آیا حکومت در نبرد تبلیغاتی نیز «عقب‌نشینی تاکتیکی» کرده است؟

محمدحسین نیک‌خواه

در نشست افتتاحیه گفت‌وگوهای بین‌الافغانی صلح در شهر دوحه قطر، فعالیت خبرنگاران هم‌سو با طالبان خبرساز شد و بازتاب گسترده‌ای داشت. این افراد که ادعا داشتند خبرنگاران آزاد هستند، با پرسش‌های چالش‌برانگیز تلاش می‌کردند کسانی که به نماینده‌گی از جمهوری اسلامی افغانستان در نشست گفت‌وگوهای بین‌الافغانی اشتراک کرده بودند را به چالش بکشند. هرچند شمار این خبرنگاران در مقایسه با خبرنگارانی که از کابل برای پوشش خبری این نشست به قطر رفته بودند اندک بود، اما فعالیت آنان بازتاب گسترده‌ای داشت و کاربران شبکه‌های اجتماعی در مورد نحوه کار و پرسش‌های چالشی آن‌ها بحث می‌کردند.

واضح است که طالبان به گونه برنامه‌ریزی شده هم‌زمان با شدت بخشیدن نبردها در میدان‌های جنگ نظامی، نبرد تبلیغاتی خود را هم شدت بخشیده‌اند. تصاویر ویدیویی و عکس‌های سقوط ولسوالی‌ها از سوی حساب‌های کاربری آنان در شبکه‌های اجتماعی نشر می‌شود و به نظر می‌رسد تا به این‌جای کار طالبان در نبرد تبلیغاتی از حکومت چند قدم جلوتر هستند.

تجربه نشان داده که نبرد تبلیغاتی تأثیر بسیار مهمی در پیش‌برد و موفقیت جنگ در میدان‌های نظامی دارد و افزون بر تقویت روحیه نیروهای خودی، سبب تضعیف روحیه دشمن می‌شود. باید اعتراف کرد که بخشی از موفقیت هرچند شکننده طالبان در میدان‌های نبرد نظامی، شاید حاصل فعالیت گسترده آنان در میدان‌های نبرد تبلیغاتی علیه حکومت افغانستان باشد.

از جانب دیگر، حکومت افغانستان با وضع محدودیت بر فعالیت سخنگویان والی‌ها، دانسته یا ندانسته به گونه‌ای فضا را برای جولان بیش‌تر دستگاه تبلیغاتی طالبان باز کرده است. ماهیت وجودی سخنگویان ولایات، مصاحبه و ارایه معلومات به رسانه‌ها و خبرنگاران است و اگر سخنگویان ولایات اجازه مصاحبه نداشته باشند، نباید انتظار داشت که حکومت در نبرد تبلیغاتی پیروز شود. در اوضاعی که نبردهای نظامی میان طالبان و نیروهای امنیتی در بیش‌تر ولایت‌های کشور به اوج رسیده و گزارش‌های سقوط ولسوالی‌ها یکی پی دیگری در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نشر می‌شود و نبرد تبلیغاتی و جنگ روانی هم اوج گرفته، سخنگویان والی‌ها اجازه ندارند در مورد واقعات امنیتی با رسانه‌ها مصاحبه کنند.

سلب صلاحیت سخنگویان والی‌ها ممانعت آن‌ها از مصاحبه و ارایه معلومات به خبرنگاران، به این شباهت دارد که در اوج نبرد با دشمن، از نیروهای خودی بخواهیم جنگ‌افزارهای خود را بر زمین بگذارند و بدون سلاح با دشمن مقابله کنند. نتیجه این اقدام مشخص است. جنگ بدون سلاح، برآیندی جز شکست ندارد.

ناکارآمدی و سردرگمی در سطح رهبری حکومت و نهادهای امنیتی مسأله دیگری است که وزنه جنگ تبلیغاتی را به نفع طالبان سنگین‌تر کرده است. مردم از مشکلات موجود در رهبری حکومت، مشکلات اجتماعی، فساد، ناامنی و دیگر کاستی‌های حکومت سرخورده و خشمگین هستند و دستگاه تبلیغاتی طالبان از این رهگذر بهره‌برداری بزرگی به سود خود می‌‌کند.

به تازه‌گی مقرری‌های وزارت داخله افتضاح بزرگی به میان آورد که نشانگر بی‌برنامه‌گی و سردرگمی بزرگ در حکومت است. معاون اول وزارت امور داخله، یکی از کلیدی‌ترین وزارت‌های کشور، در اوضاعی که نبردهای نظامی به اوجش رسیده است، برکنار و پس از یک هفته دوباره در همان پُست مقرر می‌شود. وزیر داخله که از سوی مجلس نماینده‌گان رأی اعتماد گرفته بود، برکنار می‌شود و فردی جایش را پُر می‌کند که به جای مدیریت جنگ، کنار خیابان‌های کابل برای مردم خرما خیرات می‌دهد و چند ماه بعد از وزارت داخله برکنار و سرپرست وزارت احیا و انکشاف دهات می‌شود.

سردرگمی و بی‌برنامه‌گی در سطح رهبری حکومت و نهادهای امنیتی تأثیرات منفی بزرگی بر روحیه سربازان دارد و به گونه‌ای تکمیل‌کننده جنگ روانی طالبان علیه حکومت و نیروهای امنیتی است. مواردی از این‌دست روحیه سربازان را در میدان‌های نبرد تضعیف می‌کند و حکومت و رهبری نهادهای امنیتی مسوول درجه اول پیامدهای ناگوار آن هستند. در این میان نشر صدای مقام‌های ارشد محلی، فرماندهان بلند‌رتبه نظامی و سربازان نیروهای امنیتی در گروه‌های «وتس‌اپ» و شبکه‌های اجتماعی که از چالش‌ها و بی‌توجهی رهبری نهادهای امنیتی شکایت دارند، ضربه بزرگ‌تری بر روحیه نیروهای امنیتی وارد کرده است.

در سوی دیگر میدان نبرد تبلیغاتی، سخنگویان طالبان بدون هیچ‌گونه محدودیتی با رسانه‌ها مصاحبه می‌کنند و دیدگاه‌ها و دستاوردهای خود را با خبرنگاران در میان می‌گذارند. به نظر می‌رسد که ذبیح‌الله مجاهد و قاری یوسف احمدی، سخنگویان طالبان، در مدیریت جنگ تبلیغاتی موفق شده‌اند دستگاه تبلیغاتی حکومت را با تمام بودجه و امکاناتش با چالش مواجه کنند.

نمی‌توانیم انکار کنیم که پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، رویه چاپلوسی و تملق رونق گرفت و بخشی از وقت و انرژی‌ کارمندان حکومتی در مدح و تملق رییس جمهور غنی و حکومت تلف می‌شود. برخی وزیران سابق کابینه هم اعتراف کرده‌اند که در نشست‌های کابینه افرادی در سطح وزیر مجبور‌ند برای حفظ جایگاه خود از رییس جمهور چاپلوسی کنند.

نیروی افراد مشهور به «فیس‌بوک چلونکی» بیش‌ از آن‌که بر خنثاسازی جنگ روانی طالبان و تقویت نبرد تبلیغاتی حکومت متمرکز باشد، برای مداحی و تملق رییس جمهور غنی و گاه تخریب چهره‌های سیاسی مخالف او صرف می‌شود که این مسأله هم عواقب بسیار بدی برای دستگاه تبلیغاتی حکومت در پی داشته است. یکی از پیامدهای ناگوار افزایش روحیه تملق در حکومت افغانستان این است که اگر فردی از روی حس میهن‌دوستی بخواهد در شبکه‌های اجتماعی برای حمایت از نظام و نیروهای امنیتی تبلیغ کند، دیگران احساس می‌کنند که این کار معادل تملق و چاپلوسی از رهبری حکومت است و کامنت‌های تُند و زننده را برایش حواله می‌کنند.

در اوضاعی که برخی ولسوالی‌ها در بخشی‌هایی از کشور سقوط می‌کند و حکومت باید دستگاه تبلیغاتی خود را برای مدیریت نبرد روانی با طالبان تقویت کند، وضع محدودیت بر فعالیت سخنگویان والی‌ها شاید به «عقب‌نشینی تاکتیکی در نبرد تبلیغاتی» شباهت داشته باشد و پیامدهای ناگواری برای حکومت افغانستان به دنبال خواهد داشت.

دکمه بازگشت به بالا