اگر سیاسیون نبازند، نظامیان نمیبازند
عصمتالله احمدی، ماستر علوم استراتژی امنیت ملی

بعد از انتخاب رییس جمهور اوباما و پایان دوره ریاست جمهوری جورج بوش پسر، آوازه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، به خصوص در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما بر سر زبانها افتاد. آهسته آهسته مسوولیتهای امنیتی به نیروهای امنیتی و دفاعی افغان سپرده میشد. تا اینکه در اوایل سال ۲۰۱۴ تعداد قابل ملاحظه نیروهای امریکایی و کشورهای عضو ناتو از افغانستان خارج شدند و تعداد محدودی از این نیروها در چوکات حمایت قاطع در این کشور باقی ماندند.
در آن زمان اکثر صاحبنظران و کارشناسان سیاسی و نظامی معتقد بودند که با خروج بخش اعظم نیروهای ائتلاف، چندین ولسوالی و ولایت به دست طالبان سقوط خواهد کرد، نیروهای امنیتی و دفاعی از هم خواهند پاشید و توان دفاع از کشور را نخواهند داشت. پروژههای عمرانی سازمانهای غیردولتی و کسبوکار مردم عام همه به تعویق افتاد. بخشی از مردم در داخل و خارج از کشور منتظر ناکامی دولت و پیشروی طالبان بودند. این در حالی بود که بعد از خروج بخش اعظم نیروهای امریکایی، به جز ولایت کندز آنهم برای چند روز محدود، دیگر هیچ ولایتی سقوط نکرد. حتا نیروهای امنیتی و دفاعی با قربان کردن جانهای شیرینشان توانستند چندین ولسوالیای که در غزنی، بغلان و چند ولایت دیگر تحت تسلط طالبان بود را دوباره پس بگیرند. همچنان، کسبوکار مردم نیز روال عادی را به خود گرفت.
تصمیم رییس جمهور بایدن مبنی بر خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ نیز کدام پیامد جدی را در پی نخواهد داشت. دولت جمهوری اسلامی افغانستان بیش از ۴۰۰ هزار نیروی امنیتی و دفاعی دارد. این نیروها مجهز با سلاحهای پیشرفته زمینی و هواییاند. نیروهای خاص و کوماندو در وزارتهای دفاع ملی و امور داخله و قطعات واکنش سریع در ریاست عمومی امنیت ملی که از تعلیمات، تجهیزات و قابلیتهای محاربوی بهتر برخوردار هستند، نیز شامل این نیروها میباشند. بعد از سال ۲۰۱۴، ۱۰۰ درصد عملیاتهای محاربوی زمینی و بیش از ۹۰ درصد عملیاتهای هوایی توسط نیروهای افغان برنامهریزی و اجرا میشود. افزون بر این، ۳۴ ولایت کشور، بیش از ۳۷۰ ولسوالی و شاهراههای خرد و بزرگ همه در تصرف دولت جمهوری اسلامی افغانستان است. همچنان نیروهای امنیتی و دفاعی افغان دارای آزادی عمل هستند؛ به این معنا که در هر بخش افغانستان که بخواهند، میتوانند عملیاتهای محاربوی اجرا کنند. این همه نمایانگر آن است که دولت جمهوری اسلامی افغانستان بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱، نیز به طور معمول به حیات خود ادامه داده میتواند.
در بُعد سیاسی نیز دولت جمهوری اسلامی افغانستان از مشروعیت کامل در سطح ملی و بینالمللی برخوردار است؛ حکومت منتخب دارد و حقوق بشر، آزادی بیان و آزادی زنان از ارزشهای اساسی آن است. همچنان این کشور، معاهدات استراتژیک امنیتی با بسیاری از کشورها و سازمانهای جهان، به شمول امریکا و ناتو امضا کرده است. امریکا همچنان متعهد است تا سال ۲۰۲۴ نیروهای امنیتی و دفاعی افغان را حمایه مالی و اکمال نظامی کند. بنابراین، افغانستان از نگاه سیاسی نیز در انزوای بینالمللی قرار ندارد؛ به این معنا که شرایط خروج امریکا با شرایط خروج شوروی از این کشور کاملاً متفاوت است.
البته که خروج نیروهای ایالات متحده از افغانستان نه جنگ را برای همیشه خاتمه خواهد داد و نه صلح را تضمین خواهد کرد. اگر مذاکرات صلح میان دولت و طالبان که تحت نظر سازمان ملل، امریکا، قطر و ترکیه در استانبول دایر میشود، به نتیجه نرسد، ممکن است در ماههای آینده، طالبان جنگهای شدیدی را مانند مجاهدین که بعد از خروج شوروی در جلالآباد به راه انداختند، برنامهریزی و اجرا کنند. البته در جنگ میان طالبان و دولت برخلاف جنگ جلالآباد که مجاهدین از حمایه مستقیم نظامیان پاکستانی برخوردار بودند، این بار طالبان بنابر توافقی که با امریکاییها امضا کردهاند، بدون حمایه جنگجویان خارجی و بدون مداخله مستقیم نظامیان پاکستانی خواهند جنگید. ممکن است بعضی از شهرها و ولسوالیها به دست طالبان به مدت کوتاه سقوط کند و ممکن است فاجعه انسانی به دنبال داشته باشد؛ اما در کل، طالبان توانایی دفاع از شهرها و ولسوالیها را به نسبت کمبود امکانات و منابع به مدت طولانی ندارند.
گروه طالبان یک جریان مسلح است که جنگ نامتعارف را پیش میبرد. این گروه توانایی و ظرفیت راهاندازی عملیات وسیع و گسترده جنگی بالای شهرهای بزرگ را ندارد. بیش از یکسال از توافق صلح دولت ترمپ با طالبان و قطع حمایه هوایی نیروهای امریکایی از نیروهای افغان میگذرد (حمایه زمینی سالها قبل قطع شده بود)؛ اما طالبان هیچ دستآوردی در مقابل نیروهای امنیتی و دفاعی با وجود رهایی ۵۰۰۰ زندانیشان که به جبهات جنگ برگشتند، ندارند. حتا در ولایاتی که زادگاه اصلی طالبان به شمار میرود، مثل قندهار، هلمند، ارزگان، زابل، کندز و… این گروه دستآورد چشمگیری ندارد.
گفته میشود که طالبان ۶۰۰۰۰ جنگجو دارند. ممکن است تمامی اعضای طالبان ۶۰۰۰۰ نفر باشند؛ ولی نه نیروی جنگی آنها. به خاطری که اگر طالبان در بعضی از ولایات درجه سوم و حتا درجه دوم یک هزار فرد مسلح جنگی میداشتند، با روحیهای که آنها میجنگند، آن ولایات سقوط میکرد و تحت تسلط طالبان میبود. این در حالی است که آنان از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۱۰ الی ۱۵ ولسوالی را در اختیار ندارند. طالبان برای حمله بالای پاسگاههای نیروهای امنیتی و دفاعی در نقاط مختلف کشور، از سایر ولایات افرادشان را جمعآوری میکنند. این به معنای آن است که طالبان بیش از ۴۰۰۰۰ نیروی نظامی در اختیار ندارند. در حالی که دولت جمهوری اسلامی افغانستان بدون قطعات متعارف خود در اردو و پولیس، حدود ۴۰۰۰۰ نیروی خاص و کوماندو دارد.
تلفات بلند نیروهای امنیتی و دفاعی که در این روزها گزارش داده میشود، اکثراً به دلیل غفلت فرماندهان آنها است تا حملات منسجم و شدید طالبان. به طور مثال، افراز پاسگاههای کوچک و بدون حمایه نزدیک، افراز پاسگاهها به خاطر اهداف غیرضروری و افراز کمینهای غیرمسلکی باعث شده است که تلفات نیروهای امنیتی بلند باشد. همچنان، عدم حمایه به موقع پاسگاهها، عدم اجرای دقیق گزمه و کمین مطابق به تعلیمنامهها، از دلایل دیگر تلفات نیروهای ارتش است. برعلاوه، عدم حمایه به موقع استخباراتی جزوتامها در اثر ضعف در نهادهای کشفی و استخباراتی، نفوذ افراد بیگانه به شکل مهمان داخل گارنیزیونها و یا در بعضی موارد کارهای غیراخلاقی که توسط پرسونل این نیروها انجام مییابد، باعث تلفاتشان میشود. دولت جمهوری اسلامی افغانستان با تدوین یک استراتیژی دفاع مستقلانه و با گرفتن درس از خروج شوروی از افغانستان و با رفع مشکلات فوق میتواند از کشور به وجه حسن با تلفات کمتر دفاع کند.
مخربترین جنگ، جنگ روانی است. بعضی از کارشناسان نظامی و سیاسی داخلی و خارجی با توجه به تهدیدات احتمالیای که در استراتژیها وجود دارد – از جمله در استراتژی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان – و یا اغراض شخصیای که بر علیه مردم افغانستان دارند، میگویند که ممکن است بعضی شهرهای بزرگ سقوط کنند، حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق زنان و سایر دستآوردهای بیست ساله نابود شود، فاجعه انسانی رخ دهد و میلیونها انسان مهاجر شوند. اما واقعیت این است که اگر طالبان توان مقابله با نیروهای امنیتی افغان را میداشتند، از زندانهای خود و یا از افراد کلیدی خود که همهروزه در اثر عملیاتهای نیروهای خاص تصرف میشود و اسیر میگردند، محافظت و یک ولسوالی و یک شهر را تصرف میکردند، یا حداقل جلو سفرهای مقامات عالیرتبه دولتی را به ولایات میگرفتند و یا سفرهای مقامات عالیرتبه خود را به ولایات کشور اعلام میکردند.
افغانستان امروز، افغانستان سالهای هفتاد خورشیدی نیست. به گفته جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، «اگر طالبان تغییر نکرده باشند، افغانستان تغییر کرده است.» در زمانی که طالبان در کابل به پیروزی رسیدند، این شهر به یک ویرانه تبدیل شده بود و نفوس آن نظر به امروز، بسیار محدود بود. در شهر کابل و ولایات بیش از دهها حکومت وجود داشتند. نیروی منظم امنیتی و رهبری واحد وجود نداشت. مردم در سراسر کشور از وجود «پاتکها»، ظلم افراد مسلح و جنگهای داخلی رنج میبردند. از طرف دیگر، طالبان از حمایت مستقیم نیروی نظامی پاکستان، القاعده، جنگجویان عرب، چچینیها و بنیادگرایان سایر کشورها برخوردار بودند. حمایت مالی کشورهای امریکا، انگلیس، عربستان و کشورهای عرب خلیج فارس را داشتند.
اکنون در کابل و سایر شهرهای بزرگ میلیونها شهروند زندهگی میکنند. اکثریت ساکنان این شهرها و ولسوالیها به برق، اینترنت، کمپیوتر، موبایلهای هوشمند و شبکههای اجتماعی دسترسی دارند که میتوانند در برابر طالبان مقاومت کنند. مهمتر از همه اینکه افغانستان امروز دارای یک نیروی منظم امنیتی تحت رهبری واحد است. این نیروها از پشتیبانی ملی و بینالمللی، به خصوص از حمایت امریکا و ناتو برخوردار هستند. برعکس، طالبان دیگر آن حمایت عدهای از مردم کشور را که در ابتدا داشتند، ندارند. حتا کشور حامی نزدیک طالبان (پاکستان) به دنبال «ایجاد موازنه قدرت بین دولت و طالبان در آینده سیاسی افغانستان است.»
رهبران طالبان باید بدانند که زمان تغییر کرده است. شرایطی که آنها به قدرت رسیده بودند، اکنون وجود ندارد. حمایت مردمیای که در آن زمان داشتند، اکنون ندارند. افغانستان هم از نگاه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مهمتر از همه از نگاه فرهنگی تغییر کرده است. در بیست سال اخیر، میلیونها پسر و دختر از مکاتب فارغ شده، هزاران مرد و زن تا سطح ماستری و دکترا درس خوانده و دهها هزار پسر و دختر به سویه لیسانس تربیه شدهاند. اگر طالبان میخواهند از راه سیاسی در ترقی کشور و از بین بردن فساد نقش داشته باشند، از فرصت به دست آمده در دوحه و استانبول استفاده اعظمی کنند. در غیر آن صورت، تاریخ، شکست نظامیان افغانستان را در وجود یک دولت مشروع و واحد در خود ندیده است.







