اسیر هروی؛ از عشق به نوشتن تا فروش خانه برای چاپ کتاب

محمدحسین نیک‌خواه

بیش‌تر عمرش را صرف پاس‌داری و صیانت از فرهنگ و زبان فارسی و حفظ واژه‌های رایج در هرات کرده است. ۳۲ جلد کتاب در حوزه‌ی فرهنگ، تاریخ و زبان تالیف کرده که شماری از آن‌ها با هزینه‌ی شخصی‌اش چاپ شده‌اند.

اسیر هروی تنها شاعر نیست؛ او یک هرات‌شناس به تمام معنا است. شاید اسیر هروی و معدود افرادی مانند او آخرین نسل کسانی باشند که از واژه‌های رایج در لهجه‌ی هراتی گرفته تا قصه‌های تاریخی از سرزمین شعر و ادب را در سینه‌ی خود جای داده‌اند.

اسیر به دلیل صریح‌الهجه بودن، دوستان و دشمنان زیادی دارد. اما با این تفاوت که من بارها از زبان کسانی که او را دوست ندارند نیز «وصفش» را شنیده‌ام. مردمی که می‌گویند در این آشفته‌بازار فرهنگی و ادبی، اسیر از غنایم روزگار است.

 

فروش خانه برای چاپ کتاب

هزینه‌ی چاپ دوم کتاب «انبنچه‌ی گپ هرات» مشهورترین اثرش را که در حوزه‌ی زبان فارسی با گویش محلی هراتی نوشته، با فروش خانه‌اش فراهم کرده است. پشت میز و روی چوکی دانشگاه ننشسته اما در حوزه‌ی فرهنگ و زبان فارسی دست بالایی دارد و پژوهش‌های زیادی در این سپهر به انجام رسانده است.

انجمن ادبی و دانشکده‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرات، آثار چاپی و کارکردهایش را قابل ستایش می‌دانند و او را غنیمتی به ولایت باستانی هرات می‌خوانند.

اکنون در ۶۴ ساله‌گی، حال و روز خوشی ندارد و شب و روز زنده‌گی را در بالین بیماری سپری می‌کند. غلام‌حیدر اسیر هروی، از کهنه‌کاران زبان و ادبیات در هرات، از یک دهه به این طرف با بیماری «دیابت» یا قند خون دست‌وپنجه نرم می‌کند. بیماری اسیر وضعیت ظاهری او را هم تغییر داده و حتا تُن صدایش با گذشته‌ها متفاوت است.

 او که در حوزه‌ی زبان و ادب حرفی برای گفتن دارد و حریف می‌طلبد، در مبارزه با بیماری دیابت پرچم سفید بالا کرده است. تا حدی که داکتران مجبور شدند برای حفظ سلامتی‌اش، دو انگشت یک پایش را قطع کنند.

به باور او فرهنگیان به دلیل اوضاع نابه‌سامان اقتصادی، با مشکلات مالی دست به گریبان هستند. به عقیده‌ی این نویسنده و شاعر هراتی اگر وضعیت به همین روال دوام کند، ممکن است تا ۱۰۰ سال بعد کم‌تر کسی در هرات برای نگهداشت از زبان فارسی همت کند.

با او برای دیداری چند ساعته از پیش هم‌آهنگ کردم. پس از گذشتن از چند کوچه‌ی خاکی در منطقه‌ی «بکرآباد» از مناطق مرکزی شهر هرات، چشمم به مرد میان‌سالی افتاد که لنگ‌لنگان به استقبالم می‌آمد. سیمایش روزگار دشوار و پردردی که پشت سر گذرانده را معرفی می‌کند. با آن‌که سن و سال زیادی ندارد اما ظاهراً دغدغه‌های زنده‌گی‌ زودتر قامتش را شکسته و برف سفید را بر موهای پر پشتش نشانده است.

راه‌نمایی‌ام کرد. به خانه‌ای نسبتاً قدیمی و کوچک داخل شدم، بر روی فرش نسبتاً کهنه‌ی یکی از اتاق‌های کوچک آن بالینی پهن شده بود.

عصای فلزی و چند خریطه‌ی پلاستیکی پُر از دارو هم کنار بالین جای خوش کرده بود. با چای سیاه، توت خشک و «دشلمه هراتی» نوعی شیرینی مخصوص غرب افغانستان از من پذیرایی کرد.

بیماری توان از کفش برده و با صدایی کم‌رسا و خسته، کتاب داستان زنده‌گی خود را صفحه به صفحه برایم ورق زد و روزگار تلخ و شیرین گذشته‌اش را قصه کرد.

 

فرستادن دنبال نخود سیاه

دوستانش اسیر هروی را آدمی رُک و بی‌باک توصیف می‌کنند. او باری نشریه‌ای به نام «پالون» راه‌اندازی کرده بود. منظور از پالون در لهجه هراتی، همان «پالان» است. علاوه بر این‌که اسیر رُک و بی‌باک حرف می‌زند، گاهی طبع شوخ او نیز گل می‌کند. او نشریه پالان را به هر مقام دولتی‌ای که هدیه می‌داد از سر شوخی برایش می‌گفت: «برایت پالون آوردم.»

 می‌گویند او به حدی پای اعتقادش ایستاده‌گی می‌کند که حاضر است وارد دوئل لفظی با کسانی شود که حرفش را قبول ندارند.  خودش گفت که هشت ماه قبل، هنگامی که استفاده‌ی واژه‌ی «سرک» در عوض خیابان مسأله‌ساز شده بود، با داوود انوری شهردار پیشین هرات جنجال لفظی داشت و پس از آن، وظیفه‌اش در بخش حکومت‌داری شهری را رها کرد.

او ۱۰ سال در این سمت به عنوان کارمند باالمقطع وظیفه اجرا کرده بود اما هنگامی که شهردار قبلی حرفش را مبنی بر ارجحیت واژه‌ی «خیابان» نسبت به «سرک» قبول نکرده بود، ترجیح داد وظیفه را ترک کند.

اسیر ‌هروی اعتقاد دارد که واژه‌ی سرک ریشه فرانسوی-هندی دارد اما واژه‌ی خیابان با سابقه‌ای بیش‌تر از هزار سال، ریشه‌ی فارسی دارد. اما ۸صبح به صورت مستقل نمی‌تواند تایید کند که دلیل اصلی استعفا یا برکناری آقای اسیر استفاده از خیابان به‌جای سرک بوده است.

آن‌گونه که خودش توضیح می‌دهد، داستان به جایی رسید که پس از برکناری داوود انوری، شهردار قبلی هرات، اسیر ‌هروی دوباره درخواست ادامه‌ی کار در سمتش را داد اما با وجود مکتوب والی هرات، نتوانست چوکی‌اش را پس بگیرد.

غلام‌حیدر اسیر ‌هروی، می‌گوید در روز دوم عید رمضان والی هرات به عیادتش آمد و قول چاپ چند جلد کتاب او را داد. افزون بر این، به ادعای آقای اسیر هروی ۲۰۰ هزار افغانی که قرار بود به خاطر خرید دو جلد کتاب دست‌نویس کم‌یاب توسط والی هرات پرداخته شود هم به او داده نشده است.

اسیر ‌هروی باور دارد که والی هرات او را «دنبال نخود سیاه فرستاده است».

در مقابل دفتر والی هرات می‌گوید که وعده‌ی والی هرات پا بر جا است و مبلغ خرید این کتاب‌ها از طرف والی هرات به آقای هروی پرداخت می‌شود. جیلانی فرهاد، سخنگوی دفتر والی هرات می‌گوید که پی‌گیری‌ها برای استخدام مجدد آقای هروی جریان دارد و به زودی وظیفه‌ی جدیدی را اشغال می‌کند.

 

پاس‌داری از فرهنگ و زبان

غلام‌حیدر اسیر ‌هروی تا کنون ۳۲ جلد کتاب در حوزه‌ی فرهنگ و زبان فارسی نوشته و نشر کرده است. می‌گوید که در همین زمینه، ۱۷ جلد کتاب دیگر او آماده چاپ است اما مشکلات مالی مانع بزرگی سر راهش گذاشته است.

داوود منیر، استاد دانشگاه و رییس انجمن ادبی هرات، آثار چاپ شده‌ی آقای اسیر ‌هروی به ویژه کتاب «انبنچه‌ی گپ هرات» را قابل ستایش دانسته و جمع‌آوری واژه‌های هراتی و چاپ کتابی در این مورد را کاری دشوار می‌داند.

سید‌مسعود حسینی، استاد دانشکده‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرات تلاش اسیر ‌هروی را برای پاسداری از فرهنگ و زبان فارسی، قابل قدر می‌داند.

غلام‌حیدر اسیر ‌هروی در شهری زنده‌گی می‌کند که به باور برخی‌ها دو واژه‌ی «فرهنگ و ادب» را با خود یدک می‌کشد اما به باور او در همین شهر هم، ایام به کام اهالی فرهنگ و هنر نیست.

موقع خداحافظی؛ مرا با این شعر با صدای گرفته‌اش وداع گفت:

«فرهنگ هری کرده مرا دوش سرافراز

تا مردمی باشد به هری، هیچ نَمیرم»

Comments are closed.