اندوه جابه‌جا شده از جوزجان به بلخ

هما همتا

روایتی از وضعیت قربانیان جنگ در کمپ‌های بی‌جاشدگان

در کمپ‌های بی‌جاشدگان مردمان فاریاب و جوزجان در مزارشریف، به برخی خانه کرایه می‌دهند و اقامت رایگان نیست. یکی از آن‌ها زنی است که می‌گوید، ماهانه دو هزار افغانی برای کرایه خانه باید بپردازد، تنگ‌دستی سبب شده پرداخت ۱۰ ماه کرایه خانه‌اش به تعویق بیفتد. به گفته او، نانِ خوردن هم پیدا نمی‌شود، کرایه از کجا شود؟

این بخشی از روایت حسینه است؛ مادر خانواده‌ای که از جوزجان به کمپ‌های آوارگان داخلی در مزارشریف منتقل شده‌اند. کوچ اجباری‌ای که در واقع حجم اندوهی است جابه‌جا شده از ولسوالی فیض‌آباد جوزجان به مزارشریف. در ساحه‌ای که آن‌ها زندگی می‌کنند، کم‌ترین نشانه‌های آبادانی دیده می‌شود. مردم به مراکز صحی و آموزشی دسترسی ندارند و زندگی زیر سایه جنگ و آوارگی روزهای سختش را سپری می‌کند. در یک سال گذشته تاکنون بیش از ۴۰۰ نفر از ولایت جوزجان به دلیل امنیت نسبی در مزارشریف به این شهرآمده‌اند. بخشی از این بی‌جاشدگان در منطقه «پروژه آزادی» مزارشریف زندگی می‌کنند.

جوزجان از ولایت‌های واقع در شمال شرق کشور به مرکزیت شبرغان است. این ولایت با کشور ترکمنستان هم‌مرز است و جمعیت عمده آن را مردم اوزبیک و ترکمن تشکیل می‌دهد. فیض‌آباد یکی از ولسوالی‌های جوزجان است که همین اکنون در جمع بی‌جاشدگانش نشسته‌ام و آن‌ها روایت می‌کنند از روزهای تحمیلی ترک خانه و کاشانه. در نزدیکی خانه‌های بی‌جاشدگان ولایت جوزجان مزارع پنبه است. زنان و کودکان روزانه به این مزارع می‌روند و پنبه می‌چینند. برای هر فرد روزانه ۴۰ تا ۵۰ افغانی دست‌مزد داده می‌شود. زنان در کنار مردان خانواده تلاش می‌کنند تا مخارج زندگی خود را با همین درآمد اندک تامین کنند.

گل خان که نماینده بی‌جاشدگان جوزجان است، ما را به سمت خانه‌ها راهنمایی می‌کند. مردان پیر و عصا به دست مقابل درب ورودی حویلی زیر تابش مستقیم آفتاب نشسته‌اند. اکثر خانه‌هایی که آن‌ها زندگی می‌کنند، درب و پنجره ندارد و بسیار سرد است و برای همین مردان مسن از سردی خانه، به آفتاب حویلی پناه آورده‌اند. به یکی از پیرمردهایی که مقابل درب حویلی نشسته، نزدیک می‌شوم. او با خوش‌رویی ما را به خانه‌اش دعوت می‌کند. اتاق سردی که پیرمرد با همسر و عروس‌اش زندگی می‌کند. عروس او سه فرزند دارد. آن ها ۱۰ ماه پیش زمانی که طالبان حملات‌شان را به ولسوالی فیض‌آباد شدت دادند از آن‌جا به مزارشریف کوچ کردند.

مادر خانواده حسنیه نام دارد و وقتی می‌پرسم چند سال عمر کرده‌اید؟ دندان‌های ریخته‌اش را به ما نشان می‌دهد و می‌گوید که حساب عمر از کفم رفته اما هر زمانی که به دندان‌های ریخته‌ام نگاه می‌کنم، می‌دانم که سال‌های زیادی گذشته است. به نواسه‌هایش اشاره می‌کند و می‌گوید که سه ماه می‌شود پدر این کودکان به ترکیه رفته است و آن‌جا هم هم‌چنان بی‌کار است.

عروسش کنار پنجره نشسته است و کودکان در اطراف او. هر زمانی که حرف پدرشان به میان می‌آید کودکان به مادر نگاه می‌کنند و می‌پرسند که پدر چه وقت به خانه می‌آید؟ او می‌گوید: «سه ماه می‌شود که همسرم به ترکیه رفته و فقط چند بار محدود توانستیم همراهش گپ بزنیم. با هر صدای درب، کودکان فکر می‌کنند که پدرشان برگشته است.». اشک‌هایش را با گوشه چادرش پاک می‌کند. می‌گوید بخاطر جنگ، آوارگی و شرایط سخت اقتصادی همسرش مجبور شد او را در روزهای سخت بارداری سومین فرزندشان تنها بگذارد و به دنبال لقمه نانی خانه‌اش را ترک کند.

در میان صحبت‌ها حسینه، مادر خانواده از داخل جیب لباسش کمی پول خورد بیرون می‌آورد. می‌گوید به تنها امانت‌های پسرم چه بدهم تا بخورند؟ به درودیوار خانه اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «ماهانه دوهزار افغانی به خانه‌ای کرایه می‌دهم که حتا آبی برای نوشیدن ندارد. خدا شاهد است که در جریان همین ۱۰ ماه حتا یک افغانی نتوانسته‌ایم به صاحب حویلی پرداخت کنیم.». عروس خانواده به اتاق دیگر می‌رود و با عکسی به دستش می‌آید. مرد جوانی در چهار باغ روضه مزار با یک کودک در کنارش ایستاده، دست کودک را گرفته و هر دو به کمره نگاه می‌کنند. عکسی است از سال‌های پیش‌تر.

می‌گوید: «وقتی از فیض‌آباد بخاطر ناامنی کوچ اجباری کردیم، بدترین روزهای زندگی ما شروع شد و خلاصه باید گفت که روزگار سرناسازگار با ما دارد.». وضعیت اقتصادی آن‌ها ملال‌آور و این آوارگی هر روز برگ جدیدی از سختی‌ها را با وجود سه کودک برای آن‌ها رقم می‌زند. عروس این خانواده ما را تا دروازه همراهی می‌کند و می‌گوید: «سه ماه قبل همسرم را همین‌گونه بدرقه کردم و به کیلومترها دورتر از خودم فرستادم. آرزو دارم صلح شود، برگردیم به فیض‌آباد و دوران مهاجرت همسرم به سرآید. دوباره دور هم جمع‌ شویم و این روزهای پر از دشواری و دوری به پایان برسد.».

گفت‌وگوهای صلح در دوحه در حالی جریان دارد که گروهی از تروریستان روز قبل به دانشگاه کابل حمله کرده و فاجعه انسانی را خلق کردند. تشدید جنگ‌ها در نقاط مختلف افغانستان باعث افزایش و گسترش بی‌رویه کوچ اجباری می‌شود که در حقیقت باید گفت با این روند مردم قربانیان اصلی این جنگ بی‌رحم هستند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن