عوامل تهدیدکننده پروسه‌ی صلح

رامش نوری، استاد دانشگاه

مقدمه

اعلام آتش‌بس سه روزه در ایام عید قربان از سوی گروه طالبان، گمانه‌زنی‌های رسیدن مردم افغانستان به صلح را بیش‌تر می‌سازد. باید تذکر داد که صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه این واژه، مفهوم وسیع‌تر آن را در بر دارد که شامل امنیت در موضوعات رفاه اجتماعی، اقتصادی و به رسمیت شناختن برابری و انصاف در روابط سیاسی نیز می‌گردد. با درک این، مفهوم وسیعی از صلح به ویژه در افغانستان درگیر جنگ، که سال‌ها است با این واژه بیگانه است و آرزوی رسیدن به آن را دارد، عواملی هم‌چنان وجود دارد که می‌تواند تهدیدگر پروسه‌ی صلح افغانستان باشد که لازم است به گونه‌ی در پاین به آن بپردازیم و این مسایل طبیعتاً می‌تواند اشتراک‌کننده‌گان این پروسه را کمک کند تا مردم افغانستان را به آرزوی دیرینه‌ی‌شان یا همان «صلح» برسانند.

الف) عوامل فرهنگی

۱. برداشت‌های غلط از دین و جزم‌اندیشی

منظورم از جزم‌اندیشی در این نوشته، این است که فردی بخواهد برداشت‌های خودش را از دین، مساوی با خود دین بداند و اگر فردی مخالف و خلاف وی عقیده داشت و فکر کرد و یا برداشت دیگری از دین داشت، او را کافر گفته و واجب‌القتل بداند. این مسأله می‌تواند پروسه صلح را به گونه‌ی جدی تهدید کند. ماهیت طالبانی و مذهب طالبانی، جزم‌اندیشی و برداشت سخت‌گیرانه از دین است. یا به قول دیگر، طالبان در عرصه‌ی فقهی، پیرو دیدگاه فقهی اصاله‌الحظری هستند. برای روشن‌سازی ذهنیت خواننده باید بگویم که دو دیدگاه کلان فقهی در میان علمای اسلامی وجود دارد.

الف) دیدگاه اصاله‌الاباحه

ب) دیدگاه اصاله‌الحظری

دیدگاه اصاله‌الاباحه بدین باور است که همه‌چیز جایز، روا و مباح است، مگر این که بر حرام بودن آن آیت و روایتی از جانب خدا و رسولش وجود داشته باشد. در حالی که دیدگاه اصاله‌الحظری بر عکس این دیدگاه است. یعنی دیدگاه اصاله‌الحظری بدین عقیده است که همه‌چیز ناجایز و ناروا است مگر این که از جانب خدا و رسولش آیت و یا روایتی بر حلال بودن و جایز بودن آن وجود داشته باشد. بنا بر این، با توجه به این مسأله، میان سه چیز باید تفکیک شود: اصل و حقیقت دین، برداشت صاحب‌نظران از دین و سنت‌ها و عنعنات بومی و محلی طالبان که با مسایل و احکام اسلامی مخلوط ساخته‌اند.

۲. تعصبات مذهبی، قومی و سوء استفاده بیرونی

یادمان باشد که تکثر قومی یا مذهبی سبب اصلی جنگ و عامل تهدیدکننده صلح و امنیت نیست. بلکه تعصب کور و غیر عقلانی قومی و مذهبی است که آتش جنگ را روشن نگه می‌دارد و به خصوص که همسایه‌گان و کشورهای دیگر از تکثر مذهبی و قومی در کشوری چون افغانستان سوء استفاده کرده و مردم را در برابر یک‌دیگر تحریک می‌کنند. در جنگ‌های افغانستان، به ویژه در ۴۰ سال پسین، دست‌های پیدا و پنهان خارجی به خصوص کشورهای همسایه در نفاق‌های داخلی و برادرکشی وجود داشته است. بناً تعصبات مذهبی، قومی و سوء استفاده بیرونی‌ها می‌تواند پروسه‌ی صلح مردم افغانستان را تهدید کند.

ب) عوامل سیاسی و اجتماعی

۱- چنددسته‌گی پروسه‌ی صلح

منظورم از چنددسته‌گی پروسه‌ی صلح این است که حکومت افغانستان از سه آدرس، پروسه‌ی صلح را به پیش می‌برد. وزارت دولت در امور صلح، شورای عالی صلح به ریاست داکتر عبدالله عبدالله و شورای امنیت افغانستان. این چنددسته‌گی می‌تواند پروسه صلح‌خواهی مردم افغانستان را به خطر بیاندازد.

۲- برتری‌طلبی قومی

عامل بسیار جدی اجتماعی‌ای که می‌تواند پروسه‌ی صلح را شکننده بسازد و یا حتا پس از کامیابی ناکامش بسازد، نگاه برتری‌طلبانه‌ی قومی در کشور چندقومی است. حکومتی می‌تواند در جامعه چندقومی، بدرخشد که توازنی میان قدرت و ثروت در بین همه اقوام شکل بگیرد و هیچ گروه قومی خودش را از دایره حکومت بیرون نداند.

۳. فساد گسترده و قانون‌گریزی

حکومت‌داری خوب، در واقع متضمن احترام سیاست‌مداران و سازمان‌ها به حقوق بشر و اصول دموکراسی و حاکمیت قانون است. در چنین نگرش، نهاد‌های دولتی به مسایل عمومی می‌پردازند. منافع خودشان را مدیریت می‌کنند. ولی اگر فرآیند گسترده‌گی فساد و گریز از قانون در کشور ادامه پیدا کند، نه تنها به صلح نمی‌رسیم بلکه پروسه کنونی صلح هم با خطر مواجه می‌شود.

۴. تداوم ترور و کشتار

ترور عمل نفرت‌آمیزی است که آثار بسیار شومی را بر کشورها تحمیل کرده و صلح داخلی و بین‌المللی را تهدید می‌کند. در افغانستان روزانه صد‌ها انسان به دلیل عمل تروریستی طالبان کشته می‌شوند و به قول محمداشرف غنی، رییس جمهور از زمان امضای توافق‌نامه‌ی صلح طالبان با ایالات متحده امریکا تا اکنون ۳۵ هزار انسان در حمله‌های تروریستی طالبان کشته شدند. تداوم کشتار و ترور می‌تواند پروسه‌ی صلح را به خطر بیاندازد، بناً هیأت گفت‌وگوکننده باید خاموشی ماشین کشتار و ترور طالبان را که دستگاه جنگی پاکستان علیه مردم افغانستان است، بخواهند.

ج) عامل اقتصادی

مهم‌ترین عامل تهدیدکننده‌ی صلح فقر است. فقر پی‌آمدهای بسیاری دارد. یکی از این پی‌آمدها تهدید صلح است. فقر باعث شکل‌گیری تروریسم، مهاجرت و نزاع بر سر منابع محدود می‌گردد. گروه‌های تروریستی، کشورهای فقیر را پناهگاه و منبع نیروی انسانی خودشان قرار می‌دهند. این گروه‌ها از طریق عملیات‌هایی که انجام می‌دهند و مراکزی که تمویل می‌شوند، پول‌ها و ثروت‌های کلان به دست می‌آورند. نیروهای ارزانی را از کشورهای فقیر به ساده‌گی به استخدام می‌کنند. هم‌چنان، عاملی که می‌تواند پروسه‌ی صلح را با تهدید مواجه کند، عامل اقتصادی است. منظورم از عامل اقتصادی، بده و بستان در جریان مذاکرات است؛ همان گونه که نخبه‌گان طالبان از امریکایی‌ها پیش از امضای توافق‌نامه پول اخذ کردند. ترسی وجود دارد که هیأت مذاکره‌کننده از کشور‌های ناخیراندیش خارجی و همسایه‌گان بد دیانت ما برای تخریب این پروسه، پول دریافت کنند.

نتیجه‌گیری:

می‌توان عوامل تهدیدکننده‌ی پروسه صلح را به عوامل فرهنگی، سیاسی-اجتماعی و عامل اقتصادی دسته‌بندی کرد و در یک نتیجه‌گیری کلی، مواردی چون برداشت‌های غلط از دین و جزم‌اندیشی، تاکید بر روی‌کرد فقهی اصاله‌الحظری، تعصبات مذهبی- قومی و سوء استفاده بیرونی‌ها، چنددسته‌گی حکومت در پروسه صلح، برتری‌طلبی قومی، فساد گسترده و قانون‌گریزی، تداوم ترور و کشتار و پول را از عوامل برهم‌زننده و تهدیدکننده پروسه‌ی صلح افغانستان دانست.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن