تمدید آتش‌بس بعید است

تلاش‌های جدی در منطقه و جهان در جریان است تا آتش‌بس سه روزه با گروه طالبان تمدید شود. اما به نظر نمی‌رسد که این تلاش‌ها موفق شود. بارنت روبین، افغانستان‌شناس امریکایی که با اداره‌ی اوباما همکار بود، به درستی می‌گوید که طالبان زیر فشار جدی نیستند. دولت و جامعه‌ی جهانی در روزهای اخیر گروه طالبان را زیر فشارهای شدید ایدیولوژیک و اخلاقی قرار داده‌اند. در ماه فبروری امسال رییس جمهور غنی به طالبان پیشنهاد مبادله‌ی مشروعیت و مذاکره برای ختم جنگ را داد. قبل از ماه فبروری کابل از پاکستان می‌خواست که طالبان را روی میز مذاکره بیاورد، اما در نشست «پروسه‌ی کابل» در ماه فبروری سال جاری میلادی، رییس جمهور غنی مستقیم طالبان را مخاطب قرارداد و آنان را به مذاکره و مبادله‌ی مشروعیت دعوت کرد. پس از آن قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در نشست تاشکند از طالبان خواستند که به میز مذاکره بیایند.

پیشنهاد‌های نشست‌های کابل و تاشکند طالبان را زیر فشار اخلاقی قرار داد. به همین دلیل بود که تا ماه مارچ گروه طالبان به این پیشنهادها پاسخ ندادند. ابتکار دیگر دولت افغانستان بسیج عالمان دینی بود. حکومت سه‌هزار عالم دینی را بسیج کرد و این عالمان دینی فتوا دادند که جنگ طالبان نه یک نبرد مقدس که خون‌ریزی ناروا است. این فتوا فشار ایدیولوژیک و مذهبی بر طالبان وارد کرد. طالبان پیش از این ملاهایی را که مشروعیت حکومت را قبول داشتند، مزدور مسیحیان می‎خواندند، اما روشن است که سه‌‌هزار نفر کمیت بسیار زیادی است و صرف مزدور خواندن آنان مشروعیت مذهبی فتوای این عالمان را نفی نمی‌کند.

در میدان نبرد هم فشارهایی به طالبان اعمال می‌شود. نیروی هوایی ایالات متحده امسال بیشتر از هر وقت دیگر فعال است و تجمعات طالبان را هدف قرار می‌دهد. اما رهبری گروه طالبان که در پاکستان مستقر اند زیر فشار نیستند. رهبران طالبان که از حمایت ارتش پاکستان برخوردار اند در قلمرو پاکستان به سر می‌برند و از تیرس حمله‌های نیروهای ناتو دور اند. ارتش پاکستان حتمی رهبران طالبان را قانع کرده است که امریکایی‌ها رفتنی استند و آنان پیروز.

به گفته‌ی بارنت روبین کشورهایی مثل ایران و روسیه هم در خفا با طالبان رابطه دارند و آنان را به دوام جنگ تشویق می‌کنند. پاکستان، روسیه و ایران را به این نتیجه رسانده است که حضور دوام‌دار امریکا در منطقه برای این کشورها، بیشتر از طالبان و جهادیسم خطرناک است. روسیه و ایران هم برای این که به امریکا فشار وارد کنند و از این کشور در جای دیگر امتیاز بگیرند، طالبان را به دوام جنگ تشویق می‌کنند. پاکستان در تلاش است تا یک ائتلاف منطقه‌ای در حمایت از طالبان و در مخالفت با امریکا و افغانستان درست کند. این موضوع را جنرال‌ اسد درانی و دیگر نخبه‌گان آن کشور در گفت‌وگوهای‌شان با رسانه‌ها اعلام می‌کنند. در چنین وضعیتی رهبران طالبان ترجیح می‌دهند که به جنگ ادامه دهند.

این روزها تلاش‌های جهانی برای یافتن یک راه‌حل سیاسی برای جنگ افغانستان بیشتر شده است. رسانه‌های پاکستانی افشا کرده‌اند که ایالات متحده از ارتش پاکستان خواسته است که در یافتن راه حل سیاسی برای جنگ افغانستان به امریکا کمک کند و واشنگتن هم در بدل آن منافع امنیتی پاکستان را در افغانستان لحاظ خواهد کرد. شاید پاکستان برای خنثا کردن فشارهای امریکا، طالبان را به قبول آتش‌بس سه روزه تشویق کرده باشد، اما واقعیت این است که پاکستان طرف‌دار پایان آبرومند جنگ افغانستان نیست.

برخلاف باور محکم سیاست‌مداران کشورهای غربی، پاکستان یک دولت امنیت‌طلب نیست تا با رفع نگرانی‌های امنیتی‌، رفتارش تغییر کند. نگرانی‌هایی که پاکستان در مورد افغانستان اعلام می‌کند آن قدر جدی نیست. پشتون‌های پاکستان جنبش جدایی‌طلب ندارند تا افغانستان عقبه‌ی راهبردی آنان باشد‌ و هند آنان را حمایت مالی، آموزشی و نظامی کند. مبارزان جدایی‌طلب بلوچ هم آن قدر ضعیف اند که حتا یک تهدید عادی تکتیکی هم به پاکستان نیستند. پاکستان امروز مجهز با اسلحه‌ی اتومی است و بسیار بعید است که حادثه‌ای مثل رویداد جدایی بنگال در سند یا بلوچستان تکرار شود. ارتش پاکستان در سال ۱۹۷۰ در پاسخ به جدایی طلبی بنگالی‌ها ۳ میلیون بنگله‌دیشی را قتل عام کرد. آن جنگ با مداخله‌ی نظامی هند پایان یافت و بنگله‌دیش کشور مستقل شد.

امروز اگر حتا آن سناریو در قلمرو پاکستان تکرار شود و ارتش آن کشور ۵۰ لک انسان را بکشد، هیچ کشوری نیروی نظامی به قلمرو پاکستان نمی‌فرستد. پاکستان بمب‌های هسته‌ای دارد و هیچ ارتش دنیا نمی‌خواهد وارد قلمرو کشوری شود که ارتشش مجهز با بمب‌های اتومی باشد. بنابراین، تهدید بسیاری جدی از ناحیه‌ی افغانستان متوجه‌ پاکستان نیست تا ارتش آن کشور به قیمت بی‌ثباتی داخلی طالبان افغان را حمایت کند.

پاکستان بیشتر از این که یک دولت امنیت‌طلب باشد، یک ایدیولوژی است. پاکستان هند را دشمن ازلی و ابدی تعریف می‌کند. هند روایت بسیار مغلق از موجودیتش می‌دهد. هندی‌ها به درستی می‌گویند که کشور چند فرهنگی استند و هیچ دینی در آن کشور، ایدیولوژی دولت نیست. بر مبنای قانون اساسی هند، آن کشور یک جمهوری سکولار است. در این جمهوری سکولار قانون از اراده‌ی آزاد نماینده‌گان شهروندان هند و حقوق مدرن ناشی می‌شود. آن کشور دین رسمی ندارد. اما پاکستان هند را یک دولت هندو معرفی می‌کند که با پاکستان از اساس مشکل دارد و در پی نابودی آن است. پاکستان چیزی به نام هژمونی هند را در منطقه‌ی جنوب آسیا خطری برای موجودیتش تعریف کرده است و می‌خواهد در برابر آن مقاومت کند.

سیاست پاکستان در قبال افغانستان نیز هندمحور است و مبنای ایدیولوژیک دارد. از نظر پاکستان باید یک دولت اسلام‌گرا، جهادیست و طرف‌دار پاکستان، در قلمرو افغانستان مستقر شود. جنرال‌های پاکستانی چیزی غیر از این را نمی‌پذیرند. آنان تصور می‌کنند که اگر در افغانستان یک عمق سیاسی و ایدیولوژیک داشته باشند، در دشمنی با هند قوی‌تر ظاهر خواهند شد. این یک باور ایدیولوژیک است و با امتیازدادن از بین نمی‌رود. وجود یک دولت جهادیست و اسلام‌گرا در کابل، امنیت جهانی را به خطر مواجه می‌کند. اگر طالبان قبل از سال ۲۰۰۱ در افغانستان حاکم نمی‌بودند، شاید حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر اتفاق نمی‌افتاد.

در چنین وضعیتی بسیار بعید است که ارتش پاکستان طالبان را به مذاکره تشویق کند. ارتش پاکستان می‌خواهد با ناتو بازی کند. پاکستان تصور می‌کند که حضور ناتو مؤقتی است، دیر یا زود بیرون می‌شود و تا زمان بیرون شدنش باید با آن بازی کرد. این باور را ارتش پاکستان به رهبران طالبان هم منتقل کرده است. روسیه و ایران هم که در تلاش اعمال فشار بر ایالات متحده استند، طالبان را نه به مذاکره که به جنگ فرا می‌خوانند. بنابراین نباید زیاد ذوق‌زده شد. مذاکره زمانی عملی است که طالبان و پاکستان احساس کنند که در میدان نبرد پیروز نیستند و ناتو نه یک عامل مؤقتی که یک پدیده‌ی ماندنی است.

دیدگاه are closed.