کانادا با طالبان چه برخوردی می‌کند؟

مسوولیت اخلاقی این کشور در برابر این گروه تروریستی چیست؟

علی میرزاد نویسنده‌ی افغان مقیم کانادا – منبع: ‌نشریه‌ی هیل تایمز کانادا

رومیو دالایر، سناتور پیشین و مسوول نیروهای پاسپانی صلح در روندا، زمانی گفته بود: «من می‌دانم که خدا وجود دارد،‌ زیرا من در روندا با شیطان دست دادم. من او را دیدم، او را بوییدم و او را لمس کردم. من می‌دانم که شیطان وجود دارد…»

تصور من این است که فرانسیس ریویست، سفیر کانادا در کابل شاید عین احساس را زمانی که با اشرف غنی، بروکرات قومی افغانستان دست می‌دهد، داشته باشد.

از زمانی که جهان توجه خود را به صدام [حسین] در عراق و [بشار] اسد در سوریه معطوف کرد و نیز با آغاز تنش در روابط امریکا با ایران، کانادا نیز مأموریت خودش را در افغانستان تعطیل کرد؛ مأموریتی که در آن میلیون‌ها دالر صرف و سربازان کانادایی قربانی شدند، از همان زمان به این طرف وضعیت نیز در افغانستان وخیم شده است.

به تاریخ هفتم جون سال ۲۰۱۸ [که مصادف با ایام عید رمضان بود] با وجود ترس و نگرانی، رژیم کابل از طریق تلویزیون ملی آتش‌بس بدون قید‌و‌شرطی را با طالبان اعلام کرد.

برای کانادایی‌ها این مسئله باید خجالت‌آور باشد؛ زیرا ما از نخستین کشورهایی بودیم که جنگ در برابر طالبان را آغاز کردیم تا افغانستان را از سلطه‌ی مصیبت [طالبان] برهانیم.

زمانی که رییس جمهور ترمپ در سخنرانی خود به استراتیژی آن کشور در ماه آگست سال ۲۰۱۷ اعلام کرد، شمار زیادی از گروه‌های تروریستی شناخته شده در پاکستان به تناسب دیگر مناطق دنیا وجود داشت. چنانچه کریس الکساندر، نخستین سفیر مقیم کانادا در افغانستان گفته بود که «کانادا نخستین کشور عضو ناتوست که طالبان را یک گروه تروریستی می‌داند.

در ۲۷ جون، زمانی که داکتر لطیف پدرام، نماینده‌ی تاجیک‌تبار پارلمان در دفاع از هزاره‌ها حرف زد، او از سوی شمار زیادی از نمایندگان حامی رژیم مورد حمله قرار گرفت. این رویارویی زمانی رخ داد که داکتر پدرام در رابطه به اقدام مخالف قانون اساسی حکومت در رابطه به تقسیم ولایت غزنی به دو حوزه‌ی رای‌دهی اعتراض کرد. او اعلام داشت که این اقدام حکومت به هدف آوردن شماری از پشتون‌تباران حامی طالبان [از این ولایت] صورت گرفته است.

افغانستان با داشتن بیش از سی و شش میلیون نفوس در ۳۴ ولایت این کشور،‌ دارای شمار زیاد از ولایت‌هایی است که در آن‌ها شهروندان پشتو زبان بیشتر زندگی می‌کنند. بسیاری از این مردم از سیاست‌های تفرقه‌افگنانه‌ی حکومت متنفر اند. مشکل در واقع کل پشتون‌ها نیست، بلکه آن عده از طالب‌گرایان حکومتی اند که از سوی سازمان استخباراتی پاکستان حمایت می‌شوند، یا مشکل عده‌ای از افسران خاد [سازمان استخباراتی دوران حکومت داکتر نجیب‌الله] مثل حنیف اتمر است.

البته رژیم [کابل] موفق شده است افرادی را چون گلبدین حکمتیار را که مظنون به جرایم جنگی است و نیز به «قصاب کابل» معروف می‌باشد، با خود همسو سازد. حکمتیار به قول دیدبان حقوق بشر مرتکب جنایات وصف‌ناشدنی شده است. او بر اساس یک توافق به حکومت پیوسته، اجازه یافت تا از پناهگاه خودش در پاکستان بدر آمد و با گرفتن میلیون‌ها دالر، قول معافیت از تمام جرایم خودش را نیز دریافت کرد.

واقعیت این است که بسیاری از زندانیان حزب اسلامی در قندهار، از زمان رهایی به این طرف بار دیگر به حملاتی در برابر مردم این ولایت متوسل شده اند. این نکته را جنرال عبدالرازق، فرمانده پولیس این ولایت نیز تأیید کرده است.

با توجه به حضور حامیان طالبان در بدنه‌ی قدرت [سیاسی] و  اتهامات مبنی بر فساد و بی‌قانونی، کانادایی‌ها باید بدانند که پول مالیات آنان به زندگی مفشن افرادی چون حکمتیار به مصرف می‌رسد. این پول مصرف زندگی کسی می‌شود که متهم به انجام حملات تروریستی است.

با توجه به آمار دفتر معاونت سازمان ملل متحد یا یوناما، تنها در شش ماه نخست سال ۲۰۱۸ غیرنظامیان ۱۶۹۲ کشته و ۳۴۳۰ زخمی داده‌اند. این بلندترین رقم تلفات غیرنظامی در یک دوره‌ی شش ماهه، به تناسب دوره‌های مشابه در طی ده سال گذشته است. اکثریت این حملات علیه اقلیت‌های بی‌دفاع انجام شده است. از جمله در یازدهم جولای حمله بر کاروان سیکهـ‌های افغانستان در شهر جلال‌آباد رخ داد؛ حمله‌ای که در اثر آن بیشتر از ۱۹ تن جان باختند. در میان افرادی که در این رویداد جان باختند، اوتار سنگهـ خالصه نیز حضور داشت که تنها نامزد انتخابات مجلس نمایندگان از میان اقلیت هندو باور و سیکهـ افغانستان بود.

در ماه می سال جاری، حکومت به‌ طور یک‌جانبه برنامه‌ی توزیع تذکره‌ی الکترونیک را آغاز کرد. براساس این برنامه‌ قرار است بیشتر از ۱۳ گروه قومی افغانستان در تذکره‌های جدید «افغان»‌ خوانده شوند؛ واژه‌ای که به صورت تاریخی به پشتون‌ها اطلاق می‌شود.

بسیاری از شخصیت‌های عالی‌رتبه‌ی حکومتی از جمله جنرال [واحد] طاقت که در گذشته کارمند استخباراتی بوده است، به صورت علنی گفته‌اند: «آنانی که با افغان‌بودن مشکل دارند، پدر لعنت و حرامی اند و اگر می‌خواهند در افغانستان بمانند باید تذکره‌هایی را در که آن ملت‌شان افغان درج می‌شوند، دریافت کنند.»

در نتیجه‌ی آتش‌بس ماه جون، هزاران جنگجوی طالبان به شهرهای عمده‌ی افغانستان سرازیر شده و در کنار تاراج و چپاول مردم در مناطقی که پیش از این در اختیار ارتش بود، ده‌ها سرباز جوان افغانستان را به قتل رسانیدند.   

هفته‌ی گذشته حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان در گفت‌وگویی با دویچه‌ویله گفت او تأیید می‌کند که ۷۰ درصد از قلمرو افغانستان در کنترول طالبان است. این در حالی است که بی‌بی‌سی نیز در اواخر ماه جنوری یافته‌هایی را منتشر کرد که بر اساس ادعا می‌شود که ۷۰ درصد از قلمرو افغانستان در اختیار طالبان است.   

این در حالی است که حکومت تمامی افراد و گروه‌هایی را که علیه استراتیژی کابل در برابر طالبان موضع می‌گیرند، منزوی کرده است. دستگیری نظام‌الدین قیصاری در ولایت فاریاب، کسی که با موفقیت در برابر طالبان می‌رزمید، یکی از چندین نمونه از این موارد است.  

در اوایل ماه جولای سال جاری، شماری از نیروهای امنیتی که گفته می‌شود از طرفداران طالبان بوده‌اند، ملبس با یونیفورم نظامی به هدف دستگیری قیصاری فرستاده شدند. تصاویر زخم‌های شدید قیصاری و اجساد شماری از محافظین وی که چند سرباز با پوزخند بر آن با مشت و لگد می‌کوبیدند، چند ساعت بعد از این رویداد به رسانه‌های اجتماعی راه پیدا کرد. این رویداد، سبب اعتراضات گسترده در سطح ملی شد. خواست اعتراض‌کنندگان رهایی قیصاری و بازگشت جنرال دوستم، معاون اول ریاست جمهوری از تبعید بود.  

بر اساس گزارش نیویارک تایمز، اصالت آنچه که در ویدیوی برخورد نیروهای نظامی با محافظین قیصاری نمایش داده می‌شود، قابل تأیید نیست، اما پخش این ویدیو سبب شد تا وزارت دفاع افغانستان خودش را از این ماجرا کنار کشیده و به طور علنی اعلام کند که دستور چنان حمله‌ای از آن سوی آن نهاد صادر نشده بود.

تظاهرات یاد شده سبب شد تا جنرال دوستم از تبعید ۱۴ ماهه‌اش برگردد. بازگشت او باعث شد که تظاهرات به پایان برسد. با این حال، مشخص نیست که‌ آیا بازگرداندن دوستم دامی دیگری است که در برابر او چیده‌اند و یا خیر.  

در حالی که افغانستان وارد دوره‌ی تاریکی از تنش‌های چند بعدی قومی شده است، به نظر می‌رسد که حکومت [جستن] ترودو، صدراعظم کانادا بر مشکلات افغانستان اعتنایی ندارد؛ زیرا مشکل افغانستان مشکل آن‌ها نیست.

این در حالی است که قرار است کانادا در طی سه سال آینده ۱۵۰ میلیون دالر به افغانستان کمک کند.  

حالا سوال این است که حکومت فعلی کانادا برای قدردانی از خون‌های ریخته شده‌ی کانادایی‌هایی که در جنگ علیه طالبان ریخته شده است، چه اقدامی خواهد کرد. کانادا باید بداند که سربازان این کشور از جمله رومیو دالایر برای ارزش‌هایی جنگیده ‌و یا به دفاع برخاستند که امروز در افغانستان دوباره قد کشیده‌اند.

دیدگاه are closed.