در خبرنگاری به دنبال ماجراجویی هستم

گفت‌وگو با انیسه شهید

صبح زود است. وارد دفتر می‌شوم، وسایلم را روی میز کارم می‌گذارم و مثل همیشه به سوی اتاقی که هر روز در آن نشست روزانه‌ی ما برگزار می‌شود، به راه می‌افتم. دروازه‌ی اتاق جلسه را که باز می‌کنم، می‌بینم مسوول رسانه که زن جوانی است، آغاز به صحبت کرده است. به دور و برم نگاه می‌کنم تا جای خالی‌ای پیدا کنم، می‌بینم که همه‌ی همکارانم، هر پنج دختر و پنج پسر بخش خبر پیش از من به جلسه رسیده‌اند. ناگهان متوجه می‌شوم که شمار همکاران زن و مرد برابر است. عجیب است که تا کنون متوجه این موضوع نشده بودم. شاید این موضوع آن‌قدر ساده و پیش پا افتاده است که هرگز ذهن مرا درگیر خود نمی‌کند. نشست روزانه که به پایان می‌رسد، همگی شتابان اتاق را ترک می‌کنند تا به کارهای‌شان رسیدگی کنند. من هم راهم را به سوی کنفرانس خبری به پیش می‌گیرم. به محل کنفرانس که می‌رسم، وسایل مورد نیازم را برمی‌دارم و با همکار فلم‌بردارم از موتر پایین می‌شوم. هنگام ورود به سالن کنفرانس، مسوول امنیتی با من برخورد معمولی می‌کند و به جای فلم‌بردارم که یک مرد است، یک‌راست به سوی من می‌آید و از من معلومات می‌گیرد. انگار که من زن نیستم و یا دست کم تنها زنی که به کنفرانس آمده، نیستم. یا شاید درک می‌کند که خبرنگاران زن هم در جامعه وجود دارند، من هم وارد سالن کنفرانس می‌شوم و به جمع دیگر خبرنگاران که نیمی از آن‌ها زن و نیم دیگرشان مرد هستند، می‌پیوندم. متوجه می‌شوم که سر هیچ‌کس به سوی من دور نمی‌خورد. انگار توجه هیچ‌کسی به سوی زن خبرنگاری که تازه وارد سالن شده است، جلب نمی‌شود، انگار حضور زنان در همه‌جا آن‌قدر طبیعی است که دیگر هیچ نگاه و برخورد عجیبی را به سوی خود جلب نمی‌کند. من هم بدون این‌که نگران موضوع‌های حاشیه‌ای باشم، روی کارم تمرکز می‌کنم.

 

انیسه شهید، خبرنگار جوان می‌گوید که این تصویر ذهنی او از جامعه‌ی ایده‌آلش است. او برای رسیدن به بزرگترین آرزویش یعنی پرداختن به کار خبرنگاری، همان‌طور که خودش می‌گوید، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و با پشتکار همه‌ی موانع سر راهش را یک‌تنه پشت سر گذاشته است. اکنون که به آرزویش رسیده نیز دست از کار و کوشش برنداشته است. هرگاه که به دیدنش بروید، او را در حال کار می‌یابید و یا اگر سراغش را از همکارانش بگیرید، خواهید شنید که او در حال انجام کاری است. ما هم گفت‌وگویی با او ترتیب داده‌ایم تا از زبان خودش بشنویم که چه هدفی او را به این‌همه تلاش و سخت‌کوشی وامی‌دارد:

 

پرسش: کمی از خودت بگو.

پاسخ: من انیسه شهید، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی ژورنالیزم از دانشگاه کابل هستم. نزدیک به ده سال است که در تلویزیون طلوع به عنوان خبرنگار کار می‌کنم، عضویت انجمن حمایت از زنان ژورنالیست را نیز دارم.

 

پرسش: چگونه خودت را در قلمرو خبرنگاری یافتی؟

پاسخ: با این‌که خبرنگاری حرفه‌ی بسیار دشواری است، ولی من عاشقش هستم. به همین خاطر است که حتا با وجود مخالفت‌های خانواده‌ام، باز هم این حرفه را برای خود برگزیدم. باید بگویم که در واقع آرزو داشتم در رشته‌ی ژورنالیزم درس بخوانم، ولی پس از امتحان کانکور در رشته‌ی تاریخ کامیاب شدم. همان‌طور که گفتم، به خاطر عشقی که به رشته‌ی ژورنالیزم داشتم، همه‌ی سختی‌ها را به جان خریدم و به تنهایی همه‌ی مراحل تغییر رشته را سپری کردم. سرانجام توانستم به رشته‌ی ژورنالیزم راه یابم.

 

پرسش: خبرنگاری را از کجا و چگونه آغاز کردی؟

پاسخ: کار خبرنگاری را از روزنامه‌ی چراغ و آژانس خبری هندوکش، هنگامی که هنوز در سال چهارم دانشگاه درس می‌خواندم، آغاز کردم. کارم در این رسانه‌ها نوشتن بود. برای مدت بسیار کوتاهی مدیر خبرنگاران روزنامه‌ی چراغ نیز بودم، ولی باید بگویم که کار خبرنگاری را به معنای واقعی آن در تلویزیون طلوع ادامه دادم. در واقع راه و روش واقعی خبرنگاری، تحقیق‌کردن، رفتن به ساحه و دیدار با مردم را در این رسانه آموختم. به نظر من تا زمانی که برای تهیه‌ی خبر به بیرون از دفتر نرویم و در فضای واقعی قرار نگیریم، نمی‌توانیم خود را خبرنگار بخوانیم.

 

پرسش: نخستین بار که خبرت به چاپ رسید، چه احساسی داشتی؟

پاسخ: این بسیار لذت‌بخش است که به عنوان یک خبرنگار می‌توانم خبری را که تهیه کرده‌ام، دوباره با همه‌ی نتیجه‌ها و واکنش‌هایی که در برداشته، ببینم و دریابم که با پخش این خبر چه تغییراتی در جامعه پدید آمده است. به این ترتیب می‌توانم احساس کنم که کارم تأثیرگذار بوده و فرد بیهوده‌ای نیستم. به یاد دارم، در سال چهارم دانشگاه بودم که با چند همصنفی‌ام تصمیم گرفتیم به صورت عملی گزارش‌نویسی را تمرین کنیم. خوشبختانه یکی از همصنفی‌هایم در روزنامه‌ی چراغ کار می‌کرد. او به ما پیشنهاد داد که گزارش‌های‌مان را در آن روزنامه به چاپ برسانیم و هرگز فراموش نمی‌کنم که چاپ‌شدن آن گزارش برایم بسیار خوش‌آیند و لذت‌بخش بود. در واقع، پس از چاپ آن گزارش، من و همصنفی‌هایم تشویق شدیم تا گزارش‌های بیشتری تهیه کنیم. البته با چاپ گزارش‌هایم ۱۵۰ دالر دستمزد گرفتم. این نخستین پولی بود که از کار خبرنگاری به دست می‌آوردم. به همین خاطر بسیار برایم خوش‌آیند و  لذت‌بخش بود.

 

پرسش: دیگران به کارت چه واکنشی داشتند؟

پاسخ: من با واکنش‌های متفاوتی روبرو می‌شوم که بیشتر مثبت هستند، ولی گاهی واکنش‌های منفی نیز وجود دارند؛ چرا که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در حال جنگ است. بنابراین خواه ناخواه در جامعه‌ی ما ناامنی، فساد و مشکلات قومی و زبانی وجود دارد. به این خاطر گاهی ممکن است برخی از مردم از خبرهایی که ما تهیه می‌کنیم، راضی نباشند و خبرنگاران را متهم به این کنند که به سود گروهی یا کسی کار می‌کنند. در حالی که یک خبرنگار نه جنس دارد، نه قوم و نه مذهب. یک خبرنگار نباید به این فکر کند که دختر و یا پسر است، نباید به خاطر باور مذهبی‌اش، برای مثال از گفت‌وگو با یک عیسوی بگذرد، ولی متأسفانه مردم چنین باوری دارند. برای نمونه من در ماه رمضان با یک یهودی مصاحبه داشتم که به عنوان تنها یهودی افغانستان، زندگی جالبی داشت، ولی واکنش بسیاری از مردم درباره‌ی این مصاحبه منفی بود. آن‌ها مرا بازخواست می‌کردند که چطور در ماه رمضان با یک یهودی مصاحبه کرده‌ام. همیشه چنین مشکلاتی وجود دارند، ولی خبرنگاران نباید به آن‌ها اهمیت بدهند.

 

پرسش: بی‌گمان کار یک زن به عنوان یک خبرنگار دشواری‌های خاص خودش را دارد. از دشواری‌ها و سختی‌هایی که در این مسیر با آن‌ها روبرو شدی بگو.

پاسخ: بی‌گمان سختی‌های کار خبرنگاری برای زنان بیشتر است، ما کشوری در حال توسعه داریم که هنوز هم پایبند فرهنگ و مسایل سنتی و مذهبی است و این موضوع می‌تواند دشواری‌های بسیاری را برای زنان در پی داشته باشد، برای مثال یکبار با یکی از قومندان‌های طالبان گفت‌وگو داشتم. او از من خواهش کرد که به جای من با همکار تصویربردارم که مرد بود، گفت‌وگو کند؛ چون نمی‌خواست که طالبان دیگر تصویر او را در کنار من ببینند. او از گفت‌وگو با یک زن خجالت می‌کشید. من هم پذیرفتم که مصاحبه‌اش را بگیرم، ولی تنها تصویر خودش را چاپ کنم. گرچه اکنون مردم کمی به وجود خبرنگاران زن عادت کرده‌اند، ولی باز هم در برخی جاها، هنگامی که مردم یک خبرنگار زن را می‌بینند، به فکر فرو می‌روند و نمی‌توانند تصمیم بگیرند که با او گفت‌وگو کنند و یا نه. این نگرانی را می‌توان در چهره‌های آن‌ها آشکارا دید. من هم در چنین شرایطی می‌کوشم بدون توجه به زن بودنم، با آن‌ها دوستانه گفت‌وگو کنم و به این ترتیب اعتمادشان جلب می‌شود و کم‌کم احساس راحتی می‌کنند. در نهایت باید گفت که کار یک خبرنگار زن دشوار است، ولی ناممکن نیست.

 

پرسش: آیا در این راه تنها بودی و یا مشوقی در خانواده و یا اجتماع داشتی؟

پاسخ: هم در اجتماع و هم در خانواده مشوق‌هایی وجود داشته‌اند، ولی اعضای خانواده‌ام بیشتر نگرانم بودند. به ویژه در اوایل، هرگاه که ناوقت به خانه می‌رسیدم و یا اگر گزارش‌های مرا در مظاهره‌ها و رویدادها می‌دیدند، بسیار نگرانم می‌شدند. با وجود این‌که هنوز هم نگرانم می‌شوند، ولی کمی به شرایط کاری من عادت کرده و پس از سال‌ها این را پذیرفته‌اند که من به خاطر کارم ممکن است دیرتر به خانه برسم. به نظر من این هم از سختی‌های این کار است. در کنار تلاش برای درست انجام دادن کار و انرژی گذاشتن برای کارهای فیزیکی و رفتن به ساحه، باید تشویشِ ناوقت شدن و نگرانی خانواده را هم داشته باشم. همیشه این استرس وجود داشته است. اگرچه اکنون و پس از سال‌ها این نگرانی‌ها کم‌تر شده است. به طور خلاصه باید بگویم که دوستان و همصنفی‌هایم بیشتر مرا تشویق می‌کنند.

 

پرسش: با وجود این دشواری‌ها چه چیزی ترا به ایستادگی و مقاومت وامی‌داشت؟

پاسخ: تنها چیزی که مرا به ماندن و ادامه‌ی این راه واداشته، علاقه‌ام به این کار بوده است. من نمی‌خواستم هیچ کار دیگری را انجام دهم. تنها آرزو داشتم که ژورنالیست و در میان مردم باشم. همین عشقی که هنوز هم در دلم زنده است، مرا به ادامه‌ی این راه واداشته است.

 

پرسش: در خبرنگاری به دنبال چه چیزی بوده‌ای؟

پاسخ: در خبرنگاری همیشه به دنبال ماجراجویی بوده‌ام. آرامش را زیاد دوست ندارم. این برایم پذیرفتنی نیست که صبح به دفتر بیایم و آرام در جایی بنشینم. به نظر من همیشه در کاری که انجام می‌دهم، باید یک چیز تازه وجود داشته باشد. از این گذشته، زندگی خودش یک مبارزه است و من نمی‌توانم به انجام کارهای ساده و معاش‌گرفتن بسنده کنم. باید بگویم که من زندگی یک‌نواخت را دوست ندارم؛ چون برایم بسیار دلگیر است. می‌خواهم همیشه در هیجان، جنجال و گیرودار باشم. این برای من حکم یک ماجراجویی را دارد.

 

پرسش: چقدر از اهدافی را که در سر می‌پرواندی برآورده شده‌اند؟

پاسخ: هنوز اهداف زیادی مانده‌اند که باید به آن‌ها برسم. هنوز کارهای زیادی هستند که باید انجام‌شان بدهم. خبرنگاری یک راه بسیار دشوار و هدف بزرگی است. فکر می‌کنم که من در این عرصه هنوز یک تازه‌وارد هستم. باید بسیار تلاش کنم تا بتوانم دست کم به نیمی از اهدافی که دارم، برسم.

 

پرسش: می‌دانیم که هنوز هم دشواری‌های زیادی پابرجاست، به نظر تو نقش زنان در این شرایط چیست؟

پاسخ: به نظر من حضور کم زنان بسیار ناراحت‌کننده است. هرگاه به جایی برای تهیه‌ی خبر می‌روم، متوجه می‌شوم که از میان ۱۰ خبرنگار، تنها یک نفرشان زن است و یا در نهایت ۳ تن از آن‌ها زن هستند. این بسیار ناخوشایند است. باید گفت که شمار خبرنگاران زن بسیار کم است. این می‌تواند به خاطر دشواری‌هایی باشد که کار خبرنگاری دارد، برخی از زنان جرأت نمی‌کنند که به این کار بپردازند. برخی هم از سوی خانواده اجازه‌ی پرداختن به کار خبرنگاری را ندارند و در این میان کسانی هم هستند که به آن‌ها چانس داده نمی‌شود و یا اگر این چانس را به دست می‌آورند، ممکن است حوصله‌ی مورد نیاز برای ثابت‌کردن خود را نداشته باشند؛ چون کار خبرنگاری به حوصله و انرژی بیشتری نیاز دارد، زنان باید کمی پر تحمل‌تر باشند و با حوصله‌ی بیشتر به این کار بپردازند و بکوشند که در جلسه‌ها، مصاحبه‌ها و یا کنفرانس‌ها حضور داشته باشند تا گفت‌وگوها را به سوی مسایل زنان هدایت کنند؛ چرا که این بازخواست‌ها و پیگیری‌ها بسیار تأثیرگذار اند و حکومت و نهادها را وادار به اندیشیدن و کار روی مسایل زنان می‌کنند. به همین خاطر باید گفت که زنان نقش بسیار مهمی در این عرصه دارند، آن‌ها باید حضور داشته باشند و در رسانه‌ها کار کنند و اگر این چانس به آن‌ها داده نشد، خودشان باید با تلاش و کوشش این چانس‌ها و فرصت‌ها را برای خود ایجاد کنند.

 

پرسش: کار یک خبرنگار زن با یک خبرنگار مرد چه تفاوت‌هایی دارد و زنان در چه بخش‌هایی می‌توانند بهتر کار کنند؟

پاسخ:‌ تفاوت دارند. چه بخواهیم، چه نخواهیم تفاوت‌هایی در این زمینه وجود دارد. برای نمونه، درست است که من هم مانند همکارانم می‌توانم برای تهیه‌ی خبر به هر گوشه‌ای از شهر بروم، ولی نمی‌توانم مانند آن‌ها به ولایت‌های دیگر بروم و از عملیات‌ها و جنگ‌ها گزارش تهیه کنم، حتا اگر خودم بخواهم. باز هم رسانه چنین اجازه‌ای به من نمی‌دهد؛ چرا که مردان می‌توانند در پایگاه‌های نظامی بخوابند، یا در هر جایی شب را بگذرانند، ولی من نمی‌توانم. همچنان مسایلی هم هستند که حضور زنان در آن‌ها بسیار ضروری است. مانند مسایل حقوق بشر، تجاوز و… چرا که شاید زنان قربانی نخواهند از چنین مشکلاتی با مردان سخن بگویند و موضوع‌های عاطفی را نیز زنان بهتر می‌توانند پوشش دهند. مردان با توجه به فطرتی که دارند، شاید نتوانند به خوبیِ زنان به این مسایل بپردازند و البته برخی از ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌هایی که در کار زنان است، ممکن است در کار مردان وجود نداشته باشد.

 

پرسش: از کارهای نکرده‌ات در عرصه‌ی خبرنگاری برای ما بگو.

پاسخ: مناظره نکرده‌ام، از صحنه‌ی جنگ نیز گزارش نگرفته‌ام، ولی باید بگویم که بیشتر کارهای خبرنگاری و رسانه‌ای را انجام داده‌ام. برای نمونه، به عنوان گراننده و تهیه‌کننده (پرودیوسر) کار کرده‌ام. کارهای مدیریتی را نیز انجام داده‌ام. باید افزود که خبرنگاری کار بسیار سنگینی است. کسی که خبرنگاری می‌کند، کارهای دیگر برایش آسان‌تر به نظر می‌رسند؛ یعنی به باور من سخت‌ترین کار ژورنالیزم خبرنگاری است و آسان‌ترین کارش خبرخواندن. پیشنهاد من برای کسانی که می‌خواهند در بخش ژورنالیزم کار کنند این است که کارشان را از خبرنگاری آغاز کنند.

 

پرسش: تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای بانوان چگونه است؟

پاسخ:‌ شاید هرگز شرایط برای یک جامعه‌ی ایده‌آل مهیا نشود؛ چون در هر گوشه‌ی جهان حتا در اروپا و امریکا هم تبعیض‌هایی میان خبرنگاران مرد و زن وجود دارند. این تبعیض‌ها در افغانستان هم هستند. تصویر ایده‌آل برای من این است:

صبح زود است. وارد دفتر می‌شوم، وسایلم را روی میز کارم می‌گذارم و مثل همیشه به سوی اتاقی که هر روز در آن نشست روزانه‌ی ما برگزار می‌شود، به راه می‌افتم. دروازه‌ی اتاق جلسه را که باز می‌کنم، می‌بینم مسوول رسانه که زن جوانی است، آغاز به صحبت کرده است. به دور و برم نگاه می‌کنم تا جای خالی‌ای پیدا کنم، می‌بینم که همه‌ی همکارانم، هر پنج دختر و پنج پسر بخش خبر پیش از من به جلسه رسیده‌اند. ناگهان متوجه می‌شوم که شمار همکاران زن و مرد برابر است. عجیب است که تا کنون متوجه این موضوع نشده بودم. شاید این موضوع آن‌قدر ساده و پیش پا افتاده است که هرگز ذهن مرا درگیر خود نمی‌کند. نشست روزانه که به پایان می‌رسد، همگی شتابان اتاق را ترک می‌کنند تا به کارهای‌شان رسیدگی کنند. من هم راهم را به سوی کنفرانس خبری به پیش می‌گیرم. به محل کنفرانس که می‌رسم، وسایل مورد نیازم را برمی‌دارم و با همکار فلم‌بردارم از موتر پایین می‌شوم. هنگام ورود به سالن کنفرانس، مسوول امنیتی با من برخورد معمولی می‌کند و به جای فلم‌بردارم که یک مرد است، یک‌راست به سوی من می‌آید و از من معلومات می‌گیرد. انگار که من زن نیستم و یا دست کم تنها زنی که به کنفرانس آمده، نیستم. یا شاید درک می‌کند که خبرنگاران زن هم در جامعه وجود دارند، من هم وارد سالن کنفرانس می‌شوم و به جمع دیگر خبرنگاران که نیمی از آن‌ها زن و نیم دیگرشان مرد هستند، می‌پیوندم. متوجه می‌شوم که سر هیچ‌کس به سوی من دور نمی‌خورد. انگار توجه هیچ‌کسی به سوی زن خبرنگاری که تازه وارد سالن شده است، جلب نمی‌شود، انگار حضور زنان در همه‌جا آن‌قدر طبیعی است که دیگر هیچ نگاه و برخورد عجیبی را به سوی خود جلب نمی‌کند. من هم بدون این‌که نگران موضوع‌های حاشیه‌ای باشم، روی کارم تمرکز می‌کنم.

 

پرسش: آیا این تصویر ذهنی روزی به حقیقت می‌پیوندد؟

پاسخ: من فکر نمی‌کنم که این تصویر در این دوره‌ی خبرنگاری و یا تا ۵۰ سال آینده بتواند به حقیقت بپیوندد. با توجه به شرایط کنونی، من چندان به آن امیدوار نیستم.

 

پرسش: آیا تا کنون از کار یک خبرنگار موفق دیگر الهام و یا الگو گرفته‌ای؟

پاسخ: نه، هرگز این‌طور نشده است. من همیشه خواسته‌ام که خودم باشم. هرگز نمی‌خواهم در نقش دیگران قرار بگیرم. می‌خواهم کارم را با توانایی خودم و بدون کمک دیگران به انجام برسانم و این برای من لذت‌بخش‌تر است.

 

پرسش: تصورت از وضعیت کنونی رسانه‌های افغانستان چگونه است؟

پاسخ: هیچ تصور خوبی ندارم. همان‌طور که پیشتر هم گفتم، من عضور انجمن حمایت از زنان ژورنالیست هستم و خبرهای تکان‌دهنده‌ای درباره‌ی خبرنگاران زنی که به حقوق‌شان نمی‌رسند، می‌شنوم. کسانی هستند که حتا پس از ۱۵ سال کار در یک رسانه، هنوز هم دستمزدشان برابر با نیم دستمزد مردانی است که تنها ۵ سال است که در آن رسانه کار می‌کنند. مدیرها به این موضوع توجه نمی‌کنند، مدیران همه‌ی رسانه‌ها مردان هستند. در واقع ما رسانه‌هایی کاملاً مردانه داریم. همان‌طور که در خانواده‌ها و در حکومت مردسالاری وجود دارد، در رسانه‌ها نیز مردسالاری حکم‌فرما است. من فمینیست نیستم، ولی این تبعیض‌ها برایم ناراحت‌کننده‌اند. می‌خواهم زنان نیز از امتیازهای برابر با مردان برخوردار باشند. این تبعیض‌ها در حالی وجود دارند که زنان نه تنها کم‌کار نیستند که چند برابر و یا دست کم برابر با مردان کار می‌کنند. این زنان به خاطر این‌که همیشه سرکوب شده‌اند، در برابر چنین نابرابری‌هایی هم خاموش می‌مانند و این بسیار ناراحت‌کننده است که خود این زنان هیچ تلاشی نمی‌کنند تا بتوانند به حق خود برسند. در افغانستان کسی حقوق کسی را رعایت نمی‌کند. هر کسی باید به زور به حق خود دست یابد.

 

پرسش: دخترهای زیادی آرزو دارند که روزی همچون تو به عنوان یک خبرنگار موفق شناخته شوند، چه گفتنی‌هایی برای آن‌ها داری؟

پاسخ: من برای این دخترها چند توصیه دارم. آن‌ها باید توانایی‌های خود را بالا ببرند، مطالعه کنند، درس بخوانند، از کسی نترسند و بدانند که نباید از کسی کمک بخواهند. یک مثال می‌زنم: روزی دختری از یکی از ولایت‌های کشور ما به من زنگ زد. او می‌گفت که آروز دارد پیشرفت کند و روزی مانند من یک خبرنگار شود و والی آن ولایت نیز به او وعده‌ی کمک و همکاری داده بود. من می‌خواهم به این دخترها بگویم که فریب چنین وعده‌هایی را نخورند و بدانند که اگر توانایی‌های خود را بالا ببرند، هیچ نیازی به کمک والی یا هیچ‌کس دیگری نخواهند داشت. در هر رسانه‌ای که کار کنند، پیشرفت خواهند کرد. همچنان از این دخترها می‌خواهم که احساساتی نباشند و عاطفی برخورد نکنند، بلکه در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکنند. این را نیز همیشه به خاطر داشته باشند که برای پیشرفت و دست‌یابی به اهداف‌شان باید کمی حوصله و صبر داشته باشند. مطمئن باشند که با خودباوری و اعتماد به نفس، رسیدن به این‌جا سخت نیست.

 

پرسش: حضور زنان را در رسانه‌ها چگونه می‌بینی و پیشنهادت برای این‌که حضور زنان در رسانه‌ها جدی و معنادار شود، چیست؟

پاسخ: همان‌طور که گفتم، زنان تا توانایی‌های خود را افزایش ندهند، داشتن حضور پررنگ در رسانه‌ها برای‌شان سخت است. زنان باید مهارت‌شان را در مدیریت و همچنان زبان‌های خارجی بالا ببرند. تجربه ثابت کرده است که همواره یکی از برتری‌هایی که مردان خبرنگار نسبت به زنان داشته‌اند، دانستن یک زبان خارجی بوده است. مردانی هستند که شاید حتا به اندازه‌ی کافی درس هم نخوانده باشند، ولی به این خاطر که توانایی آن‌ها در استفاده از یک زبان خارجی بیشتر است، می‌توانند در جایگاه‌های بهتری قرار بگیرند. یکی دیگر از چیزهایی که باعث پیشرفت مردان می‌شود، این است که آن‌ها هیچ محدودیتی در روابط کاری خود ایجاد نمی‌کنند و به راحتی با نهادها، سفارت‌ها، کمک‌کننده‌ها و دیگر سازمان‌ها دیدار می‌کنند. زنان نیز باید روابط کاری خود را به طور رسمی حفظ کنند. این می‌تواند کمک بزرگی برای آن‌ها باشد. به این ترتیب، پیشنهاد من برای زنان این است که خودباوری داشته باشند و توانایی‌های خود را افزایش دهند و در کنار این، دو ویژگی باید در زمینه‌ی مسایل عاطفی نیز میانه‌رو باشند و احساساتی برخورد نکنند. البته باید گفت که وضعیت کنونی و ناامنی و برخوردهای عجیب‌و‌غریبی هم که وجود دارند، می‌توانند روی حضور زنان تأثیر داشته باشند، ولی زنان باید بتوانند با خودباوری این برخوردها را کنترول و مدیریت کنند. به طور واضح باید بگویم که زنان باید به مسایل عاطفی کم وقت بدهند و در این زمینه عجله نکنند.

 

پرسش: جنسیت در کار حرفه‌ای چه مفهومی دارد؟

پاسخ: بیشتر محدودیت‌ها را خانواده‌ها به وجود می‌آورند. اگر دخترها جرأت و توانایی کار را هم داشته باشند، خانواده‌های‌شان مانع پیشرفت آن‌ها می‌شوند. خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند دخترهای‌شان خبرنگار شوند و در این پهنه کار کنند. من ده‌ها دختری را می‌شناسم که توانایی مورد نیاز برای کار خبرنگاری را دارند، ولی خانواده‌های‌شان مانع آن‌ها می‌شوند. آن‌ها نیز ناگزیر باید از خواست و آرزوی‌شان بگذرند.

 

پرسش: در کنار خبرنگاری، دیگر به چه کارهایی علاقه داری؟

پاسخ: من از شعر خواندن بسیار لذت می‌برم. شاعر نیستم، ولی از شعر خواندن بی‌اندازه لذت می‌برم. حتا گاهی در تنهایی برای خودم شعر می‌خوانم. موسیقی هم گوش می‌کنم، بیشتر به غزل علاقه دارم، تماشای فلم را هم بسیار دوست دارم.

 

پرسش: از ناگفته‌هایت بگو.

پاسخ: خوش دارم که سفر کنم. بیرون بروم و بگردم. جاهای بسیار زیادی هستند که باید تا زمانی که زنده‌ام، ببینم‌شان؛ چون زندگی در افغانستان اعتبار ندارد، بیشتر روزها هنگامی که دروازه‌ی خانه را می‌بندم و به سوی دفتر حرکت می‌کنم، با خودم فکر می‌کنم که آیا دوباره به خانه باز خواهم گشت یا نه. خوب این‌جا افغانستان است و ما هر روز منتظر حوادث ناگوار هستیم. امیدوارم روزی برسد که ما چنین نگرانی‌هایی نداشته باشیم، ولی همان‌طوری که گفتم، آرزو دارم یک دوره‌گرد باشم و همه‌جای دنیا را بگردم و همه‌اش را هم بنویسم.

Comments are closed.