ترس از اقلیت‌سازی، ترس از حذف

محمدعلی مرادی

افغانستان کشور اقلیت‌های قومی است. مطابق به قانون اساسی و دیگر قوانین نافذ در کشور، همه شهروندان از حقوق مساوی برخوردار اند. در ماده ۲۲ قانون اساسی به صراحت آمده که «هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است». اما متأسفانه این قوانین نتوانسته، دلهره و نگرانی را از مردم بزداید. اخیراً اداره ملی احصاییه فهرست ۵۴ قبیله را به جمع اقوام چهارده‌گانه قبلی افزوده است. هرچند نام‌های این اقوام خیالی و دور از واقعیت نیست، اما گفته می‌شود که این قبایل زیرمجموعه اقوام قبلی‌اند و اگر این هویت‌ها در تذکره‌های آن‌ها ذکر شوند، نسبت آن‌ها به قومیت اصلی‌شان از بین می‌رود و صرفاً به یک قبیله کوچک مربوط می‌شوند که این باعث دو نوع ترس می‌گردد:

ترس اول- حذف از کلیت، حذف از مشارکت در قدرت و سیاست: متأسفانه همه رتبه‌های بلند حکومتی و اکثر استخدام‌ها و ارتقای ماموران دولتی براساس تقسیم‌بندی قومی صورت می‌گیرد. گذشته از آن، در معاملات اقتصادی و سیاسی مسأله قومی مهم و حیاتی پنداشته می‌شود. بنابراین، افرادی می‌توانند صاحب بهترین شغل و بهترین جایگاه سیاسی شوند که به یک قوم بزرگ تعلق داشته باشند. برعکس، افرادی که مربوط قوم و قبیله کم‌جمعیت هستند، نه تنها نمی‌توانند به مقام بلند حکومتی برسند، بلکه به سختی صاحب یک شغل دولتی شده می‌توانند. متأسفانه در تاریخ کشور مثال‌های زیادی از این نوع حذف شدن‌ها داریم. تازه‌ترین مورد آن هندوها و سیک‌ها هستند که به گونه چشم‌گیری از این کشور مهاجرت کردند و مهم‌تر از آن در عمل می‌بینیم که در رتبه‌های بلند حکومتی مانند وزارت‌خانه‌ها، ادارات مستقل و محاکم افرادی از اقلیت‌های قومی جابه‌جا نشده‌اند و این تقسیمات اکثراً براساس معلاملات سیاسی میان اقوام بزرگ است.

ترس دوم- تقسیم یک قوم بزرگ به قبایل کوچک به معنای حذف آن قوم از سیاست‌های کلی و تصاحب جایگاه سیاسی، شغلی و اقتصادی آن است. وقتی یک قوم بزرگ به قبایل کوچک تقسیم می‌شود، دیگر ادعای گسترده بودن از این قوم سلب می‌شود و در عوض چند قبیله کوچک به وجود می‌آیند که از نظر منطق سیاسی امروزی توانایی اشغال چوکی‌های بلند حکومتی را ندارند. از طرفی، اگر این امر تطبیق شود اقوام به خودی خود حس وابسته‌گی نسبت به قوم بزرگ‌تر در کشور را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند برای منافع مشترک متحدانه عمل کنند.

سوالی اساسی که از این طرح ایجاد می‌شود، این است که چرا نام یک عده از قبایل افغانستان در این طرح آمده و از عده دیگر نیامده؟ به صورت مشخص، چرا اقوام تاجیک، هزاره، اوزبیک، ترکمن و غیره به بخش‌های کوچک تقسیم شده‌اند، اما قبایلی که در زیرمجموعه قوم پشتون می‌آیند‌ در این فهرست نیامده‌اند؟ آیا دست‌اندرکاران این طرح عملاً خواسته تا اقوام دیگر را پارچه پارچه نمایند و صرف یک قوم قدرتمند را به عنوان حاکم این سرزمین معرفی کنند؟

با مطالعه این فهرست به درستی فهمیده می‌شود، آن عده مردمانی که به زبان پشتو تکلم می‌کنند همه تحت نام «پشتون» آمده‌اند. در حالی که کلمه پشتون هم‌زمان با این‌که نشان‌دهنده هویت یک قوم است، زبان و گویش را نیز نشان می‌دهد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که عده زیادی از اقوام به نسبت هم‌نشینی با پشتوزبانان پشتو تکلم می‌کنند. کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر، نوشته میر محمد صدیق فرهنگ پشتون‌ها را مرکب از پنج بخش می‌داند: ۱) ملاکان، ۲) روحانیون، ۳) رعیت، ۴) همسایه‌گان و ۵) غلامان. در این تقسیم‌بندی، همسایه‌گان شامل کسانی‌اند که از جاهای دیگر آمدند و حتا کسانی هستند که قبل از پشتوزبانان در این محلات زنده‌گی نموده‌اند. مطابق این سند، همسایه‌گان شامل سواتی‌ها، دیگانان، هندی‌ها، کشمیری‌ها و… می‌شدند. علاوه بر این‌ها، می‌بینیم که قوم محترم پشتون به بخش‌های مختلف مهمند، یوسف‌زایی، سدوزایی، محمدزایی، غلجایی و… تقسیم شده که هیچ یکی از این قبایل در فهرست اداره ملی احصاییه گنجانیده نشده است.

برعکس، مطابق این فهرست اقوام دیگر و گوینده‌گان گویش‌های فارسی، اوزبیکی، ترکمنی و… به بخش‌های گوناگون تقسیم شده‌اند. اگر اداره محترم احصاییه خواهان درج اقوام کوچک و بزرگ در دیتابیس این اداره است، به آسانی دو راه حل دیگر داشت:

اول- ایجاد زیرمجموعه برای اقوام بزرگ‌تر: با ایجاد یک گزینه قابل تغییر در زیرمجموعه اقوام بزرگ‌تر نسبت مردم به قوم و قبیله خرد و بزرگ مشخص می‌شد. در این صورت، حذف هیچ قومیتی رخ نمی‌داد و زمینه شناخت مردم به صورت درست فراهم می‌شد.

دوم- به جای علاوه نمودن فهرست بزرگی از قبایل کوچک، یک گزینه خالی ایجاد می‌کرد تا در صورت تمایل افراد، خود می‌توانستند مطابق خواسته‌های‌شان اسم قوم‌شان را ذکر کنند. با این دو روش، مردم از ذکر قوم و قبیله خود در شناس‌نامه مطمئن می‌شدند و مجبور نبودند به صورت اجباری به نسبت مربوط شدن به یک قوم از بدنه قوم و قبیله دیگر جدا شوند.

دکمه بازگشت به بالا