سربازان خارجی را می‌توان پس از اول ماه می حفظ کرد

خلیل اسیر

آیا توافق‌نامه دوحه می‌تواند برای ادامه حضور نیروهای امریکایی و ناتو پس از اول ماه می در افغانستان مبنا واقع شود؟ در این مطلب سعی می‌شود به این پرسش پاسخ داده شود.

توافق‌نامه دوحه آن‌گونه که در مقدمه آن گفته شده است، دارای چهار بخش باهم وابسته است. بخش‌های اول و دوم این توافق‌نامه به تعهدات متقابل دولت امریکا و گروه طالبان اختصاص یافته است. بخش‌های سوم و چهارم آن مربوط به قضیه صلح افغانستان است. وابسته‌گی این چهار بخش با یک‌دیگر و روابط بین آن‌ها بسیار عمیق و درهم تنیده است. اگر بخشی از این توافق‌نامه، بنا بر هر دلیلی، اجرا نشود، روند اجرای سه بخش دیگر آن نیز آسیب می‌بیند.

مدت اعتبار توافق‌نامه دولت امریکا و گروه طالبان از زمان امضای آن در دهم حوت ۱۳۹۸ تا روی کار آمدن «حکومت اسلامی» پس از توافق صلح در افغانستان تعیین شده است. این حکومت باید از دل مذاکرات بین‌الافغانی به میان آید. توافق‌نامه دولت امریکا و گروه طالبان به دنبال روی کار آمدن «حکومت اسلامی» در افغانستان از اعتبار ساقط می‌شود. پس از آن، دولت‌های افغانستان و امریکا، در صورت نیاز، می‌توانند اساسات تازه‌ای را برای تنظیم روابط دو کشور تعریف کنند.

بخش‌های اول، دوم و سوم توافق‌نامه امریکا و طالبان از زمان انعقاد تاکنون قسماً اجرا شده است. به طور مثال؛ حملات طالبان بر پایگاه‌های نظامی امریکا و ناتو متوقف شده است. در مقابل، امریکایی‌ها شمار سربازان‌شان در افغانستان را به دوونیم هزار نفر کاهش داده‌اند. هم‌چنان پنج‌ونیم هزار زندانی طالبان از بند دولت رها شده‌اند. به دنبال آن، مذاکرات بین دولت افغانستان و گروه طالبان نیز با میزبانی قطر در ۲۲ سنبله ۱۳۹۹ آغاز شد. این مذاکرات اما پیش از ورود به بخش چهارم توافق‌نامه دوحه دچار بن‌بست شد. این بخش شامل توافق روی آتش‌بس جامع، نقشه راه آینده و نظام سیاسی پساتوافق صلح می‌شود.

طبق توافق‌نامه دوحه، روند خروج سربازان بین‌المللی از افغانستان در اول ماه می باید تکمیل شود. تا این تاریخ، حدود دو هفته زمان باقی مانده است. امریکایی‌ها می‌گویند که دشوار است بتوانند در این بازه زمانی کل نیروهای خود از افغانستان را بیرون بکشند. طبق استدلال آن‌ها، این کار اولاً، از نگاه فنی امکان‌پذیر نیست و دوماً، شرایط افغانستان برای خروج مناسب نیست. اما واکنش طالبان به این اظهارات هشدارآمیز است. این گروه می‌گوید که اگر نیروهای خارجی تا اول ماه می افغانستان را به صورت کامل ترک نکنند، حملات خود در برابر آن‌ها را از سر خواهد گرفت.

تصمیم قطعی امریکا درباره برنامه خروج کامل تا هنوز اعلام نشده است. این برنامه فعلاً در بین دو وضعیت (تردید امریکا و هشدار طالبان) معلق است. احتمالاً گفت‌وگوهای پشت پرده در این باره انجام شده است. نتایج گفت‌وگوها اما عمومی نشده است. گمان غالب آن است که نیروهای خارجی ماندنی هستند و ماموریت آن‌ها احتمالاً تمدید خواهد شد.

فرضیه تغییر ماموریت نیروهای خارجی پس از ماه می نیز مطرح شده است. طبق این فرضیه، ماموریت کنونی نیروهای خارجی پس از اول ماه می به ماموریت صلح‌بانی تغییر خواهد کرد. سازمان ملل متحد عملیات حفظ صلح این نیروها را بر دوش خواهد داشت.

در چنین وضعیت آمیخته با ابهام بسیار مهم است که پرسید: آیا توافق‌نامه دوحه می‌تواند برای ادامه حضور نیروهای امریکایی و ناتو پس از اول ماه می در افغانستان مبنا واقع شود؟ پاسخ به این پرسش مثبت است. توافق‌نامه دوحه، چهار هدف مشخص را دنبال می‌کند:

یک- منافع و امنیت ملی امریکا

پایان دادن به تهدیدات علیه منافع و امنیت ملی امریکا و متحدان بین‌المللی این کشور از خاک افغانستان، نخستین هدف توافق‌نامه دوحه است. امریکا برای رسیدن به این هدف از گروه طالبان خواسته است که روابط خود با القاعده و داعش را قطع کند. هم‌چنان برای تروریستانی که قصد حمله به منافع و امنیت ملی امریکا را دارند، پناه ندهد و از آن‌ها حمایت نکند.

بیش از سیزده ماه از زمان امضای توافق‌نامه دوحه سپری شده است. تا هنوز گزارش قابل اعتماد از قطع رابطه طالبان با القاعده و داعش منتشر نشده است. گروه طالبان که پیش از آن دشمن امریکایی‌ها بود، در این مدت دست از حمله علیه آن‌ها گرفته است. نیروهای خارجی در مواردی برای حمایت از نیروهای افغان، مواضع طالبان را بمباران کرده‌اند. با این وصف، جنگ اصلی در این مدت تنها بین گروه طالبان و دولت افغانستان بوده است. از این‌رو، امریکایی‌ها هنوز باور نکرده‌اند که گروه طالبان دیگر تهدیدی برای این کشور و متحدان آن نیست.

دو- خروج نیروهای بین‌المللی

دومین هدف توافق‌نامه دوحه، خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان است. این هدف قسماً برآورده شده است. امریکایی‌ها هنوز تصمیم قطعی برای تحقق کامل این هدف ندارند. شرح این نکته در بالا رفته است.

سه- مذاکرات بین‌الافغانی و نقشه سیاسی آینده

شروع مذاکرات بین‌الافغانی و تعیین نقشه راه سیاسی آینده افغانستان، سومین هدف توافق‌نامه دوحه است. مذاکرات بین‌الافغانی چنان‌که در بالا اشاره شد، شش ماه پس از امضای توافق‌نامه دوحه آغاز شد. این مذاکرات پس از گرم و سرد شدن بسیار، فعلاً در آستانه یک مرحله حساس رسیده است. نشست تاریخی استانبول متمم نشست بین‌الافغانی دوحه گفته شده است. در صورت برگزاری موفقانه این نشست، دست‌کم روی نقشه راه سیاسی آینده افغانستان توافق خواهد شد. تا این دم، این نقشه کشیده نشده است.

چهار- آتش‌بس و نظام جدید

چهارمین هدف توافق‌نامه دوحه، پایان دادن به جنگ افغانستان، برقراری آتش‌بس و استقرار نظم سیاسی جدید در این کشور است. به دلیل آن‌که تا هنوز سایر اهداف این توافق‌نامه حاصل نشده است، اهداف چهارمی توافق‌نامه دوحه کماکان دور از دسترس است. احتمالاً در نشست استانبول راه برای دست‌یافتن به این اهداف گشوده خواهد شد. البته با توجه به پیچیده‌گی قضیه جنگ و صلح افغانستان، نباید نسبت به این اتفاق خیلی زیاد خوش‌بین بود.

طبق آن‌چه در توافق‌نامه دوحه آمده است، این چهار هدف با یک‌دیگر وابسته‌گی تنگاتنگ دارد. لازمه خروج، تحقق سه هدف دیگر است. یا توافق روی نظام جدید مستلزم خروج است. غیرممکن است که خروج انجام شود؛ اما نظام جدید مستقر نشود. یا برعکس، نظام جدید مستقر شود؛ اما خروج انجام نشود. تابع همین وابسته‌گی متقابل بین این اهداف چهارگانه است که تصمیم امریکا برای خروج در اول ماه می قطعی نشده است. بنابراین، اگر سربازان امریکایی و ناتو نتوانند در اول ماه می از افغانستان به صورت کامل بیرون شوند، ملامت نخواهند بود.

گروه طالبان باید بداند که جهان طرفدار خروج مسوولانه نیروهای بین‌المللی از افغانستان است. هم‌چنان منافع و امنیت ملی امریکا ایجاب می‌کند که این خروج باید مسوولانه انجام شود. نفع افغان‌ها نیز در خروج مسوولانه این نیروها نهفته است. خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان اما زمانی مسوولانه است که سه هدف دیگر توافق‌نامه دوحه نیز به صورت کامل تحقق یافته باشد. در غیر این صورت، خروج این نیروها غیرمسوولانه و عامل سقوط افغانستان در یک جنگ داخلی دیگر خواهد بود.

تعهدات بین دولت امریکا و گروه طالبان در توافق‌نامه دوحه، دوجانبه است. روابط طالبان با القاعده و داعش تا هنوز در مرحله تردید است و گمان غالب آن است که این رابطه تا هنوز قطع نشده است. این گروه از جانب دیگر تا هنوز وارد مذاکرات معنادار با دولت افغانستان نشده و مذاکرات دوحه را با روش «مذاکره در سایه» دنبال کرده است. هم‌چنان توافق روی آتش‌بس و نظام آینده که مهم‌ترین بخش تعهدات طالبان است، تا هنوز حاصل نشده است. بنابراین، هشدار گروه طالبان برای حمله به نیروهای خارجی پس از اول ماه می خلاف توافق‌نامه دوحه و تعهدات این گروه به جانب امریکا است. اگر این هشدار عملی شود، تاوان اصلی آن به گروه طالبان بازمی‌گردد و بزرگ‌ترین تاوان آن ممکن است لغو توافق‌نامه دوحه باشد.

دکمه بازگشت به بالا