مهاجران در بحران کرونا

دکتر حوری بیانی، فعال مدنی‌

زن خودش را لای چادرش پنهان کرده، با شرمی که آشنا است، می‌گوید به خدا خیلی سخت است.  شوهرم از ماه حوت که کرونا آمد، بی‌کار است. خودم سر سبزی‌کاری می‌روم تا نان خشک‌مان جور شود. صاحب‌خانه کرایه را دوبرابر گفته، شاید با خانه‌ی خواهرم برویم‌، مثل وقتی که تازه مهاجر شدیم. اگر وقت پاسپورت‌مان بیاید، چه کار کنیم؟ امسال بچه‌ها را بسیج می‌کنم که زعفران پاک کنند، بلکه پول پاسپورت‌ها جور شود. بسته‌ی ماکارانی و روغن را به دستش می‌دهم و می‌گویم: خدا بزرگ است، نگران نباشید.

آرام می‌گوید: «بی‌شک».

۲- پیرمرد، آرام و آشنا است. خطوط چهره‌اش به پدربزرگم می‌ماند. همسرش بسته‌ی ماکارانی و روغن را می‌گیرد و غر می‌زند: «به بچه‌ها گفتم همان کارت ما را تبدیل نکنند. ما پاسپورت را چه کار داریم که حالا به غمش بمانیم». چای را از دستش می‌گیرم: «دختر‌م کسی از ما پرسان نمی‌کنه. دالر که نداشتیم، هیچ تمدید نمی‌کنیم».

۳- دخترک، نهال نو‌رسی در نور است؛ دوازده ـ‌ سیزده ساله. با خوشحالی می‌گوید: «خانم، شنیدم ما هم مثل ایرانی‌ها کارت ملی می‌گیریم». دخترک حتا یک بار هم افغانستان را ندیده، ولی خوشحال است از این‌که می‌تواند تذکره الکترونیکی بگیرد. بسته ماکارانی و روغن را کنار پشتی می‌گذارم. مادرش فیش‌های دارو و درمان دخترک را نشانم می‌دهد و می‌گوید: «از وقتی شنیده که کنسولگری تذکره می‌دهد، اصرار می‌کند بگیریم. کنسولگری رفتم، ولی می‌گویند نفری ۱۰ دالر است، غیر از بقیه خرج‌ها. ما را که می‌بینید، حتا هزینه‌ی درمان نداریم».‌

کرونا، تعطیلی و یا کم شدن خیلی از کارها و تعدیل نیرو، تبدیل به وقایع عادی زنده‌گی مهاجران شده است. بعد از سال‌ها، امسال مناطق مهاجرنشین، شاهد صف‌های طولانی برای دریافت نان و غذای نذری بود. پیرزن‌ها و پیرمردها، حتا میان‌سال‌هایی که در فشار کرایه خانه، تهیه مواد غذایی، هزینه‌های درمان و تحصیل قرار گرفته‌اند، به این صف‌ها اضافه شده‌اند.

این مردم صبور و مقاوم، در کنار همه‌‌ی مشکلات این روزها، در مواجهه با کنسولگری و در قبال دریافت خدمات کنسولی، با مشکل دیگری مواجه‌اند: پرداخت دالری.

وقتی یک خانواده‌ی مهاجر با متوسط جمعیت ۶ نفر به کنسولگری مراجعه می‌کند تا پاسپورت بگیرد، باید ۷۲۰ دالر بپردازد. با افزایش قیمت دالر به بالای ۳۰ هزار تومان، این خانواده باید لااقل ۲۱۶۰۰۰۰۰ بیست‌و‌یک میلیون و شش‌صد هزار تومان بپردازد. این پرداخت با احتساب در‌آمد حداکثر ۳ میلیون تومانی یک خانواده، بیش از درآمد ۷ ماه این خانواده خواهد بود. این خانواده‌ی ۶ نفره باید ۷ ماه هیچ هزینه‌ی دیگری از جمله خورد و خوراک نداشته باشد تا بتواند پاسپورت بگیرد.

شاید بگویید همه‌ پاسپورت ندارند، ولی کارت‌ دارند.  بلی‌، اما برای هر نوع مراجعه به کنسولی، پرداخت دالری انجام می‌شود. برای تذکره، نکاح‌خط، تایید مدارک تحصیلی، عزل و نصب وکیل و‌… دالر ارزی برای پرداخت است. این امر در کنار حقوق ریالی این مردم که به سختی و به اصلاح از بین سنگ تامین می‌شود، فشار بسیار زیادی بر مهاجران تحمیل می‌کند. مهاجرانی که صبورانه سال‌های سال از کم‌ترین حمایت دولت خود برخوردار بوده‌اند، انتظار دارند در شرایط اضطراری کرونا و بی‌کاری شدید و افزایش قیمت دالر، دولت از اتباعش حمایت کند و بین خدمات و پرداخت در کنسولگری، تناسب ایجاد شود. انتظار عدالت، انتظار حمایت و انتظار هم‌دلی در این شرایط، کم‌ترین انتظار مهاجران از دولت است.

دکمه بازگشت به بالا
بستن