حمید: گُرده‌ام را می‌فروشم تا شکمم را سیر کنم

فقر و بی‌کاری در حومه‌های شهر برای همه نمایان است. اما حالا این وضعیت به جایی رسیده است که جوانی در پایتخت کشور تصمیم می‌گیرد گُرده(کلیه) خود را بفروشد و پولش را خرج شکم خانواده‌اش کند. پسر جوانی «به خاطر نبود کار و فقر روز افزون» به ستوه آمده و برای تغییر حالت اقتصادی خانواده‌اش تصمیم گرفته است یک عضو بدنش را در معرض فروش قرار دهد.

حمید ۲۳ ساله،‌ زاده گذر ریکاخانه کابل است،‌ اکنون اما در خانه‌ی کرایی با مادر کهن‌سال، برادر بیمار و خواهر بیوه‌اش در محله‌ی «پنجصد فامیلی» شهر کابل به سر می‌برد. خوب‌رویی و هیکل بلندش را شاید کم‌تر جوانی در شهر داشته باشد، اما نشانه‌های یأس و ناامیدی تمام، در چشم‌هایش جا گرفته است. می‌گوید، از چهار سال بدین‌سو دنبال یافتن کار است، اما موفق نشده است.

شماره تماسش را از دیوار یکی از شفاخانه‌های شهر به دست آوردم. با نوشتن شماره تماس و ویژه‌گی‌های خونش در برگه‌های کاغذین، علاقه‌مندان را به خرید گرده‌اش دعوت کرده است. می‌گوید از چند روز به این‌سو چشم به راه خریدار نشسته است؛ خریداری که قرار است با مقدار پول نه چندان زیادی، عضوی از اعضای بدن این پسر جوان را تصاحب کند.

می‌گوید از عواقب کارش به خوبی آگاه است، اما دست نیافتن به کار و فقر روزافزون او را واداشته است تا دست به فروش «پاره‌ای از وجودش» بزند و یکی از دو گرده‌اش را با پول معاوضه کند. حمید می‌گوید، برای دریافت کار تلاش زیادی به خرج داده، ولی سودی در پی نداشته است. او می‌افزاید، «از این پیش شماره‌ام را در پارچه‌های کاغذی نوشتم و به مردم و دکان‌داران توزیع کردم، اگر کسی به کارگر نیاز داشته باشد، ولی پاسخی دریافت نکردم.»

زنده‌گی‌اش را بیش‌تر توضیح می‌دهد، پدرش قصاب بوده که حدود سه سال پیش در گذشته است. هفت سال در پاکستان زنده‌گی کرده و تا صنف دهم در آن‌جا درس خوانده است. چندی پیش، پس از برگشت به کشور برای یک سال با خانواده‌اش در شهر پلخمری، مرکز بغلان مسکن گزیده است. این جوان ۲۳ ساله می‌گوید، ازدواج کرده و پسری یک ساله دارد، اما خانمش از چندی بدین‌سو به دلایلی نزد پدرش برگشته است. فقر را علت دل‌سردی خانمش به خود عنوان کرد و گفت: «گناه او نبود، اقتصاد ما بسیار ضعیف است.» اما امیدوار است با مقدار پولی که از فروش گرده‌اش به دست خواهد آورد، خانم و پسرش را دوباره نزد خود برگرداند. با آن که بغض گلویش را می‌فُشرد، گفت: «قصد ندارم ارزان بفروشم.»

زرغونه، مادر حمید می‌گوید، «پسرم هرچه تلاش کرد نتوانست کار مناسبی پیدا کند و حالی تصمیم فروش گرده را گرفته است.» خانم زرغونه می‌افزاید، «فکر حمید همین قدر رسیده و می‌گه با فروش گرده‌اش وضعیت اقتصادی ما ره تغییر می‌ته.» مادر حمید می‌گوید حدود چهار ماه پیش، به کابل آمده‌اند و مدتی را در یکی از شفاخانه‌های شخصی در کابل کار کرده است. اکنون اما به سبب آن چه دردِ پا توصیف می‌کند، این خانم ۵۶ ساله دیگر نمی‌تواند به کارش ادامه دهد. او از تصمیم پسرش مبنی بر فروش یک عضو بدنش آگاه است. می‌گوید، با آن که مِهر مادرانه اجازه نمی‌دهد، اما روزگار وادارش ساخته که از این تصمیم پسرش به گونه‌ی جبری استقبال کند.

خانم زرغونه می‌افزاید، «حمید پسر کوچکم است و نجیب پسر بزرگم که بیمار است و نمی‌تواند کار کند.» او از پسر بزرگش یاد می‌کند که به گفته خودش چندین بار زیر تیغ عملیات قرار گرفته است. نجیب، ۲۵ ساله پیراهنش را بالا می‌کند و شکمش را نشان می‌دهد. در نزدیکی گرده چپ و وسط شکمش نشانه‌های جراحی به چشم می‌خورد. مادرش می‌گوید، در یک حادثه انتحاری زخم برداشته و به کمک نهادهای کمک‌رسان در خارج از کشور برای مدتی زیر درمان قرار گرفته است.

خانم زرغونه، مادر حمید می‌گوید، «اکنون خودم نان‌آور خانواده هستم و با شستن لباس در خانه‌های دیگران فرزندانم را اعاشه می‌کنم.»

حمید ۲۳ ساله که به منظور تغییر وضعیت اقتصادی خانواده تصمیم به فروش عضوی از بدنش گرفته است، می‌گوید که خواهر بیوه‌اش نیز با آنان زنده‌گی می‌کند.

حمید می‌پرسد: «چهار سال می‌شود بی‌کار هستم، مادرم گاه‌گاهی به خانه‌های مردم می‌رود و لباس آنان را می‌شوید، برادرم نمی‌تواند کار کند و خانم و پسر یک‌ساله‌ام چهار ماه می‌شود از من دور رفته‌اند، گرده‌ام را نفروشم چه کنم؟» به گفته او، پس از روزها تفکر، به این تصمیم رسیده است.

با این حال، حمید یگانه جوانی نیست که به دلیل آن چه بی‌کاری و تنگ‌دستی عنوان می‌کند، وادار به فروش گرده‌اش شده است؛ بلکه هستند افراد دیگری نیز که به دلایل فقر و بی‌کاری وادار به فروش گرده می‌شوند. از این پیش گزارش شده بود که جوانی ۲۸ ساله در هرات به دلیل آن‌چه تنگ‌دستی و بی‌کاری عنوان کرده است، گرده‌اش را در بدل ۱۲۰ هزار افغانی به فروش رسانیده است. هم‌چنان در مورد دیگری گزارش شده است که جوانی به خاطر فراهم‌آوری مخارج عروسی‌اش گرده‌اش را فروخته است.

در همین حال، نعمت‌الله رضایی، متخصص پیوند گرده در یکی از شفاخانه‌های شخصی کابل می‌گوید، در دو سال گذشته ۶۷ عملیات پیوند گرده را انجام داده است. آقای رضایی، متخصص شفاخانه «ملت» می‌افزاید، تنها در بهار امسال ۱۲ واقعه‌ی پیوند گرده را انجام داده است.

پیوند گرده در مواردی می‌تواند زنده‌گی گرده‌دهنده را با خطر مواجه بسازد. با این حال، این متخصص پیوند گرده توضیح می‌دهد که تا کنون ۹۵درصد عملیات‌های پیوند گرده را در این شفاخانه موفقانه انجام داده است. اما به سخن او، طبابت نسبی است و در مواردی می‌تواند مشکلاتی در پی داشته باشد.

داکتران متخصص می‌گویند، افرادی که گرده‌های‌شان از فعالیت باز می‌ماند، مجبور اند دست‌کم هفته‌ای سه بار برای انجام عمل دیالیز به مراکز صحی مراجعه کنند. به گفته او هر بار مراجعه تا دو هزار افغانی هزینه برمی‌دارد، از همین رو، این دست بیماران ترجیح می‌دهند به گزینه‌ی پیوند گرده رو بیاورند. از سویی هم، آمارهای تایید ناشده‌ای وجود دارد که سالانه حدود سه هزار نفر در کشور نیاز به پیوند گرده دارند.

فروش اعضای بدن و به طور ویژه «گرده» در شماری از کشورهای همسایه مانند پاکستان راهی برای بیرون رفت از فقر خوانده شده است. با این حال، آمارهای وزارت اقتصاد نشان می‌دهد که در چند سال اخیر میزان بی‌کاری در کشور سیر صعودی‌ای را پیموده است. گزارش‌های وزارت اقتصاد نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۵ میزان بی‌کاری در کشور ۲۲ درصد بوده، اما این میزان در سال ۱۳۹۶ به ۲۴ درصد افزایش یافته است. از سویی هم، مسوولان اداره‌ی ملی احصاییه و معلومات چندی پیش گزارش داده‌اند که در حال حاضر ۳۰،۷ درصد جوانان بی‌کار اند.

هم‌چنان گزارش‌ سالانه وزارت اقتصاد «بی‌کاری» را عامل عمده فقر اقتصادی بر شمرده است. آمارهای نخستین گزارش شاخص فقر چند بعدی در کشور نشان می‌دهد که در حال حاضر ۵۲درصد جمعیت افغانستان گرفتار فقر چندبعدی هستند. هم‌چنان فقر اقتصادی از ۵۲درصد در سال گذشته به ۵۴ درصد در سال روان خورشیدی افزایش یافته است. در جزییات این گزارش آمده است که سطح پایین فقر چندبُعدی در کابل به ۱۲درصد و سطح بلند آن در ولایت بادغیس به  ۸۵ درصد می‌رسد.

از همین رو، حمید ۲۳ ساله نبود کار را عامل تصمیمش مبنی بر فروش گرده‌اش عنوان می‌کند. مسوولان شفاخانه‌های شخصی اما از خرید و فروش اعضای بدن اظهار بی‌خبری می‌کنند. نعمت‌الله رضایی، متخصص پیوند گرده می‌گوید، «هنگام عمل پیوند گرده، موافقه دو طرف را کسب می‌کنیم و این که چه معامله‌ای میان اهداکننده و گیرنده‌ی گرده وجود دارد به ما ربطی ندارد.»

این در حالی است که در شماری از کشورها، به شمول ایران، انتقال و پیوند گرده تنها میان اعضای خانواده و افرادی که پیوند خونی با هم‌دیگر دارند، مجاز است؛ اما در افغانستان قانون مشخصی در این مورد وجود ندارد. محمد ناظری، مدیر شفاخانه ملت می‌گوید، در مسوده و طرزالعمل وزارت صحت عامه قیدی وجود ندارد که پیوند اعضای بدن باید میان چه کسانی صورت گیرد. آقای ناظری هم‌چنان می‌افزاید، «بر اساس این طرزالعمل گرده‌های افراد زیر سن را نمی‌توانیم به دیگران پیوند کنیم.»

Comments are closed.