آرامگاه خواجه غلتان ولی؛ زیارتی که زایران بی‌اراده در آن غلت می‌خورند

محمدحسین نیک‌خواه

هرات از گذشته‌های دور تا کنون به نام شهر «اولیاالله» شهرت داشته است. شهری که در هر گوشه‌ی آن عارفان، عالمان، شاعران و بزرگان زیرخاک خفته‌اند. همین ویژه‌گی باعث شد مردی هنگام سفر به هرات بر خاکش پای نگذارد و غلت‌زنان وارد شهر شود.

آرامگاه این مرد که به «خواجه غلتان ولی» شهرت دارد محل رفت‌وآمد دوست‌دارانش است. در بخشی از آرامگاه زایران نیت کرده و غلت می‌زنند. برخی افراد ادعا دارند که غلت خوردن دست خود آن‌ها نیست و پس از غلت اول بدون اراده چندین مرتبه غلت می‌خورند.

عده‌ای هم باور دارند هر که حاجت و خواسته‌ای داشته باشد، یا برای دور کردن غم از دلش به این زیارتگاه آمده، نیت می‌کند و اگر پس از نیت با سرعت زیاد غلت خورد، حاجت او برآورده می‌شود.

ساکنان ولایت‌های گوناگون کشور و حتا گردش‌گران خارجی و افراد غیرمسلمان هم به تماشای زیارت خواجه غلتان ولی می‌آیند. به روایتی او استاد خواجه عبدالله انصاری بوده است و جز شخص خواجه‌ی انصار، کسی در مقام علمی با وی برابر نبوده است.

بنای اصلی آرامگاه که پس از دوره‌ی تیموریان ساخته شده و درگذر زمان آسیب دیده و مسوولان مدیریت آبدات تاریخی هرات نگران فروریختن آن هستند. بارش باران و آغاز فصل بارنده‌گی این نگرانی را بیش‌تر کرده است.

 

مردی که غلت‌زده وارد هرات شد

شیخ یحیی ابن عمار سجستانی معروف به خواجه غلتان ولی، از عالمان نام‌دار عصر خود بوده است چنان که در تابلوی فلزی کوچکی که بر دیوار بنای خشتی آن آویخته شده نگاشته است: «شیخ یحیی ابن عمار سجستانی، مشهور به خواجه‌غلتان، عارفی بزرگوار و معاصر و استاد خواجه عبدالله انصاری بودند. در سال ۴۲۲ که پیر هرات به سن ۲۶ ساله‌گی رسیده بودند، وفات کرده در این محل دفن شدند. ایوان شمالی مزار شیخ بعد از عصر تیموریان آباد شده است. در خلف قبرشیخ یحیی قبر علی شریفی هروی، متوفی در سال ۴۳۶ هجری قمری واقع است.»

در متنی که گفته می‌شود از  کتاب «مزارات هرات» است چنین آمده است: «عوام داستانی به وی بسته‌اند که حضرت خواجه به زیارت مزارات اولیاء الله هرات به هری آمده و از عقب کوه مختار به کوه بلند شده و چون به قله‌ی کوه رسید، خواست به طرف خیابان فرود آید، همه‌ی خاک هری را از پیکر اهل‌الله و به خون اولیاءالله عجین دیده و همه خاک را خاک اولیا و مشایخ یافت.» در متن کتاب واژه‌ی غلتان با حرف «ط» و «غلطان» نگاشته شده است.

روایت دیگر در پیوند به خواجه غلتان این است که او از منطقه‌ی «میرداوود» جایی حدود ۳۰ کیلومتری جنوب هرات غلت‌زده وارد شهر شد.

در کتاب مزارات هرات پیوند به مقام علمی شیخ یحیی چنین توضیح داده شده است: «امام زاهد متقی شیخ یحیی ابن عمار سجستانی پیشوای سالکان و ناصح طالبان و مقتدای اهل هرات بود، علوم ظاهری و باطنی را به کمال داشته و در قبه الاسلام هرات مدت شصت سال نصیحت مسلمانان می‌فرموده و در تربیت و تقویت پیر هرات می‌کوشیده.»

زیارتگاه کافر و مسلمان

در منطقه‌ای به نام «تانک مولوی» کمی دورتر از مجموعه‌ی مصلی، آرامگاه مولانا حسین واعظ کاشفی، مولانا عبدالرحمان جامی و فخرالدین رازی، آرامگاهی کوچک واقع شده است.

در گذر زمان بنای قدیمی آرامگاه پشت ساختمان‌های نوساخت و هنگرهای بزرگ محو شده و مانند گذشته از کنار خیابان به چشم دیده نمی‌شود. چسبیده به آرامگاه چند مرکز صنعتی و گاراژ مستری‌خانه جای گرفته و حتا چند کانتینر از زمین مجاور، بخشی از فضای زیارت را اشغال کرده است.

سید عزت‌الله، از مجاوران زیارت است و ۲۰ سال پیش هنگامی که در ولسوالی «شولگره» بلخ در پی انفجار ماین بینایی‌اش را از دست داد، از خانه دل کند و ساکن زیارت‌ها شد. مدتی در کابل بود و پس از آن در جوار زیارت خواجه غلتان مسکن گزید.

مجاور زیارت گواه حضور دوست‌داران خواجه غلتان بوده که از ولایت‌های گوناگون آمده‌اند. حتا برخی گردش‌گران خارجی و افراد غیرمسلمان هم به تماشای زیارت می‌آیند و آرامگاه شیخ یحیی زیارت‌گاه کافر و مسلمان است.

گل‌زار، مردی کهن‌سال مجاور دیگر زیارت است که از مدت سه ماه به این‌سو شب و روز خود را در آن سپری می‌کند. می‌گوید به خاطر خدمت به این دوست خدا مجاور زیارت شده و برای زائران خدمت می‌کند.

در صحن آرامگاه هم چند قبر با سنگ‌های سفید حکاکی شده وجود دارد که به گفته‌ی گل‌زار، بیش‌تر آن‌ها مجاوران پیشین زیارت هستند و پس از وفات کنار مقبره‌ی شیخ دفن شده‌اند.

 

زائران آرامگاه چگونه غلت می‌خورند؟

وقتی وارد صحن اصلی زیارت شدم، دو مرد میان‌سال رو به قبله و کنار مرقد شیخ یحیی در حال دعا بودند. محسن رضایی و حسین، از ولایت هلمند به هرات آمده و قصه‌های زیارت خواجه‌غلتان را شنیده‌اند.

پای پیاده، هوای سرد و نسیم سوزناک خزانی مانع حضور آن‌ها در آرامگاه خواجه نشد و این دو برای تماشای زیارت و تجربه‌ی غلت‌خوردن‌ خودشان را به آن رساندند.

محسن و حسین، تصمیم گرفتند به محل غلت خوردن بروند. بخشی کوچک از زیارت که با ریگ نرم فرش شده، یک سنگ مانند بالشت در آن قرار دارد و افراد پیش از غلت خوردن نیت کرده و یک بار سوره حمد و سه بار سوره اخلاص را می‌خوانند.

محسن، پس از غلت خوردن گفت که تنها غلت اول را خودش انجام داد و غلت‌های دیگر بدون اراده‌ی او انجام شد و حس می‌کرد فردی دارد او را غلت می‌دهد. دوستش حسین، هم حرف‌های وی را تایید کرد.

تا مدتی قبل، زنان هم برای غلت خوردن به زیارت شیخ می‌آمدند، اما به گفته‌ی یکی از مجاوران چند ماه می‌شود که ریاست حج و اوقاف مانع غلت خوردن زنان در این زیارت شده است.

با این حال زلمی‌ صفا، مدیر حفظ و مراقبت آبده‌های تاریخی هرات به روزنامه‌ی ۸صبح می‌گوید که با فرار رسیدن فصل بارنده‌گی احتمال تخریب بنای خشتی آرامگاه وجود دارد و نیاز است هرچه زودتر برای ترمیم آن اقدام شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن