ولنتاین به سبک وطنی!

عصمت‌الله جعفری

در پیاده‌رو قدم می‌زنم. دو پسر جوان و خوش‌تیپ چند قدم از من جلوتر حرکت می‌کنند. هر دو «از در می‌گویند و از دیوار» و با صدای بلند می‌خندند. پس از اندی، یکی از آن‌ها رو به دیگری نمودهمی‌پرسد: «بچِم، ولنتاین رسید. چه می‌خواهی به دوست دخترت بخری؟» دیگری جواب می‌دهد: «بچِم، کجا ممکن است. ما که یکی دو معشوقنداریم. بخدا اگر قرار باشد برای آن‌ها چیزی بخریم یا جایی ببریم، ورشکسته می‌شویم.» هر دو بلند قهقهه می‌کنند. اولی محکم به پَس گردن دیگری می‌زند و می‌گوید: «بیا از لالایت یاد بگیر. من پارسال دو کار انجام دادم. اول، [تجلیل از] ولنتاین را یک هفته پیش از ۱۴ فبروری شروع کردم. هر روز یکی را می‌دیدم؛ البته با هزار ترس (می‌خندد). این‌گونه بود که به جای یک روز، چند روز لذت بردم. دوم، با یک گل سرخ و تازه که در اولین ملاقات دریافت نمودم، تمام ملاقات‌های بعدی را چاره کردم.» دومی می‌پرسد: «چطور؟»«خُب، گل شخص اول را به دوم دادم و از دوم را به سوم. به همین منوال، فستیوالهم تمام شد.» هر دو بلند می‌خندند.

من واقعا مطمین نیستم که این گفت‌وگو تا چه اندازه مبتنی بر واقعیت است و مهم‌تر از آنتردید دارم این رویکرد قابل تعمیم باشد، اما از همین محاوره سادهچند نکته جامعه‌شناختی قابل استنباط است که از شکل‌گیری کنش متقابل میان عناصر فرهنگ سنتی و فرآورده‌های فرهنگ بیرونی حکایت می‌کند. به منظور تقویت محتوای این مقاله، نویسنده با دختران و پسران متعدد گفت‌وگوهای روایتی داشته است که در خلال تحلیل از آن‌ها استفاده می‌شود.

در فرهنگ غرب، روز عاشقان یا ولنتاین نماد تعهد و روز تمرین صداقت به معشوق واحد تلقی می‌گردد؛ حتا اگر عملا چنین نباشد، فلسفه وجودی این روز حکایت از وفاداری به یک معشوق دارد، نه بیش از آن. در آن طرف، چند‌زنی یک الگوی پذیرفته شده در فرهنگ افغانی است که به رغم تلاش‌ها برای مشروعیت‌زدایی آن، هنوز به طور گسترده در جامعه تمرین می‌شود. ملاقات این دو عنصر فرهنگی، شکل خاصی از مناسبت را به وجود آورده است که در آن، یک عاشق روز ولنتاین را با چند معشوق تجلیل می‌کند. از طرفی، هرچند ممکن است زنان در این مناسبت عملا از مردان فعال‌تر ظاهر شوند، برداشت کلی در بین مردان و حتا بعضی از زنان این است که زن باید در این روز نقش معشوق و مرد نقش عاشق را ایفاکند که ظاهراً هم‌بسته‌گی با این باور سنتی دارد که زنان در مراودات با جنس مقابلبایستی منفعل باشند، به ویژه اگر این رابطه بار جنسی داشته باشد.

به نظر من، پدیده نوظهور چند دوست‌دختری تغییرشکل یافته چند‌زنی است، اما با توجه به نبود الزامات و تعهدات رسمی، پیامدهای این پدیده برای زنان می‌تواند به مراتب بدتر و شدیدتر از چند‌زنی باشد. به منظور درک ابعاد این مسأله، مستندسازی و تحلیل تجارب زیسته دختران پس از شکست رابطه‌های عاشقانه کمک‌کننده است. نکته مهم این است که در غالب روابط این‌چنینی، پسران توقع دارند پدیده چند دوست‌دختری از سوی دختران پذیرفته شود. استدلال ضمنی آن‌ها ظاهرا در مشروعیت چند‌زنی ریشه دارد.علاوه بر آن، شکست غالب رابطه‌های عاشقانه از پدیده چند دوست‌دختری ناشی می‌گردد که پیامدهای چنین شکستی به ویژه اگر پای رابطه جنسی وسط باشد، برای دختران بسیار دردناک است. هرچند این ادعا نیازمند بررسی علمی است، اما از گفت‌وگوها چنین بر می‌آید که پایان روابط هم‌بسته‌گی با روز ولنتاین دارد.

در نهایت، شاید تنها تجربه نسبتاً واقعی از ولنتاین ترس و هراسی باشد که عاشقان در این روز تجربه می‌کنند، به خصوص آنانی که در روابط غیررسمی و مخالف عرف با جنس مقابل قرار دارند. البته این ترس هم در حال افغانیزه شدن است. به طور مثال، در این روز، بعضی از پسران، هراس و استرس دوچندان را تجربه می‌کنند. از یک طرف ترس از جامعه و از طرف دیگر هراس از سایر معشوق‌ها، از آن‌ها عرق می‌گیرد.

نکته آخر

هرچند ممکن است برای خیلی‌ها خوشایند نباشد، اما هنجارهای فرهنگی در حال تغییر است. چه راضی باشیم و چه نباشیم، جهانیشدن و تماس با جهان تأثیراتش را می‌گذارد. از آن‌جایی که بسیاری از تغییرات اجتناب‌ناپذیر است، شاید بهتر باشد به جای مبارزه، در راستای آسیب‌شناسی و مدیریت آسیب‌ها  قدم برداریم. به هر صورت، مانند سال‌های قبل، روز عاشقان امسال نیز تجلیل می‌شود، اما به سبک وطنی!

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن