تاریخچه و چالش‌های فراروی نظام آموزش از راه دور در افغاستان

ممتاز ظفری

نظام آموزش از راه دور، یکی از نظام‌های پذیرفته‌‌شده در آموزش عالی دنیا است. هر چند از زمان آغاز فعالیت آن زمان زیادی نمی‌گذرد، اما مزایای زیاد آن سبب رشد سریع آن شده است. آموزش از راه دور به صورت نسبتا رسمی در انگلستان، شوروی سابق، آلمان و سویدن در نیمه قرن نوزدهم پدیدار شد؛ گرچه در آن دوران موسسات کوچک یا بزرگ به این قبیل آموزش اختصاص داشتند. آموزشگاه‌ها دارای انسجام کافی که امروزه در آموزشگاه‌های دنیا شاهد آن هستیم، نبود. حدود یک صد سال پیش اولین موسسات که نمونه‌های مشابه آن‌ها را امروز می‌بینیم، آغاز به کار کردند؛ اما نقطه عطف در تاریخ آموزش از راه دور به سال ۱۹۶۹ یعنی تاسیس دانشگاه باز (آموزش از راه دور) انگلستان و استفاده از رسانه‌های پرقدرت رادیو تلویزیونی و امکان ارایه آموزش در مقیاس وسیع بر می‌گردد.

گسترش وسیع آموزش از راه دور از حدود سی سال پیش با تکیه بر فناوری ارتباط شروع شد. از آن زمان شبکه‌های حمل‌ونقل، خطوط تلفنی، ایستگاه‌های پخش رادیویی و تلویزیونی، شبکه اطلاع‌رسانی و به موازات آن فنون آموزش از راه دور در بسیاری از کشور‌های جهان توسعه پیدا کرد. کشور‌های آفریقای جنوبی، نپال، چین و آلمان از جمله کشورهایی‌اند که در این اواخر از نظام آموزش از راه دور استفاده کرده‌اند. ازدیاد جمعیت در کشورها، نارسایی‌های نظام آموزش رسمی به ویژه نظام آموزش عالی، نیاز روز‌افزون به آگاهی، دانش‌، یادگیری و کاهش هزینه‌های ارتباطات در مقایسه با هزینه‌های گزاف و کاهش هزینه سرانه با استفاده از رسانه‌هایی همچون رادیو و تلویزیون از طریق تحت پوشش قرار دادن تعداد زیادی از فراگیران از جمله عوامل اساسی گسترش این نظام در سطح جهان شناخته شده است.

نظام آموزش از راه دور برخلاف نظام آموزشی سنتی (استاد‌محور)، یک نظام فراگیر‌محور یا دانشجو‌محور است. در این نظام، دانشجویان در مرکز فعالیت‌های آموزشی قرار دارند و بیش‌تر به شایسته‌گی‌ها و قابلیت‌های آنان توجه می‌شود. این موضوع موید آن است که از میان اصول نظام آموزش از راه دور دو اصل آن (اصول تسلط‌محوری و فعالیت یادگیرنده) در تحقق اهداف نظام آموزش از راه دور تاثیر دارند و آن را از آموزش حضوری متمایز می‌سازند. آموزش از راه دور می‌تواند پاسخگوی بسیاری از نارسایی‌های نظام آموزش سنتی باشد و امکان دریافت آموزش عالی را برای همه مردم کشور‌های جهان فراهم کند.

یکی از دلایل روی آوردن کشور‌های موسوم به جهان سوم به آموزش از راه دور را مقرون به صرفه بودن آن می‌داند. فراهم کردن امکان ادامه تحصیل در اقصا نقاط کشور، رفع موانع از نظر مسافت و حمل‌و‌نقل و فضای آموزشی، محفوظ ماندن نظام متعارف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان و انعطاف‌پذیری بیش‌تر موسسات آموزش از راه دور نسبت به موسسات سنتی از جمله مزایای نظام آموزش از راه دور است که آن را از نظام آموزشی سنتی متمایز می‌سازد. شیوع ویروس کرونا در افغانستان و تاثیر آن بر نظام آموزش و پرورش، خانواده‌ها و دانش‌آموزان را به حاشیه رانده است.

شیوع این ویروس در افغانستان دروازه‌های ۱۸۰۰۰ مکتب را پیش از آغاز سال تعلیمی ۱۳۹۹ به روی بیش از ۹ میلیون دانش‌آموز و ۲۰۳۲۰۱ آموزگار و دروازه‌های ۱۶۹ موسسه تحصیلات عالی دولتی و خصوصی را به روی ۳۸۸۱۹۱ دانشجو بست. با این حال از شروع سال تعلیمی تا کنون، آموزش و پرورش نامریی شده است. به منظور حفظ خانواده معارف، وزارت معارف افغانستان در ۲۴ حوت ۱۳۹۸ تصمیم گرفت که سال آموزشی ۱۳۹۹ را تا روشن شدن وضعیت صحی کنونی به حالت تعطیل در‌آورد و با شعار (تعلیم ادامه دارد) آموزش از راه دور را به عنوان طرح بدیل ارایه خدمات آموزشی در هفته اول حمل سال ۱۳۹۹ به حکومت ارایه کرد. آموزش از راه دور در افغانستان و به خصوص برای وزارت معارف یک پدیده نا‌آشنا نیست. اولین برنامه آموزشی از راه دور از طریق رادیو در سال ۱۳۴۸ از مرکز پخش آن در پل باغ عمومی کابل به کار آغاز کرد. با تکمیل شدن پروژه تلویزیون در سال آخر حکومت محمدداوود (۱۳۵۲-۱۳۵۷)، برنامه تلویزیونی آموزش از راه دور در آغاز دهه ۶۰ خورشیدی روزانه برای یک ساعت برای سواد‌آموزان بزرگ‌سال شروع به نشرات کرد. در جریان جنگ‌های داخلی دهه ۷۰ این برنامه‌ها متوقف شد و در زمان رژیم طالبان تلویزیون کاملا سقوط کرد.

در سال ۱۳۸۳ ریاست رادیو تلویزیون و تربیتی با کمک مالی ایتالیا و همکاری تخنیکی سازمان یونسکو نشرات تعلیمی خود را دوباره از سر گرفت. وضعیت پیش آمده در کشور، نظام آموزشی افغانستان را به طور ناگهانی وارد دنیای آموزشی دیجیتالی کرده است؛ دنیایی که نهاد‌های مسوول و مردم با آن تجربه و آشنایی درست ندارند. در شرایط کنونی زیر‌بنا‌های فناوری به خصوص شبکه انترنتی در کشور به حدی رشد نکرده است که بتواند تسهیلات لازم را در شرایط حساس آموزشی کنونی ارایه کند. فقر و اقتصاد ضعیف مانع دسترسی دانشجویان به امکانات محدود تکنولوژی یا فناوری موجود می‌شوند. بسیاری از خانواده‌ها برق و تلویزیون ندارند، چه برسد به کامپیوتر، انترنت و تلویزیون‌های هوشمند مناسب برای آموزش. در کنار این‌ها، اکثریت مطلق خانواده‌ها آگاهی ابتدایی از نظام آموزشی نیز ندارند. برای آن‌ها کامپیوتر و آموزش از راه دور چیز‌های نا‌آشنا است.

همه امید و اتکای آن‌ها به مکتب، معلم و کتاب درسی است. در نبود مکتب و معلم، آن‌ها حتا نمی‌دانند چگونه به فرزندان‌شان کمک کنند. انتقال آموزش از حالت حضوری در محیط مکتب به آموزش از راه دور در خانه‌ها، تجربه‌ای جدید، ناگهانی و دشوار است. سواد دیجیتالی و دسترسی به تکنولوژی دیجیتالی از مواردی است که شکاف‌های موجود اقتصادی و اجتماعی را به شکاف‌های دیجیتالی مبدل کرده و آن را به ساحه آموزش فرزندان‌شان انتقال می‌دهد. مردم در سطوح متفاوت اجتماعی و اقتصادی قرار دارند. خانواده‌های توان‌مند با سواد دیجیتالی بهتر می‌توانند به فرزندان‌شان کمک کنند، اما برعکس فرزندان خانواده‌های نادار و بی‌سواد دیجیتالی در خطر پس‌مانی قرار دارند و شکاف میان آن‌ها و هم‌صنفان‌شان به شدت بزرگ‌تر می‌شود. ژرفا و پهنای این شکاف زمانی مشاهده و حس می‌شود که دانش‌آموزان دوباره به آموزش حضوری بر‌گردند و یا در پشت پارچه‌های امتحان بنشینند. از این رو، وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی از اکنون باید به دوره آموزشی پسا‌کرونا و چالش‌های سر راه دانش‌آموزان و دانشجویان بیندیشند. آگاهی از ویژه‌گی‌های فناوری آموزشی نظام آموزش از راه دور در برخی از ممالک موفق جهان می‌تواند برای مسوولان و طراحان نظام آموزش از راه دور کشور‌مان راهگشا باشد و آنان را در اتخاذ تدابیر آموزشی و حل‌و‌فصل رضایت‌بخش مسایل مربوط به آن یاری رساند. دانشگاه‌ها باید با کار مشترک در تولید دانش و تبدیل کردن چالش‌های پیش‌رو به فرصت‌های جدید نقش فعال بگیرند و ستکور‌های خصوصی کشور به سرمایه‌گذاری در آموزش اقدام کنند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن