مذاکره‌ی دولت‌محور نه بین‌الافغانی

فردوس کاوش

امرالله صالح، معاون اول دسته‌ی انتخاباتی محمداشرف‌ غنی که در حال حاضر به صورت بالقوه معاون اول ریاست جمهوری است،‌ در نشست خبری‌اش موقف خودش و رییس ‌جمهور کنونی را در مذاکره با طالبان به طور فشرده بیان کرد که نشان‌دهنده‌ی عدم تغییر در پالیسی ارگ است. آقای صالح گفت که از نظر آنان مذاکره‌ی میان‌افغانی معنا ندارد. او گفت، گفت‌وگو با طالبان به معنای آن است که یک طرف میز گفت‌وگو دشمن/ طالب‌ها قرار داشته باشد و طرف دیگر آن نماینده‌گان دولت. این گفته به معنای آن است که از نظر ارگ یگانه  فارمت قابل قبول برای گفت‌وگو با طالبان، مذاکره‌ی نماینده‌گان این گروه با نماینده‌گان حکومت است، نه آن‌چه که مذاکره‌ی میان‌افغانی خوانده می‌شود. مذاکره‌ی میان‌افغانی که طالبان، ‌شماری از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و برخی از احزاب به آن باور دارند، به گونه‌ای است که در آن حکومت نماینده‌ای ندارد و مقام‌های دولتی هم در آن به عنوان نماینده‌ی احزاب و با ظرفیت شخصی شرکت می‌کنند. آنانی که با گفت‌وگوهای میان‌افغانی حساسیت ندارند، به این باور اند که طالبان به دلایل ایدیولوژیک نمی‌خواهند با حکومت افغانستان به عنوان حکومت گفت‌وگو کنند و یگانه راه حل این است که نیروهای سیاسی و مقام‌های حکومتی با ظرفیت‌های شخصی با گروه طالبان وارد مذاکره شوند. در نشست بن هم شرکت‌کننده‌گان به نماینده‌گی از گروه‌ها شرکت کرده بودند و به هیچ گروه حیثیت حکومت داده نشده بود. در ماه نوامبر سال ۲۰۰۱ نیروهای جبهه‌ی متحد ضد طالبان بر کابل تسلط داشتند و استاد برهان‌الدین ربانی که در آن زمان از سوی سازمان ملل متحد به عنوان رییس دولت افغانستان شناخته می‌شد،‌ تأکید داشت که در مذاکرات دولت طرف مذاکره با گروه‌‍‌ها باشد،‌ اما چنین نشد و آقای یونس قانونی به نماینده‌گی از یک گروه مذاکره کرد.

یک عده استدلال می‌کنند که حکومت به دلیل میزان کم مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری مشروعیت لازم سیاسی برای مذاکره را ندارد؛ اما این استدلال زیاد محکم نیست. اگر مثلاً اشرف‌ غنی یا یک نامزد دیگر در پایان کار شش لک رای هم بیاورد، بازهم در مقایسه با شیوه‌های سنتی، حکومت او مشروعیت خواهد داشت.

در شرایط کنونی هم خواست بسیاری‌ها این است که حتا حکومت هم به عنوان یک گروه در مذاکرات ‌میان‌افغانی حاضر شود. در گذشته سفیر خلیل‌زاد که برای امضای یک توافق با گروه طالبان بسیار عجله داشت،‌ تأکید می‌کرد که یک هیأت ملی مذاکره‌کننده از سوی افغانستان تعیین شود و این هیأت صلاحیت کامل برای مذاکره و توافق داشته باشد.‌ در آن زمان هم آقای غنی نظرش این بود که هیأت مذاکره‌کننده صلاحیت دارد مذاکره کند، ولی اختیار توافق را ندارد. از نظر آقای غنی توافق احتمالی پایان جنگ را باید پارلمان افغانستان تصویب کند. اما نظر آقای خلیل‌زاد و هیأت مذاکره‌کننده‌ی ایالات متحده این بود که باید مذاکرات میان‌افغانی برگزار شود،‌ حتا اگر حکومت در آن نقش یک گروه را بگیرد و هیأتی که از افغانستان می‌رود در کنار مذاکره اختیار امضای توافق را هم داشته باشد. ولی روشن نیست که در حال حاضر نظر آقای خلیل‌زاد و جانب واشنگتن چیست. ایالات متحده اظهار نظر صریحی در این مورد نکرده است.

نیروهای سیاسی بیرون از حکومت به گونه‌ای جلوه می‌دهند که طرف‌دار مذاکره‌ی دولت‌محور با طالبان نیستند. دیروز داکتر عبدالله، رییس اجرایی برحال و نامزد انتخابات ریاست جمهوری، گفت که از هر فرصتی باید برای پایان جنگ استفاده شود. منظور او به احتمال زیاد این است که حتا حکومت  در نقش یک گروه هم که شده، در مذاکره با طالبان شرکت کند؛ اما به نظر می‌رسد که دید ارگ متفاوت است. ارگ به این باور است که در مذاکره با گروه طالبان باید دولت طرف اصلی باشد و اگر کسی از احزاب هم در این مذاکره شرکت می‌کند، باید بخشی از هیأت دولت باشد. ارگ تصمیم گرفته است که دولت در مذاکره با گروه طالبان در حد یک گروه تقلیل داده نشود. به نظر می‌رسد که ایالات متحده و دیگر کشورها هم تلاش می‌کنند این خواست به کرسی بنشیند و نماینده‌گان دولت افغانستان با گروه طالبان مذاکره کنند. اما روشن نیست که کشورهای عضو ناتو و اداره‌ی ترمپ تا کی به این موضع پابند می‌مانند. ارگ قبل از این هم به ایالات متحده گفته بود که اگر خواستار خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است،‌ این خروج را در مذاکره با حکومت بخش‌بندی و اجرا کند و اگر خواستار حل سیاسی جنگ است، در آن صورت از طریق اعمال فشار بر حامیان طالبان،‌ حکومت را نیز وارد مذاکره کند. اگر ترمپ صرف به خروج نیروهای امریکایی یا کاهش شدید آن فکر کند،‌ به مذاکره با گروه طالبان و امضای توافق پایان جنگ با آنان نیاز ندارد، ولی اگر برنامه‌ی او حل سیاسی جنگ افغانستان باشد، ‌در آن صورت ناگزیر است که نظرات حکومت را هم لحاظ کند.

یک عده استدلال می‌کنند که حکومت به دلیل میزان کم مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری مشروعیت لازم سیاسی برای مذاکره را ندارد؛ اما این استدلال زیاد محکم نیست. اگر مثلاً اشرف‌ غنی یا یک نامزد دیگر در پایان کار شش لک رای هم بیاورد، بازهم در مقایسه با شیوه‌های سنتی، حکومت او مشروعیت خواهد داشت. شورای حل و عقد، جرگه‌ی سنتی و شورای عالمان دینی در برهه‌های مختلف به زمام‌داران قباله‌ی حکومت کردن داده‌اند و حکومت‌ها هم براساس فیصله‌ی این نهادهای سنتی ادعای مشروعیت کرده‌اند. تمام شرکت‌کننده‌گان شوراهای حل و عقد، عالمان دینی و جرگه‌ها به چند هزار نفر نمی‌رسید. روشن است که رای چند صدهزار نفر در مقابل چند هزار نفر مشروعیت‌آور است. نهادهای امنیتی افغانستان هم ۱۴ سال است که با طالبان می‌جنگند و در میز مذاکره غیر از نماینده‌ی حکومت کس دیگری نمی‌تواند از این نیروها نماینده‌گی کند. برخی از رهبران سیاسی مثل حامد کرزی و حکمتیار حتا نظر مساعد نسبت به نیروهای امنیتی کشور ندارند. ولی با وجود قابل دفاع بودن موضع ارگ، نیاز به یک اجماع سیاسی وجود دارد. ارگ ناگزیر است که با تمام نیروهای سیاسی در مورد موقف خودش مذاکره کند و آنان را به نحوی قانع بسازد. اگر ارگ حداقل بخشی از نیروهای سیاسی را با خودش داشته باشد، در موقف نیرومندتر قرار می‌گیرد. اظهارات دیروز یونس قانونی نشان می‌دهد که حداقل برخی از سیاسیون آماده‌ی گفت‌وگو روی مسایلی مثل مذاکره با طالبان با جانب ارگ هستند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن