به جنگ پایان دهید!

نصف ولایت‌ها به اشغال طالبان درآمده است. صدها هزار خانواده از ولایت‌های تحت اشغال آواره شده‌اند. بسیاری از آواره‌گان به آذوقه و سرپناه دست‌رسی ندارند. آن‌ها با کمبود البسه و وسایل بهداشتی روبه‌رو هستند. خدمات صحی نیز برای آواره‌گان میسر نیست. به این ترتیب، وضعیت آواره‌گان جنگی در کشور بسیار وخیم است. آن‌چه در سیمای آواره‌گان دیده می‌شود، حکایت از یک وضعیت بد و رقت‌بار دارد که تحمل آن بر نوع آدمی دشوار است.

متأسفانه عطش جنگ در هر دو طرف تاکنون فروکش نکرده است. مقامات دولتی برای بقا و مقاومت رجزخوانی می‌کنند و افراد طالبان برای فتح و پیروزی. در این وسط، راه آشتی و صلح گم شده است. هیچ یکی از طرف‌ها به راهی که مردم افغانستان و دولت‌های جهان پیشنهاد می‌کنند، نمی‌روند. گویا آن‌چه مصلحت مردم افغانستان و دولت‌های جهان ایجاب می‌کند، برای دو طرف به پشیزی نمی‌ارزد.

پیامدهای دست‌کم سه‌ونیم ماه جنگ طالبان با دولت، برای مردم بسیار سنگین بوده است. در جریان این مدت، هزاران غیرنظامی کشته و یا زخمی شده‌اند. صدها‌ هزار خانواده نیز راه آواره‌گی را در پیش گرفته‌اند. خانه‌های مردم عام تخریب شده و دارایی آن‌ها بر باد رفته است. دهقان‌ها در بعضی از ولایت‌ها نتوانسته‌اند محصولات زراعتی خود را گردآوری کنند. دام‌داران نیز با سرنوشت مشابه گرفتار شده‌اند. آن‌چه در این مدت بر مردم افغانستان رفته است، به معنای دقیق کلمه یک فاجعه است.

جنگ راه‌حل قضیه افغانستان نیست. ادامه این جنگ می‌تواند پیامدهای انسانی بیش‌تری به همراه داشته باشد. از این‌رو، پافشاری دو طرف بر جنگ به نفع نیست. مردم از این جنگ خسته شده‌اند و پشتی‌بان ادامه آن نیستند.

دولت و طالبان باید درک کنند که محال است بتوانند به آرمان‌شهر خود از راه زور برسند. تجربه سال‌ها جنگ نشان داده است که دولت استوار بر زور عمر کوتاه دارد. نه دولت با توسل به زور به استقرار کامل می‌رسد و نه طالبان می‌توانند با میله تفنگ به اتوپیای خود برسند. پایان راه جنگ، بن‌بست است و انتخاب این راه یک کار عبث و بیهوده. بهترین راه‌حل، گفت‌وگو است.

دولت و طالبان باید به تلاش‌های جهانی برای صلح افغانستان به عنوان یک فرصت نگاه کنند. هم‌چنان هشدارهای جهانی را جدی بگیرند و از تقابل با مصلحت مردم افغانستان و دولت‌های جهان پرهیز کنند. فعلاً مصلحت داخلی و جهانی آن است که دولت و طالبان -هر دو- صلح را برگزینند و از ادامه کشتار و خون‌ریزی و ویرانی افغانستان دست بکشند.

دولت‌های جهان به دولت افغانستان و گروه طالبان هشدار صریح داده‌اند. آن‌ها گفته‌اند که دولت استوار بر زور را به رسمیت نخواهند شناخت. معنای این هشدار آن است که تلاش نکنید تا از راه زور قدرت را قبضه کنید و بنای دولت را بر زور بگذارید. برای جهان، رضایت مردم افغانستان شرط است. در غیر این صورت، افغانستان به انزوا خواهد رفت. این انزوا به نفع نیست. علاوه بر این‌که دولت منزوی عمر طولانی نیز نخواهد داشت.

مردم افغانستان مثل هر مردم دیگر، سزاوار زنده‌گی بهتر هستند. این حق را از آن‌ها نگیرید. اجازه دهید که مردم افغانستان در سایه صلح زنده‌گی کنند، حق آموزش و اشتغال و انتخاب داشته باشند، مثل انسان‌های آزاده دیگر فکر کنند و حرف بزنند و خیال‌پردازی کنند. این‌ها طبیعی‌ترین حقوق هر انسان است و باید به آن حرمت گذاشت.

در جنگ همه فرصت‌های رشد و تعالی از مردم افغانستان گرفته شده است. ادامه جنگ، فرصت‌های بیش‌تری را از آن‌ها خواهد گرفت. هم‌چنان درد و الم آن‌ها را چند برابر خواهد کرد. مردم افغانستان واقعاً تحمل آواره‌گی «چند باره» را ندارند. آن‌ها را به اردوگاه‌های مرگ و آواره‌گی نفرستید. بگذارید زنده‌گی کنند؛ زیرا زنده‌گی حق طبیعی هر انسان است.

دولت و طالبان دو واقعیت جامعه افغانستان هستند که امکان حذف یکی و بقای دیگری نیست. دو طرف باید به واقعیت وجودی یک‌دیگر اعتراف کنند. درست است که منافع و مطلوب‌های دولت و طالبان متعارض است؛ اما امکان سازش بین آن موجود است. بنیاد این سازش باید مصالح عمومی و منافع علیای کشور باشد. این بزرگ‌ترین وجه مشترک بین دولت و طالبان است؛ به شرط آن‌که مصالح عمومی و منافع علیای کشور برای دو طرف مهم باشد. در غیر این صورت، مسوولیت پیامدهای جنگ برعهده طرفی خواهد بود که وقعی به مصالح عمومی و منافع علیای کشور قایل نیست.

دکمه بازگشت به بالا