آیا پاکستان به سیاست سنتی خود در قبال افغانستان پایان داده است؟

اسحق‌علی احساس

موضع پاکستان در قبال افغانستان تا حدود زیادی روشن شده است. به نظر می‌رسد که این کشور منافعش را در مسیر صلح افغانستان تعریف کرده و سیاست دهه‌های گذشته و سنتی‌اش را کنار گذاشته است. عمران‌ خان، نخست‌وزیر پاکستان، اخیراً در مصاحبه با خبرگزاری رویترز در مورد افغانستان اظهارات جالب توجه و مهم داشته است. خان گفته که دولت تحت رهبری‌‌اش سیاست دهه‌های قبل و سنتی پاکستان که به ایجاد «عمق استراتژیک» در افغانستان متمرکز بود تا یک دولت حامی منافع اسلام‌آباد در کابل شکل بگیرد را تغییر داده است.

نخست‌وزیر پاکستان در مورد سناریوی آغاز جنگ داخلی در افغانستان نیز گفته در صورتی که جنگ داخلی در این کشور آغاز شود، پس از افغانستان اولین کشوری که آسیب می‌بیند، پاکستان است. او توضیح داده که پاکستان به دنبال حل‌وفصل مسأله افغانستان پیش از خروج نیروهای بین‌المللی است تا از بروز جنگ داخلی در همسایه‌گی شرقی خود جلوگیری کند. خان اضافه کرده است که هر حکومتی که در افغانستان از سوی مردم گزینش شود، پاکستان باید با آن کنار بیاید و همکاری کند. او هم‌چنان گفته است که پاکستان نباید تلاش کند تا در امور افغانستان مداخله و اعمال نفوذ کند. به باور خان، تمام مسایل مرتبط به کاهش خشونت‌ها در افغانستان، به همکاری امریکا، پاکستان و افغانستان بسته‌گی دارد.

در کنار عمران خان، چهره‌های دیگر پاکستان نیز اعلام کرده‌اند که اسلام‌آباد از روند صلح افغانستان حمایت می‌کند. شاه‌محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان، در واکنش به سخنان حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور که پاکستان را به گسترش مرزهایش در داخل خاک افغانستان متهم کرده بود، گفته است که اسلام‌آباد به فکر صلح و ثبات در منطقه است و به همین دلیل از آقای محب می‌خواهد که سخنانش را اصلاح کند. او هشدار داده که با جامعه جهانی مطرح خواهد کرد که این فرد (حمدالله محب) به عنوان مشاور امنیت ملی افغانستان، در واقع «عنصر تباه‌کننده صلح» در افغانستان است.

پاکستان از سال ۲۰۱۸ به این طرف، در قضایای صلح افغانستان فعال بوده است. گفته می‌شود که این کشور در کشاندن طالبان به پای میز مذاکره با امریکا، نقش برجسته داشته است. در ماه‌های اخیر که گفت‌وگوهای صلح افغانستان با بن‌بست روبه‌رو بوده و تلاش برای احیای این روند جریان داشته است، پاکستان در چندین نشست در پیوند به صلح افغانستان شرکت و از این روند اعلام حمایت کرده است. در همین حال، مسوولان دولت افغانستان و دولت‌های منطقه و جهان، نیز به نقش پاکستان در جنگ و صلح افغانستان معترف‌اند. این مسوولان در تمامی نشست‌ها به نوعی اشاره کرده‌اند که بدون همکاری صادقانه پاکستان، روند صلح افغانستان به نتیجه نمی‌رسد. به باور بسیاری، در صورتی که اسلام‌آباد در روند صلح افغانستان همکاری صادقانه داشته باشد، این روند به نتیجه می‌رسد. آخرین‌بار، دو روز پیش (یک‌شنبه، شانزدهم جوزا)، حنیف اتمر، وزیر خارجه کشور، گفت که بدون همکاری پاکستان قطع خون‌ریزی و پیش‌رفت در صلح ممکن نیست. او توضیح داد که همکاری با پاکستان برای دولت و مردم افغانستان حتمی است و در هر حالت گفت‌وگو و همکاری با این کشور را باید حفظ کنیم.

این در حالی است که دست‌کم در چهار دهه گذشته، پاکستان از بنیادگرایی به مثابه ابزار مداخله در امور افغانستان استفاده کرده است. این کشور پس از روی کار آمدن محمد‌داوود خان و طرح سیاست پشتونستان‌خواهی از سوی او، آموزشگاه‌هایی را برای تربیت بنیادگرایان افغانستان در خاکش تأسیس کرد. براساس مستندات تاریخی، برای اولین‌بار ۵۰۰۰ جنگ‌جو در این مراکز آموزش دیدند و برای جنگ با دولت مستقر در کابل وارد خاک افغانستان شدند. پس از داوود خان، در جریان دولت دموکراتیک افغانستان، تنش میان کابل و اسلام‌آباد بیش‌تر شد و دو طرف در یک جنگ فرسایشی و پیچیده صف‌آرایی کردند. پیامد این جنگ، برای افغانستان تلخ و خونین بود. تمامی نهادهای ملی این سرزمین فروپاشید و کابل و دیگر شهرهای افغانستان ویران شد.

در جریان دولت مجاهدین نیز مداخله پاکستان در امور افغانستان ادامه داشت. این کشور پس از آن‌که از تنظیم‌های تحت حمایتش به ویژه حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار برای تسلط بر کابل، ناامید شد، روی جنبش نوظهوری به نام طالبان سرمایه‌گذاری را آغاز کرد. سرمایه‌گذاری پاکستان نتیجه داد و گروه طالبان توانست کابل و بخش‌های زیادی از افغانستان را تصرف کند. از زمان سقوط دولت دموکراتیک تا سقوط امارت طالبان، پاکستان دست باز در امور افغانستان داشت.

با حضور نیروهای بین‌المللی به رهبری امریکا در کشور و شکل‌گیری نظم جدید، وضعیت تغییر کرد و پاکستان به دلیل فشارهای امریکا به جبهه جنگ علیه تروریسم پیوست. در این مدت، بازهم یکی از اتهامات علیه پاکستان، همکاری این کشور با گروه طالبان بوده است؛ موضوعی که عمران خان نیز در مصاحبه اخیرش به نوعی آن را تأیید کرد و پذیرفت که پاکستان حتا زمانی که طالبان با امریکا می‌جنگیدند، با این گروه همکاری داشت.

اکنون اما به نظر می‌رسد که وضعیت برای پاکستان تغییر کرده است. حداقل در روی کاغذ اسلام‌آباد منافعش را در مسیر صلح افغانستان قرار داده است و در کارزار ختم جنگ و برقراری ثبات در این سرزمین سهم فعال دارد. در رویکرد جدید پاکستان، به صورت ملموس نشانه‌ای از سیاست چند دهه گذشته این کشور دیده نمی‌شود. یکی از اصول مهم سیاست پاکستان در قبال افغانستان در گذشته این بود که افغانستان باید از سوی یک گروه پشتون‌محور و بنیادگرای مذهبی که بتواند آلت دست اسلام‌آباد باشد، کنترل شود. اکنون چنین به نظر نمی‌رسد. مصداق این ادعا، دعوت اسلام‌آباد از چهره‌های دولتی و سیاسی غیرپشتون برای سفر به پاکستان و هم‌چنان تأکید آن کشور بر شکل‌گیری یک حکومت فراگیر و قابل قبول برای تمامی طرف‌ها در کابل است. قرار معلوم، پاکستان سیاست استفاده از بنیادگرایی به عنوان ابزار مداخله در امور افغانستان را کنار گذاشته‌؛ زیرا این کشور نگران است که مبادا جریان‌های بنیادگرا از کنترل اسلام‌آباد خارج شوند و آتش دشمنی آن دامن پاکستان را بگیرد. همین حالا گروه طالبان پاکستانی، یکی از نگرانی‌های جدی اسلام‌آباد است. در صورتی که جنگ افغانستان از راه سیاسی پایان نیابد و طالبان تمام توانش را روی گزینه نظامی بگذارند، خطری که متوجه پاکستان خواهد بود، تقویت طالبان پاکستانی از سوی طالبان افغانستانی است. در این سناریو، پاکستان بعد از افغانستان بیش‌ترین ضرر را خواهد دید. این نگرانی را عمران خان در مصاحبه مطرح کرد و به صورت روشن گفت که مردم پاکستان نگران‌اند.

برای اسلام‌آباد، سناریوی مورد نظر برای افغانستان آن است که چند دهه منازعه این کشور از طریق سیاسی پایان یابد و یک دولت ایتلافی میان جناح‌های مختلف و گروه طالبان تشکیل شود. در صورت شکل‌گیری چنین ساختاری، از یک طرف خطر روی کار آمدن یک حکومت به تمام معنا بنیادگرا و تندرو با محوریت طالبان رفع می‌شود و از طرف دیگر، اسلام‌آباد نقش برجسته در امور افغانستان خواهد داشت و تهدیدی از سوی کابل متوجه پاکستان نخواهد بود. اما در صورتی که جنگ ادامه پیدا کند، پاکستان نیز آسیب خواهد دید.

به نظر می‌رسد رویکرد جدید پاکستان، حتا اگر در روی کاغذ هم باشد، به نفع افغانستان است. مسوولان دولت افغانستان باید از این وضعیت به نفع صلح استفاده کنند و برای راستی‌آزمایی ادعاهای مقام‌های پاکستانی، اختلافات را کنار بگذارند و بر سیاست حسن هم‌جواری تأکید کنند. در صورتی که پاکستانی‌ها در ادعاهای‌ خود صادق باشند و منافع کشورشان را در مسیر صلح افغانستان تعریف کرده باشند، بر مسوولان افغانستان است که برای احیای مذاکرات صلح تلاش کنند. واقعیت این است که با همکاری صادقانه پاکستان، مسیر صلح افغانستان هموار و هموارتر می‌شود. حالا که پاکستانی‌ها قدم اول را برداشته و خشت اول را گذاشته‌اند، مسوولان دولت افغانستان قدم‌های بعدی را بردارند و خشت‌های بعدی را بگذارند و روند صلح را از حالت بلاتکلیفی کنونی بیرون کنند.

دکمه بازگشت به بالا