عوامل شکل‌گیری حاشیه‌نشینی در شهر هرات

محمد‌ناصر محمدی

حاشیه به بخش‌هایی از شهر اطلاق می‌شود که از منظر ابعاد اقتصادی‌، اجتماعی، فرهنگی و سایر ابعاد زنده‌گی شهری، در حاشیه قرار گرفته‌اند و شکلی از نحوه زیست را سامان داده‌اند که نه شهر‌نشین‌اند و نه روستا‌نشین. در واقع یک قطب جدید و نوظهور را ایجاد کرده‌اند و از خدمات‌، امکانات و تسهیلات رفاهی و زیر‌بنایی محروم مانده‌اند. اولین فردی که اصطلاح حاشیه‌نشینی و انسان حاشیه‌نشین را به کار برد، رابرت. ای. پارک بود. به گفته او انسان حاشیه‌نشین فردی است که از لحاظ فرهنگی انسانی دو‌رگه است که صمیمانه در زنده‌گی فرهنگی دو جمیعت متمایز زنده‌گی می‌کند و با هر دو آن‌ها شریک است، مایل نیست از گذشته خود بگوید و هنوز همه ابعاد جامعه میزبان را نپذیرفته است.

رشد شتابان شهر‌نشینی و افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها، مسأله حاشیه‌نشینی و مسکن نامناسب را پدید آورده است. در اثر مهاجرت و ترکیب جمیعت شهر‌های بزرگ به کلی جنبه‌ی طبیعی خود را از دست می‌دهند. شروع حاشیه‌نشینی در جهان با پیدایش انقلاب صنعتی و به تبع آن به رشد شهر‌های صنعتی مقارن است. این پدیده‌ی اجتماعی هم در کشورهای توسعه‌یافته و هم در کشورهای توسعه‌نیافته وجود دارد. البته حاشیه‌نشینی در کشورهای توسعه‌یافته با کشورهای توسعه‌نیافته تفاوت‌هایی از حیث علل تاریخی و نحوه‌ی رفتار اجتماعی حاشیه‌نشینان دارد.

افغانستان سال‌های طولانی است که با جنگ، خشونت و ناامنی دست و گریبان است و اکنون نیز هر روزه واقعات متعددی از جنگ، انتحار، انفجار، قتل و ویرانی در گوشه و کنار کشور اتفاق می‌افتد و روزانه ده‌ها نفر را قربانی می‌گیرد. فقر کمرشکن، بیکاری روزافزون، فساد همه‌گیر در بدنه ادارات افغانستان، حوادث طبیعی از قبیل خشک‌سالی و طوفان بر مشکل ناامنی و خشونت افزوده شده و زنده‌گی را بر شهروندان تلخ کرده و افق آینده کشور را برای بسیاری از آنان تاریک کرده است. یکی از پیامدهای تلخ این وضعیت، آواره‌گی بخش بزرگی از شهروندان کشور است. براساس آمارهای رسمی وزارت امور مهاجرین و عودت‌کننده‌گان، رقم حاشیه‌نشینان داخلی به بیش از ۴٫۲ میلیون نفر رسیده است. تداوم ناامنی و خشونت در مناطق مختلف کشور، فقر و بیکاری و عدم موفقیت حکومت در مدیریت و کنترل حوادث طبیعی و پیامدهای آن، بر میزان حاشیه‌نشینان می‌افزاید.

هرات در مرز با ایران و ترکمنستان و همسایه‌گی با چند ولایت ناآرام کشور به یکی از عمده‌‌ترین مراکز پذیرش حاشیه‌نشینان و بازگشت‌کننده‌‌گان در کشور تبدیل شده‌ است. هم‌اکنون در چهار گوشه شهر هرات منطقه دشت حوض در شمال شهر، شیدایی در شرق شهر، مسلخ در غرب شهر و چندین منطقه در جنوب شهر هرات هزاران تن از حاشیه‌نشینان از ولایت‌های کشور بنا بر عوامل مختلف به سمت هرات سرازیر شده‌اند. بحران حاشیه‌نشینی و اسکان غیر رسمی این افراد در حومه‌های شهر هرات، همواره دلیل نگرانی برای باشنده‌گان ولایت هرات بوده و این نگرانی‌ها ناشی از حضور گسترده حاشیه‌نشینان در گوشه و کنار این ولایت بوده است. این مقاله به بررسی عواملی که باعث به وجود آمدن حاشیه‌نشینی در شهر هرات شده است، می‌پردازد.

عوامل شکل‌گیری حاشیه‌نشینی

۱ . عوامل سیاسی

ناامنی، جنگ و خشونت‌های مسلحانه‌:

افغانستان یکی از کشورهایی است که جنگ بسیار طولانی فرسایشی را شاهد بوده است. این کشور از زمان کودتای کمونیستی تقریباً همواره با جنگ و درگیری دست و گریبان بوده است. این جنگ‌ها در مقاطع مختلف شدت گرفته و دوباره فروکش کرده است. می‌توان این جنگ‌ها را به چهار دوره مجزا تقسیم کرد: دوره تجاوز اتحاد جماهیر شوروی و جنگ گروه‌های مجاهدین در مقابل دولت کمونیستی‌، دوره مجاهدین و درگیری‌های میان گروه‌های آن‌ها، جنگ‌های طالبان و دوره جدید بعد از تشکیل حکومت فعلی از سال ۱۳۸۱ تا کنون. این جنگ‌ها باعث آواره‌گی میلیون‌ها نفر شده که شمار گسترده‌ای از آن‌ها مجبور به ترک کشور شدند و شماری دیگر نیز در داخل کشور بی‌جا شدند. یکی از نکاتی که مردم را در مناطق جنگی بیش‌تر از پیش آسیب‌پذیر می‌سازد، این است که طالبان معمولاً در درون قریه‌جات سنگر می‌گیرند و خانه‌های مردم را به مواضع جنگی‌شان تبدیل می‌کنند. این نکته هم باعث آواره‌گی خانواده‌ها می‌شود و هم ویرانی‌های بیش‌تر به بار می‌آورد.

۲ . عوامل طبیعی:

زمین‌لرزه‌، سیلاب، خشک‌سالی، لغزش زمین و برف‌کوچ:

افغانستان هم از لحاظ ساختار جیوفزیکی و هم وضعیت آب و هوایی در معرض آسیب‌ها و خطرات فراوان طبیعی قرار دارد. بسیاری از مناطق مرکزی و شمال‌شرقی آن سرد و کوهستانی است و زمستان‌های سخت توأم با برف‌باری‌های شدید دارد‌. تابستان‌های خشک و بیابانی وجه ممیزه بخش عظیمی از دیگر مناطق کشور است. استفاده از ذخیره‌های آبی آن محدود بوده و در بسیاری مناطق به دلیل شیب شدید قابل استفاده نیست. بدین‌سان، این کشور مستعد انواع حوادث طبیعی است. تقریباً هرساله حوادث متعدد طبیعی باعث آواره‌گی شماری از شهروندان این کشور در مناطق مختلف می‌شود. افغانستان به دلیل اقلیم ویژه‌اش کشوری سیل‌خیز نیز به حساب می‌آید. ۲۱ ولایت از ۳۴ ولایت افغانستان در مقابل سیلاب و لغزش زمین از آسیب‌‌پذیری زیادی برخوردار اند. در ولایت‌های شرقی و شمال‌شرقی میزان آسیب‌پذیری در مقابل سیلاب و لغزش زمین بیش‌تر از سایر ولایت‌ها است. ۱۵ ولایت جنوبی، جنوب‌غربی، شمالی و بخشی از ولایت‌های مرکزی افغانستان نیز در مقابل خشک‌سالی، آسیب‌پذیر اند. ولی تحقیقات نشان داده که ۷۵ درصد از زمین‌های شمالی، غربی و جنوبی به این دلیل که بیابان‌زدایی نشده، با خشک‌سالی حادّ مواجه می‌شوند.

۳ . عوامل اجتماعی:

در کنار جنگ‌هایی که بین دولت و گروه‌های مسلح مخالف جریان دارد، موضوعات دیگری از درگیری‌ها نیز باعث جابه‌جایی و آواره‌گی مردم می‌شود. درگیری بین مردم بومی (جایی) و کوچی‌ها یکی از مثال‌های عمده این نوع درگیری است که تقریباً هر سال صد‌ها خانواده در والسوالی‌ها و ولایات به خاطر هجوم کوچی‌های مسلح به خاطر علفچر‌ها مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند. حضور کوچی‌های و منازعات آنان با مردمان محلات، گاه پوششی برای هجوم طالبان نیز بوده است. این خطر همواره مطرح شده که طالبان و دیگر گروه‌های مسلح مخالف دولت از نام کوچی‌ها برای ناامن‌کردن مناطق مرکزی سوء‌استفاده می‌کنند و در بعضی موارد نیز منازعات بین افراد و گروه‌های مسلح در مناطقی باعث آواره‌گی مردم می‌شود. گروه‌ها و افراد متعدد مسلح غیرقانونی در مناطق مختلف کشور یکی از میراث‌های جنگ‌های طولانی در افغانستان هستند. این گروه‌ها و افراد هنوز هم در برخی مناطق کشور حضور دارند و تحت کنترل کامل دولت مرکزی نیستند. آن‌ها گاهی درگیر منازعات مسلحانه می‌شوند و در این منازعات ممکن است افراد تحت پوشش پولیس محلی، اربکی‌ها و افراد مسلح غیرمسوول نقش داشته باشند.

۴ . عوامل اقتصادی

فقر و بی‌کاری:

افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. براساس ارزیابی‌های بانک جهانی، افغانستان بعد از بنگله‌دیش، در درجه دوم کشورهای فقیر آسیایی قرار دارد. در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نرخ فقر در افغانستان ۳۵٫۸ درصد بوده است و حدود ۳۶ درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر به سر می‌بردند. این رقم بیانگر آن است که در آن سال بیش از ۹ میلیون نفر از جمعیت این کشور زیر خط فقر قرار داشته‌اند. از پیامدهای جدی این وضعیت، میزان بالای مهاجرت و آواره‌گی داخلی شهروندان افغانستان بوده است و شمار بالایی از شهروندان این کشور را مجبور به ترک خانه‌ها و مساکن‌شان کرده است. با این حال، آمار تفکیک شده و دقیقی از حاشیه‌نشینی ناشی از فقر و بیکاری در دست نیست. فقر و بیکاری همواره یکی از عوامل مهم حاشیه‌نشینی به شمار  رفته است. براساس ارزیابی‌ها، فقر و نبود کار در کنار مشکلات امنیتی، بیش‌ترین نقش را در آواره‌گی و مهاجرت شهروندان داشته است.

 

وضعیت زنده‌گی حاشیه‌نشینان:

این در حالی است که حاشیه‌نشینان با مشکلات و چالش‌های فراوان مواجه‌اند. فقر، عدم دسترسی به مسکن، وضعیت ناگوار محیط زیست، محدودیت دسترسی به آب و غذای صحی و کافی، بیماری و محدودیت دسترسی به خدمات صحی و محدودیت دسترسی به مکتب از مشکلاتی‌اند که حاشیه‌نشینان با آن‌ها مواجه‌اند. حاشیه‌نشینان در مقابل شرایط سخت سرما و گرما نیز بسیار آسیب‌پذیر اند. بخشی از خانواده‌های حاشیه‌نشینان در خیمه‌ها زنده‌گی می‌کنند و هنگام بارنده‌گی‌ها، سرمای زمستان و گرمای تابستان شدیداً آسیب‌پذیر اند و به وسایل و امکانات گرم‌کننده و یا سردکننده دسترسی ندارند. سالمندان، کودکان، زنان باردار و اشخاص بیمار در میان حاشیه‌نشینان آسیب‌پذیری بیش‌تری دارند و نیازمند مراقبت‌های جدی می‌باشند. این مشکلات، شرایط زنده‌گی را برای آن‌ها بسیار سخت و رقت‌بار می‌سازد و آن‌ها را در معرض بیماری‌های گوناگون قرار می‌دهد. از این رو، شماری از این افراد آسیب‌پذیر براثر سرما یا گرما یا بیماری، جان خود را از دست می‌دهند.

 

نتیجه‌گیری:

در نهایت می‌توان به این نتیجه رسید که در مورد عوامل شکل‌گیری حاشیه‌نشینی در نخست، عوامل سیاسی مانند جنگ‌های سیاسی و منازعات مسلحانه، ثانیاً، عامل طبیعی از قبیل خشک‌سالی، سیلاب، طوفان، برف‌کوچ، زلزله و لغزش زمین، ثالثاً، عامل اجتماعی از قبیل اختلافات منطقه‌ای، فامیلی و تطبیق پروژه‌های انکشافی و در نهایت، عوامل اقتصادی نظیر فقر و بیکاری از عواملی‌اند که باعث شکل‌گیری حاشیه‌نشینی می‌گردند که با قرار گرفتن در یک ترکیب در کنار هم، تأثیرات ژرفی را از خود برجای می‌گذارند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن