مناقشه مرزی هند – چین در منطقه اکسای چین

زاهد آریا

هند و چین دو غول اقتصادی آسیا هستند که تنها مبادلات تجاری میان این دو کشور سالانه به بالاتر از ۸۲ میلیارد دالر امریکایی می‌رسد. در حین زمانی که این دو کشور قدرت اقتصادی به حساب می‌آیند، قدرت بزرگ نظامی – هسته‌ای نیز هستند. هم‌چنان این دو همسایه پرجمعیت جهان دارای ۳۵۰۰ کیلومتر مرز مشترک‌اند. از این لحاظ داشتن چنین مرز مشترک طولانی میان این دو کشور باعث بعضی برخوردها و کش‌مکش‌های مرزی شده است.

در سال ۱۹۴۷ هنگامی که هند استقلال خود را از امپراطوری بریتانیای کبیر به ‌دست آورد، مناطق مرزی ناآرام و پر‌منازعه‌ای را در امتداد مرزها با همسایه‌گان خود به ارث برد. در اوایل این جرقه‌های تنش و منازعه مرزی با پاکستان و بعد‌ترها با چین شد. زمانی‌ که در سال ۱۹۴۹ کمونیست‌های چینی به رهبری مائو زیدانک موفق به شکست‌ دادن نیروهای ملی‌گرای چیانک کای شیک شدند و پایه‌های حکومت خود را در چین مستحکم ساختند، پیشنهاد مذاکره برای حل مشکلات مرزی با حکومت وقت هند را مطرح کردند؛ اما هند این موضوع را رد کرده و آن را حل شده خواند. چون هند خود را میراث‌دار امپراطوری هند بریتانوی می‌دانست و تمام قلمروی را که پس از استقلال خود به ارث برده بود، جزو خاک خود قلمداد می‌کرد. به این ترتیب هند تمام قراردادها و پروتکول‌‌های مرزی که توسط حکومت هند بریتانوی با همسایه‌ها صورت گرفته بود را تایید می‌کرد و در مقابل به این باور بود که همه‌ی همسایه‌های هند به خصوص چین نیز به آن احترام بگذارد.

یک سال از استقرار حکومت کمونیستی در چین نگذشته بود که در سال ۱۹۵۰ ارتش چین با اتخاذ سیاست به پیش، به تبت که سرزمین حایل میان هند و چین به شمار می‌رفت، لشکرکشی کرده و آن را جزوی از قلمرو خود ساخت. نخست هند با انضمام تبت به قلمرو چین مخالفت کرد، اما بعداً حاکمیت چین بر این منطقه خود‌مختار را به رسمیت شناخت. پس از تثبیت حاکمیت چین کمونیستی بر تبت و ایالت مسلمان‌نشین سین‌کیانگ، ارتش آزادی‌بخش خلق چین به گسترش قلمرو خود به طرف قسمت‌های شمال‌شرقی لداخ/لاداک که منطقه اقصای چین/اکسای چین در آن موقعیت دارد ادامه داد. منطقه اقصای چین/اکسای چین دارای ۴۰۰۰ کیلومتر ارتفاع از سطح بحر و خالی از سکنه بود و هیچ کسی در آن‌جا زنده‌گی نمی‌کرد و برای هندی‌ها چندان اهمیتی نداشت، اما برعکس برای چین به دلیل نزدیک‌ترین میسر جهت وصل کردن سین‌کیانگ با تبت از اهمیت استراتژیک خاصی برخوردار بود. بنابراین چینی‌ها در بین سال‌های ۱۹۵۶ الی ۱۹۵۷ دست به ساختن یک جاده طولانی غرض وصل‌ کردن این دو منطقه زدند. کار ساخت آن را تا پایان سال ۱۹۵۷ تمام کردند. چون هندی‌ها به دلیل خالی از سکنه‌ بودن این منطقه، نداشتن منابع طبیعی و دمای هوای سرد، اقلیم خشک و بارندگی کم به آن توجه جدی نداشتند و حتا هیچ ایست نگهبانی نیز در آن‌جا نساخته بودند، تا مدت‌های زیادی هیچ نوع آگاهی از تحرک و حضور نیروهای نظامی چین در منطقه اقصای چین/اکسای چین لداخ نداشتند. تا این‌که پس از پایان ساخت‌و‌ساز جاده سین‌کیانگ – تبت، حکومت چین از تکمیل ‌شدن کار آن و بهره‌برداری از آن را اعلان کرد. به تعقیب تکمیل کار جاده سین‌کیانگ – تبت روزنامه خلق چین نقشه جدیدی از قلمرو چین را نیز نشر کرد که در آن منطقه اقصای چین/اکسای چین در منطقه شمال‌شرق لداخ را جزو قلمرو چین نشان می‌داد. پس از ادعای رسمی چین بر این منطقه هند تصمیم به اعزام سربازان و ساختن پاسگاه در منطقه کرد. با حضور نیروهای هندی در ساحه، درگیری‌های مرزی محدود میان نظامیان این دو کشور آغاز شد و رفته‌رفته منجر به جنگ سال ۱۹۶۲ گردید که در نتیجه نیروهای ارتش هند به دلیل کمبود نیروی کافی و مشکلات لوژستیکی عقب‌نشینی کردند و تسلط چین بر منطقه اکسای چین برقرار شد و مرز دوفکتو تحت عنوان خط کنترل واقعی شکل گرفت. اما هند هیچ‌گاهی حاکمیت چین بر این منطقه را به رسمیت نشناخت. با وجودی‌ که این منطقه در تسلط چین است، اما هند آن را جز قلمرو خود می‌داند که چین آن را اشغال کرده است.

باید یادآور شد که منطقه اکسای چین در لداخ تنها منطقه منازعه‌آمیز میان هند و چین نیست، بلکه منطقه دوگلام در مرز میان تبت، بوتان، هند و ایالت اروناچال پردیش در شرق هند نیز از دو منطقه دیگر مورد منازعه میان هند و چین به‌ شمار می‌روند. چین ایالت اروناچال پردیش را جزو خاک تبت می‌داند و حاکمیت هند بر این منطقه را به ‌رسمیت نمی‌شناسد؛ اما هند خط مک‌موهان را که در سال ۱۹۱۴ توسط هند بریتانوی و حکومت وقت چین تثبیت شده، مرز بین‌المللی بین دو کشور می‌داند و دعوای چین بر این منطقه را مردود می‌خواند.

پس از سال ۱۹۶۲ الی اکنون چندین بار نیروهای نظامی این دو کشور باهم درگیری‌هایی داشته‌اند، از آن جمله حادثه سال ۱۹۷۵ که منجر به کشته شدن چهار سرباز هندی شد و در آخرین مورد هم حادثه دره گالوان به تاریخ ۵ ماه جون سال جاری است که باعث کشته شدن ۲۰ سربازان هندی گردید.

مناقشه امروزی بر سر کدام منطقه است؟

از دو ماه گذشته به این سو یک بار دیگر تنش‌های مرزی بین این دو کشور اوج گرفته است. این بار منازعه بر سر کنترل دره استراتژیک گالوان است که در منطقه اکسای چین موقعیت دارد و خط کنترل واقعی را تشکیل می‌دهد. چین آن را جزوی از قلمرو خود می‌داند و صدها نفر از نیروهای ارتش آزادی‌بخش خلق را در مناطق مختلف این دره مستقر ساخته است. در واکنش به این کار چین، هند نیز سربازان بیش‌تری به منطقه مورد مناقشه «دره گالوان» فرستاده است تا نیروهای چینی را وادار به عقب‌نشینی به پست‌های قبلی‌شان کنند؛ اما نه تنها چینی‌ها عقب نرفتند و تنش‌زدایی نشد، بلکه برعکس آن تنش‌ها تشدید شده و منجر به برخورد‌های فزیکی بین هردو طرف گردید که در نتیجه بیست سرباز هندی کشته شدند. این کار باعث وخیم‌تر شدن هرچه بیش‌تر روابط بین این دو کشور شده است.

پس از بالا گرفتن تنش‌ها و کشته شدن سربازان هندی، دهلی نو ادعا کرد که ارتش چین هزاران سرباز خود را در منطقه‌ای  بین تبت و لداخ در چندین موقعیت مستقر کرده و تعدادی از این نیروها را در دره گالوان که خط کنترل واقعی در آن قرار دارد، جابه‌جا کرده است. به این ترتیب نیروهای چینی با نقض‌ کردن خط کنترل واقعی داخل خاک هند شده‌ و در نزدیک دریای دره گالوان پاسگاه‌های نظامی تاسیس کرده‌اند. اما برعکس بیجینگ، دهلی نو را متهم به ماجراجویی و نقض خط کنترل واقعی می‌کند و هرنوع تخطی مرزی را رد کرده تمام دره گالوان را حتا مناطقی که تحت اداره هند می‌باشد، بخشی از منطقه اقصای چین می‌داند. اما تصاویرهای ماهواره‌ای نشان می‌دهد که چین خط کنترل واقعی را نقض و به شکل غیر‌توجیهی داخل قلمرو هند شده و موضع خود را از لحاظ نظامی به شکل غیر‌منتظره تقویت کرده است و در نزدیکی دریای دره گالوان پاسگاه‌های جدید امنیتی افراز نموده است که خود نقض آشکار خط کنترل واقعی است.

با وجود این همه، برای کاهش تنش‌ها تلاش‌های دیپلماتیک و ملاقات‌ها میان فرماندهان مرزی هردو کشور نیز صورت گرفته‌ است، اما تا هنوز کدام نتیجه در پی نداشته است. این دیدارها نه تنها نتوانسته تشنج‌ها را کاهش دهد، بلکه باعث اعزام سربازان بیش‌تر و تجهیزات سبک و سنگین به منطقه مورد منازعه شده است.

موقف قدرت‌مندترین نخست‌وزیر هند چیست؟

حادثه گالوان که باعث کشته ‌شدن سربازان هندی شده است، نخست‌وزیر هند را در یک بن‌بست خطرناک قرار داده است. از آن‌جایی که سیاسیون و مردم عام هند نارندار مودی، نخست‌وزیر هند را به دلیل شهامت تصمیم‌های سیاسی بی‌سابقه نظر به رهبران قبلی هند قدرت‌مندترین نخست‌وزیر هند می‌دانند و وی را به دلیل تصمیمات قاطعی چون حملات هوایی بر پناه‌گاهای تروریستان در خاک پاکستان، لغو خودمختاری ایالت جامو و کشمیر هند و فیصله مسجد بابری به نفع هندوها می‌ستایند، ولی این بار مودی در یک وضعیت دشوار قرار گرفته است؛ زیرا ارتش چین، ارتش پاکستان نیست و هم‌چنان مناطق تحت اداره چین، نه خاک پاکستان است و نه هم جامو و کشمیر تحت اداره هند. نظر به همین دلایل دستان مودی بسته است. اگر مودی به ارتش فرمان حمله برای انتقام خون سربازان هندی را بدهد، با واکنش شدید و گسترده بیجینک مواجه خواهد شد که نهایت خطرناک است. اگر با این قضیه هیچ برخوردی نکند و از خون سربازان هندی و قربانی آن‌ها در دورترین نقط کشورش چشم‌پوشی کند، پایگاه حزبی و مردمی خود را از دست می‌دهد. بنابراین این بن‌بست مودی را به‌ شکل بی‌سابقه‌ای در یک آزمون تاریخی قرار داده است. در نهایت مودی باید از این دو تصمیم یکی را بگیرد، یا به جنگ چین برود و یا از خون سربازان خود بگذرد و با چین مدارا کند و حاکمیت چین بر دره گالوان را پذیرفته ملامت ملت و مخالفان سیاسی خود را تا پایان عمر به جان بخرد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن