موقف روشن‌گرانه زن افغان

سجیه صدیقی٬ استاد دانشگاه کابل

افغانستان کشوری است دارای تاریخ چندین هزار ساله با فرازونشیب‌های زیاد در تمام بخش‌ها، اما در عرصه زنان این فرازونشیب بیش‌تر از دیگر موارد محسوس و چشم‌گیر بوده است. از گذشته‌های دور به این‌سو زنان انگشت‌شماری در بخش‌های سیاسی و دولتی کماکان نقش داشتند و نام‌های‌شان در تاریخ افغانستان ثبت شده، اما به صورت عام زنان در افغانستان از همیشه در قیدوبند مردان بودند و حقوق چندانی نداشتند. با آغاز قرن بیست و با مداخله مستقیم خانواده طرزی، دیدگاه‌های جدیدی در مورد نقش زنان در حلقات دربار به میان آمد که با استدلال و منطق، تحصیل زنان و نقش اجتماعی‌شان را که بر اثر سنت و عرف غیر اسلامی تلقی می‌گردید، اسلامی و مطابق مذهب عنوان کرد، بناً نخستین مایه‌های روشن‌فکری و ایجاد تغییر در زنده‌گی سنتی را می‌توان در اوایل سلطنت شاه امان‌الله خان جست.

این حرکت‌های نوگرایانه در جامعه بسته و قبایلی افغانستان با تفکر سنتی روبه‌‌رو شد و شاه امان‌الله برای برپایی حرکت‌های مدنی و حمایت از نقش اجتماعی زنان هزینه‌ی گزافی پرداخت که در فرجام به ترک سلطنت و تبعیدش از کشور انجامید.

متأسفانه با سقوط رژیم امانی بر اثر توطئه روحانیت متنفّذ و دسایس استعمار خارجی، زنان افغان از تمام حقوق و دست‌آوردهای ۱۰ ساله‌ی نظام امانی محروم شدند. دختران دانشجوی افغان که برای تحصیل به خارج فرستاده شده بودند، دوباره از خارج به وطن برگردانده شدند و برای نُه ماه دروازه‌های مدارس نه تنها به روی زنان بلکه به روی پسران نیز بسته شد، بناً فضای کار، پیش‌رفت و ترقی زنان افغانستان به سبب کهنه‌گرایی، بی‌سوادی، سنت‌های خرافاتی و استفاده ابزاری از دین و مذهب، تنگ و تاریک شد و زنان افغان یک‌بار دیگر در چهاردیواری خانه‌های‌شان زندانی شدند و مجال تحصیل و کار در بیرون از خانه را نداشتند و اثری از فعالیت‌های مطبوعاتی زنان در این دوره وجود نداشت.

بعد از به قتل رسیدن حبیب‌الله کلکانی، در دوره چهار ساله حکومت نادرشاه در مواد قانون اساسی و نیز در خط مشی اساسی دولت در هیچ جای مطلبی به نظر نمی‌‌خورد که رسماً برای زنان دختران محدودیت آشکارا وضع شده باشد ولی یک جمله کوتاه در فقره اول مشی دولت تذکر رفته که عبارت‌اند از: حجاب در افغانستان موافق بدین و شریعت محمد قایم خواهد بود. تعبیر شرعی این جمله به هیچ وجه معنای اجباری بودن مجدد چادری را برای زنان نمی‌دهد.

نادر خان شخص متعصب و مذهبی نبود، برعکس وی از تجددگرایی و افکار جدید حمایت می‌کرد اما این که چرا با به قدرت رسیدن تغییر روش داد، بیش‌تر انگیزه سیاسی و تاکتیکی داشت نه فکری. بناً برای استقرار رژیم خود می‌کوشید تا با متنفذان اصلاحات امانی به خصوص کسانی که بر رفع حجاب و موجودیت مکاتب نسوان انگشت انتقاد گذاشته بودند به نحوی کنار آید روی همین منظور نادرخان با ابراز یک جمله آن هم به حواله شریعت محمدی که می‌تواند تعبیر وسیع داشته باشد اکتفا کرد و عجالتاً زنان را مکلف به پوشیدن چادری ساخت و مکاتب دختران را کاملاً بست.

پس از این که محمدنادر شاه به قتل رسید، کرسی پادشاهی افغانستان به پسرش محمدظاهر شاه به ارث رسید. در مدت ۴۰ سال که محمدظاهر شاه در مقام سلطنت افغانستان قرار داشت در جهان تحولات بسیار در همه شئون زنده‌گی به وجود آمد که بر همه کشورها اثر بارز به جا گذاشت که افغانستان نیز از این حرکت جهانی بی‌نصیب نماند به خصوص در موضوع زنان. در این دوره مکاتب دخترانه تأسیس گردید. هم‌چنان نخستین مکتب قابله‌گی نیز در همین دوره به فعالیت آغاز کرد، در پهلوی آن با روی دست گرفتن پروگرام‌های دوساله دارالمعلم‌ها برای تربیه‌ی معلمین نیز تأسیس گردید.

دوره ۱۰ ساله صدارت محمد داوود خان تغییرات مهمی در افغانستان از لحاظ اجتماعی و اقتصادی به میان آمد و اگر به تاریخ زنان کشور نیز نظر بیاندازیم عمده‌ترین تغییرات در حیات زنان کشور نیز در همین دوره بود و یکی از کارهای مهم داوود خان موضوع رفع  حجاب به صورت رسمی بود. بر علاوه مهم‌ترین کار در این دوره تأسیس مؤسسه خیریه‌ی نسوان در سال ۱۳۲۵ هـ. ش می‌باشد.

مؤسسه خیریه‌ی نسوان بعد از «انجمن حمایت نسوان» که در عصر امانی فعالیت داشت، دومین گام در راه رشد اجتماعی نسوان بود که به همکاری یک تعداد زنان باسواد و با تجربه دوره‌ی امانی شروع به فعالیت کرد و به زودی به مرکز تجمع زنان کابل بدل شد که پروگرام‌های آن بیش‌تر شامل سوادآموزی، دوخت و بافت، گلدوزی، آشپزی، آرایش‌گری و هم‌چنان امور منزل بود، برعلاوه موضوعات ذکر شده این مؤسسه دارای ارگان نشراتی نیز بود که خاص برای زنان فعالیت داشت که به نام مجله میرمن مسما بود.

بعد از این که داوود خان به عنوان نخستین رییس جمهور به کار و فعالیت آغاز کرد و سعی کرد تا یک دولت سکولار را بنیان بگذارد و خلاف گذشته که مذهب و روحانیون ستون فقرات و بدنه‌ی نظام محسوب می‌شدند، عمل کرد. او فضا برای پذیرش نهضت زنان و رفع حجاب را خلاف خواست‌های قشر بنیاد‌گرای جامعه فراهم ساخت و زنان برای نخستین بار در این دوره نفس راحت کشیدند و پس از آن فرصت یافتند تا از حقوق خود شایسته مدنی و انسانی خود برخوردار شدند. دومین کارنامه با اهمیت داوودخان در حق زنان اجازه تحصیلات عالی دختران با پسران در پوهنتون کابل بود و دروازه‌های پوهنتون کابل به روی دختران فارغ‌التحصیل از لیسه‌های نسوان شهر کابل به طور مشترک با پسران باز بود.

در ۱۴ سال حکومت حزب دموکراتیک خلق که در افغانستان مفهوم حقوق زنان با تفسیر نادرست صوری و ابزاری توسط حزب بازتاب یافت، بعد از وقوع کودتای ثور تساوی حقوق زنان و مردان مطرح گردید.

افغانستان در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق در بسیاری از کشورهای سوسیالیستی اقمار شوروی سابق، دانشجویان به شمول دختران را برای تحصیل می‌فرستاد. اما مخالفان حزب دموکراتیک خلق می‌گویند، برخورد حزب و نظام با زنان و مسایل مربوط به آنان در افغانستان نمادین بود. به باور این منتقدان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان یک حزب مردانه بود و در بسیاری موارد از زنان و مسایل مربوط به آن‌ها، استفاده سیاسی می‌کرد.

پس از ورود مجاهدین به کابل حضور زنان به سوژه اصلی در تعاملات اجتماعی-فرهنگی و مباحثات سیاسی بدل شد. در آغاز زنان با هراس و با احتیاط فعالیت‌های اجتماعی و کاری خود را با حجاب و چادرهای بزرگ برگزار می‌کردند. اما در میان مجاهدین کسانی نیز بودند که به شدت با کار و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی زنان مخالفت می‌کردند اما هرگز نتوانستند مانع حضور زنان در اجتماع شوند.

در دوران امارت طالبان مکتب رفتن، درس خواندن و کارکردن زنان در نهاد‌های دولتی و غیردولتی ممنوع شد و ظاهر شدن آنان در اجتماع به کار‌های بسیار ضروری چون مراجعه به داکتر آن هم در صورت مراعات حجاب طالبانی و در همراهی یک عضو مرد خانواده محدود شد. زنان به بهانه‌های سخیف آماج درّه و شلاق اداره «امر باالمعروف و نهی عن‌المنکر» قرار می‌گرفتند. طالبان هر نوع پوشش دیگر اسلامی را رد می‌کردند و چادری را یگانه پوشش قابل قبول برای زنان می‌دانستند. اما به مجرد سرنگونی طالبان میلیون‌ها زن به کار، فعالیت و آموزش در نهاد‌های دولتی، غیردولتی و تحصیلی آغاز کردند که این حضور توجه جامعه جهانی را به حقوق زن و برابری جنسیتی و تأسیس ده‌ها نهاد مدافع حقوق زنان، جلب کرد و دروازه‌های جدیدی را برای دختران و زنان محروم و به حاشیه کشیده شده افغانستان باز کرد.

بلند رفتن سطح آگاهی زنان در مقایسه با سال‌های گذشته یک جهش شگفتی‌برانگیز داشت. زنان روشن‌فکر و روشن‌گر در راستای مبارزه برای تغییر، به تنویر ذهنیت مردم و زدایش سنت‌های نادرست و باورهای خرافی فعال شدند و دادخواهی حقوق زنان را به گونه‌ی گسترده‌ی سامان دادند. ولی با وجود تمام دست‌آورد‌های دولت در راستای تحقق حقوق زنان، زنان افغان هنوز هم از نابرابری، بی‌عدالتی و تبعیض ساختاری در اجتماع و در نظام قضایی افغانستان آسیب می‌بینند. این در حالی است که نهاد‌های خدمات رفاهی نمی‌توانستند سراسر کشور را پوشش دهند، زنان در روستاها و مناطق دور افتاده هنوز هم از خدمات آموزشی، صحی، و فرهنگی بی‌بهره هستند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن