دانشگاه بـغلان را دریابید

مؤسسه‌ی تحصیلات عالی بغلان در سال ۱۳۹۰ به دانشگاه بغلان ارتقا کرد. این دانشگاه در آن زمان دو دانشکده داشت و امروز دارای هفت دانشکده، ۱۵۰ استاد و ۴۲۰۰ دانش‌جو است.

 دانشگاه بغلان شاید از معدود دانشگاه‌های کشور باشد که در سه بخش دور از هم به فاصله‌های ده و بیست کیلومتری فعالیت دارد. دانشکده‌ی کشاورزی در ۳۰ کیلومتری شرق شهر پلخمری در ساحه‌ی «پوزه‌ی ایشان» در ساختمانی که سال‌های اخیر برای این دانشکده ساخته شده، جا افتاده است. دانشکده‌های اقتصاد،‌ ادبیات،‌ انجنیری و ژورنالیسم در ۲۰ کیلومتری شرق شهر در ساحه‌ی «حسین‌خیل» قرار داشته و ریاست دانشگاه و بخش‌های اداری آن و نیز دانشکده‌های شرعیات و تعلیم ‌و ‌تربیه در مرکز شهر پلخمری در ساختمانی به ‌نام «کلوپ نساجی» فعالیت دارد. در دو بخش بیرون‌شهری این دانشگاه، بزرگترین چالش استادان و دانش‌جویان، نبود امنیت است. آرامش در آن‌جاها همیشه شکننده است. دانش‌جویان در گفت‌وگو با ۸صبح، سخنان جالبی برای گفتن داشتند. عبدالله، دانشجوی صنف چهارم انجنیری ساختمانی دانشگاه بغلان گفت: «گاهی چنین پیش آمده که ما در صنف بوده‌ایم و استاد هم در حال تدریس،‌ ناگهان صدای گلوله‌باری چنان از چهار طرف شدت گرفته که احساس کرده‌ایم در دل یک منطقه‌ی‌ جنگی قرار داریم و ناچار به ‌هر طرف فرار کرده‌ایم.» در چنین مکان دور از ‌شهر که ناامنی و خطر سایه افکنده است، برای دانش‌جویان و استادان،‌ به ویژه دختران دانش‌جو حتا نفس کشیدن سخت می‌شود، چه رسد به‌ آموختن و تدریس. گاهی از اثر ناامنی ماه‌ها کسی جرأت آمدن به دانشگاه را نداشته است و مسئولین نیز ناچار بوده‌اند که دانشکده‌های ساحه‌ی ناامن را تعطیل کنند. دانش‌جویان در این مورد می‌گویند که در یکی از سمسترها، نزدیک به دو ‌ماه را نتوانسته‌ایم به صنف حاضر شویم و در اخیر هم با اعلان زمان امتحان، رفته‌‌ در امتحان نشسته‌ایم. تعطیلی اجباری دو سه روز و یک هفته که یک اتفاق معمول شده است.

به گفته‌ی این دانشجویان، باری راکتی به دیوار دانشکده‌ی خبرنگاری این دانشگاه برخورد کرد و خبرساز شد.

شماری از استادان دانشگاه بغلان نیز در گفت‌وگو با ۸‌صبح از ناامن‌ بودن شاخه‌های بیرون‌شهری دانشگاه بغلان نگران اند و از این که بسا اوقات با ترس‌و‌لرز به سوی دانشگاه می‌روند حکایت دارند.

عبدالواحد لیاقت، سرپرست ریاست دانشگاه بغلان در مورد مشکلات امنیتی این دانشگاه می‌گوید: «زمانی که اوضاع امنیتی ولایت بغلان بحرانی باشد، به یقین که بر دانشگاه نیز تأثیر منفی دارد، اما به صورت خاص تا هنوز در دانشگاه بغلان تلفات جانی از استادان، دانش‌جویان یا مسئولین نداشته‌ایم. از ساحات ناامن بزرگان قومی بارها آمده و وعده سپرده‌اند که در حفظ امنیت دانشگاه همکاری و تلاش می‌کنند.»

اجمل حزیم، دانش‌آموخته‌ی شرعیات دانشگاه بغلان که این روزها به صورت غیررسمی در این دانشکده‌ی  تدریس هم می‌کند، می‌گوید: «دولت باید جای امن و مناسبی را برای جابه‌جایی تمام دانشکده‌های دانشگاه بغلان در داخل شهر پلخمری در نظر بگیرد.» در پاسخ به پرسشی که در مورد انتقال دو شاخه‌ی دانشگاه بغلان به مکان امن در پلخمری با دانش‌جویان و استادان مطرح کردم، بیشترشان خواهان تحقق این خواست بوده‌اند و برخی دیگر اعمار ساختمان‌های دانشگاه را در آن دو ساحه برخاسته از سیاست‌های قومی دولت مرکزی می‌دانستند، اما یکی از استادان دانشکده‌ی اقتصاد دیدگاه متفاوتی داشت. او گفت: «موجودیت چند دانشکده‌ی دانشگاه بغلان در حسین خیل و دانشکده‌ی کشاورزی در پوزه‌ی ایشان، یک کار خوب است؛ زیرا این امر در مثبت‌سازی ذهنیت باشنده‌گان آن دو ساحه‌ی دورافتاده، در مورد ارزش‌دهی به دانش و دانشگاه خیلی مؤثر است و باعث می‌شود مردم آن‌جاها با روحیه‌ی علم‌پروری و اندیشه‌های تمدن‌پسندی بیشتر آشنا شوند و شاهد پیش‌رفت چندجانبه‌ی آن ساحات باشیم، پس بهتر است دولت تمام تلاش خود را در امن‌سازی آن مناطق به خرچ دهد.»

پس از ناامنی، مشکلی که هیچ یک از دانش‌جویان در جریان تهیه‌ی این گزارش یادآوری آن را فراموش نکردند، کمبود استادان و نبود استادان ماستر و داکتر به قدر کافی بود. این امر تنها دانش‌جویان نه که مسئولین و استادان حاضر در دانشگاه بغلان را نیز به شکایت واداشته است. یک استاد می‌گوید: «کمبودی استادان باعث شده که وادار شویم در یک هفته بیست و سه کریدت درسی تدریس کنیم، در حالی که معیار هشت کریدت است تا در کنار تدریس وقت کافی به مطالعه و آماده‌گی خودی و نیز حل مشکلات درسی دانش‌جویان داشته باشیم، ولی این‌جا تراکم کریدت‌های درسی باعث شده کیفیت تدریس به بحران کشیده شود». «استادان ما فقط شش ماه بیشتر از ما در این دانشگاه درس خوانده‌اند.» این سخن یک دانش‌جوی دانشگاه بغلان است که مانند دیگر هم‌قطارانش از نبود استادان دارای تحصیلات عالی بالاتر از لیسانس شکایت داشت. جاوید زمانی، کمتر از چهار ماه پیش، از دیپارتمنت استخراج معادن دانشکده‌ی انجنیری فارغ شده است. او در این مورد چنین می‌گوید: «بیشر استادان دیپارتمنت‌های سیول و استخراج معادن، دانش‌جویان برحال همین دیپارتمنت‌ها استند». گفته می‌شود که در دیپارتمنت استخراج معادن فقط دو استاد و در دیپارتمنت ساختمانی چهار استاد رسمی حضور دارد. ریاست دانشگاه بغلان کمبودی استادان را تا این میزان نمی‌پذیرد و می‌گوید که از ۱۵۰ استاد رسمی دانشگاه بغلان، ۴۵ تن آنان به بورسیه‌های تحصیلی ماستری و دکتورا به بیرون از کشور رفته‌اند و ما در برابر هر یک از آنان،‌ با استاد دیگری به اساس حق‌الزحمه قرارداد بسته‌ایم و نیز در نزدیک به ده بست از بست‌های کادری، بر اساس رقابت آزاد، استادان جدید استخدام کرده‌ایم و به زودی هشت بست دیگر نیز به اعلان خواهد رفت.

به نظر می‌رسد که برخوردهای تعصب‌محور و انحصارطلبی‌های تباری و سمتی از مصیبت‌های دیگری است که سیمای دانشگاه بغلان را لکه‌دار ساخته است. در این دانشگاه به سختی می‌توان کسی را پیدا کرد که موجودیت این پدیده را انکار کند. دانش‌جویی که نخواست نامی از او گرفته شود، ادعا می کند: «من دو سال پیش از دانشگاه بدخشان به دانشگاه بغلان تبدیلی گرفتم و حالا سخت از این کارم پشیمانم. متأسفانه در این‌جا فقط تاجیک تاجیک را به رسمیت می‌شناسد و پشتون پشتون و هزاره هزاره را، حتا دانش‌جویان قربانی تعصبات اهالی یک ولسوالی با ولسوالی دیگر می‌شوند و در چنین یک وضعی استعداد و شایسته‌گی ارزشی ندارد.» محمدممتاز یعقوبی، دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی خبرنگاری در این مورد گفت: «موجودیت تبعیض نژادی و سمتی را نمی‌توان در این‌‌جا و دانشگاه‌های ولایت‌های دیگر انکار کرد، اما این امر نسبی است و هستند استادانی که پابند بایدها و نبایدهای این‌ چنینی نیستند و اصل شایسته‌سالاری را در نظر می‌گیرند.» یک دانش‌جوی صنف چهارم در گفت‌وگو با ۸صبح ادعا کرد که استادی در مسنجر برایم پیام گذاشت که اگر تخلصم را که برگرفته از نام تبارم بود، تغییر ندهم، ناکامم می‌کند. چنین فضایی روابط میان استادان و نیز استادان با مسئولین را به گونه‌ی‌ جدی زیر شعاع قرار داده است؛ به‌ گونه‌ی مثال استادان حاضر نیستند در یکی از دانشکده‌ها آمرین دیپارتمنت‌شان را به رسمیت بشناسند. بارها در صنف درسی بیشر از درس به بحث در مورد این زد و بندها پرداخته شده است. آقای شجاع‌الدین رحمانی،‌ رییس دانشکده‌ی شرعیات، در کنار این که تعصب و تبعیض را مردود و زشت خواند، گفت در داخل دانشگاه چنین چیزهایی به ‌صورت خیلی ملموس و علنی موجود نیست، مگر در حد سلیقه‌های شخصی کسانی. او بیشتر این مسایل را برخاسته از مداخلات سیاسیون، وکیلان و زورمندان و تقسیمات تبارمحور کرسی‌های آن دانشگاه از سوی وزارت تحصیلات عالی دانست. سرپرست ریاست دانشگاه بغلان اما موجودیت تعصب و رفتار تبعیض‌آمیز با دانش‌جویان را رد می‌کند و می‌گوید: «از زمانی که عهده‌دار این کرسی شده‌ام، چنین چیزی به چشم نمی‌خورد، و رفتار استادان با محصلین اکادمیک است.»

یکی از چالش‌های دیگری که دانشگاه بغلان را در چنگال گرفته، نبود امکانات و وسایل لازمی است. شکایت در این مورد به حدی بود که این گزارش گنجایش همه‌ی آن‌ها را ندارد. آقای یعقوبی،‌ دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی خبرنگاری ادعا می‌کند: «در چهار سال دوره‌ی لیسانس برای یک روز هم کار عملی با وسایل و تجهیزات خبرنگاری نداشته‌اند که این بیشتر از استادان،‌ بر می‌گردد به مقامات بالا و وزارت تحصیلات عالی.» سه تن از دانش‌جویان دانشکده‌ی انجنیری ادعا کردند که پروجکتورها و بعض وسایل لابراتواری دانشکده را با پول شخصی‌شان خریده‌اند. این دانشجویان می‌گویند: «نبود لابراتوار در باعث شده که استادان از ما بخواهند برای شناسایی بهتر، الماس مصنوعی خریداری کنیم که حتا گران قیمت‌تر از طلا است.» نبود کتاب‌خانه‌های معیاری یکی از مشکلات بزرگ دیگری است که همواره باعث بلند شدن شکایت دانش‌جویان و استادان شده است. در حال حاضر در آن دانشگاه،‌ دانشکده‌های کشاورزی، ادبیات، اقتصاد کتاب‌خانه‌هایی دارند که نمی‌تواند برای حل مشکلات دانش‌جویان کافی باشند. رای‌زنی فرهنگی ایران هم یک کتاب‌خانه ساخته است و نیز یک کتاب‌خانه‌ی عمومی موجود است که در آن کتاب‌های تازه و به اندازه‌ی کافی دیده نمی‌شود. یگانه دانشکده‌ای که توانسته پس از تلاش‌های زیاد، یک کتاب‌خانه‌ی‌ رضایت‌بخش به کمک مؤسسه‌ی GIZ بسازد، دانشکده‌ی شرعیات است.

هنوز هم در دانشگاه بغلان دانش‌جویان بسیاری زیر خیمه‌ها و یا در اتاق‌هایی درس می‌خوانند که بیشتر به اتاق‌های زندان می‌ماند تا صنف دانشگاهی. خوابگاهی که برای دانش‌جویان پسر در «حسین‌خیل» اعمار شده است بنا بر کمبود صنف‌های درسی برای تدریس به کار می‌رود. ریاست دانشگاه می‌گوید که بار بار از وزارت تحصیلات عالی کشور خواهان غنامندسازی کتاب‌خانه‌های حاضر و ایجاد کتاب‌خانه‌ی مستقل برای هر دانشکده شده‌ایم، اما تا هنوز نتیجه نداده است. وزارت تحصیلات عالی وعده داده است که امسال تعمیر درسی دیگری در ساحه‌ی حسین‌خیل ساخته خواهد شد‌ که دانشکده‌های شرعیات و تعلیم و تربیه و بخش‌های اداری دانشگاه، در آن جابه‌جا خواهد شد‌. نبود آب آشامیدنی کافی، ساحه‌ی سبز و ترانسپورت منظم برای دو ساحه‌ی‌ بیرون‌شهری دانشگاه از دیگر مشکلات این دانشگاه است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن