ملیشه‌های فیس‌بوکی حکومت

اسحق‌علی احساس

عبارت «فیس‌بوک چلوونکی» یادگار حکومت وحدت ملی است. محمد‌حنیف اتمر در زمان کارش به عنوان مشاور امنیت ملی رییس جمهور، افرادی را گماشته بود که گفته می‌شد وظیفه داشتند در شبکه‌های اجتماعی و به ‌ویژه فیس‌بوک به نفع دفتر شورای امنیت ملی و بر ضد مخالفان آن بنویسند و موضع بگیرند.

حکومت مشارکتی کنونی نیز حساب ویژه‌ای را روی کار «فیس‌بوک چلوونکی‌ها» باز کرده است. از قراین پیدا است که کارگزاران این حکومت، برای «تسخیر فضای مجازی» به نفع‌شان، در استفاده از هیچ روش تبلیغی تردید نمی‌کنند.

مدل کار و شیوه تبلیغ حکومت کنونی را می‌توان در دو سطح بررسی کرد. در سطح اول، کارگزاران ارشد حکومتی نقش بازی می‌کنند. آنان برای بسیج‌ افکار عامه به نفع حکومت، موارد و موضوعات مشخصی را برجسته و بزرگ‌نمایی می‌کنند. برخورد گزینشی با اطلاعات، روش مسلط در این سطح است. به گزارش‌های منسوب به جلسه شش‌ونیم نگاه کنید. معاون اول رییس جمهوری به صورت بسیار برهنه، با اطلاعات برخورد گزینشی دارد. او مواردی را در گزارش‌های جلسه شش‌ونیم برجسته می‌کند که در سمت‌وسو‌دهی افکار عامه به نفع حکومت موثر ارزیابی می‌شود. طرح‌هایی که از این آدرس بیرون داده می‌شود، نیز عملی نیست و هدف آن تحریک احساسات مردم به حمایت حکومت است. این شیوه کار و تبلیغ، در مجموعه‌های حکومتی خارج از جلسه شش‌ونیم نیز جریان دارد و فیگورهای حکومتی در بسیاری از موارد، هرازگاهی که مردم روی اشتباهات، اختلاس‌ها، کارشکنی‌ها و بروکراسی بیمار دستگاه دولت انگشت می‌گذارند، با طرح پرسش‌ها، برنامه‌ها و موضوعات عجیب و غریب، تلاش می‌کنند افکار عمومی را به سمت دیگری جهت بدهند. در یک کلیت، لاپوشانی ضعف‌های حکومت، هدف اساسی این بخش است.

در سطح دوم، گاردهای فیس‌بوکی حکومت قرار دارند. اعضای این گارد، افراد بلند‌پایه نیستند. آنان در واقع ملیشه‌هایی‌اند که با آدرس‌های مستعار در فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی به نفع حکومت و بر ضد مخالفان سیاسی آن فعالیت دارند. باری، میررحمان رحمانی، رییس مجلس نماینده‌گان گفته بود که ۱۰ دفتر از سوی معاون اول رییس جمهوری گرفته شده است که در آن افراد تلاش می‌کنند ۱۴۴ وکیل را بدنام کنند. چنین اتهام‌هایی بر مسوولان دیگر حکومتی نیز وارد است. گفته می‌شود که دفتر شورای امنیت ملی نیز افرادی را در استخدام دارد که مسوولیت دارند در حمایت از این دفتر و در مخالفت با مخالفان آن بنویسند و در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها موضع‌گیری کنند. هم‌چنان اطلاعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد بخشی به‌ نام «تسخیر فضای مجازی» به نفع حکومت از مدتی به این سو به فعالیت آغاز کرده است. این موارد، همه و همه نشان‌‌دهنده آن است که مسوولان حکومت مشارکتی کنونی، به جای آن‌که به مسوولیت‌های قانونی‌شان عمل کنند و در برابر قانون و شهروندان کشور پاسخگو باشند، بخش کلانی از امکانات عامه را برای لاپوشانی ضعف‌ها و توجیه سوءمدیریت‌شان به مصرف می‌رسانند.

جالب آن است که ملیشه‌های فیس‌بوکی حکومت، فقط اتهام می‌بندند و فحش می‌دهند. آنان به صورت گروهی، با آدرس‌های جعلی و واقعی، بر هر موضع‌گیری مخالف حکومت در شبکه‌های اجتماعی و نقدهای نشر شده در رسانه‌ها، هجوم می‌برند و با ناسزاگویی و اتهام‌زنی تلاش می‌کنند فضا را ویروسی و مخاطبان را اغوا کنند. نمونه‌هایی از چنین اقداماتی را در جریان تقابل حکومت و مجلس و در روزهای اخیر در واکنش به مطالب انتقادی نشر شده در رسانه‌ها دیدیم.

واقعیت این است که روش کار حکومت بر محاسبه اشتباه استوار است. عصر به کار بستن «پروپاگاندا» گذشته است. برخورد گزینشی با اطلاعات و هدف قرار دادن احساسات مردم و کتله‌های قومی، ممکن است در کوتاه‌مدت فضا را به نفع حکومت تغییر دهد، اما در درازمدت بسیار کشنده و خطرناک است. ملیشه‌سازی در فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی هرگز راه حل نیست. با فحش و ناسزاگویی ضعف‌ها و کاستی‌های مدیریتی و سوءاستفاده‌های مدیران ارشد حکومت لاپوشانی نمی‌شود. کارگزاران حکومت تنها با کار مسوولانه و با پاسخگو بودن در برابر قانون و شهروندان، می‌توانند حمایت مردم را به دست آورند. هر اقدام دیگر، شرمساری برای حکومت است و روند قطع تعلق و اعتماد مردم نسبت به حکومتی‌ها را تسهیل می‌کند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن