخاباتی نخواهد شد؟ آیا دوسیه‌ی مجرمان انتخاباتی را فارغ از جانب‌داری‌های سمتی و سیاسی و انگیزه‌های مالی به لوی‌سارنوالی خواهد فرستاد؟

مشکل اصلی در کشور ما وابستگی و بی‌کفایتی نهادها است. اگر نهادها به درستی کار کنند، استقلال خود را حفظ کرده و فقط بر اساس قانون کار کنند، رهبران سیاسی با مسئولیت عمل خواهند کرد.

این روزها در ایالات متحده پولیس فدرال و بازرس ویژه مشغول پیگیری قضیه‌ی دخالت روس‌ها در انتخابات امریکا در تبانی با تیم انتخاباتی ترمپ و شخص رییس جمهور و اعضای خانواده‌اش هستند. اگر این موضوع ثابت شود، رییس جمهور امریکا استیضاح خواهد شد. در واقع، استقلال پولیس و قوه‌ی قضایی در امریکا که اعضای آن از سوی رییس جمهور تأیید می‌شوند، باعث می‌شود که سیاستمداران مهار شده و جلوی اقدامات غیر قانونی‌شان گرفته شود. سلامت و موثریت یک دموکراسی بسته به کارایی و مستقل بودن نهادهای آن دارد و نه «تعهد رهبران سیاسی».

ولی فعلاً چه کار می‌شود کرد؟ تقلب در انتخابات پارلمانی به این دلیل ممکن است که خلاها برطرف نشده و استقلال نهادها به طور ضمانت شده مشهود نیست. رییس کمیسیون در قضیه‌ی چسپاندن استیکرها در کاپی تذکره‌ها جانب رییس جمهور را گرفت و حتا اخباری در مورد انتقال غیر قانونی استیکرها توسط او به ننگرهار در رسانه‌ها انتشار یافت.

به نظر می‌آید که آگاهی جامعه نسبت به عملکرد مفسدانه‌ی سیاستمداران و زورمندان محلی در انتخابات، برخورد سازمان‌یافته‌ی شهروندان و گروه‌های سیاسی مسئول و نگران در قبال سلامت دموکراسی در افغانستان از اهمیت زیادی برخوردار است. ما در کشورهای ایران، مصر و تونس دیدیم که چگونه شهروندان بخشی از روند صیانت آرا بودند.

آن‌ها می‌دانستند که نهادهای رسمی استقلال ندارند و به نفع گروه‌های مسلط قدرت عمل می‌کنند. از این رو، مردم و گروه‌های سیاسی معتقد به دموکراسی در خیابان ریختند و از آزادی و دموکراسی دفاع کردند. افغانستان به چنین جنبش شهروندی برای دفاع از دموکراسی نیاز دارد.

دیدگاه are closed.

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک