قوم‌گرایی و توسعه‌ی سیاسی در افغانستان از دید یک پژوهش تازه

سیدمحمد فقیری، استاد دانشگاه

«قوم‌گرایی و توسعه سیاسی در افغانستان» اثر پژوهشی‌ای است که چندی پیش از سوی گروه تحقیق شورای متخصصان در هرات تهیه شده است. این اثر تحقیقی در صدد این بوده است تا با گردآوری داده‌ها از میدان تحقیق، رابطه میان هویت با توسعه سیاسی در افغانستان را تبیین کند. از جانب دیگر این پژوهش‌ در پی این بوده تا میزان قوم‌گرایی را نزد باشنده‌گان هرات شناسایی نماید.

در بخش نخست این پژوهش به موضوعاتی هم‌چو توسعه‌ی سیاسی و قوم‌گرایی، پیشینه‌ی توسعه‌ی سیاسی و فراز و فرودهای قومیت در تاریخ معاصر افغانستان پرداخته شده و رابطه میان مناسبات قدرت و هویت قومی – قبیله‌ای به بررسی گرفته شده است.

بخش دوم این اثر تحقیقی به پژوهش تجربی قوم‌گرایی و ارایه مبانی نظری اختصاص یافته است. بخشی از یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که به طور کلی زنان و مردان تحصیل‌کرده از شهری تا غیر شهری و از اقوام گوناگون، علی‌رغم تفاوت اندکی در برخی موارد، دیدگاه قوم‌گرایانه قوی و شدیدی ندارند، بلکه بیش‌تر مایل به میانه‌روی در این زمینه‌اند.

راه‌اندازی پژوهش‌های این‌چنینی برای آسیب‌شناسی بی‌اعتمادی اجتماعی و فقدان همبسته‌گی ملی در افغانستان یک ضرورت است. زیاد شدن شکاف‌های قومی در افغانستان در سال‌های اخیر به شدت منجر به قومی‌شدن مناسبات سیاسی می‌گردد و برخی از سیاسیون فرصت‌طلب برای رسیدن به منافع‌شان، جز دامن‌زدن به احساسات قومی مردم دغدغه‌ای برای‌شان وجود نداشته است.

قوم‌گرایی به عنوان یک کنش هویتی در بسترهای خاصی شکل‌ می‌گیرد و به عنوان یک هنجار در ساختار اجتماعی می‌گسترد.

پژوهش‌گران علوم اجتماعی از دریچه‌های گوناگون، علایق قومی، نژادی و زبانی را به بررسی گرفته و اغلب آن را نوعی واپس‌گرایی و نا بهنجاری تاریخی پنداشته‌اند.

هرچند تصور می‌گردید که فرایند جهانی شدن، قوم‌گرایی را به حاشیه خواهد راند اما واقعیت‌های دنیای معاصر نشان می‌دهد که هویت‌های قومی با گذشت هر روز جان تازه‌ی می‌گیرند و هر روز جنبش‌های هویت‌طلب که بر محور قومیت منسجم گردیده‌اند از اروپا تا آسیا و از افریقا تا امریکا ظهور می‌کنند و مطالبات قومی‌شان را مطرح می‌کنند.

«جامعه جهانی در حالی واپسین سال‌های هزاره دوم را پشت سرگذاشت و وارد هزاره سوم شد که هویت‌های قومی، نژادی و زبانی اهمیت دوچندان یافتند و به جرات می‌توان گفت که تقریباً اکثر کشورهای دنیا با جنبش‌ها و ستیزهای قومی دست‌به‌گریبان هستند. امروزه در دنیا هشت هزار قوم با شش هزار و ۷۰۰ زبان مختلف زنده‌گی می‌کنند با این حال تنها ۱۹۲ دولت عضو سازمان ملل متحد هستند.» (خوبروی پاک به نقل از نساج ۱۲۹:۱۳۸۸)

منازعات قومی اکنون در بسیاری از کشورها به یک مشکل بزرگ تبدیل گردیده است و جنبش‌های که برای مطالبات قومی‌شان مبارزه می‌کنند در حال افزایش است.

مایکل هشتر که از او به عنوان خالق نظریه‌ی محرومیت یاد می‌شود، نابرابری اجتماعی را اساسی بسیج قومی و شکل‌گیری تعارضات در جامعه دانسته است. به باور هشتر مدل محرومیت بر مبنای تقسیم کار فرهنگی شکل می‌گیرد که ناظر بر تبعیضات ساختاری است.

توزیع عادلانه خدمات و رفاه در یک جامعه می‌تواند از شکل گرفتن قوم‌گرایی‌های که ریشه در محرومیت دارد، جلوگیری کند.

افغانستان در صد سال اخیر، بارها شاهد منازعات قومی پنهان و یا آشکار بوده است و سایه قوم‌گرایی تا امروز در کشور افکنده می‌باشد. هرچند میزان قوم‌گرایی در میان توده مردم زیاد به نظر نمی‌رسد اما بخشی از سیاسیون در مرکز کشور همواره از حربه قومیت برای رسیدن به امتیازات سیاسی سود برده اند.

آرند لیپارد و همکارانش با طرح نظریه دموکراسی توافقی بر این موضوع تاکید دارند که دموکراسی رقابتی با شرایط کشورهای که فاقد یک‌پارچه‌گی قومی و مذهبی می‌باشند، سازگار نیست. به باور لیپارد، شیوه بهتر برای کشورهایی که یک‌پارچه‌گی قومی و مذهبی ندارند، این است که به جای رقابت بر تقسیم قدرت سیاسی به تناسب نفوس اقوام بپردازند و توافق را بر رقابت ارجحیت دهند. بر مبنای نظریه لیپارد در دموکراسی توافقی گروه‌های قومی در امور داخلی خویش خودمختار می‌باشند و به تناسب جمعیت‌شان باید در امتیازات سیاسی دخیل باشند.

قابل ذکر است که گروه تحقیق شورای متخصصان در هرات، پیش از این نیز چندین اثر پژوهشی را پیرامون، انتخابات افغانستان، بررسی فرصت‌ها و چالش‌ها، حکومت‌داری خوب و توسعه‌ی اقتصادی هرات انجام داده است.

قوم‌گرایی و توسعه سیاسی در افغانستان، آخرین اثر تحقیقی است که از سوی این نهاد تهیه گردیده و قرار است که به زودی در ولایت‌های هرات و کابل رونمایی گردد.

Comments are closed.