عوامل و عناصر مؤثر در تحکیم وحدت بین‌الافغانی

پوهاند دکتور حبیب پنجشیری، نویسنده و استاد دانشگاه کابل

جنگ و جهاد علیه تجاوز نظامی شوروی سابق، بحران اقتصادی و اجتماعی ریشه‌دار جامعه، بازی‌های مردم‌فریبانه سیاسی، تفاوت گفتار و کردار، همه علل و عواملی بود که مبتکر مشی مصالحه ملی و همکارانش را از پشتی‌بانی مردم، احزاب، تنظیم‌های جهادی، سازمان‌های اجتماعی، اساتید دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و قوت‌های مسلح در انزوا قرار داد و سرانجام زیر بار اشتباهات خویش مجبور به استعفا، تسلیم بی‌قید‌و‌شرط و به اداره ملل متحد در کابل پناه‌گزین شد.

اما روند قدرت به علت فروپاشی عمدی قوای مسلح و نقش موافقت‌نامه پیشاور، به آهنگ دقیق و موزون صورت نگرفت. برعکس از همان فردای پیروزی انقلاب اسلامی در هر کجای کشور به ویژه در شهر کابل گرایش‌های هرج‌و‌مرج‌طلبانه، بلند‌پروازی، تعصب، سوءاستفاده از مقام، انتقام‌جویی و ماجراجویی نظامی جلوه‌های ناخوشایند داشت.

از آن‌جایی که در درازنا و تداوم تاریخ در تحکیم وحدت بین‌الافغانی مردم کشور، سربرآورده‌گان اقوام نقش‌شان را به شایسته‌گی ایفا داشته‌اند، نیروهای محرک اساسی تحولات اسلامی کشور نیز روحانیون، دهاقین، پیشه‌وران، اهل کسبه، دانش‌آموخته‌گان ملکی و نظامی و در یک کلمه فرماندهان و پهلوانان پلنگینه‌پوش محسوب می‌شدند که اکثریت این نیروها در رویدادهای جامعه ذی‌نفع بودند، مگر با درد و دریغ باید گفت که رهبران تنظیم‌های جهادی افغانستان از گرایش‌های اساسی جامعه‌ی زخمی، نیمه‌جان، بیمار، بی‌نظم و پراکنده‌ی خویش تصور، شناخت و درک همگون نداشته‌اند و به همین علت با مسایل عمومی، ملی و اجتماعی برخوردهای ناهمگون، تندروانه و بعضاً واقع‌بینانه نمودند و پی‌آمد آن از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، کشمکش‌های خونین مسلحانه میان نیروهای جهادی برای حفظ و کسب قدرت سیاسی بود و بارها میان نیروهای مخالف و مختلف جهادی به ویژه بین جمعیت اسلامی، حزب اسلامی، اتحاد اسلامی و وحدت اسلامی جنگ‌های خانمان‌سوز در گرفت و در دل و دامان شهر کابل خوشه‌های خشم، دانه‌های مرگ، سیلاب خونین، اشک و ماتم سرازیر گردید. در این گیرودار، بناهای آباد تاریخی ویران و مراکز فرهنگی، موزیم‌ها و میراث‌های معنوی کشور ما تاراج شد.

جنگ‌های خونین، کشتار بی‌رحمانه‌ی مردم بی‌گناه، خرابی‌های شهر کابل، موضع‌گیری‌های انحصارطلبانه و انعطاف‌ناپذیر برخی از حلقات معین، نگرش سیاسی مردم در صفوف جهادی حتا موقعیت فرماندهان و رهبران روشن‌بین جهادی را به سرعت دگرگون ساخت. در حال حاضر مردم خسته از جنگ به ناعادلانه بودن جنگ میان تنظیم‌ها و نیروهای نظامی بی‌باور شده‌اند و کشمکش‌های موجود را فاقد دورنمای آینده‌ی روشن و فاقد مضمون و اهداف ملی و اسلامی ارزش‌یابی می‌کنند.

تعدادی از دوستان دروغین اسلام، منافقان، عناصر مسلح غیرمسوول، فساد‌پیشه‌گان و قطاع‌الطریقان زیر نام جهاد اسباب قتل، کشتار بی‌رحمانه، تاراج دارایی‌های عامه، آدم‌ربایی، ره‌زنی، راه‌بندی، باج‌گیری، اختلاس، احتکار و صعود سرسام‌آور قیمت‌ها را فراهم می‌کنند؛ چون طی سال‌های جنگ و جهاد در ساختار اجتماعی و اقتصادی و شکل و ماهیت دولت دگرگونی‌ها ایجاد شده است و توده‌های مستضعف کشور از احزاب، تنظیم‌ها، رهبران و فرماندهان جبهات انتظار دارند که به وضع نهضت‌های اسلامی، نیروهای در حال رشد و اوضاع پیرامون افغانستان، مسوولانه و ژرف‌تر بیندیشند.

ضرورت‌ها، اهداف و وظایف شریفانه را در برابر همه‌ی احزاب سیاسی، تنظیم‌های جهادی و تمام افراد، گروه‌ها و سازمان‌های اجتماعی و شخصیت‌های بانفوذ اجتماعی، فرهنگی و نظامی قرار می‌دهد تا به پراکنده‌گی کنونی سازمانی بی‌درنگ خاتمه بخشیده و در عرصه سیاست ملی گام‌های استوار و مشخصی زیر را بلند نمایند:

 

 

  • در عرصه سیاست داخلی

مرتبط به سیاست داخلی باید در راه تشکیل دولت اسلامی و ملی واحد و نیرومند افغانستان مساعی به خرج داده شود و از حاکمیت ملی، استقلال ملی، وحدت ملی کشور و تمامیت ارضی آن حراست گردد. در قلمرو افغانستان حاکمیت به مردم تعلق گیرد و این حاکمیت از طریق انتخابات آزاد، سری، عمومی و مساوی با تأسیس شورای ملی تعمیل شود. شورای ملی، عالی‌ترین مقام قانون‌گذاری باشد.

برای استقلال قوه قضائیه پیشنهاد می‌شود در امور قضایی و محاکماتی برمبنای احکام دین مبین اسلام اجراآت صورت پذیرد. اردوی منظم ملی، مدافع استقلال ملی و تمامیت ارضی و وحدت ملی است. به مقصد ارتقای قابلیت دفاعی کشور بدون تأخیر، احیا و بازسازی شود و هویت غیرحزبی خود را حفظ نماید. در راه تشکیل جبهه متحد اسلامی مبارزه شود. در این جبهه بر پایه‌ی اتحاد داوطلبانه تنظیم‌ها، احزاب و همه‌ی طرفداران صلح، استقلال ملی و وحدت ملی می‌بایست تمامیت ارضی پاسداری گردد.

  • در عرصه رشد اقتصاد ملی

به مقصد انکشاف سریع اقتصاد ملی، توسعه تجارت، افزایش صادرات و رشد نیروهای تولیدی تلاش شود. از تشبثات آزاد سرمایه‌داران‌، رشد صنایع و زمینه‌سازی تسهیلات قانونی برای صاحبان صنایع، حمایت گردد. بخش‌های خصوصی کوپراتیفی مختلط و بخش‌های دولتی اقتصاد ملی تقویت و به ارتقای سطح زنده‌گی دهاقین، کوچیان و بادیه‌نشینان وطن و بازگشت آبرومندانه و اسکان مجدد مهاجران توجه معطوف شود. در راه رشد سریع صنایع دستی، پیشه‌وری، انکشاف صادرات، توسعه وسایل ترانسپورتی و بازسازی شبکه‌های مخابرات و مواصلاتی گام‌های مشخص و عملی برداشته شود. بار سنگین مالیات غیرمستقیم از دوش مردم برداشته و مالیات مستقیم افزایش یابد. از اموال لوکس، تجملی و غیرضروری مالیات مترقی اخذ گردد. در پاک‌سازی ماین‌ها توجه جدی مبذول گردد. از منابع و معادن کشور براساس دست‌آوردهای تخنیک معاصر بهره‌برداری علمی و اقتصادی صورت پذیرد.

  • در عرصه اجتماعی

از معلولان و معیوبان جنگ بدون تبعیض مواظبت جدی شود. برای آسایش مادی و معنوی بازمانده‌گان شهدا، قربانیان جنگ، متقاعدان، خانواده‌های بی‌سرپرست و بیوه‌زنان تسهیلات قانونی فراهم گردد. به وضع بهداشت و صحت مردم، احیای مجدد و بازسازی شفاخانه‌ها، مراکز صحی، کودکستان‌ها، توسعه مؤسسات حمایت طفل و مادر و کلینیک‌های رهنمای خانواده اولویت داده شود. علیه تولید، خرید، فروش، استعمال، قاچاق و ترافیک مواد مخدر و افزون بر آن علیه فساد، فحشا، می‌گساری، رشوه‌ستانی، احتکار، اختلاس، فساد اداری، آدم‌ربایی، ره‌زنی، باج‌گیری، تروریزم و سایر جرایم به شدت مساعی شرعی و قانونی صورت گیرد. به زنان اجازه فعالیت گسترده‌تر اجتماعی و سیاسی مساعد شود.

 

  • در عرصه فرهنگ

برای انکشاف معارف، احیای تعلیم و تربیه همه‌گانی، توسعه مؤسسات تحصیلات عالی، تقویت نهضت سواد‌آموزی و علاوه بر آن برای تحقیقات علمی محققان و دانشمندان کشور باید شرایط مساعد فراهم گردد. با احیا و انکشاف مطبوعات، رسانه‌های گروهی، انجمن‌ها، کانون‌های فرهنگی و ایجاد کورس‌های آموزشی توجه تأخیرناپذیر مبذول گردد. آثار باارزش علمی و آفریده‌های تاریخی، ادبی و هنری اندیشمندان و روشن‌فکران انتشار یابد و از طلایه‌داران علم و هنر مواظبت همیشه‌گی صورت گیرد. مؤسسات تعلیمات ابتدایی و متوسطه مجانی برای پسران و دختران نوسازی شده، مکاتب عالی مسلکی و خصوصی بسط و توسعه داده شود. پرورش کادرهای علمی، فنی و تعلیمات اسلامی در مرکز توجه وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی و مضاف بر آن آکادمی علوم جمهوری اسلامی افغانستان قرار گیرد. از دست‌آوردهای علم و تکنولوژی معاصر به منظور اعمار مجدد کشور و نوسازی استفاده اعظمی صورت گیرد. برای تربیت بدنی و ذهنی نسل جوان میادین ورزشی، کلپ‌ها، قرائت‌خانه‌ها، اندیشکده‌ها و دیگر امکانات لازم فراهم ساخته شود. اصول عالی اخلاقی به ویژه احترام به جوهر معارف اسلامی، سنن پسندیده‌ی ملی و بین‌المللی و وفاداری به آرمان‌های صلح‌جویانه و پاس‌داری از حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی و عشق به وطن در صفوف دانش‌آموزان، دانشجویان و نسل جوان کشور، تبلیغ و ترویج گسترده گردد.    

  • در عرصه سیاست ملی

دولت جمهوری اسلامی افغانستان به حل عادلانه مسأله ملی و تأمین تساوی حقوق برمبنای احکام دین مقدس اسلام گام‌های جسورانه را باید بردارد. در تشکیلات ملکی و اداری افغانستان براساس تعداد نفوس و ویژه‌گی‌های ملی و فرهنگی، درجه رشد اقتصادی و اجتماعی و پیشینه‌ی تاریخی تجدید نظر اساسی به عمل آید. به اقلیت‌های ملی و مذهبی در ادارات محلی و در چارچوب افغانستان واحد و غیرقابل تجزیه صلاحیت‌ها و اختیارات وسیع اداری و حقوقی داده شود. علیه اختیارات غیرقانونی و ناروای محلی، قومی و نابرابری حقوقی، تدابیر لازم اتخاذ گردد.

در فرجام به این نتیجه منطقی می‌رسیم که در حال حاضر افراد، حلقه‌ها، گروه‌ها، تنظیم‌های دوراندیش، احزاب سیاسی و شخصیت‌های با‌نفوذ اجتماعی که دارای تمایلات ناهمگون هستند، باید بر پایه‌ی این طرح‌ها و اهداف مشترک سیاسی، برای تحکیم وحدت بین‌الافغانی، اتحاد و ائتلاف‌های موقت و دایمی تلاش کنند. این طرح‌ها برای دوران مشخص آتش‌بس، قطع جنگ، بازگشایی شاهراه‌ها، مبادله اسیران، تأمین صلح سراسری، استقرار دولت جمهوری، انتخابات آزاد و تحکیم پایه‌های حاکمیت ملی، استقلال ملی، اتحاد ملی و برای احیای مجدد و بازسازی میهن ویران ما تنظیم و پیش‌کش می‌شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن