از گسسته‌گی‌های قومی تا تضعیف مردم‌سالاری

عبدالبصیر مصباح، استاد دانشگاه بغلان

حمله‌ی گروه داعش در مرکز توزیع شناس‌نامه‌های دشت برچی، نخستین اقدام برای قتل غیرنظامیان در کشور نیست. وضعیت سیاسی و تجربه‌ی چندین ساله‌ی امنیتی در کشور نشان می‌دهد که اگر توجه لازم نظامی و دفاعی برای تأمین امنیت شهروندان صورت نگیرد، احتمال وقوع چنین رویدادها در آینده نیز وجود دارد.

در حمله‌ی روز یک‌شنبه دست ‌کم ۳۰ نفر کشته و بیش‌ از ۵۰ غیرنظامی دیگر زخم برداشتند. مقام‌های مهم دولتی گفته‌اند که قربانیان این حوادث غیرنظامی و اغلباً زنان و کودکان بوده‌اند. کاربران شبکه‌های اجتماعی، این رویداد را «تراژیک» و «برنامه‌ریزی‌شده» عنوان کرده‌اند. برخی مقام‌های دولتی این حادثه را ضد مردم‌سالاری و ارزش‌های جامعه‌ی افغانی به ‌شمار آورده‌اند. شاه‌حسین مرتضوی در حساب فیس‌بوکش نوشته است: «تروریستان با جنایت‌های خود صرفاً نفرت خلق کرده و دشمنی خویش را با مردم و پیشرفت کشور به نمایش می‌گذارند.»

رییس شورای عالی صلح نیز با اهدای خون به قربانیان این رویداد تروریستی گفت: «این حمله برای جلوگیری از مشارکت یک بخش خاص جامعه در انتخابات صورت گرفته است.»

این رویداد از ابعاد متفاوت قابل تحلیل است. وقوع آن در جریان ثبت نام پروسه‌ی انتخابات آن ‌هم در شلوغ‌ترین منطقه‌ی شهر کابل، یک زوایه‌ی مسأله را تشکیل می‌دهد. مبحث جدی دیگر در این باره، رشد و نفوذ روزافزون گروه داعش در این کشور به ‌شمار می‌آید. وقوع این حمله در نزدیکی یک مرکز آموزشی و قتل غیرنظامیان، به ‌ویژه کودکان دانش‌آموز از جنبه‌های پرسش‌برانگیز دیگری است که باید موشگافانه آن ‌را مورد بررسی قرار داد. 

در کنار توجه بعد تاریخی و تکرار آن توسط این گروه، تمرکز بر بُعد مکانی حوادث انتحاری که چندین بار در قلعه‌ی ناظر دشت برچی و حومه‌ی آن روی داده است، زاویه‌ی دیگری است که اهمیت آن را دو چندان می‌کند.

آن‌چه در این نوشتار بیشتر پرداخته می‌شود، توجه استراتژیک عاملان حملات انتحاری در روزهای ثبت‌ نام برای اشتراک در پروسه‌ی انتخابات و قربانی گرفتن یک طیف خاص از جامعه است. با این تحلیل، در کنار عوامل مهم دیگر، توجه به بعد سیاسی، ایدیولوژیک و قوم‌مدارانه‌ی این رویداد، برجسته‌تر و جدی‌تر از سایر زوایای آن به ‌نظر می‌آید. با توجه به کانتکست این حمله که در شرایط حساس سیاسی و در میان قشر خاصی از شهروندان رخ داده است، نشان می‌دهد که این رخ‌داد، برنامه‌‌‎ریزی شده و در راستای اهداف ویژه سیاسی و ایدیولوژیک انجام شده است.

انفجار در جریان توزیع شناس‌نامه‌ها برای ثبت نام در روند انتخابات رخ داد. شناس‌نامه‌های شهروندان با خون آنان تر شد و جمیعت نیمه‌جان پراکنده شدند. از لحاظ ارتباط‌شناسی، پیام این انفجار، منع حضور مردم از مشارکت در پروسه‌ی سیاسی و شهروندی برای تعیین سرنوشت ملی‌شان است؛ چرا که انتخابات به ‌عنوان نماد مردم‌سالاری می‌تواند زمینه‌ی حضور روحیه‌ی افراطی در قدرت را کاهش دهد.

بی‌تردید هر گونه عملی که انتخابات را با چالش روبه‌رو و روند برگزاری آن‌ را بطی سازد، ناشی از تفکرات عقب‌گرایانه‌ای است که به ‌جای ارزش‌های شهروندی و برابری انسانی در تعیین سرنوشت سیاسی، به ‌دنبال تک‌روی، انحصارطلبی و مختل‌کردن نظم عمومی است. با این ‌تحلیل می‌توان نتیجه گرفت که یکی از اهداف این انفجار، کاهش حضور جمعی برای تضعیف مردم‌سالاری، آسیب‌زنی به حاکمیت قانون و افزایش بی‌بندوباری‌ها و نابرابری‌های سیاسی و اقتصادی در جامعه‌ی رو به ‌توسعه‌ی افغانستان به ‌شمار می‌رود.

زوایه‌ی پنهان دیگر این حادثه، نشانه‌گرفتن و آسیب‌‌زدن به بخش خاصی از ملت افغانستان است. این رویداد قوم‌‌مدارانه و ایدیولوژیک بود. به ‌نظر می‌رسد عاملانی که در پشت پرده‌ی این حادثه قرار دارند، به ‌دنبال ایجاد مرزهای عمیق قومی و مذهبی میان شهروندان افغانستان هستند. با این نفاق‎‌پراکنی در صدد ایجاد شکاف‌های عمیق و سنت‌گرایانه‌ای هستند که بی‌تردید دورنمای خشن و جنگ‌آوری خواهد داشت. این پروسه‌ها گسسته‌گی‌های مردمی را به ‌میان می‌آورد و زمینه برای تحکیم دموکراسی، توسعه‌ی پایدار و هم‌دلی را از ریشه می‌خشکاند.

با این تحلیل می‌توان گفت مردم افغانستان در شرایط حساسی هستند. دموکراسی نوپای این کشور  نیاز به تقویت و حمایت بیشتر دارد. این حمایت فقط از راه هم‌گرایی و حرکت‌های هوشیارانه‌ی مردم و توجه خاص دولت به کاهش منابع خشونت‌آور بر می‌گردد. حکومت وحدت ملی باید در راستای تقویت هم‌دلی، تضعیف منابع تروریستی و نفاق‌افگن از راه کسب اطلاعات دقیق از اهداف و برنامه‌های آنان باید در این عرصه قدم جدی عملی بردارد، چرا که نشر اعلامیه‌های مطبوعاتی نمی‌توانند هیچ دردی را درمان کنند و مرحمی بر روی زخم عمیق مردم افغانستان باشد.

Comments are closed.