‌پایان دادن به میراثی شدن فرصت‌ها؛ الزامی برای دست‌یابی به سرنوشت مناسب

دکتر عبدالقهار سروری، رییس دانشگاه البیرونی

میراثی شدن سیاست و قدرت و ترجیح‌دهی هویت و ویژه‌گی‌های تباری-طبیعی بر هویت و ویژه‌گی‌های حرفه‌ای-اکتسابی در راستای فرصت‌یابی و قرار گرفتن در جایگاه‌های مهم کاری؛ یا به عبارت دیگر، قرار گرفتن در جایگاه‌های مهم سیاسی-تصمیم‌گیری با رویکرد رایگان‌ستانی و بر مبنای وابستگی به چهره‌ها، پروژه‌ها و خانواده‌های مشخص به جای برخوردار بودن از ظرافت‌ها، ظرفیت‌ها و مهارت‌های مشخص حرفه‌ای و شخصیتی مبتنی بر تلاش و توان‌مندی شخصی، یک باور و رویکرد نادرست، غیرعادلانه و ویران‌گر و یکی از دلایل اصلی بدتر شدن اوضاع در افغانستان محسوب می‌شود، که باید در پی پایان دادن به آن بود. تمام مردم، به ویژه نسل جوان، باسواد و متکی بر ظرفیت، توانایی و تلاش‌های شخصی و شخصیتی خود، باید برای متوقف شدن و از میان برداشتن این باور و رویکرد غیرعادلانه و مبتنی بر ماهیت رایگان‌ستانی و ظالمانه به گونه‌ی متّحدانه و به موقع اقدام کنند، تا هم خودشان و هم مردم و سرزمین‌شان را از گرو فرزندان، وابسته‌ها و مهره‌های خوش‌لباسِ باامکانات، اما بی‌ظرفیت چهره‌ها، رهبران، پروژه‌ها و خانواده‌های مکار، زیاده‌خواه و استفاده‌جو نجات دهند.

مردم افغانستان، به ویژه جوانان و افراد باسواد و متکی بر تلاش، توانایی و ظرفیت‌های فردی و شخصیتی، در قبال سرنوشت خودشان و کشورشان دو گزینه‌ در اختیار دارند؛ اول این‌که با یک انسجام، ایستاده‌گی و تلاش به موقع و مشخص در مقابل میراثی شدن و انحصاری شدن سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری در کشور و نه گفتن به رایگان‌ستانی و میراثی‌سازی سیاست، قدرت و رسیدن به جایگاه‌ها و مراجع مهم تصمیم‌گیری بر مبنای رابطه‌های تباری و خانواده‌گی، خود و وطن خود را از گرو عده‌ای از خانواده‌ها، پروژه‌ها و چهره‌های حق‌ناشناس و مکار و فرزندان و وابسته‌گان‌شان، که نه تنها کار مهمی برای افغانستان و مردم افغانستان انجام نداده‌اند تا کشور و مردم مدیون آن‌ها باشند، بلکه رفتارهای نادرست و مبتنی بر ناتوانی‌ها و عدم تعهد شخصی و شخصیتی آن‌ها باعث شد تا افغانستان و مردم این کشور فرصت‌های مهم و سرنوشت‌ساز زیادی را از دست داده و با چالش‌ها و مشکلات جدی دست‌وپنجه نرم کنند، بیرون نموده و خود بر سرنوشت خود و کشور خود حاکم شده و به گونه‌ی عادلانه و مساویانه از تمام فرصت‌ها، امتیازات و ثروت مادی و معنایی موجود در کشور استفاده نمایند. باید به میراثی شدن فرصت‌ها توسط فرزندان و بسته‌گان چهره‌ها و خانواده‌های زیاده‌خواه، دلالان سیاسی و قومی و هم‌چنان استفاده‌جویان لفاّظ و مکار انجویی و پروژه‌ای، که همه جا حضور دارند و بر هر قالب گِل و خمیراند، بر مبنای ظرفیت، درایت و شایسته‌گی‌های شخصی و شخصیتی خود استفاده کرده و ضمن برخوردار بودن از یک هویت، ماهیت و جایگاه مستقل و ارزش‌مند، برای خود، مردم و وطن خودشان مفید باشند. گزینه‌ای که هدف و حق انسان‌ها و مردمان آزاد، ارزش‌مدار و دارای هویت و ماهیت ارزش‌مند متکی بر تلاش، تعهد، ظرفیت و هدف‌مندی می‌باشد.

گزینه‌ی دوم این است که مردم افغانستان، به ویژه نسل جوان و باسواد بدون استفاده از توان و ظرفیت فردی و شخصیتی خود و بدون توجه به حق و جایگاه واقعی خود، دنبال آجنداهای، باورها و برنامه‌های نامناسب، غیرمفید و ناموجه‌ی قومی، سمتی و گروهی رفته و یا هم فریب چهره‌ها و حلقات حریص، استفاده‌جو و مکار و نیرنگ و اغواگری‌های پروژه‌ای چهره‌ها و باندهای گمراه‌کننده و استفاده‌جو را بخورند و به جای تلاش و تکاپو جهت قرار گرفتن در جایگاه و موقعیتی که درخور شأن آن‌ها بوده و یا هم به جای ایستادن روی پاهای خود و دیدن دنیا با چشمان ظاهر و باطن خود و استفاده از توان و ظرفیت خود برای مفید بودن به خود و وطن خود، توجیه‌گر جایگاه و موقف بی‌مورد، مبتنی بر باور رایگان‌ستانی و میراثی و غیرواقعی و غیرعادلانه‌ی چهره‌ها، خانواده و افراد حریص، معامله‌گر، بی‌ظرفیت، پروژه‌ای و استفاده‌جو و فرزندان و بسته‌گان خوش‌لباس، با امکانات، اما بی‌ظرفیت و غیرمستحق‌شان شده و همواره به حیث نوکر و وابسته‌ی آن‌ها، بخش اندکی از حق و امتیازات واقعی خود را، که توسط آن‌ها ربوده شده است، با تملق، دنباله‌روی و توجیه‌گری‌های نامناسب، از آن‌ها بخواهند و گدایی کنند؛ گزینه و سرنوشتی که در شأن انسان‌های ارزشمند و دارای هویت و ماهیت مستقل و مفید نمی‌باشد.

در صورت انتخاب گزینه‌ی دوم و نهادینه شدن میراثی بودن سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری در افغانستان، نسل جوان و باسواد و انسان‌های تحصیل‌کرده و با ظرفیت این سرزمین همیشه وابسته و محتاج خواهند بود و همیشه، حتا در صورت برخوردار بودن از بالاترین سطح ظرفیت، تعهد و توانایی مسلکی و شخصیتی و به دست داشتن مدارک واقعی تحصیلی تا سطح دکترا از مهم‌ترین دانشگاه‌های جهان، باز هم محتاج فرزندان بی‌ظرفیت چهره‌های مکار، حریص و استفاده‌جو خواهند بود و با وجود برخوردار بودن از سطح ظرفیت و تحصیل بالا و معیاری، توقع چهره‌های حریص و استفاده‌جو و فرزندان‌شان این خواهد بود که همواره مدّاح، دنباله‌رو و وابسته‌ی خودشان و فرزندان‌شان بوده و همیشه عزت، جایگاه و سرنوشت را فقط از در و دربار آن‌ها جست‌وجو کنند؛ آن هم با ذلت و سرخمی، چیزی که در شأن انسان‌های آزاده، ارزشمند، با ظرفیت و با هدف نیست. چهره‌ها و گروه‌هایی که با استفاده از زحمات، حمایت‌ها و جان‌فشانی‌های مردم و استفاده از نام، آدرس و تلاش‌های قوم و مردم خود صاحب هویت، جایگاه و بسترهای سیاسی و کاری شدند، اما فرزندان و وابسته‌گانی بی‌ظرفیت و کم‌ظرفیت خود را به تمام چهره‌ها و ظرفیت‌های دارای توان، تعهد و مهارت‌های حرفه‌ای و کاری متعلق به مردم خود ترجیح داده و تمام فرصت‌ها و جایگاه‌های مهم کاری را در اختیار فرزندان و وابسته‌گان خود قرار داده و می‌دهند. آن‌ها با مکر و فریب و طرح و تطبیق باور و رویکرد زشت و ظالمانه‌ی میراثی‌سازی و انحصار سیاست و فرصت‌های مهم کاری در کشور، قوم و مردم خود را یک‌جا با چهره‌های باسواد و باظرفیت گروگان گرفته و همه را مجبور می‌سازند تا همواره نسل به نسل و یکی پی دیگر وابسته، محتاج و تحت امر آن‌ها و فرزندان و وابسته‌گان آن‌ها باشند؛ سرنوشتی‌که ذلّت‌بار، مایه‌ی ننگ و دور از شأن مردمان و انسان‌های ارزش‌مند و با ظرفیت تلقی می‌شود.

البته، فقط با یک تصمیم دقیق و واقعی و نه گفتن به وابسته‌گی‌های بی‌مورد و ذلّت‌بار و نه گفتن به میراثی شدن سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری در کشور، تمام مردم، به ویژه نسل باسواد و چیزفهم می‌توانند خود را صاحب سرنوشت با عزت و ارزشمند ساخته و در تصمیم‌گیری‌های مهم ملی شریک باشند و برای خود، مردم و فرزندان خود سیستم، محیط، سرنوشت و فضای مناسب، آبرومندانه و مبتنی بر عدالت و یک‌دیگرپذیری را فراهم نموده و به میراث بگذارند. بدون شک، شرایط کنونی یک حالت سرنوشت‌ساز و مهمی است که در صورت اعتنا و توجه به اهمیت موضوع و در صورت انسجام و حرکت دقیق و هدف‌مندانه و نه گفتن به میراثی‌سازی و انحصار سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری در کشور، مردم می‌توانند ماهیت سرنوشت و حال و آینده‌ی خود و فرزندان خود را، به کمک خداوند، تغییر دهند و هم خودشان و هم فرزندان‌شان صاحب سرنوشت ارزشمند، مفید و مستقل شده و در سرنوشت خود و کشورشان بر مبنای توانایی‌ها و ظرفیت‌های فردی و کاری‌شان سهیم شوند؛ در غیر آن هم خودشان در گرو چهره‌های حریص و استفاده‌جو و فرزندان ناتوان آن‌ها قرار خواهند داشت و هم پیش از پیش با توجیه‌گری‌های بی‌مورد رایگان‌ستانی و میراثی‌سازی سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری توسط دلالان و معامله‌گران، سرنوشت فرزندان و نسل‌های  بعدی خود را نیز در گرو خانواده‌ها و شبکه‌های میراثی و رایگان‌ستان قرار داده و زمینه‌های بزرگ شدن، پویایی و نوآوری را از آن‌ها نیز سلب خواهند کرد.

پس، بهتر است با نه گفتن به وابسته‌گی‌های ناموجه و بی‌مورد و مخالفت با میراثی‌سازی و انحصار سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری در کشور، هم خودشان صاحب یک جایگاه و سرنوشت خوب و آبرومندانه‌ی کاری شوند و هم برای نسل‌های بعدی و فرزندان خود بستر و زمینه‌های پویایی، بالنده‌گی، بزرگ شدن و ایستاد شدن روی پاهای خود و دست‌یابی به جایگاه‌های مهم کاری را فراهم کنند. بدون شک، در شرایط کنونی وقت آن فراهم شده است تا با ایجاد یک خط افقی مبتنی بر ظرفیت، تعهد و توانایی‌های کاری در بستر سیاست و فرصت‌های تصمیم‌گیری در کشور و همچنان در چارچوب قدرت و سیستم کاری کشور، میان چهره‌ها، جایگاه‌های مهم کاری و تصمیم‌گیری و فرزندان چهره‌های حریص و بی‌پروا به ظرفیت‌های مردم، مهره‌های مکار پروژه‌ای و همچنان رهبران و اموربدستان یک فاصله‌ی مهم را ایجاد نمایند تا پر شدن این خط و فاصله توسط جوانان و چهره‌های با ظرفیت، متخصص و متعهد فراهم گردیده و با در هم شکستن زنجیره و سلسله‌ی میراثی‌سازی و انحصار سیاست و قدرت، فرزندان رهبران سیاسی و قومی، مهره‌های پروژه‌ای، دلالان و چهره‌های حریص و رایگان‌ستان و بی‌اعتنا به ظرفیت‌های همه‌گانی را در جای خود قرار داده و زمینه را برای چهره‌ها و ظرفیت‌های واقعی و متکی بر تلاش، توان و مهارت‌های شخصیتی و تخصصی و مجهز با دانش و مهارت‌های مدرن و مبتنی بر نیازمندی‌های زمان فراهم نمایند تا طرح و زنجیره‌ی نادرست و غیرمفید میراثی‌سازی سیاست، قدرت و فرصت‌های کاری و تصمیم‌گیری در کشور از هم پاشیده و زمینه‌ها برای تحقق شایسته‌سالاری، تلاش و امتیازیابی مبتنی بر ظرفیت و توانایی‌های کاری، شخصیتی و حرفه‌ای فراهم شود و سرنوشت مردم و وطن در یک مسیر درست، عادلانه و آبرومندانه قرار گیرد. البته، فرزندان و وابسته‌گان رهبران، چهره‌های سیاسی و قومی و دیگران همه می‌توانند در صورت برخوردار بودن از ظرفیت و توانایی‌های مناسب کاری، بر مبنای ویژه‌گی‌های شخصیتی، درست مثل همه و بر مبنای یک میکانیزم عادلانه، به جاهای مهم کاری برسند؛ مثلی که بعضی از چهره‌های معدود با ظرفیت وابسته به رهبران و خانواده‌های سیاسی کشور، که از ظرفیت، توانایی و تعهد لازم برخوردار اند، توانستند تا حدی در کارهایشان موفق بوده و جایگاه خود را تثبیت کنند. یعنی، در صورت واجد شرایط بودن، همه حق دارند به گونه‌ی مساویانه و عادلانه از فرصت‌های مهم سیاسی-کاری استفاده کنند.

چون، با رویکرد و باور نامناسب و نادرست میراثی‌سازی و انحصار سیاست، قدرت و فرصت‌های مهم کاری و اموربدستی چهره‌های مکار و دلالان بی‌انصاف و فرزندان‌شان و عدم اعتنا به ظرفیت، جایگاه و حقوق واقعی چهره‌ها و افراد باظرفیت، متخصص و متعهد غیر وابسته به چهره‌ها و خانواده‌های زیاده‌خواه و معامله‌گر، مردم و وطن هرگز صاحب یک سرنوشت مناسب، ارزشمند و مطمین نخواهند شد؛ شرایط کنونی کشور و سرنوشت اسف‌بار کنونی مردم بیانگر این موضوع می‌باشد. چون،‌‌ در سال‌های گذشته، سال‌هایی که افغانستان در محراق توجه جامعه جهانی قرار داشت و امکانات زیادی به افغانستان سرازیر شد، همین چهره و افراد حریص، زیاده‌خواه و معامله‌گر، یا فرزندان و وابسته‌گان‌شان و در یک حدی هم عده‌ای از مهره‌های انجویی و پروژه‌ای همه کاره در عرصه‌ها و بخش‌های متفاوت بودند و به جای خدمت به مردم و تحقق اهداف و آرزوهای ملی مردم، در پی دست‌یابی به اهداف و منافع شخصی، خانواده‌گی و گروهی خود شدند و افغانستان و مردم این کشور را با یک وضعیت و سرنوشت اسف‌بار و نامطمین مواجه ساختند؛ سرنوشتی که در شأن افغانستان و مردم این کشور نیست. بدون شک، فرزندان و بسته‌گان رهبران، چهره‌ها و دلالان سیاسی، قومی، پروژه‌ای در کشور نسبت به خودشان ناتوان‌تر اند و در صورت قرار گرفتن در مکان‌ها و مراجع تصمیم‌گیری، اوضاع کشور و سرنوشت مردم را از شرایط نامناسب کنونی بدتر خواهند ساخت.

پس، بر همه لازم است تا به خاطر خود، مردم و کشور خود، در مقابل میراثی‌سازی و انحصار سیاست، فرصت‌های مهم کاری و قدرت در کشور ایستاده‌گی کرده و فرصت‌های مهم و سرنوشت‌ساز سیاسی و کاری را از گرو چهره‌های بی‌ظرفیت و نامتعهد و فرزندان و وابسته‌گان ناتوان‌شان و هم‌چنان از گرو مهره‌های مکار و بی‌ظرفیت پروژه‌ای که گل بی‌ماهیت هر سبد فتنه‌گری و استفاده‌جویی‌اند، خارج ساخته و به چهره‌ها و ظرفیت‌های مستحق، متخصص و متعهد بسپارند و به میراثی‌سازی سیاست، قدرت و سرنوشت مردم و کشور، که زشت‌ترین و ناعادلانه‌ترین باور و رویکرد ممکن در قبال سرنوشت مردم و وطن تلقی می‌شود، پایان بخشیده و همه را به حق و جایگاه واقعی‌شان برسانند، تا یک جامعه‌ی با ظرفیت، مسوول، پویا و مفید شکل گرفته و وطن و مردم صاحب یک سرنوشت ارزشمند، مصون و مطمین شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن