اقدام مهم و بی‌نظیر در تاریخ سیاسی پاکستان

تأثیر تلاش‌های منظور پشتین و جنبش تحفظ از پشتون‌ او در تصمیم‌گیری مراکز قدرت در پاکستان آشکار می‌شود. مراکز قدرت و تصمیم‌گیری در پاکستان دیگر نمی‌توانند خواست‌های مشروع پشتون‌ها   را به کلی نادیده بگیرند، گرچه تا اعاده‌ی کامل حقوق شهروندی و انسانی بخش‌های مختلف جامعه‌ی پاکستان راه درازی در پیش است، اما تصویب طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند در ایالت  خیبرپختون‌خواه، اقدام بی‌نهایت مهم در تاریخ سیاسی پاکستان است. روشن است که این اقدام در نبود جنبش تحفظ از پشتون منظور پشتین صورت نمی‌گرفت. برخی از جنبش‌ها و خیزش‌های مردمی پیامدهایی دارند که در مخیله‌ی طراحان و رهبران آن نمی‌گذرد.

طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند در ایالت خیبرپختون‌خواه یا بدل شدن این مناطق به یک ایالت جدید در چارچوب دولت فدرال پاکستان، از سال ۲۰۰۸ به این طرف، به صورت جدی مطرح شد. در انتخابات فبروری سال ۲۰۰۸ که پیامد آن، تشکیل حکومت حزب مردم و پایان دیکتاتوری جنرال پرویز مشرف بود، طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند به ایالت خیبرپختون‌خواه از      سوی حزب مردم پاکستان و موتلفان آن مطرح شد. سیاست‌مداران هویت‌طلب پشتون از جمله افراسیاب ختک و اسفندیار ولی هم از این طرح حمایت کردند. اما حزب مسلم‌لیگ نواز شریف که آن زمان اپوزیسیون بود با این طرح مخالفت کرد. در آن زمان احزاب قدرت‌مند پاکستان صرف روی نام خیبرپختون‌خواه برای ایالت مرزی شمالی غربی این کشور توافق کردند. پیش از سال ۲۰۰۸ خیبرپختون‌خواه را «صوبه سرحد» می‌گفتند. صوبه سرحد یا ایالت مرزی، یک نام‌گذاری آشکار سیاسی و نظامی بود و هویت پشتون‌های پاکستان را بازتاب نمی‌داد.

نام هر ایالت پاکستان با هویت باشنده‌گان آن ایالت گره خورده است. ایالت بلوچ‌نشین پاکستان بلوچستان نام دارد، پنجاب جایی است که پنجابی زبان‌ها در آن ساکن اند، نام ایالت سندی‌ها سند است، اما این امتیاز از پشتون‌ها دریغ شده بود. سیاست‌مداران هویت‌طلب پشتون پاکستانی سخت تلاش می‌کردند که نامی برای ایالت پشتون‌نشین پاکستان بگزینند که با هویت قومی و زبانی ساکنان آن هماهنگ باشد. در انتخابات فبروری سال ۲۰۰۸، حزب مردم و موتلفان پشتون آن برای رای‌دهنده‌گان پشتون پاکستانی وعده کرده بودند که نام ایالت «صوبه سرحد» را تغییر می‌دهند، تا هویت پشتون‌های ساکن آن ایالت را بازتاب دهد و هم‌چنان طرحی برای ادغام مناطق قبایلی در ایالتی می‌ریزند که امروز نامش خیبرپختون‌خواه است. یک طرح دیگر که سیاست‌مداران هویت‌طلب پشتون بلوچستانی از جمله محمودخان اچکزی از آن حمایت می‌کردند/ می‌کنند، این بود که مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند، بدل به یک ایالت مستقل شود.

اما حکومت حزب مردم به دلایل گوناگون، از جمله مخالفت استبلشمنت و حزب مسلم‌لیگ شاخه‌ی نواز نتوانست طرح ادغام مناطق قبایلی در ایالت خیبرپختون‌خواه را عملی کند. اما توانست برای ایالت پشتون‌نشین پاکستان نامی بگزیند که خواست مردم آن بود.

ادغام مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند در ایالت خیبرپختون‌خواه، به معنای گسترش حاکمیت قانون اساسی پاکستان به آن مناطق است. در حال حاضر مناطق قبیله‌نشین آن سوی دیورند، بر مبنای قانون اساسی پاکستان اداره نمی‌شود. قانون اساسی پاکستان، قلمرو این کشور را به دو بخش تقسیم کرده است: یک بخش آن مناطق قبیله‌نشین است و بخش دیگر آن قلمرو اصلی پاکستان. در مناطق قبیله‌نشین، نظام حقوقی بر جا مانده از استعمار بریتانیا حاکم است.

در این مناطق نهاد‌های دولتی به معنای واقعی آن وجود ندارد. حکومت مرکزی برای هفت ایجنسی مناطق قبیله‌نشین حاکم تعیین می‌کند و قانون هم اراده و تصمیم همین حاکم است. مردم مناطق قبیله‌نشین حق شکایت در محاکم رسمی پاکستان، حق استخدام وکیل مدافع و دیگر مزایایی را که یک شهروند عادی پاکستان از آن برخوردار است، ندارند.

در صورت ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه، حاکمیت قانون اساسی پاکستان به آن مناطق گسترش می‌یابد و مردم مناطق قبیله‌نشین، صاحب حقوق برابر با دیگر شهروندان پاکستان می‌شوند. وضعیت حقوقی ناروشن مناطق قبیله‌نشین، فرصت آن را فراهم کرده است تا ارتش و استخبارات پاکستان از این مناطق، برای گسترش نفوذ مخرب در افغانستان استفاده کنند. از زمان تأسیس پاکستان تا امروز مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند، علیه حکومت‌های حاکم بر کابل استفاده شده است. همین امروز هم در بسیاری از مناطق قبیله‌نشین، طالبان تأسیسات آموزشی برای انتحاری‌ها و جنگ‌جویان‌شان درست کرده‌اند. ارتش پاکستان هم در طول هفتاد سال گذشته، تلاش جدی برای توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی این مناطق نکرد، تا همیشه از آن برای اعمال نفوذ مخرب در افغانستان استفاده کند.

اما همین دمکراسی نیم‌بند و هدایت‌شده‌ی پاکستان، روزنه‌ای گشود تا حاکمیت قانون اساسی پاکستان به مناطق قبایلی گسترش یابد. احزاب قدرت‌مند پاکستان، مثل مسلم‌لیگ، تحریک انصاف وحزب مردم، درک کردند که در صورت نادیده‌گرفتن بیشتر حقوق مناطق قبیله‌نشین، جنبش‌های شبیه تحریک حفاظت از پشتون شکل می‌گیرد و مشروعیت تمام احزاب مسلط و بر سر اقتدار را زیر سوال می‌برد. آنان درک کردند که بیش از این نمی‌توانند تحقق مطالبات مردم مناطق قبیله‌نشین پاکستان را به تعویق اندازند. برخی از احزاب پاکستان از جمله حزب عوامی نشنل پارتی شاخه‌ی بلوچستان به رهبری محمودخان اچکزی و حزب بنیادگرا و طالب‌دوست جمیعت‌العلمای اسلام پاکستان، به طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین در ایالت خیبرپختون‌خواه رای ندادند. دلایل حزب مولانا فضل‌الرحمان روشن نیست، اما محمودخان اچکزی از طرح بدل‌کردن مناطق قبیله‌نشین به یک ایالت جدید با یک نام پشتونی حمایت می‌کند و به همین دلیل به طرح ادغام رای نداده است. از آن جایی که پارلمان پاکستان تا آخر ماه می لغو می‌شود و انتخابات سراسری آن کشور در راه است، حزب محمودخان اچکزی تلاش می‌کند از این موضوع استفاده‌ی انتخاباتی کند. اما افراسیاب ختک، اسفندیار ولی و دیگر سیاست‌مداران هویت‌طلب پشتون پاکستانی از طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه حمایت کردند.

طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه، در واقع یک بسته‌ی حقوقی است که تعدیل برخی از مواد قانون اساسی پاکستان، قوانین عادی و قانون انتخابات این کشور را در بر می‌گیرد. بر مبنای حکم قانون اساسی پاکستان، رییس ‌جمهور این کشور، وقتی طرح ادغام یک منطقه به یک ایالت را توشیح می‌کند که پارلمان ایالتی آن ایالت، طرح را تصویب کند. طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین هم باید در پارلمان ایالتی خیبرپختون‌خواه، قبل از ۲۸ می سال جاری میلادی به تصویب برسد. اگر این طرح در این ایالت به تصویب نرسد، پارلمان ایالتی جدید که پس از انتخابات سراسری این کشور شکل خواهد گرفت، روی آن غور خواهد کرد. از آن جایی که احزاب مقتدر پاکستان از این طرح حمایت کرده‌اند، بعید نیست که در پارلمان ایالتی برحال یا آینده‌ی خیبرپختون‌خواه رای بیاورد.

گسترش حاکمیت قانون اساسی پاکستان به مناطق قبیله‌نشین که راه را برای نفوذگذاری احزاب سیاسی سکولار این کشور در آن مناطق باز خواهد کرد، به سود افغانستان است. توسعه‌ی حقوقی، سیاسی و اقتصادی مناطق قبیله‌نشین سبب می‌شود که ارتش پاکستان نتواند به ساده‌گی قلمرو و مردم این مناطق را علیه افغانستان استفاده کند. افغانستان به لحاظ تاریخی حامی سیاست‌مداران هویت‌طلب پشتون پاکستانی بوده است. این سیاست‌مداران هم با افغانستان روابط حسنه دارند. اسفندیار ولی و افراسیاب ختک تقریباً در هر مراسمی به کابل دعوت می‌شوند. طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه مورد حمایت این سیاست‌مداران است و در کابل هم باید از آن استقبال شود.

دیدگاه are closed.