در جنگ هویتی همه بازنده‌اند

طالبان یک گروه شورشی ایدیولوژیک است. هدف آنان براندازی دولت افغانستان و اعاده‌ی امارت مخلوعی است که ملا محمد عمر آن را ایجاد کرده است. تروریسم روشی است که طالبان برای رسیدن به این هدف از آن استفاده می‌کنند. برای آن هدف فی‌النفسه مطلوب است. کشتار مردم و هم‌پیمانی با ارتش پاکستان را در راستای هدفی که دارند، توجیه می‌کنند. امارتی که طالبان می‌خواهند بسازند، حکومت غیرانتخابی‌ای است که مشروعیتش را از فتوای ملاهای دیوبندی می‌گیرد. آنان به مشروعیت عقلانی و انتخاباتی باور ندارند. افکار سیاسی طالبان هیچ ربطی به تمدن معاصر، دموکراسی و حقوق انسان‌ها ندارد. افکار سیاسی و نظام اجتماعی مطلوب آنان چنان عقب‌مانده است که حتا پاکستان می‌شرمد گروه طالبان را متحد خودش اعلام کند.

به همین دلیل است که فکر و روش طالبان مشروعیت جهانی ندارد. طالبان یک گروه برانداز، شورشی و تروریستی شناخته می‌شود. دولت‌هایی که با این گروه رابطه دارند، بهای آن را می‌پردازند. دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده در سخنرانی‌ای که خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام می‌کرد، تهران را به همکاری با طالبان متهم کرد. رابطه‌ی ایران با طالبان سبب شده است که رییس جمهور امریکا از آن برای مشروعیت‌زدایی از توافق هسته‌ای زمان اوباما استفاده کند. معنای این حرف این است که طالبان هیچ مشروعیت جهانی ندارند و اگر دولتی با آنان رابطه برقرار کند، وجهه‌ی جهانی‌اش را از دست می‌دهد.

اما کلیتی به نام دولت افغانستان مشروعیت جهانی دارد. افغانستان به عنوان یک دولت مشروعیت دارد و هیچ دولتی حاضر نشده است که از آن مشروعیت‌زدایی کند. حتا دولت‌هایی که گویا با طالبان تماس دارند، می‌آیند و به کابل در مورد این تماس‌ها گزارش می‌دهند. روس‌ها اعلام کردند که پس از گفت‌وگو با نماینده‌گان طالبان، گزارش این گفت‌وگوها را با مقام‌های افغانستان در میان گذاشتند. مشروعیت دولت در افغانستان به این معنا نیست که یکی از جناح‌های تشکیل‌دهنده مشروعیت دارد؛ کلیتی به نام دولت افغانستان مشروعیت دارد. تمام جناح‌هایی که حکومت افغانستان را تشکیل می‌دهند، به نحوی نماینده‌ی بخشی از مردم افغانستان تلقی می‌شوند.

وضعیت کاملاً واضح است. یک طرف گروهی قرار دارد که با تمدن معاصر بیگانه است، افکار سیاسی و نظام مطلوب اجتماعی‌اش عقب‌مانده و روش‌های مبارزاتی‌اش تروریستی و غیرانسانی است. در سوی دیگر دولت مشروعی است که می‌خواهد نهاد‌ها و مقام‌هایش مشروعیت انتخاباتی داشته باشند و دموکراسی را تمثیل کنند. تلاش جهان بر این امر متمرکز است که گروه طالبان را به مذاکره و گفت‌وگو با کابل وادار کند تا این گروه هم نظم دموکراتیک را قبول کند، به مشروعیت انتخاباتی گردن بنهد و خشونت را کنار بگذارد. طالبان وقتی صاحب مشروعیت می‌شوند که انتخابات و فعالیت مسالمت‌آمیز سیاسی را پیشه کنند. حتا ملاهای پاکستانی هم‌فکر گروه طالبان در اندونیزیا هم نتوانستند از این گروه دفاع کنند. آنان با آن که به گروه طالبان ارادت دارند، اما در نشست اندونیزیا برای خود ننگ دانستند که از حمله‌های انتحاری این گروه دفاع کنند. ملاهای پاکستانی که در خفا از هر اقدام طالبان در افغانستان دفاع می‌کنند، در حضور کمره‌ها  و دستگاه‌های ضبط صوت خبرنگاران نخواستند از حمله‌های انتحاری این گروه دفاع کنند. در اعلامیه‌ی پایانی نشست اندونیزیا با آن که حشو و زواید و حرف‌های نامربوط زیاد بود، ولی هیچ از یک از اشتراک‌کننده‌گان حمله‌های انتحاری را امری پسندیده و جایز اعلام نکردند و همه بر لزوم ختم جنگ از طریق گفت‌وگو تأکید کردند. ختم جنگ از طریق گفت‌وگو، موضع افغانستان و جامعه‌ی جهانی است و این امر نشان‌‌دهنده‌ی آن است که منطق دولت افغانستان در هر نشست جهانی و منطقه‌ای خریدار دارد.

اما آنچه که دولت افغانستان را تهدید می‌کند، اختلاف‌های درونی است. جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت وحدت ملی سرگرم یک نزاع سیاسی و هویتی شده‌اند. ارگ نمی‌خواهد ملاحظات ریاست اجرایی در مسایل حساس سیاسی مثل کوچک‌سازی حوزه‌های رای‌گیری در انتخابات پارلمانی، نحوه‌ی استفاده از تذکره‌ی کاغذی در ثبت نام رای‌دهنده‌گان انتخابات پارلمانی و توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیک را لحاظ کند. این امر به اختلاف‌های جدی هویتی دامن زده است. اختلاف‌ها آن قدر داغ شده است که مردم در خیابان‌ها هم روی آن تبصره می‌کنند. در چنین وضعیتی اگر اختلاف‌ها بیشتر از این داغ شود، احتمال رویارویی جناحی در درون حکومت بیشتر می‌شود.             

اگر اختلاف‌های هویتی و جناحی بدل به تقابل بی‌برگشت قومی شود، کلیتی به نام دولت در خطوط قومی تقسیم می‌شود. آن زمان هیچ جناح تشکیل‌دهنده‌ی حکومت وحدت ملی، مشروعیت جهانی نخواهد داشت. مشروعیت جهانی و داخلی نهاد دولت زمانی حفظ می‌شود که نهاد‌های دولتی به صورت نرمال کار خود را بکنند و رهبران حکومت، اختلاف‌های هویتی و سیاسی را مدیریت کنند. در صورت به میان آمدن تقابل و تقسیم شدن نهادها به خطوط قومی، جامعه‌ی جهانی از هیچ طرفی حمایت نمی‌کند، افغانستان در گودال نابودی سقوط می‌کند و خواب‌های آنانی که افغانستان را یک جغرافیای بدون دولت می‌خواهند، تحقق می‌یابد.

دیدگاه are closed.

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک