هر طالبی آدمکش است

م. کابلی

در کابل که زندگی کنی، همیشه ترسی ترا دنبال می‌کند. این ترس ترسِ مرگ است. وقتی مرگ را تصور می‌کنی، علت‌های زیادی به ذهنت نمی‌رسد که باعث شود تو زندگی‌ات را از دست بدهی. تنها چند علت، به مرگ تو می‌انجامد. در صدر این علت‌ها‌ قرار دارد‌: «انتحار و انفجار». وقتی واژه‌های انفجار و انتحار  – به خاطری که «واژه» را زیاد ایرانی ندانید، کمله هم می‌نویسم- را می‌خوانید یا می‌شنوید، به صورت خودکار طالبان و داعش به ذهن تان می‌آید.

طالبان را که می‌شنوی، فقط مرگ و ویرانی به ذهنت می‌آید. می‌شنوی یا می‌خوانی که «طالبان یک دانشجو را در مسیر غزنی-مالستانی به گلوله بستند، فکر می‌کنی که گلوله‌ی توپ را به بدن این دانشجو بسته اند اما متوجه می‌شوی که بستن به گلوله یعنی کشتن. می‌شنوی که طالبان در حمله‌‌ای بر یک پاسگاه در ولسوالی دولت‌یار ولایت غور، ۱۵ نیروی خیزش مردمی به شمول غیرنظامیان را کشته‌اند و یک خانم هم مشمول کشته‌شده‌گان است. در روزهای عید طالبان باعث مرگ سی تن شدند. ریاضی‌شان بسیار دقیق است که برای هر روز ده نفر اختصاص داده بودند.

خبرهای طالبان بسیار زیاد و فراگیر است. همه‌جا که نام طالب است، کشتن و مرگ است. می‌شنوی که نیروهای امنیتی افغانستان، ولسوال نام‌نهاد طالبان برای ولسوالی غازی‌آباد کنر را کشته اند. چرا نیروهای امنیتی باید طالبان را، ولسوال نام‌نهاد طالبان را بکشند؟ تنها توجیه این است که طالبان دشمن شهروندان و نظم در افغانستان اند. می‌شنوی که نیروهای امنیتی افغانستان، ۳۰۰ تن را از زندان‌های طالبان آزاد کرده اند. یعنی به زندان طالبان حمله کرده اند، طالبان را کشته یا پس زده اند و زندانیان را آزاد ساخته اند. در چنین حملاتی، احتمال تلفات بر نیروهای امنیتی نیز بسیار شدید متصور است.

در این میان، خبری از آدرس ارگ ریاست جمهوری مخابره می‌شود که رییس جمهور به مناسبت عید، ۸۸۷ زندانی طالب را آزاد می‌سازد. رییس جمهور گفته است که به «احترام عید و بر اساس خواست اشتراک‌کننده‌گان لویه‌جرگه» این زندانیان را رها می‌سازد. طالبان به اتهام چه جرمی بازداشت می‌شوند؟ چرا حکومت مخالفان سیاسی خود را بازداشت نمی‌کند؟ معلوم‌دار است که طالبان، به جرم کشتن انسان بازداشت می‌شوند؛ به جرم اجرای عملیات‌های انتحاری و انفجاری بازداشت می‌شوند؛ طالبان در جبهه نبرد با نیروهای امنیتی افغانستان بازداشت می‌شوند؛ یا در جریان حمله بر وزارت‌خانه‌ای یا نهادی حکومتی بازداشت می‌شوند.

در این میان، می‌شنوی که حمدالله محب، مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری می‌گوید: «تا چهار ماه، کمر طالبان را می‌شکنیم» و تو به حیرت فرو می‌روی که چه تناقض‌بازی در داخل حکومت است. مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری، از شکستن کمر طالبان خبر می‌دهد ولی رییس جمهور مملکت، با رهایی طالبان، از بستن کمر آنان. 

طا.لبی که جمهوری را نمی‌پذیرد، طالبی که محافظان شهروندان افغانستان یا نیروهای امنیتی را می‌کشد، طالبی که شهروندان افغانستان را می‌کشد، طالبی که حتا بر اساس گزارش نیویارک‌تایمز، اعضای خودشان را، یعنی ضابط خان را می‌کشد، چرا باید از زندان رها شود؟ هر طالبی که آزاد می‌شود، زندگی کم از کم ده شهروند را می‌گیرد. طالب قاتل شهروندان افغانستان است.  طالب نباید رها شود. داعش که مصداقِ مَثلِ «سگ زرد بیادر شغال» است.  

Comments are closed.