می‌خواهم صدای زنان کندز باشم

گفت‌وگو با صدیقه شیرزی - گفت‌وگو کننده: شکیبا سعیدی

در میان شهر دود و آتش، بانوی با شجاعت تمام قد بلند می‌کند تا صدای رسای مردمش باشد و سکوت سرشار از درد و رنج زنان را به جهان برساند. صدیقه شیرزی، بانوی نام‌آشنا در میان زنان کندز است، که بیش از یک دهه می‌شود در راستای خبرنگاری کار می‌کند او نخستین زنی است که در ولایت کندز به خبرنگاری پرداخته است.

بانو شیرزی در ابتدا برای مصوونیت بیشتر با چادری به سر می‌کرد، تا هویتش محفوظ بماند. کارش را دنبال می‌کرد و برای بلند کردن صدای مردم و خصوصا زنان ولایتش به گوشه و کنار شهر کندز سفر می‌نمود و از وضعیت مردم و زنان گزارش تهیه می‌کرد.

برای این‌که با بانو شیرزی بیشتر آشنا شوم برای انجام مصاحبه برایش تماس گرفتم، و در باره‌ی مصاحبه‌ای که قرار بود همرایش انجام شود گفتم او نیز با مهربانی پذیرفت. بنا به فاصله‌ی زیاد راه نمی‌توانستم به دیدار بانو شیرزی بروم، و باید مصاحبه را از طریق تلفن همراه و صفحه‌ی اسکایپ انجام می‌دادم.

از بانو شیرزی خواستم تا در یک فرصت مناسب برایم احوال بدهد تا زمان گفت‌وگو را نهایی کنیم، او نیز پذیرفت.

سه ساعت بعد… در دفتر نشسته بودم و کتابی مطالعه می‌کردم که پیامی به تلفنم آمد، دیدم پیام بانو شیرزی بود که فرصت انجام مصاحبه را برایم آماده ساخته بود.

و من نیز برایش تماس گرفتم و بعد از یک دقیقه صحبت مصاحبه را آغاز کردیم.

 

کمی از خودتان برای خواننده‌های ما بگویید.

صدیقه شیرزی هستم و در سال  (۱۳۵۷ خورشیدی) در ولایت کندز در یک خانواده‌ی روشن‌فکر دیده به جهان گشودم. در سال (۱۳۶۳ خورشیدی) – مکتب ابتدایی را در لیسه‌ی سیدال ناصری شهر کابل آغاز و دوره‌ی سانوی را در لیسه‌ی آریا سپری وبعدآ به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده‌ام کابل را دوباره به قصد ولایت کندز ترک کرد. از صنوف ۹ الی ۱۲ را در لیسه‌ی عالی فاطمه‌الزهرا، ولایت‌کندز به اتمام رساندم. در سال (۱۳۷۵ خورشیدی) از آن لیسه فارغ گردیدم. بعدا در ۵ سال حکومت رژیم طالبان تحصیلاتم به تعویق افتاد ودر سال  (۱۳۸۱ خورشیدی) شامل تحصیلات عالی کندز بخش زبان وادبیات، گردیدم. همزمان معلم بر حال و داخل خدمت در لیسه‌ی دخترانه بنام  فاطمه‌الزهرا در شهر کندز شده و ایفای وظیفه کردم. ودر سال ۲۰۰۸ رادیوی روشنی را ایجاد کردم.

 

چطور خودت را در قلمرو خبرنگاری یافتی؟

خبرنگاری یک رشته‌ی دلچسپ است ومن سخت علاقه‌مندش هستم.  رشته‌ای که بوسیله‌ی آن می‌شود برای مردم خدمت کرد. من از خود، راضی هستم و متعهدم که این راه را ادامه بدهم وهرگز بازنایستم.

 

اولین بار خبرنگاری را از کجا شروع کردید و چگونه؟

از سال ۲۰۰۴  کار خبرنگاری را با یک رادیوی محلی آغاز کردم. چهار سال با این رادیو کار کردم و در سال ۲۰۰۶ الی ۲۰۰۸ منحیث گزارش‌گر تحقیقی محلی با ایرین‌نیوز، پروژه‌ی بخش خبری ملل متحد، در کندز کار کردم و در سال ۲۰۰۸ به تشویق و حمایت دوستان به جمع بانوان یک رادیوی را بنام «روشنی» ویژه‌ی زنان ایجاد کردم. مدت سه‌سال می‌شود که مسوولیت انجمن زنان ژورنالیست در کندز هستم، ویک سال می‌شود که نماینده‌ی مرکز حمایت از زنان خبرنگار در کندز، هستم.

 

از حس و حالی که پس از چاپ نخستین گزارش برای تان دست داد، برای ما قصه کنید.

نخستین گزارش تحقیقی من برای ایرین نیوز، که به ساخت سرک کندز- بندر شیرخان وصل می‌شد، پرداخته بودم. در این گزارش سرکی که ساخته شده بود ریاست فوایدعامه کندز قرارداد ساخت آن‌را با یک کمپنی چینی کرده بود و بعد از مدتی اندکی سرک تخریب، که حتا باعث حوادث ترافیکی و افتیدن موترهای باربری شده بود. وزمانی‌که من برای ثبت شکایات رانندگان جهت خرابی زودهنگام این سرک رفتم، با چادری بودم و روی سرک با رانندگان مصاحبه می‌کردم آن‌ها با بسیار خوش‌حالی برایم مصاحبه می‌دادند و می‌گفتند که، تو یک بانوی شجاع هستی که تا این‌جا در این شرایط نا امن آمدی و صدای ما را انعکاس می‌دهی، تا به مشکلات ما و این سرک رسیدگی شود. نشر این گزارش همه را خبر ساخت که در قرارداد این سرک شفافیت وجود نداشته و از مواد بی‌کیفیت در ساخت این سرک استفاده شده است. که حالا شاهد زود تخریب شدن این سرک هستیم و همکاران ما در ایرین نیوز، این گزارش را تا آخر با وزارت فوایدعامه دنبال کردند. بسیار خوش بودم که این گزارش توانست افشاگری کند و به مشکلات این سرک رسیدگی صورت گرفت.

 

دیگران به کار شما چه واکنشی داشتند؟

من در مدت ۱۴ سال با واکنش‌ها و حساسیت‌های فروانی مواجع بودم. در اجرای کار رسانه‌ای با مخالفت‌های زیادی روبرو شدم. در سال‌های نخست کارم در رسانه جامعه‌ی مردسالار، زنان رسانه‌ای را فحش وناسزا می‌گفت. حتا خانواده های دیگر نمی‌گذاشتند دختران شان با ما یک‌جا به رادیو کار، کنند.

مطمینا کار کردن یک زن به عنوان خبرنگار، دشواری‌های خاص خودش را دارد، از سختی‌هایی که در این مسیر با آن روبرو شدید برای ما بگویید.

دشواری های متعددی فرا راه کار خبرنگاری وجود دارد. یک‌سو موجودیت فضای نا امن در کندز، تبعیض جنسیتی در برابر کار زنان خبرنگار، محدودیت‌های خانوادگی، تهدیدات افراد مسلح ناشناس، رقابت‌های ناسالم مردان رسانه‌ای در محل کار، ندادن اطلاعات دقیق از سوی مسوولین دولتی، تهدیدات در نشر گزارش‌ها از سوی دولت مردان وقت، از چالش‌های اصلی من بودند.

 

آیا در این مسیر تنها بودید، منظور این است که مشوق دیگری در خانواده و اجتماع داشتید؟

در این مسیر تنها نبودم دوستان و خانواده‌ام تشویقم می‌کردند و قوی‌ترین حامی که همانا هم‌سفر زندگی‌ام است مرا در این راستا تنها نگذاشت، تشویق کرد و هم‌گام این سفر را با من یک‌جا طی کرد.

 

با وجود دشواری‌ها، چه چیزی شما را به ایستادگی و مقاومت وا می‌داشت؟

علاقه‌مندی به کارم، تعهد و وابسته‌گی به کارم، حمایت شوهرم و مبارزه در برابر نابسامانی‌های جامعه، حمایت از حقوق زنان متضرر که هنوز هم صدای شان کمتر شنیده می‌شود، خدمت‌گذاری بیشتر برای دیگر زنان و قوت دادن به زنانی که جرأت ندارند در این مبارزه بپیوندند.

 

در خبرنگاری به دنبال چه بوده و استید؟

 می‌خواستم و می‌خواهم صدای رسای زنان کندز باشم، مدافع حقوق زنان در کندز باشم و به این قشر آسیب دیده بیشتر خدمت کنم. نهاد های را ایجاد کنم تا امکانی فراهم شود برای اشتغال‌زایی و خدمت‌گذاری برای بانوان خبرنگار.

 

چه قدر از اهدافی را که در سر داشتید، واقعا توانستید محقق سازید؟

در بیشتر از یک دهه توانستم منحیث یک خبرنگار زن رسالت خود را در قبال مردمم به خصوص زنان کندز انجام دهم، بانوان زیادی را در راستای کار خبرنگاری تربیه و به جامعه تقدیم کنم فعلا دو رادیو و یک تلویزیون را مدیریت می‌کنم. دخترانی با من در این مسیر پیوسته اند که همه‌ی شان اندیشه‌ی خدمت گذاری به زنان این ولایت را، دارند. و می‌خواهند برای آزادی بیان و اندیشه و حقوق زنان به تهیه و نشر اخبار می‌پردازند و برنامه های زیادی را برای تمام اقشار جامعه به خصوص زنان تهیه ونشر کرده ایم تا مردم را آگاه بسازیم. به اثر تلاش‌های خستگی ناپذیر من وهمکارانم بوده که حالا مردم کندز از حقوق خویش تا حدودی آگاه شده اند، تغییر مثبت در ذهنیت های شان به وجود آمده است.    

 

‌می‌دانید که هنوز هم دشواری‌های فراوانی وجود دارد، با این وجود می‌خواستم بپرسم که زنان چه نقشی می‌توانند در این مسیر داشته باشند؟

زنان نقش برازنده‌ی در راستای اطلاع رسانی دارند زنان در عرصه‌ی خبرنگاری از توانایی‌های خاصی برخوردار استند آنان صدایی تاثیرگذار بر روشن ساختن اذهان در اجتماع دارند .

فکر می‌کنید کار یک خبرنگار زن با یک همکار مردش چه تفاوتی دارد و در چه مواردی زنان بهتر می‌توانند عمل کنند، مواردی مشخصی در این زمینه به یاد دارید؟

خبرنگاران در مجموع مدافعان ومبارزان راه آزادی هستند و در بحث خبرنگاران زن باید گفت که، در بسا موارد تفاوت وجود ندارد یک مرد خبرنگار اگر از یک روی‌داد تروریستی و حالات جنگ خبر تهیه می‌کند خبرنگار زن نیز این مهارت وشایستگی را دارد بخش دیگری هم که مصوونیت خبرنگاران زن باشد شکی نیست وقتی ناامنی حکم‌فرما باشد نه تنها زن بلکه خبرنگار مرد هم مصوون نیست. در شرایط فعلی که زنان مصوون نبوده و دختران خبرنگار به ساحات دوردست غرض پوشش خبرها وتهیه‌ی گزارش‌ها سفر کرده نمی‌توانند وعلت آن همانا ناامنی و موجودیت شورشیان می‌باشد. و این مشکل اکنون از همه وقت بیشتر در کندز محسوس بوده و زنان خبرنگار از مدت زیادی بدین‌سو نه تنها نمی‌توانند به مناطق دوردست سفر کنند، ولی در مواردی که بحث انتشار مشکلات زنان باشد در این حال باز فعالیت زنان خبرنگار در اولویت قرار می‌گیرد به طور مثال: در یک منطقه‌ی دور دست اقوام مختلفی زندگی می‌کنند یکی از زنان در یک خانواده مورد خشونت و یا تجاوز قرار می‌گیرد و این خانواده می‌خواهد که صدای شان به گوش دولت مردان رسانیده شود ولی در این خانواده محدودیت وجود دارد که زنان نمی‌توانند با مردان مصاحبه کنند در این حال حضور خبرنگار زن بسیار مهم و ضروری است که زن متضرر تمام حال واحوال خویش را برای این زنِ خبرنگار بازگو می‌کند. همچنان برای اطلاع رسانی آن‌ها خبرنگار زن فعالیت‌های خویش‌را متمرکز به اطلاع رسانی سازند وهمچنان در برخی موارد زنان ساحات دوردست از مرکز کندز نمی‌خواهند تا همان خواسته‌های خویش‌را به یک مرد بازگو کنند ولی برای یک خبرنگار زن بدرستی حل مطلب بدست می‌آید، مثال: برخی زنان حین دادخواهی از حقوق شان تمامی قضایا را به عوض مرد به وجه احسن  به یک زن رسانده می‌توانند.

 

کارهای نکرده‌ی تان در عرصه‌ی خبرنگاری کدام‌ها اند؟

به سبب نبود امنیت کلی نتوانستیم از نقاط دوردست خبر وگزارش تهیه کنیم، در حالات جنگی نتوانستیم به محلات ناامن برویم وگزارش تهیه کنیم، هنوز هم صدای پنهان زنان دور دست باقی مانده و نشر نگردیده، ما هم موفق نشدیم که به کمک شان بشتابیم و موفق نشدیم تا صدای ما بدون سانسور نشر گردد وسایر موارد.

 

تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای بانوان از نظر شما چگونه است؟

در قدم اول وجود امنیت سر تاسری، بعد، مصوونیت در فضای کار. محو خشونت‌ها، کاهش حساسیت‌ها، از میان برداشتن محدودیت خانواده ها، باز بودن ذهنیت مردان نسب به کار زنان خبرنگار، حمایت خانواده ها، حمایت مردان خانواده، حمایت دولت، دست‌رسی به اطلاعات و ارج گذاشتن به آزادی بیان.

 

آیا این تصویری ذهنی شما روزی به واقعیت می‌پیوندد؟

انشاالله که این تصویر روزی به حقیقت خواهد پیوست. امید برای فردای روشن در راه است.

 

گاهی از کار یک خبرنگار دیگر الهام‌ گرفته اید و یا کار شخص مذکور باعث خلق انگیزه برای شما شده باشد؟

بلی. من زمانی‌که کوچک بودم و در کابل زندگی می‌کردیم، گوینده موفقی در تلویزیون ملی کار می‌کرد که از جمله نزدیکان خانوادگی ما بود، او «نبیله همایون» نام داشت و من گویندگی او را تقلید می‌کردم در آن زمان متعلم مکتب بودم چون خانواده‌های ما با هم ارتباط نزدیک داشتند، به او گفتم که، من به گویندگی بسیار علاقه دارم و امکان جذب مرا به صفت گوینده‌ی برنامه‌های کودک در تلویزیون ملی فراهم کن. وی مرا همکاری کرد و من به تلویزیون ملی افغانستان راه یافتم و بعد از یک هفته تمرین امتحان گویندگی را در بخش کودک در تلویزیون ملی سپری کردم که بعد از آن به کندز نقل مکان کردیم واین آرزویم آن‌جا نیمه تمام ماند.

 

تصویر شما از وضعیت فعلی رسانه‌های کشور چیست؟

رسانه‌های فعلی اگر واقعا کار کنند و مدیریت خوب شوند و به زنان اجازه داده شود تا در بخش‌های مناسب رشد کنند، وضعیت بهتر هم می‌شود. و همچنان از خبرنگاران زن حمایت شود، زنان در رسانه‌ها خوب‌تر رشد خواهند کرد. ولی تمام رسانه‌ها را نمی‌گویم برخی رسانه‌ها هستند که به استعداد نه بلکه به زیبایی زن ارزش می‌دهند، و زنان را ابزار تجارتی قرار می‌دهند از سوی هم در بعضی رسانه‌ها زنان خبرنگار مصوونیت شغلی ندارند. این را از زبان خود خبرنگاران زن بیان می‌کنم که برایم گفته اند. و در بعضی رسانه‌ها به نظریات خبرنگاران زن گوش داده نمی‌شود وصرف تهیه‌ی خبر وگزارش بالای‌شان تحمیل می‌شود که تهیه کنند.

 

دختران زیادی آرزو دارند که روزی چون شما موفق شوند، چه گفتنی‌های به آن‌ها دارید؟

هر کسی که هدف مشخص ومقدس داشته باشد آن هدف را دنبال کند به عقب ننگرد و آینده نگر باشد و با سعی و تلاش، پشت کار جرأت و صداقت در کارش، می‌تواند به پیش برود. بانوان باید ظرفیت‌های خود را بلند ببرند چون زمینه‌های آموزش و پرورش برای‌شان مساعد است با چالش‌ها، فراز و نشیب‌ها مبارزه کنند. انشالله که بانوان خبرنگار موفق هستند واز توانایی‌های خاصی برخوردار هستند.

 

حضور زنان رسانه‌ها را چگونه می‌بینید، چه راهی برای حضور معنادار و جدی زنان در رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

حضور زنان در رسانه‌ها در سطح مرکز به تناسب ولایات ناامن در ولایت کندز خوب است ولی در کندز حضور خبرنگاران زن کاهش پیدا می‌کنند، با دلایل خاصی امنیتی، حساسیت‌های منطقوی، تهدیدات در محل کارشان، مشکلات ضعیف بودن وضعیت مالی رسانه‌های محلی، نبود برنامه‌ها و یا پروژه های برای زنان خبرنگار، نبود امکانات آموزش مسلکی در راستای خبرنگاری از مشکلات اساسی زنان در کندز است. کندز دانشگاه دارد ولی دانشکده‌ی ژورنالیسم ندارد که این بسیار مهم است تا ما فارغ دانشکده‌ی ژورنالیسم از خود ولایت ما داشته باشیم.

ما می‌خواهیم رسانه‌های زنان در کندز حمایت شود چون در این اواخر با نبود امکانات مالی، کاهش اعلانات، نبود پروژه‌های تقویتی مواجع هستند. و در حال رکود اند. ما می‌خواهیم که رسانه‌های زنان حمایت مالی شوند موسسات توجه بیشتری برای رسانه‌های زنان در ولایات ناامن داشته باشند، و همچنان خبرنگاران زن حمایت شوند تا خوب‌تر کار کنند.

 

جنسیت در کار حرفه‌یی نزد شما چه مفهومی دارد، منظور سخن از فرصت‌ها، محدویت‌ها و مشکلات است.

جنسیت در کار رسانه‌ی مفهومی ندارد. فرصت‌ها برای زنان خبرنگار نسبت به دوره‌ی سیاه طالبان مساعد وبیشتر شده است. باید زنان با مشکلات مبارزه کرده و از این فرصت‌ها استفاده کنند ولی نظر به شرایط و زمان زمینه‌های شغلی برای زنان کمتر میسر می‌شود. ما می‌خواهیم که فرصت‌ها و زمنیه‌ها برای زنان خبرنگار همانند مردان خبرنگار باشد.

 

به غیر از خبرنگاری چه چیزهای دیگر را دوست دارد؟

به غیر از خبرنگاری می‌خواهم یک رهنما و یک مربی خوب برای همکارانم باشم. و یک همسر خوب برای شوهرم، مادر خوب برای فرزندم باشم. 

 

از نگفته‌های تان برای‌مان قصه کنید.

حرفی ندارم. یگانه آرزویم زندگی کردن هر هموطنم در فضای صلح است. متنفر از جنگ وخونریزی هستم. و به درگاه خداوند متعال دعا می‌کنم که در کشور عزیز ما صلح برقرار شود. دیگر خانواده‌های ما به ماتم عزیزان شان ننشیند. مهاجرت‌ها متوقف گردد. هموطنان ما به وطن برگردند. فرصت‌های شغلی در کشور ما ایجاد شود و زنان توان‌مند دوشا دوش مردان، کار کنند.

 

کمی هم از زندگی خصوصی تان بگویید.

۹ سال از ازدواجم می‌گذرد و ثمره‌اش یک دختر است. و بیشتر از دو دهه است که در ولایت کندز زندگی می‌کنم.

 

و سخن پایانی!

تشکر از توجه‌ی تان و همچنان سپاس بی‌کران از روزنامه‌ی موفقِ ۸صبح که من علاقه‌مند خاصش هستم.

دیدگاه are closed.